۱۴:۴۹
۱۴۰۵/۰۵/۲۱
ظهور آلمان در نظم جدید جهانی

برلین چگونه برای رهبری اروپا آماده می‌شود؟

آلمان
آلمان در سال ۲۰۲۶ با عبور از سیاست سنتی «خویشتنداری نظامی»، در حال بازتعریف نقش خود در نظم جهانی است. تقویت توان دفاعی، افزایش بودجه نظامی، کاهش وابستگی‌های اقتصادی و تلاش برای استقلال راهبردی اروپا، نشانه‌های این تغییر رویکرد است.
نویسنده :
حسن مرادخانی
کد خبر:
۳۸۶۶

در نخستین ماه‌های سال ۲۰۲۶، زنجیره‌ای از اعلامیه‌های بی‌سابقه از سوی مقامات ارشد آلمان، جهان سیاست بین‌الملل را شوکه کرد. فریدریش مرتس، صدراعظم آلمان، در مجمع جهانی اقتصاد داووس هشدار داد که «نظم جهانی قدیم با سرعت نفس‌گیر در حال فروپاشی است» و اندکی بعد در کنفرانس امنیتی مونیخ با صراحت بیشتری اعلام کرد: «نظم مبتنی بر قواعد بین‌الملل دیگر وجود ندارد». این اظهارات که زمانی از زبان یک صدراعظم آلمانی غیرقابل تصور بود، نه تنها اعلام پایان یک دوران، بلکه اعلامیه‌ی تولد آلمانی جدید در عرصه‌ی جهانی بود. آلمان که هفتاد سال در سایه‌ی «خویشتنداری نظامی» زیسته بود، اکنون نه تنها در حال بازتعریف نقش خود، بلکه در حال طراحی چارچوبی نوین برای نظم جهانی آینده است.

فروپاشی نظم کهن و تولد نظم مبتنی بر قدرت

دلیل اصلی این دگرگونی ریشه در تغییرات بنیادین ساختار قدرت جهانی دارد. مرتس در سخنرانی‌های خود سه عامل اصلی را عامل فروپاشی نظم پیشین معرفی کرد: جنگ تجاوزکارانه‌ی روسیه به اوکراین، ظهور چین به عنوان یک قدرت بزرگ با جاه‌طلبی‌های راهبردی، و بازتعریف رادیکال سیاست خارجی آمریکا تحت ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ. به گفته‌ی او، «نظم پس از جنگ جهانی دوم که تحت سلطه‌ی آمریکا شکل گرفت و به اروپا امکان داده بود در سایه‌ی امنیت واشنگتن استراحت کند، اکنون به پایان رسیده است».

جهان وارد «عصر رقابت قدرت‌های بزرگ» شده است؛ عصری که در آن «قدرت، زور و در مواقع لزوم، خشونت» حرف اول را می‌زند. این تحلیل تلویحاً حاکی از آن است که آلمان دیگر نمی‌تواند نقش «قدرت مدنی» صرفاً مبتنی بر دیپلماسی و تجارت را ایفا کند. گذار از نظم مبتنی بر قواعد به نظم مبتنی بر قدرت، آلمان را ناگزیر از بازاندیشی در تمام ارکان سیاست خارجی، امنیتی و اقتصادی خود کرده است.

انقلاب نظامی: از «خویشتنداری» به «مسئولیت برای اروپا»

برجسته‌ترین جلوه‌ی این تحول، تغییر راهبردی در سیاست دفاعی آلمان است. در آوریل ۲۰۲۶، وزارت دفاع آلمان برای نخستین بار در تاریخ خود یک سند راهبردی نظامی جامع با عنوان «مسئولیت برای اروپا» منتشر کرد. این سند، که پاسخ مستقیمی به کاهش تعهدات امنیتی آمریکا و تهدید فزاینده‌ی روسیه است، با صراحت هدف را تعیین کرده است: تبدیل بوندسوهر (نیروی دفاعی آلمان) به «قوی‌ترین ارتش متعارف اروپا».

