۱۱:۱۱
۱۴۰۵/۰۵/۲۲
واکنش واشینگتن به مطالبه خسارات جنگی تهران

ترامپ و ادعای غرامت علیه ایران؛ وقتی متجاوز در جایگاه مدعی می‌نشیند!

ق
واشینگتن با تبدیل موضوع غرامت از یک مطالبه ایرانی به یک "مطالبه متقابل"، می‌کوشد اصل بحث را از مسوولیت طرف آغازکننده جنگ و خسارات مستقیم آن به مجموعه‌ای گسترده از مناقشات منطقه‌ای و داخلی منتقل کند. این تغییر زمین بازی اهمیت زیادی دارد؛ زیرا اگر ایران وارد چنین چهارچوبی شود، مذاکرات می‌تواند از موضوع مشخص خسارت جنگ اخیر به یک پرونده بی‌پایان از ادعاهای متقابل تاریخی تبدیل شود
نویسنده :
سعیده اسکندری کارشناس مسائل بین الملل
کد خبر:
۳۸۶۸

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، به تازگی در واکنش به مطرح شدن مطالبه غرامت از سوی ایران بابت خسارات جنگ اخیر، اعلام کرده که واشینگتن نیز از تهران درخواست غرامت خواهد کرد. ترامپ مدعی شده است ایران باید بابت کشته‌ها و مجروحان درگیری‌های مختلف، حادثه «یو‌اس‌اس کول» و حتی اعتراضات داخلی ایران در دهه‌های گذشته غرامت بپردازد! او همچنین ادعا کرده است که ایران باید بابت خسارات واردشده به مردم لبنان، سوریه، یمن و غزه نیز مسوول شناخته شود. این موضع در شرایطی مطرح می‌شود که تهران در مذاکرات جاری، جبران خسارات ناشی از حملات نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی را در کنار پایان تهدید نظامی، رفع تحریم‌ها و تضمین عدم تکرار تجاوز، به‌عنوان یکی از مطالبات خود مطرح کرده است.

نخستین نکته درباره سخنان ترامپ، وارونه‌سازی جایگاه متجاوز و قربانی است. مطالبه غرامت ایران ناظر به خسارات ناشی از یک جنگ ویرانگر و حملات مستقیم به خاک کشورمان است. در مقابل، ترامپ فهرستی از رویدادهای پراکنده چند دهه اخیر را کنار هم قرار داده و تلاش کرده است مسوولیت‌های ادعایی ایران را با خسارات جنگ اخیر هم‌سطح کند. این دو موضوع از نظر حقوقی و سیاسی الزاما هم‌تراز نیستند و نمی‌توان صرفا با قرار دادن آنها در یک فهرست، رابطه علت و معلولی میانشان ایجاد کرد.

حتی در یکی از برجسته‌ترین موارد مورد استناد ترامپ، یعنی انفجار ناو «یو‌اس‌اس کول» در سال ۲۰۰۰، روایت رئیس‌جمهور آمریکا با واقعیت‌های شناخته‌شده پرونده انطباق ندارد. گزارش رویترز نیز تصریح کرده که این حمله توسط القاعده و نه جمهوری اسلامی ایران انجام شده است. بنابراین استفاده از چنین پرونده‌ای برای صورت‌بندی یک مطالبه رسمی علیه ایران، بیش از آنکه استدلال حقوقی باشد، نشانه‌ای از تلاش برای ساختن یک چهارچوب سیاسی در مذاکرات است.

از این زاویه، سخنان اخیر ترامپ را باید بخشی از چانه‌زنی سخت در آستانه مذاکرات دانست. واشینگتن با تبدیل موضوع غرامت از یک مطالبه ایرانی به یک "مطالبه متقابل"، می‌کوشد اصل بحث را از مسوولیت طرف آغازکننده جنگ و خسارات مستقیم آن به مجموعه‌ای گسترده از مناقشات منطقه‌ای و داخلی منتقل کند. این تغییر زمین بازی اهمیت زیادی دارد زیرا اگر ایران وارد چنین چهارچوبی شود، مذاکرات می‌تواند از موضوع مشخص خسارت جنگ اخیر به یک پرونده بی‌پایان از ادعاهای متقابل تاریخی تبدیل شود.

اما از منظر منافع ایران، همین واکنش ترامپ یک پیام مهم نیز دارد: مطالبه غرامت تهران به اندازه‌ای جدی شده که واشینگتن ناچار به واکنش مستقیم به آن شده است. در واقع، رئیس‌جمهور آمریکا به جای نادیده گرفتن اصل مطالبه، تلاش کرده است یک مطالبه متقابل تولید کند. این تحول را می‌توان نشانه‌ای از اهمیت سیاسی موضوع جبران خسارات در معادلات مذاکراتی دانست.

ایران باید در این مرحله از یک اشتباه راهبردی پرهیز کند: تبدیل بحث غرامت به یک مناقشه تبلیغاتی نباید رخ دهد. تهران باید این موضوع را در قالب یک بسته حقوقی، سیاسی و اقتصادی مستند دنبال کند. میزان خسارات، زیرساخت‌های آسیب‌دیده، خسارات انسانی و اقتصادی و هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم جنگ باید مستندسازی شود. در مقابل، هر ادعای آمریکا نیز باید درباره منشا، سند، رابطه حقوقی و مسوولیت مستقیم یا غیرمستقیم آن مورد بررسی قرار گیرد. چنین رویکردی دستِ ایران را در مذاکرات قوی‌تر می‌کند.

