- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
امکان سنجی عضویت ایران در این ائتلاف
این روزها پیمان مکه بین عربستان، ترکیه و پاکستان، بحثهای زیادی را در محافل سیاسی و رسانهای در پی داشته است. بعضی این پیمان را "ترکیهمحور" میدانند و معتقدند ترکیه با امضای آن، سعی دارد با پشتوانه بمب اتم پاکستان، در برابر اسرائیل بازدارندگی ایجاد کند. مبتنی بر همین تحلیل پیشنهاد میکنند که ایران و حتی مصر هم به این پیمان بپیوندند تا قدرت بازدارندگی جهان اسلام در برابر رژیم صهیونیستی کامل شود. در این یادداشت در قالب دو نکته به بررسی این موارد میپردازم:
۱. نقد پیشفرض تقابل ترکیه و اسرائیل در سایه بمب اتم پاکستان
ادعای مطرحشده درباره شکلگیری پیمان مکه برای پیشگیری از حمله اسرائیل به ترکیه با حمایت هستهای پاکستان، از منظر تحلیل راهبردی با واقعیتهای منطقهای و بینالمللی همخوانی ندارد. ترکیه بهعنوان عضو کلیدی ناتو، در چارچوب وابستگی متقابل امنیتی با آمریکا تعریف میشود و هرگونه اقدام نظامی رژیم علیه انکارا بدون هماهنگی و تأیید واشنگتن عملاً غیرممکن است. از سوی دیگر پاکستان علیرغم برخورداری از توان هستهای، از لحاظ مالی و حتی تسلیحاتی به ایالات متحده وابسته است و لذا نه اراده و نه ظرفیت ورود به تقابلی را دارد که آمریکا آن را تأیید نکند. به عبارت روشنتر در هر دو حالت "با موافقت آمریکا" یا "بدون موافقت آمریکا" نقشآفرینی هستهای پاکستان در دفاع از ترکیه، یک فرضیه ضعیف و فاقد پشتوانه عملیاتی است چرا که در سناریوی اول پاکستان در برابر اراده ایالات متحده مقاومت نخواهد کرد و در سناریوی دوم اصلاً جنگی رخ نخواهد داد تا نیاز به بازدارندگی باشد.
۲. امکانسنجی عضویت ایران در این پیمان
حتی اگر بهفرض چنین سناریوی دفاعی را بپذیریم، پیوستن ایران به پیمان مکه همچنان یک امر غیرممکن و البته یک اشتباه راهبردی محسوب میشود. غیرممکن از این بابت که "تعهد به دفاع مشترک" در این پیمان به معنای کشاندن ترکیه، عربستان و پاکستان به میدان رویارویی مستقیم و جنگ جاری ایران با آمریکا و رژیم است، میدانی که این سه کشور به دلیل وابستگیهای امنیتی و نظامی به غرب از آن گریزانند و هیچگاه ریسک چنین ورودی را نمیپذیرند. اشتباه راهبردی از این جهت که عضویت ایران در این پیمان، اهرم کلیدی منطقهای کردن جنگ و تهدید زیرساختهای انرژی عربستان را -که بخش مهمی از راهبرد بازدارندگی تهران محسوب میشود- خنثی کرده و عملاً توان چانهزنی ایران در معادلات منطقهای را تضعیف میکند.
بنابراین توصیه میشود که به جای پرداختن به سناریوهای غیرواقعگرایانه، سراغ شکل دهی به ائتلافهای موثر غیرغربی(مخصوصا چین و روسیه) و تقویت و گسترش ائتلافهای بومی منطقهای(جبهه مقاومت) برویم، رویکردی که با واقعیتهای کنونی نظام بینالملل سازگارتر است.