- بسیج فرهنگ ناب و کامل از ثمرات انقلاب اسلامی
- لفاظیهای تفرقهافکنانه عناصر همسو امریکایی- سعودی در لبنان
- از تثبیت پیروزی و رد مذاکره تا تقویت بسیج و وحدت ملی
- نظم اروپا به بهای قربانی کردن اوکراین
- رمزگشایی از 2 شوک بزرگ به ترامپیستها
- ترور های رژیم صهیونیستی درلبنان وغزه
- یک پروژه توسعهای یا تغییر جمعیتی؟
- سوختن کرانه باختری در سایه سکوت عربی و جنایت صهیونی
- افسانه ایجاد «خاورمیانه جدید» و قمار تشکیل «اسرائیل بزرگ»
- بازی استراتژیک چین در قفقاز جنوبی
- نگاهی بر انتخابات پارلمانی عراق با تأکید بر شکست پروژه های دشمن
- واکاوی پیامهای اعتراف تاریخی ترامپ در مورد جنگ 12 روزه
- تلاش آمریکا برای بازسازی قدرت نرم از مسیر آسیای مرکزی
- از تحریم ناکام تا بازآرایی قدرت شیعیان در انتخابات پارلمانی عراق
«عادی سازی» وارد مرحله اوراسیایی شد
پیوستن قزاقستان به توافقات سازش بیش از آنکه نشانه همراهی ایدئولوژیک با رژیم صهیونیستی باشد، اقدامی عملگرایانه برای پیشبرد منافع ملی در محیط رقابتی و در حال تحول است که هدف آن تنوعبخشی به روابط خارجی، افزایش فرصتهای اقتصادی و حفظ استقلال راهبردی در نظم نوین جهانی است. تداوم این روند منوط به توانایی آستانه در حفظ تعادل میان منافع اقتصادی، فشارهای بینالمللی و واکنشهای اجتماعی و سیاسی داخلی است. اگر قزاقستان بتواند این توازن را مدیریت کند، این تصمیم در کوتاهمدت میتواند برای آن سودآور باشد، اما پیامدهای هویتی و منطقهای آن در بلندمدت میتواند چالشبرانگیز شود.
دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا که از انزوای رو به گسترش رژیم صهیونیستی در فضای منطقهای و بینالمللی نگران است، بار دیگر تلاش برای عادیسازی روابط کشورهای اسلامی با این رژیم را در اولویت قرار داده تا بتواند پروژه نیمه تمام خود در نخستین دوره ریاست جمهوری خود را تکمیل کند.
از اینرو، ترامپ پنجشنبهشب در ضیافت شام کاخ سفید با رهبران آسیای مرکزی اعلام کرد که قزاقستان موافقت خود را برای پیوستن به توافقات «ابراهیم» اعلام کرده است. این نشست که دومین اجلاس آمریکا و آسیای مرکزی پس از سال ۲۰۲۳ محسوب میشود با تأکید بر اهمیت توافقات ابراهیم برای خاورمیانه و سایر مناطق برگزار شد.
ترامپ گفت: «بسیار خوشحالم که اعلام کنم قزاقستان کشوری بزرگ با رهبری قدرتمند رسماً به توافقات ابراهیم پیوست». ترامپ در حساب کاربری «تروثسوشال» نوشت که با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم صهییونیستی و قاسم جومارت توقایف، رئیسجمهور قزاقستان در این باره گفتوگو کرده و مراسم رسمی امضای این توافق به زودی برگزار خواهد شد.
ترامپ گفت که این «گامی مهم رو به جلو» برای برقراری ارتباطات گستردهتر در جهان است و کشورهای بیشتری برای پذیرش صلح و رفاه از طریق توافق ابراهیم صف کشیدهاند. مقامات آمریکایی نیز میگویند پیوستن قزاقستان به روند سازش، نخستین گام برای ترمیم جایگاه رژیم صهیونیستی در جهان اسلام بوده و پیوستن کشورهای مسلمان بیشتر به این توافق میتواند مشروعیت بینالمللی این رژیم را تقویت کند.