نکته مهم دیگر، پیوندی است که ترامپ میان ایران و تحولات لبنان، سوریه، یمن و غزه برقرار کرده است. این بخش از سخنان او نشان می‌دهد که اختلاف واشینگتن با تهران صرفا به پرونده هسته‌ای و موشکی و امثالهم محدود نیست. آمریکا در واقع می‌خواهد نقش منطقه‌ای ایران و ارتباط آن با جبهه مقاومت را نیز به موضوع مذاکره تبدیل کند. این همان نقطه‌ای است که ایران باید با دقت از آن عبور کند. پذیرش اینکه حمایت ایران از مقاومت ذاتاً "موضوع قابل غرامت" است، به معنای پذیرفتن چهارچوبی است که آمریکا برای نظم امنیتی منطقه تعریف کرده است. البته این گزاره ظرفیت چندانی جهت تحقق ندارد و ایران هوشمندی لازم و دست برتر در این زمینه را دارد.

در مقابل، منطق ایران می‌تواند بر یک اصل روشن استوار باشد: امنیت منطقه باید از مسیر اراده ملت‌های منطقه و بدون تحمیل قدرت خارجی تامین شود. نمی‌توان حضور و مداخله نظامی آمریکا در منطقه را امری طبیعی فرض کرد، اما حمایت از ملت‌های تحت اشغال یا مقاومت در برابر تجاوز را "بی‌ثبات‌سازی" نامید. همین استاندارد دوگانه، یکی از مهم‌ترین ضعف‌های روایت آمریکایی در افکار عمومی منطقه است.

از همین منظر، جبهه مقاومت نیز نباید این تحول را صرفا یک اختلاف میان ایران و آمریکا ببیند. اگر واشینگتن تلاش می‌کند هزینه‌های جنگ و بحران‌های منطقه را به ایران منتقل کند، پاسخ موثر آن است که مسوولیت ساختار امنیتی منطقه و نقش قدرت‌های خارجی در ایجاد جنگ‌ها و بحران‌ها نیز به موضوع بحث تبدیل شود. حضور نظامی آمریکا، حمایت سیاسی و تسلیحاتی از رژیم صهیونیستی و استفاده از فشار اقتصادی علیه کشورهای منطقه، بخشی از زمینه‌ای است که باید در هر گفت‌وگوی جامع درباره امنیت و خسارات منطقه مورد توجه قرار گیرد.

در نهایت، سخنان اخیر ترامپ بیش از آنکه یک مطالبه حقوقی پخته باشد، یک حرکت سیاسی و مذاکراتی است. واشینگتن می‌خواهد در برابر مطالبه غرامت ایران، مطالبه‌ای به همان اندازه بزرگ و پرحاشیه قرار دهد تا توازن روانی مذاکرات را تغییر دهد. پاسخ هوشمندانه تهران، ورود به جنگ لفظی نیست. بلکه تبدیل مطالبه غرامت به یک پرونده مستند، حقوقی و قابل دفاع در عرصه بین‌المللی است.

اگر آمریکا جنگ را آغاز کرده و امروز بخشی از مذاکرات به ضرورت پرداخت غرامت از سوی کاخ سفید اختصاص دارد، طبیعی است که نخستین پرسش باید درباره مسوولیت خسارات ناشی از جنگ باشد. ایران می‌تواند از همین نقطه، ابتکار عمل را حفظ کند: نه با پذیرش روایت واشینگتن، بلکه با وادار کردن طرف مقابل به پاسخ‌گویی درباره منشأ جنگ، خسارات آن و مسئولیت حقوقی و سیاسی ناشی از آن. در چنین چهارچوبی، مطالبه غرامت نه نشانه ضعف، بلکه می‌تواند بخشی از راهبرد بازدارندگی، تثبیت حقوق ایران و جلوگیری از عادی‌سازی تجاوز به حاکمیت کشورمان باشد.

گزارش خطا
captcha
آخرین اخبار
تشدید اختلافات تجاری میان واشنگتن و اتاوا؛
جنگ تعرفه‌ای آمریکا و کانادا چه درسی برای ایران دارد؟
پیامدهای راهبردی قطع حمایت آمریکا از نیروهای پیشمرگه؛
اقلیم کردستان در جست‌وجوی تکیه‌گاه‌های جدید امنیتی
بحران‌سازی جدید علیه ایران؛
سه‌گانه بنزین، دلار و حجاب
چشم‌انداز شکاف همکاری کانادا و آمریکا؛
از اتحاد راهبردی تا تقابل تمام‌عیار
دگردیسی تحریم‌ها؛ از فشار گروهی تا محاصره شبکه‌ای
فشار بر شبکه مالی حزب‌الله و آزمون موازنه‌گری ترکیه
تنگه هرمز؛ اهرم ایران در برابر فشار واشنگتن
بازی اقتصادی آمریکا با قدرت چهارم جهان
چهار سناریوی ایران برای افزایش فشار بر دولت ترامپ؛
انتخابات آمریکا؛ پنجره راهبردی ایران
ورود پکن به همکاری‌های نظامی؛
عقاب‌های تمدن؛ شکاف در انحصار امنیتی آمریکا
شکل‌گیری الگویی برای سیاست خارجی مستقل در منطقه؛
تفلیس تحریم‌های ضدایرانی اروپا را نپذیرفت
حمله به ابوالظهور و پیام‌های فراتر از مرزهای سوریه
رویارویی سه‌جانبه در سوریه
جنگ فرسایشی، هزینه‌های فزاینده و بحران تصمیم‌گیری در واشنگتن؛
بن‌بست ژئوپلیتیک ترامپ در خلیج فارس
راهبرد دمشق برای تغییر موازنه قدرت؛
پیمان مکه؛ اهرم جدید دمشق در برابر تل‌آویو
تغییر موازنه قدرت و چالش‌های راهبردی آمریکا در خلیج فارس؛
دست‌های خالی ترامپ در موازنه نظامی و اقتصاد سیاسی