مرتس در کنفرانس مونیخ به صراحت اعلام کرد که «ما ارتش آلمان را به قوی‌ترین ارتش اروپا تبدیل خواهیم کرد». این وعده با افزایش چشمگیر بودجه‌ی دفاعی همراه شده است؛ آلمان برنامه دارد سهم خود از تولید ناخالص داخلی در ناتو را تا سال ۲۰۲۹ به ۳.۵ درصد و با احتساب زیرساخت‌های نظامی به ۵ درصد برساند. اولویت‌های راهبردی جدید شامل توانایی «ضربات عمقی» در پشت خطوط دشمن، دفاع هوایی پیشرفته، و جنگ‌افزاری مبتنی بر داده و هوش مصنوعی است. این تغییر نشان‌دهنده‌ی گذار از ارتش صرفاً دفاعی به نیرویی با قابلیت‌های تهاجمی و بازدارندگی مؤثر است.

بازآرایی اقتصادی در جهان پساآمریکایی

اقتصاد آلمان نیز در این تحول نقشی محوری دارد. مرتس در داووس تأکید کرد که «آلمان تنها در صورتی می‌تواند در اروپا پیشرو باشد که از نظر اقتصادی قوی باشیم». با این حال، نظم جدید اقتصادی چالش‌های بی‌سابقه‌ای برای مدل صادرات‌محور آلمان ایجاد کرده است. به گفته‌ی تحلیلگران، «نظم قدیم جهان – مبتنی بر قواعد، چندجانبه‌گرا، با آمریکا به عنوان ضامن مسیر‌های دریایی و امنیت – به پایان رسیده است و با نظمی معامله‌گرا، دوجانبه و همراه با رقابت فزاینده‌ی آمریکا و چین جایگزین می‌شود».

وزیر دارایی آلمان، لارس کلینگبایل، از کشور‌های اروپایی خواسته است که در این نظم جدید «قوی تر» شوند تا از «مهره‌ی قدرت‌های بزرگ» بودن اجتناب کنند. سیاست تجاری به عنوان سلاحی که «بار فوق‌العاده‌ای بر اقتصاد صادرات‌محور آلمان» تحمیل می‌کند، این کشور را به سمت کاهش وابستگی‌های اقتصادی و تنوع‌بخشی به شرکای تجاری سوق داده است. بازگشت چین به جایگاه شریک تجاری اصلی آلمان در سال ۲۰۲۶، نشان‌دهنده‌ی واقع‌بینی اقتصادی برلین در مواجهه با نظم جدید است.

استقلال راهبردی اروپا به رهبری آلمان

آلمان به خوبی دریافته است که در نظم جدید جهانی، تنها راه بقا و تأثیرگذاری، رهبری یک اروپای متحد و مستقل است. مرتس تأکید کرده که «ما باید زبان سیاست قدرت را بیاموزیم و خود به یک قدرت اروپایی تبدیل شویم». کنفرانس امنیتی مونیخ در سال ۲۰۲۶ به نماد این تغییر تبدیل شد و به صحنه‌ی برجسته‌سازی اختلافات عمیق اروپا و آمریکا و طرح جدی ایده‌ی استقلال راهبردی اروپا مبدل گشت.

بحث ایجاد بازدارندگی هسته‌ای مستقل اروپا، که پیش‌تر تابویی غیرقابل‌گفتن بود، اکنون به صراحت در دستور کار قرار گرفته است. مرتس از «گفت‌و‌گو‌های محرمانه» با امانوئل مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، برای ایجاد بازدارندگی هسته‌ای مشترک اروپایی خبر داده است. آلمان همچنین طرحی شش‌ماده‌ای برای اصلاح ساختار تصمیم‌گیری اتحادیه‌ی اروپا ارائه کرده است تا این بلوک بتواند در نظم جدید جهانی «سریع‌تر تصمیم‌گیری کند».

چالش‌ها و تناقض‌ها: قدرت در سایه‌ی تاریخ

با وجود این جاه‌طلبی‌ها، ظهور آلمان در نظم جدید جهانی با چالش‌های جدی روبروست. نخست، سایه‌ی سنگین تاریخ همچنان بر هر گونه جاه‌طلبی نظامی آلمان سایه افکنده است. خود مرتس در داووس هشدار داد که «جهانی که تنها قدرت در آن حرف اول را می‌زند، جایگاه خطرناکی است» و یادآور شد که «در قرن بیستم، کشور من، آلمان، این مسیر را تا پایان تلخ آن پیمود و جهان را به ورطه‌ی سیاه کشاند».

