- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
رمزگشایی از 4 نکته معنادار در مورد "توافق مکه"
«پاکستان و ترکیه هم مثل آمریکا، صرفا در بحث وعده دادن و دوشیدن سعودی هاست که همیشه در میدان حاضر هستند با این حال، اگر قرار باشد اتفاقات بزرگی رخ دهد، حاضر نیستند منافع کلان خود را صرفا بخاطر رژیم سعودی به خطر بیندازند.»
طنینسنتر؛ اخیرا شاهد وقوع یک تحول معنادار امنیتی در منطقه غرب آسیا بوده ایم. ماجرا از این قرار است که سران کشورهای عربستان سعودی، پاکستان و ترکیه، در شهر مکه، پیمان مشترک دفاعی را به امضا رسانده اند. پیمانی که بر پایه یکی از بندهای مهم آن، اعضای پیمان موظفند در صورت حمله به هرکدام از اعضا، به یاری آن بشتابند. این رویداد توجهات زیادی را به خود جلب کرده و بازتاب های مختلفی پیدا کرده است.
با این حال، در تحلیل آن بایستی 4 نکته مهم را مد نظر داشت.
اول اینکه باید شرایطی که در قالب آن پیمان مذکور امضا شده را مد نظر داشته باشیم. این پیمان در وضعیتی امضا شده که گروه های مقاومت عراقی وعده انتقامجویی در واکنش به تجاوز اخیر سعودی ها به خاک عراق و حمله به برخی پایگاه های حشدالشعبی که منجر به شهادت 20 تن از نیروهای این سازمان شده را دادهاند. همین مساله، سعودی ها را به تکاپو انداخته تا با درپیش گرفتن اقدامات مخلف، مانع از انتقام جویی علیه خود شوند. این موضوع خود یک اعتراف صریح به ناتوانی رژیم سعودی در مقابله با جبهه مقاومت در منطقه است. در واقع، رژیم سعودی خودش را در جایگاهی ندیده که به تنهایی مقابل خونخواهی مقاومت عراق بایستد و به واسطه هراس از تبعات این مساله، دست به دامان دیگران شده است.
نکته دوم اینکه وقتی تحولات ماه های اخیر در غرب آسیا را مرور می کنیم، می بینیم که سعودی ها علیه رغم تکیه سنگین امنیتی به آمریکا و هزینه کردن میلیاردها دلار در این رابطه، ضربات جدی را دریافت کرده اند و طرف آمریکایی نیز به هیچ عنوان نتوانسته امنیت رژیم سعودی را تضمین کند. حال وقتی آمریکا که خود را در موقعیت ابرقدرتی می بیند، قادر نیست امنیت رژیم سعودی را تضمین کند، چرا باید این تصور را داشته باشیم که ترکیه و پاکستان با وجود هزاران مشکل در حوزه حکمرانی خود، حاضرند خودشان را به خطر بیندازند و ناجی عربستان سعودی شوند. این موضوع نیز خود گواهی روشن بر این مساله است که سعودی ها بار دیگر مسیر اشتباهات گذشته خودشان را طی می کنند و اتفاقا این رویکرد آن ها ناشی از این است که هیچ راه حل موثری را پیش روی خودشان نمی بینند.
مساله سوم اینکه به نظر می رسد در پشت پرده توافق دفاعی اخیر کشورهای عربستان، پاکستان و ترکیه، یک واقعیت مهم دیگر نیز نهفته است که نباید از آن غافل شد. آن واقعیت نیز این است که پاکستان و ترکیه هم مثل آمریکا، صرفا در بحث وعده دادن و دوشیدن سعودی هاست که همیشه در میدان حاضر هستند با این حال، اگر قرار باشد اتفاقات بزرگی رخ دهد، حاضر نیستند منافع کلان خود را صرفا بخاطر رژیم سعودی به خطر بیندازند. از این منظر، بار دیگر یاد موضعگیری مشهور ترامپ در مورد حکام سعودی می افتیم که آن ها را گاوهای شیردهی توصیف کرده بود که تا جای ممکن باید آن ها را دوشید. هم ترکیه و هم پاکستان، چشم امید جدی به دوشیدن عربستان و مخاطب قرار دادن مشکلات خود دارند.
و نکته چهارم اینکه عربستان سعودی سالانه بیش از 75 میلیارد دلار در حوزه نظامی هزینه می کند. با این حال، برای تامین امنیت خود نیازمند بازیگران خارجی است. این موضوع خود به عینه نشان می دهد که چرا مدل امنیتی عربستان و بازیگران مشابه آن که متکی بر واردات تجهیزات نظامی از خارج و تکیه کردن در مسائل امنیتی به سایر کشورها است، تا حدود زیادی غلط و اشتباه است. در سال های اخیر بسیاری، ایران و عربستان را با یکدیگر مقایسه کرده و اینطور نتیجه گیری کرده اند که ارتش عربستان، مدرن است و ایران هم باید در این مسیر قرار گیرد.
اما در عرصه میدانی همگان دیدند که ایران در جریان جنگ های 12 روزه و رمضان، نه تنها جلوی تجاوز آمریکاییها و صهیونیست ها به خاک خود را گرفت بلکه شکست های راهبردیِ معنادرای را به آن ها تحمیل کرد. این در حالی است که عربستان سعودی با بودجه نظامی که هفت برابر بیشتر از ایران است، هیچ حرفی برای گفتن ندارد و مدام از یک پایتخت به پایتخت دیگر برای گدایی امنیت می رود.