- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
جایی که دشمن تحلیلش غلط است، نه فقط هدفش
آنچه این روزها از میدان یمن دیده میشود، صرفاً چند عملیات موشکی یا پهپادی نیست؛ بلکه نمایانگر یک تغییر راهبردی در روش مقاومت است. دشمن گمان میکند با زدن یک مقر، ترور یک فرمانده، یا بمباران یک نقطه، میتواند جلوی قدرت انصارالله را بگیرد؛ اما اصلِ مشکلش «اشتباه فاحش در تحلیل میدان» است. دلیلش ساده است: یمن با مدل سنتی قابل شناسایی نیست.
فرماندهی انصارالله پراکنده، اما هماهنگ است. ساختار عملیاتی آن طوری طراحی شده که اگر جایی آسیب ببیند، بلافاصله جایگزین دیگری وارد چرخه اقدام میشود. یعنی دشمن هیچوقت با یک نقطه ثابت مواجه نیست، با یک شبکه متحرک و هوشمند مواجه است.
از طرف دیگر، یمن وارد مرحلهای شده که خودش نقشه ضربه به دشمن را میچیند نه اینکه فقط واکنش نشان بدهد. زدن پایگاههای حساس دشمن از چند نقطه، بهطور همزمان یعنی «اشباع میدان دشمن»؛ یعنی دشمن نمیداند کجا را باید اول دفاع کند. این کار باعث فرسایش سیستم دفاعی میشود.
در هوا و دریا همزمان کار کردن، یعنی افزایش فشار از چند جبهه. این سبک عملیات باعث شده رژیم صهیونیستی و آمریکا وارد یک وضعیت سردرگمی شوند. اکنون آنها یمن را میبینند، اما نمیفهمندش؛ و دقیقاً همین نقطهکوری است که دارد برایشان پرهزینه میشود.