دوم، افکار عمومی آلمان همچنان نسبت به ایفای نقش نظامی فعال محتاط است. نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که آلمان تنها کشوری است که اکثریت جمعیت آن مخالف ایفای نقش نظامی تهاجمی‌تر هستند. سوم، گزارش صلح ۲۰۲۶ که توسط چهار مؤسسه‌ی پیشروی آلمانی منتشر شده، هشدار داده است که دولت مرتس با کاهش بودجه‌ی همکاری‌های توسه‌ای، مسیر اشتباهی را در پیش گرفته است. این گزارش تأکید می‌کند که آلمان باید «به‌طور مداوم به حقوق بین‌الملل پایبند باشد» و با «کشور‌های متوسط و کوچک‌تر» همکاری کند.

ارزیابی نهایی

ظهور آلمان در نظم جدید جهانی، یکی از مهم‌ترین تحولات ژئوپلیتیکی قرن بیست‌ویکم است. آلمان که تا دیروز «قدرت مردد» اروپا خوانده می‌شد، اکنون در حال تبدیل شدن به ستون مرکزی امنیت قاره‌ای و بازیگری تعیین‌کننده در بازطراحی نظم بین‌المللی است. این تحول، پاسخی اجتناب‌ناپذیر به فروپاشی نظم مبتنی بر قواعد و ظهور جهانی است که در آن قدرت، زور و رقابت قدرت‌های بزرگ حرف اول را می‌زند.

با این حال، مسیر پیش رو پر از چالش است. آلمان باید بتواند میان ایفای نقش رهبری نظامی در اروپا و پایبندی به تعهدات تاریخی خود تعادل برقرار کند، میان استقلال راهبردی و حفظ پیوند‌های فراآتلانتیکی مانور دهد، و میان قدرت‌طلبی واقع‌بینانه و آرمان‌گرایی چندجانبه‌گرا تعادل ایجاد کند. آنچه مسلم است، آلمان دیگر تماشاچی منفعل تحولات جهانی نیست؛ بلکه در حال طراحی و هدایت نظمی جدید است که در آن، اروپا – به رهبری آلمان – نقشی محوری ایفا خواهد کرد. همان‌گونه که مرتس تأکید کرد: «ما در برابر این نظم جدید درمانده نیستیم. ما انتخاب داریم. می‌توانیم آینده را شکل دهیم».

گزارش خطا
captcha
آخرین اخبار
تشدید اختلافات تجاری میان واشنگتن و اتاوا؛
جنگ تعرفه‌ای آمریکا و کانادا چه درسی برای ایران دارد؟
پیامدهای راهبردی قطع حمایت آمریکا از نیروهای پیشمرگه؛
اقلیم کردستان در جست‌وجوی تکیه‌گاه‌های جدید امنیتی
بحران‌سازی جدید علیه ایران؛
سه‌گانه بنزین، دلار و حجاب
چشم‌انداز شکاف همکاری کانادا و آمریکا؛
از اتحاد راهبردی تا تقابل تمام‌عیار
دگردیسی تحریم‌ها؛ از فشار گروهی تا محاصره شبکه‌ای
فشار بر شبکه مالی حزب‌الله و آزمون موازنه‌گری ترکیه
تنگه هرمز؛ اهرم ایران در برابر فشار واشنگتن
بازی اقتصادی آمریکا با قدرت چهارم جهان
چهار سناریوی ایران برای افزایش فشار بر دولت ترامپ؛
انتخابات آمریکا؛ پنجره راهبردی ایران
ورود پکن به همکاری‌های نظامی؛
عقاب‌های تمدن؛ شکاف در انحصار امنیتی آمریکا
شکل‌گیری الگویی برای سیاست خارجی مستقل در منطقه؛
تفلیس تحریم‌های ضدایرانی اروپا را نپذیرفت
حمله به ابوالظهور و پیام‌های فراتر از مرزهای سوریه
رویارویی سه‌جانبه در سوریه
جنگ فرسایشی، هزینه‌های فزاینده و بحران تصمیم‌گیری در واشنگتن؛
بن‌بست ژئوپلیتیک ترامپ در خلیج فارس
راهبرد دمشق برای تغییر موازنه قدرت؛
پیمان مکه؛ اهرم جدید دمشق در برابر تل‌آویو
تغییر موازنه قدرت و چالش‌های راهبردی آمریکا در خلیج فارس؛
دست‌های خالی ترامپ در موازنه نظامی و اقتصاد سیاسی