لازم به ذکر است که در سال ۲۰۲۰ با فشار دولت ترامپ، چهار کشور امارات، بحرین در چارچوب توافق «ابراهیم» اسرائیل را به رسمیت شناختند و این توافق، زمینهساز روابط تجاری، امنیتی و فرهنگی گسترده میان این کشورها با تلآویو شد. در ادامه مراکش و سودان نیز به آن پیوستند ولی به دلیل تغییر دولت در کاخ سفید و پس از آن شروع جنگ غزه، روند عادی سازی متوقف شد ولی اکنون با بازگشت ترامپ این پروژه بار دیگر به جریان افتاده است.
دلایل قزاقستان برای پیوستن به روند سازش
هر چند قزاقستان از سالها پیش روابط دیپلماتیک خود با رژیم صهیونیستی را برقرار کرده بود، اما پرسش محوری در این مرحله این است که چه عوامل داخلی و منطقهای، قزاقستان را به اتخاذ چنین تصمیمی سوق داده است؟
قزاقستان که در نقطه تلاقی ژئوپلیتیکی بین شرق و غرب قرار دارد، همواره سیاست خارجی خود را بر پایه موازنه میان روسیه، غرب و جهان اسلام تنظیم کرده است. از اینرو، پیوستن به توافق سازش نه یک چرخش ناگهانی سیاسی بلکه اقدامی حساب شده برای گسترش ظرفیتهای دیپلماتیک و تأمین منافع بلندمدت ملی به شمار میرود.
این کشور از یکسو به عضویت ساختارهای امنیتی اوراسیا از جمله سازمان همکاری شانگهای متعهد است و از سوی دیگر، تلاش میکند مسیرهای همکاری اقتصادی خود با غرب را گسترش دهد. چنین موقعیتی باعث شده که این کشور بیشتر به عنوان یک بازیگر پیونددهنده میان بلوکهای قدرت تلقی شود.
یکی از انگیزههای اصلی این تصمیم، تلاش قزاقستان برای افزایش نقش و جایگاه خود در عرصه دیپلماسی جهانی است. پیوستن به توافق ابراهیم این امکان را فراهم میکند که آستانه در همکاریهای گستردهتر خاورمیانه و غرب حضور فعالتری داشته باشد. این اقدام به قزاقستان کمک میکند تا نه تنها به عنوان میانجی بیطرف شناخته شود بلکه خود را به عنوان بازیگری نشان دهد که به ابتکارات مرتبط با ثبات و همکاری بینالمللی نیز معنا و جهت میبخشد.
از منظر ژئواکونومیک نیز قزاقستان نقشی کلیدی در شبکه انرژی و گذرگاههای ترانزیتی آسیای مرکزی دارد که آنرا به یکی از مسیرهای بالقوه انتقال انرژی به اروپا و شرق آسیا تبدیل کرده است. بنابراین، پیوستن به توافق ابراهیم را میتوان تلاشی در جهت تقویت ظرفیتهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی کشور ارزیابی کرد. از اینرو، برای دولت توقایف، این توافق تنها یک اقدام نمادین نیست بلکه به منزله ابزاری برای افزایش وزن بینالمللی، کسب دسترسی به سرمایهگذاریهای جدید و تعمیق روابط با واشینگتن در شرایط تشدید رقابت قدرتهای بزرگ تلقی میشود.
ابعاد اقتصادی نیز نقش تعیینکنندهای در این تصمیمگیری دارد. پس از جنگ اوکراین، بازار انرژی جهانی با تغییرات مهمی روبهرو شد و کشورهای اروپایی در تلاشند وابستگی خود به منابع روسیه را کاهش دهند. این وضعیت برای قزاقستان فرصتی ایجاد کرده تا نقش خود را در صادرات انرژی و مسیرهای حملونقل تقویت کند. در این میان، همکاری با اسرائیل و کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس میتواند زمینه جذب سرمایه، انتقال فناوری و توسعه زیرساختها را فراهم سازد. به این ترتیب، توافق سازش به عنوان ابزاری برای گسترش شرکای اقتصادی و کاهش وابستگی بیش از حد به یک یا دو قدرت بزرگ است.
