- بسیج فرهنگ ناب و کامل از ثمرات انقلاب اسلامی
- لفاظیهای تفرقهافکنانه عناصر همسو امریکایی- سعودی در لبنان
- از تثبیت پیروزی و رد مذاکره تا تقویت بسیج و وحدت ملی
- نظم اروپا به بهای قربانی کردن اوکراین
- رمزگشایی از 2 شوک بزرگ به ترامپیستها
- ترور های رژیم صهیونیستی درلبنان وغزه
- یک پروژه توسعهای یا تغییر جمعیتی؟
- سوختن کرانه باختری در سایه سکوت عربی و جنایت صهیونی
- افسانه ایجاد «خاورمیانه جدید» و قمار تشکیل «اسرائیل بزرگ»
- بازی استراتژیک چین در قفقاز جنوبی
- نگاهی بر انتخابات پارلمانی عراق با تأکید بر شکست پروژه های دشمن
- واکاوی پیامهای اعتراف تاریخی ترامپ در مورد جنگ 12 روزه
- تلاش آمریکا برای بازسازی قدرت نرم از مسیر آسیای مرکزی
- از تحریم ناکام تا بازآرایی قدرت شیعیان در انتخابات پارلمانی عراق
چرا دولت های عرب در برابر اسرائیل منفعل هستند؟
«رژیمهای عربی منطقه عمدتا مردمسالار نیستند. اساسا به همین دلیل هم است که میبینیم در مسالهای مهم نظیر غزه، میان مواضع ملتهای عرب و رژیمهای عربی، شکافهای جدی وجود دارد. در واقع، افکار عمومی عربی به شدت حامی مقاومت و ملت فلسطین هستند، اما دولتهای آنها لزوما چنین نیستند. اگر از این زاویه به ماجرا بنگریم، مشخص میشود که چرا رژیمهای عربی در برابر اسرائیل منفعل هستند.»
طنینسنتر؛ مدت زمان زیادی از برگزاری نشست اضطراری کشورهای عربی و اسلامی در دوحه قطر نمیگذرد. رویدادی که در پی حمله اخیر رژیم اشغالگر قدس به شهر دوحه و هدف قرار دادن ساختمان محل حضور رهبران جنبش حماس برگزار شد. با این حال، نکته قابل تامل این است که علی رغم تمامی لفاظیهای رژیمهای عربی در روزهای پس از حمله اسرائیل به دوحه، این دسته از دولت ها، دست به هیچ اقدام عملی علیه اشغالگران اسرائیلی نزدند و صرفا واکنش خود را محدود به ابراز محکومیتهای بیفایده دیپلماتیک کردند. این در حالی است که ایران، عراق، پاکستان و مصر، خواستار واکنش قاطعتر به اسرائیل و تجاوزات آن بودند.
با این همه، آنچه در نشست دوحه شاهد بودیم بار دیگر یک سوال مهم را در ذهن بسیاری از افراد برجسته کرده و آن هم این است که پشت پرده انفعال رژیمهای عربی در برابر اشغالگران اسرائیلی چیست؟ توجه به ۴ مولفه در پاسخ به این پرسش ضروری است.
اول اینکه رژیمهای عربی منطقه به شدت نسبت به مناسبات خود با آمریکا حساس هستند. آنها سالهاست دکترین امنیتی و سیاسی و اقتصادی خود را بر پایه این مفروض قرار دادهاند که واشینگتن، حامی اصلی و راهبردی آنها است و باید به آن تکیه داشته باشند.
حال در این شرایط، رژیمهای عربی اساسا رو در رویی با اشغالگران اسرائیلی را در راستای منافع خود نمیبینند، زیرا این مساله را به مثابه موضوعی ارزیابی میکنند که میتواند به روابط آنها با آمریکا ضربه بزند و ایجادکننده مشکلات به مراتب بیشتری برای آنها باشد. حتی به نظر میرسد اکنون که با حمله به دوحه سُستی تصور آنها در تکیه کردن به آمریکا آشکار شده، باز هم نشانهای عملی و عمیق از تلاش برای تغییر رویکرد در رژیمهای عربی قابل مشاهده نیست.
نکته دوم اینکه رژیمهای عربی منطقه عمدتا مردمسالار نیستند. اساسا به همین دلیل هم است که میبینیم در مسالهای مهم نظیر غزه، میان مواضع ملتهای عرب و رژیمهای عربی، شکافهای جدی وجود دارد. در واقع، افکار عمومی عربی به شدت حامی مقاومت و ملت فلسطین هستند، اما دولتهای آنها لزوما چنین نیستند. اگر از این زاویه نیز به ماجرا بنگریم، مشخص میشود که چرا رژیمهای عربی در برابر اسرائیل منفعل هستند. در حقیقت، آنها بقای خود را اولویت میبخشند و هر آرمان دیگری را در اولویت به مراتب دورتر از این مساله تعریف میکنند.
مساله سوم اینکه رژیمهای عربی خود را از نظر نظامی و امنیتی ضعیف تصور میکنند و تقابل با زیادهخواهیهای اسرائیل و آمریکا را به نوعی ورود به یک بازی شکستخورده ارزیابی میکنند. البته که عدم تکیه رژیمهای عربی منطقه به افکار عمومی خود نیز مزید بر علت میشود که آنها در برابر اشغالگران اسرائیلی و البته دولت آمریکا، احساس ضعف بیشتر کنند؛ و در نهایت مساله چهارم اینکه برخی از رژیمهای عربی در پشتپرده، از برخی رویههای رژیم اشغالگر قدس و دولت آمریکا سود میبرند. متاسفانه آنها راهی جز این نمیبینند که این روحیه را از افکار عمومی خود پنهان کنند و اساسا به همین دلیل است که میبینیم میان مواضع اعلامی و اِعمالی این دسته از دولت ها، فاصله قابلتوجهی جود دارد. این موضوع نیز میتواند به خوبی توضیح دهد که چرا رژیمهای عربی منطقه در برابر اشغالگران اسرائیلی، ضعیف عمل میکنند.