۲۰:۰۴
۱۴۰۴/۰۸/۲۷
انتهای بن بست؛

افسانه ایجاد «خاورمیانه جدید» و قمار تشکیل «اسرائیل بزرگ»

افسانه ایجاد «خاورمیانه جدید» و قمار تشکیل «اسرائیل بزرگ»
  نظام منطقه‌ای خاورمیانه به‌سرعت در حال تحول است، اما نه به شکلی که بسیاری از مقام‌های صهیونی تصور می‌کنند. باور اشتباه دستگاه حاکمیتی رژیم به این‌که برتری راهبردی بر دشمنانش به‌دست آورده، آن را به اقدامات تحریک‌آمیز فزاینده‌ و جنگ بعدی سوق خواهد داد که مستقیماً ثبات و امنیت منطقه ای را به چالش می‌کشد. کشورهای خلیج فارس که صهیون رؤیای 'جذب و روابط عمیق"  با آن‌ها را در سر دارد، تردید جدی در عادی سازی روابط دارند. آن‌ها اکنون کمتر نگران رویارویی با ایران هستند و پس از حمله دوحه، رژیم صهیونی را عامل اصلی بی ثباتی و ناامنی منطقه ای تلقی می کنند.
هیئت تحریریه سایت طنین
نویسنده :
هیئت تحریریه سایت طنین
کد خبر:
۳۴۷۷

تشدید وابستگی راهبردی به امریکا

این رژیم تنها با تکیه بر تأمین مهمات و حمایت مطلق آمریکا توانست جنگ در غزه را ادامه دهد. سامانه‌های دفاع موشکی "تاد" و"آرو" در برابر حملات موشکی بی سابقه ایران به‌سرعت با کمبود موشک رهگیر مواجه شدند، پیش از آنکه آمریکا درخواست آتش‌بس در جنگ ۱۲ روزه به ایران دهد درخواست‌های فوری و مکرر رژیم از واشنگتن در دو سال گذشته نشان می‌دهد که این رژیم تا چه حد به آمریکا وابسته است.

قدرت‌های منطقه‌ای نیز بی‌تردید این آسیب‌پذیری و وابستگی عمیق رژیم را در "جنگ فرسایشی" به‌دقت زیر نظر دارند.

تفکر آرزومندانه در سیستم حاکمیتی صهیونی رسوخ کرده است و از کسب دستاورد‌های تاکتیکی تثبیت نشده به وجد آمده، اما غافل از آنکه جنگ طولانی‌مدت، ضعف‌های آن را آشکار کرده است؛ سامانه‌های دفاع موشکی آن امنیت کامل فراهم نمی‌کنند، اقتصادش توان تحمل جنگ بی‌پایان را ندارد، "وضعیت داخلی‌اش پس از دوره طولانی بحران در غزه آشفته و شکاف در آن روبه تعمیق است"، "ارتش آن وابسته و فرسوده است"، "نسل کشی در غزه اعتبار جهانی آن را ویران کرده و آن را بیش از پیش منزوی و تنها گذاشته و تصویری از جنایت و کشتار از خود در اذهان عمومی ایجاد کرده است. براین اساس، تحت فشار چند وجهی روبه تزایدی قرار گرفته است که فاقد ظرفیت راهبردی برای تحمیل نظم جدید است.

بسیاری از اندیشمندان غربی معتقدند،

رژیم  اسرائیل نمی‌تواند با بمباران خاورمیانه، نظم جدید و باثباتی ایجاد کند. هژمونی منطقه‌ای تنها با برتری نظامی و دستاورد تاکتیکی به دست نمی‌آید؛ بلکه نیازمند حدی از رضایت و همکاری دیگر قدرت‌های منطقه است و مشروعیت در این روند متغیری اساسی می‌باشد که رژیم صهیونی فاقد آن است. از سوی دیگر، هیچ‌کس در خاورمیانه خواهان هژمونی صهیونی نیست و همه دولت‌ها از جمله ترکیه و اعراب اکنون از «قدرت بدون مهار نظامی آن» بیم دارند.