قزاقستان امیدوار است که این رویکرد زمینه ورود سرمایههای آمریکایی و همچنین حمایت مالی کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس را فراهم سازد، سرمایهگذاریهایی که میتوانند بر پروژههای زیرساختی، انرژی و حملونقل اثرگذار باشند. همان سناریویی که برای سودان نیز اتفاق افتاد و این کشور پس از امضای توافق ابراهیم در ژانویه ۲۰۲۱ توانست وامی به ارزش ۱.۵ میلیارد دلار از آمریکا دریافت کند و نامش نیز از فهرست کشورهای حامی تروریسم حذف شد.
از این منظر، ورود قزاقستان به اردوگاه عادیسازی نیز به عنوان ابزاری برای کاهش وابستگی ساختاری اقتصادی به روسیه و چین نیز تلقی میشود. به بیان دیگر، تصمیم آستانه بخشی از سیاست «تنوعبخشی به شرکای اقتصادی» است، راهبردی که هدف آن ایجاد فضای مانور بیشتر در برابر رقابت قدرتهای بزرگ و تثبیت موقعیت مستقل این کشور در معماری اقتصادی منطقهای است.
اهداف واشینگتن از کشاندن قزاقستان به مدار سازش
از آنجا که ترامپ سعی دارد کشورهای اسلامی را به مسیر عادیسازی روابط سوق دهد، روشن است که در پس این روند، اهداف سیاسی و امنیتی مشخصی را دنبال میکند. آسیای مرکزی مدتهاست که به صحنه رقابت قدرتهای بزرگ و بازیگران منطقهای تبدیل شده است و آمریکا تلاش میکند با تقویت روابط خود با کشورهای این حوزه، دامنه نفوذ روسیه و چین را محدود کرده و الگوهای تازهای از همکاری امنیتی ایجاد کند. از این منظر، پیوستن قزاقستان به توافق ابراهیم صرفاً یک اقدام دوجانبه میان آستانه و تلآویو نیست بلکه باید آنرا در چارچوب رقابت ژئوپلیتیکی گستردهتری که در منطقه جریان دارد، ارزیابی کرد.
از سوی دیگر، پیوستن کشورهای مسلمان بیشتر به این روند میتواند به افزایش مشروعیت بینالمللی اسرائیل کمک کند و بخشی از انزوای سیاسی ناشی از جنگ غزه و فشار افکارعمومی را کاهش دهد. همانگونه که یک مقام آمریکایی گفته، «پیوستن قزاقستان به توافق ابراهیم نشان میدهد که این باشگاهی است که کشورهای بیشتری تمایل به حضور در آن دارند و از آن به عنوان گامی در راستای عبور از مرحله جنگ غزه و حرکت به سوی همکاری و ثبات بیشتر یاد میشود». با این حال، تجربه توافقات پیشین نشان داده که صلح مورد نظر واشینگتن عمدتاً صلحی مبتنی بر موازنه قدرت و تضمین امنیت اسرائیل است نه صلحی که به حل ریشهای منازعه فلسطین منجر شود.
در نهایت، پیوستن قزاقستان به توافقات سازش بیش از آنکه نشانه همراهی ایدئولوژیک با رژیم صهیونیستی باشد، اقدامی عملگرایانه برای پیشبرد منافع ملی در محیط رقابتی و در حال تحول است که هدف آن تنوعبخشی به روابط خارجی، افزایش فرصتهای اقتصادی و حفظ استقلال راهبردی در نظم نوین جهانی است. تداوم این روند منوط به توانایی آستانه در حفظ تعادل میان منافع اقتصادی، فشارهای بینالمللی و واکنشهای اجتماعی و سیاسی داخلی است. اگر قزاقستان بتواند این توازن را مدیریت کند در کوتاهمدت میتواند برای آن سودآور باشد، اما پیامدهای هویتی و منطقهای آن در بلندمدت میتواند چالشبرانگیز شود.