- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
رمزگشایی از پالسِ معنادار تهران
طنینسنتر؛ در بحبوحه تداوم فضای تنش و درگیری میان ایران و آمریکا، اظهارات اخیر "محسن رضایی"، دبیر شورای عالی امنیت ملی، درباره شروط تهران برای بازگشایی تنگه هرمز، نشانهای مهم از تغییر در رویکرد ایران به واشینگتن را به نمایش می گذارد. رضایی در دیدار با سفیر چین تاکید کرده است که تا زمانی که آمریکا رفتار خود را تغییر ندهد و شروط ایران را نپذیرد، تنگه هرمز باز نخواهد شد. شروطی که از جمله شامل پایان جنگافروزی علیه ایران، آزادسازی داراییهای مسدودشده کشورمان، توقف جنگ در منطقه و سایر شروط است که ایران آن ها را از طریق واسطه ها به کاخ سفید اعلام کرده است.
این موضع را باید در چهارچوب تحولات هفتههای اخیر تحلیل کرد زیرا به نظر میرسد تهران دیگر رابطه با آمریکا را صرفا از دریچه "مذاکره برای کاهش تنش" نمیبیند، بلکه آن را به یک معادله هزینه ـ امتیاز تبدیل کرده است. معادلهای که در آن واشینگتن برای بازگشت به ثبات، باید هزینه رفتار گذشته خود را بپردازد. در این رابطه، توجه به 5 نکته ضروری به نظر می رسد.
1: تغییر زمین بازی؛ ایران دیگر صرفا پاسخدهنده نیست
مهمترین نکته در موضع جدید تهران، انتقال ابتکار عمل از "واکنش به اقدامات آمریکا" به "تعیین شروط برای پایان بحران" است. در گذشته، بخش قابل توجهی از ادبیات دیپلماتیک ایران حول این محور میچرخید که آمریکا تحریمها را رفع کند تا زمینه برای مذاکره فراهم شود. اما اکنون مساله فراتر رفته است: ایران میگوید اگر آمریکا خواهان پایان وضعیت موجود است، ابتدا باید رفتار خود را تغییر دهد.
این تغییر از منظر راهبردی اهمیت زیادی دارد. تهران در واقع در حال تعریف یک رابطه جدید میان امنیت منطقهای و امتیازات سیاسی ـ اقتصادی است. در این چهارچوب، بازگشت ثبات و امنیت به خلیج فارس و تنگه هرمز دیگر یک امتیاز یکطرفه برای آمریکا نیست، بلکه نتیجه توافقی است که باید در ازای آن امتیازات مشخصی به ایران داده شود.
2: تنگه هرمز؛ تبدیل جغرافیا به اهرم دیپلماتیک
تاکید ایران بر تنگه هرمز، مهمترین بخش این رویکرد جدید است. تنگه هرمز برای تهران فقط یک موضوع نظامی یا دریایی نیست بلکه یک اهرم ژئوپلیتیکی است که میتواند محاسبات آمریکا و سایر قدرتهای اقتصادی را تحت تاثیر قرار دهد. تحلیلهای مستقل و زیادی نیز پیشتر بر این نکته تاکید کردهاند که ایران با ایجاد فشار بر تنگه هرمز توانسته هزینههای اقتصادی و ژئوپلیتیکی قابل توجهی ایجاد کند، بدون اینکه الزاما هدفش دستیابی به یک پیروزی نظامی مستقیم بر آمریکا باشد. از این منظر، سخنان اخیر دبیر شورای عالی امنیت ملی کشورمان را باید بخشی از سیاست بازدارندگی فعال تهران دانست. در این چهارچوب، ایران میخواهد واشینگتن بداند که ادامه فشار نظامی صرفا برای ایران ایجاد هزینه نمی کند، بلکه برای آمریکا و اقتصاد جهانی نیز هزینه ایجاد میکند.
3: داراییهای مسدودشده؛ تبدیل مطالبه اقتصادی به مطالبه سیاسی
نکته مهم دیگر، قرار گرفتن آزادسازی پولهای مسدودشده ایران در کنار پایان جنگ است. این مساله نشان میدهد تهران دیگر نمیخواهد میان "پرونده امنیتی" و "حقوق اقتصادی ایران" تفکیک مصنوعی ایجاد شود. پیام ایران روشن است: اگر آمریکا در پی تغییر وضعیت موجود است، باید بخشی از هزینه آن را بپردازد.
در واقع، تهران تلاش میکند تجربه سالهای گذشته را به یک درس راهبردی تبدیل کند. اینکه توافق بدون تضمین و بدون هزینه برای طرف مقابل، نمیتواند مانع بازگشت فشار شود. بنابراین رویکرد تازه ایران را میتوان حرکت از اعتماد به وعدهها به مطالبه تضمینهای قابل سنجش دانست.
4: چین؛ ضلع مهم سیاست جدید تهران
انتخاب سفیر چین برای بیان این مواضع نیز معنادار است. ایران در شرایطی که روابطش با آمریکا در وضعیت تقابل قرار دارد، همزمان تلاش میکند روابط خود با قدرتهای غیرغربی را به یک پشتوانه راهبردی تبدیل کند. محسن رضایی بر توافق راهبردی ایران و چین و عضویت دو کشور در سازمان همکاری شانگهای و بریکس تاکید کرده است. سفیر چین نیز ضمن حمایت از حاکمیت و تمامیت ارضی ایران، مخالفت پکن با حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران را اعلام کرده است.
این پیام برای واشینگتن روشن است: ایران خود را در خلأ ژئوپلیتیکی نمیبیند. تهران میخواهد نشان دهد فشار آمریکا الزاما به انزوای ایران منجر نمیشود و در مقابل، ایران میتواند از روابط با چین و سایر شرکای غیرغربی برای کاهش آثار فشار استفاده کند.
۵: رویکرد جدید ایران؛ مذاکره از موضع قدرت، نه مذاکره تحت فشار
مجموع این تحولات نشان میدهد که رویکرد تهران به آمریکا در حال ورود به مرحلهای تازه است. مرحلهای که در آن ایران میان "مذاکره" و "تسلیم" مرز بسیار پررنگتری ترسیم کرده است. این رویکرد البته به معنای بستهشدن کامل مسیر دیپلماسی نیست. اتفاقا برعکس، تعیین شروط مشخص میتواند مسیر مذاکره را روشنتر کند. پیام ایران این است که پایان درگیری ممکن است، اما این مهم بدون تغییر رفتار آمریکا و بدون جبران بخشی از خسارتهای واردشده به ایران ممکن نیست. در چنین شرایطی، اگر واشینگتن واقعا به دنبال پایان درگیری باشد، باید به جای تکیه بر فشار و تهدید، به این واقعیت جدید پاسخ دهد: ایران آماده مذاکره است، اما مذاکرهای که از موضع ضعف و تحت فشار شکل نگرفته باشد. آیا آمریکا نیز آماده این روند است؟