پس از جنگ غزه، کشور‌های عرب منطقه تحت فشار ملت‌ها و ناخواسته دوباره به مسأله فلسطین توجه نشان داده‌اند. آنها که همیشه از امکان موج جدیدی از اعتراضات مردمی همانند سال ۲۰۱۱ بیم داشته‌اند، به‌خوبی از عمق خشم عمومی نسبت به پاکسازی قومی و ویرانی غزه آگاهند. بازگشت عربستان به ابتکار صلح عربی-که صلح با رژیم صهیونی را به تشکیل دولت فلسطینی مشروط می‌کند—نشانه قدرت این تغییر است. این چرخش در مفاد آتش‌بس غزه نیز منعکس شد؛ آتش‌بسی که اخراج فلسطینیان و الحاق سرزمین به اسرائیل را ممنوع کرد-شرایطی که بیش از آنکه با ترجیحات صهیونی همخوان باشد با خواسته‌های کشور‌های عربی سازشکار سازگار بود، که البته این مهم برآمده از مقاومت شگفت انگیز مردم غزه است.

حمایت دوحزبی امریکا از رژیم در حال فرسودگی است

نکته مهم دیگر این است که هم‌پیمانی آشکار نتانیاهو با جمهوری‌خواهان امریکا و نسل کشی بی سابقه رژیم اسرائیل در غزه، "اجماع دوحزبی" در حمایت از رژیم اسرائیل را به‌شدت فرسوده است. اکثریت جامعه حامی دموکرات‌ها اکنون بیش از رژیم اسرائیل با فلسطینی‌ها ابراز همدلی می‌کنند و به تبع سیاستمداران دموکرات نیز بیش از پیش کمک‌های نظامی آمریکا به اسرائیل را زیر سؤال می‌برند و مخالف نسل کشی در غزه هستند که این تغییر رویکرد اجتماعی در انتخاب فرمانداران جدید از جمله انتخاب زهران ممدانی در نیویورک نشان داده شد.

با آنکه اکثریت جمهوری‌خواهان همچنان از رژیم اسرائیل حمایت می‌کنند، اما ملی‌گرایان جریان «اول آمریکا» کمتر مایلند منافع کشور خود را را فدای رژیم اسرائیل کنند. واقعیت این است که بدون چک سفید واشنگتن، برتری میدانی صهیونی ممکن است، بسیار سریع‌تر از آنچه تصور می‌شود، فرو بریزد. این انگاره که صهیون هزینه سنگینی برای مردم آمریکا دارد، در حال رشد و توسعه است. روند شکل گرفته در جامعه آمریکا بخصوص در میان جوانان و جنبش نخبگانی، خطری راهبردی برای رژیم وابسته صهیون است.

فقدان توانمندی تبدیل دستاورد میدانی به استراتژیک

از سوی دیگر، رژیم اسرائیل با تکیه بر ترور و جنایت تصویری اغراق‌آمیز از توان نظامی خود دارد.

قمار راست گررایان افراطی حاکم بر صهیون مبتنی بر این تصور است که نظم را می‌توان با زور و از طریق قدرت هوایی، اراده خود را تحمیل کند. رژیم اسرائیل با "ترکیب غرور و تکنولوژی"معتقدند "مشروعیت از لوله تفنگ" حاصل می‌شود و تصور می‌کنند، می‌توانند ژئوپلیتیک مقاومت را حذف و خاورمیانه حدید ایجاد کنند، اما این قمار برای آنها هزینه موجودیتی در برخواهد داشت.

رژیم صهیون با آنکه می‌تواند بسیاری از اهداف تاکتیکی‌اش را از طریق ترور و بمباران از راه دور و با تکیه بر فناوری پیش ببرد، اما قادر به دستیابی به اهداف راهبردی نیست؛ به گونه‌ای که، "حماس همچنان قدرتمندترین بازیگر در غزه است"؛ "حزب‌الله با وجود تحمل خسارات سنگین سلاح‌هایش را زمین نگذاشته و در حال بازسازی راهبردی است که رژیم به آن اذعان دارد"، "یمن قدرت ژئوپلیتیکی مقاومت را تا منتهی الیه دریای سرخ گسترش داده و تثبیت کرده است" و جمهوری اسلامی ضربه سختی به رژیم وارد کرد و در حال تولید قدرت برای زدن ضربه نهایی به این رژیم است". بر این اساس، رژیمی که با حمایت امریکا در سال ۱۹۷۳ طی چند روز چند کشور عربی را شکست داده و دستاورد استراتژیک کسب نمود، اما در شرایط کنونی با وجود حمایت مطلق دولت امریکا بعد از ۷۶۰ روز جنگ خشن و پرشدت نتوانسته حتی پیروزی میدانی خود را تثبیت نماید و اسرای خود را با توافق با حماس توانست آزاد کند. بر این اساس، ظرفیت و قدرت آن فاقد مولفه‌های راهبردی و هژمونی منطقه‌ای است و ایجاد خاورمیانه اسرائیلی افسانه‌ای بیش نیست.

گزارش خطا