۲۳:۴۲
۱۴۰۵/۰۵/۲۴
جنگ ایران و شکاف تازه میان متحدان آمریکا

روابط اسپانیا و آمریکا در مواجهه با جنگ ایران و آمریکا

جنگ ایران به آزمونی جدی برای روابط فراآتلانتیک تبدیل شده است. اسپانیا، برخلاف بسیاری از متحدان اروپایی واشنگتن، با رد مشارکت نظامی و مخالفت با استفاده عملیاتی آمریکا از پایگاه‌های مشترک، موضعی مستقل در پیش گرفت. این تصمیم نه‌تنها تنش میان مادرید و واشنگتن را تشدید کرد، بلکه پرسش‌هایی تازه درباره حدود تعهدات اعضای ناتو و میزان استقلال اروپا در برابر سیاست‌های آمریکا مطرح کرده است.
نویسنده :
حسن مرادخانی
کد خبر:
۳۸۷۴

جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران که در ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد، نه‌تنها معادلات خاورمیانه را دگرگون کرد، بلکه شکاف‌های عمیقی را در میان متحدان سنتی واشنگتن نیز آشکار ساخت. در این میان، اسپانیا با اتخاذ موضعی بی‌سابقه و قاطع، خود را به عنوان تندترین منتقد اروپایی عملیات نظامی علیه ایران معرفی کرد و عملاً روابط خود با آمریکا را در یکی از حساسترین مقاطع تاریخی به چالش کشید.

«نه به جنگ»؛ موضعی که از پایگاه‌های نظامی آغاز شد

نخست‌وزیر اسپانیا، پدرو سانچز، از همان ساعات نخست جنگ، موضع کشورش را با چهار کلمه خلاصه کرد: «نه به جنگ». این نه‌گفتن، اما فراتر از یک بیانیهٔ دیپلماتیک بود. دولت اسپانیا اجازه استفاده از دو پایگاه نظامی مشترک در «روتا» و «مورون» را برای عملیات علیه ایران به نیروهای آمریکایی نداد و حریم هوایی خود را به روی تمام هواپیماهایی که در این جنگ شرکت داشتند، بست.

اهمیت این دو پایگاه راهبردی را نمی‌توان نادیده گرفت. پایگاه دریایی روتا در اندلس با بیش از ۲۳۰۰ هکتار وسعت، دارای اسکله‌ها و تأسیسات هوایی گسترده‌ای است که به‌طور مشترک بین نیروی دریایی اسپانیا و آمریکا استفاده می‌شود. پایگاه هوایی مورون نیز در فاصله‌ای نزدیک به روتا قرار دارد. این دو مرکز، دروازهٔ اصلی انتقال نیرو و تجهیزات آمریکا به خاورمیانه محسوب می‌شوند و آمریکا ناچار شد دهها فروند هواپیمای سوخت‌رسان خود را از این پایگاه‌ها به سایر تأسیسات نظامی در اروپا منتقل کند. مادرید استدلال کرد که این عملیات در چارچوب توافقنامهٔ دوجانبهٔ همکاری نظامی نمی‌گنجد و تصمیم برای عدم همکاری، کاملاً در چارچوب حاکمیت ملی اسپانیا اتخاذ شده است.

واکنش آمریکا؛ از تهدید تجاری تا اتهام‌زنی

دولت ترامپ در پاسخ به این مخالفت، واکنشی تند و بی‌سابقه نشان داد. رئیس‌جمهور آمریکا آشکارا تهدید کرد که «همهٔ تجارت با اسپانیا را قطع خواهد کرد». این تهدید در حالی مطرح شد که تجارت سالانهٔ دو کشور بالغ بر ده‌ها میلیارد یورو است و آمریکا یکی از بزرگترین شرکای تجاری غیراروپایی اسپانیا به شمار می‌رود.

در کنار تهدید اقتصادی، کاخ سفید دست به اقدامات دیپلماتیک و رسانه‌ای نیز زد. سخنگوی کاخ سفید اعلام کرد که اسپانیا با «همکاری» با ارتش آمریکا موافقت کرده است، ادعایی که دولت مادرید فوراً و «قاطعانه» تکذیب کرد و آن را «اطلاع‌رسانی نادرست» خواند. ترامپ همچنین اسپانیا را متهم کرد که موضعی مماشات‌آمیز در قبال برنامهٔ هسته‌ای ایران اتخاذ کرده است و در نشست ناتو در آنکارا، بار دیگر از عدم مشارکت کافی اسپانیا در این ائتلاف انتقاد کرد. حتی در اوج تنش، گزارش شد که آمریکا گزینهٔ تحریم تجاری اسپانیا را بررسی می‌کند و این کشور را از نشست‌های گروه ۲۰ محروم ساخت.

چرا اسپانیا «نه» گفت؟ ریشه‌های تاریخی و محاسبات راهبردی

موضع قاطع اسپانیا ریشه در سه عامل بنیادین دارد: خاطرهٔ تلخ تاریخی، الزامات اقتصادی، و رویکرد مستقل در سیاست خارجی.

نخست، زخم کهنهٔ ۲۰۰۴. در ۱۱ مارس ۲۰۰۴، قطارهای حومهٔ مادرید هدف حملات تروریستی قرار گرفتند که ۱۹۳ کشته بر جای گذاشت. این فاجعه در افکار عمومی اسپانیا به‌عنوان پیامد مستقیم حمایت دولت وقت از جنگ عراق و ورود به ائتلاف آمریکا تعبیر شد. سانچز در سخنرانی خود در مجلس، صریحاً تأکید کرد: «نباید اشتباهات گذشته را تکرار کرد و نباید با جنگ به ناامنی پاسخ داد». این خاطره، اسپانیا را به یکی از بدبین‌ترین کشورهای اروپا نسبت به ماجراجویی‌های نظامی واشنگتن تبدیل کرده است.

دوم، وابستگی شدید به ثبات اقتصادی. اسپانیا یکی از بزرگترین مقاصد گردشگری جهان است و به واردات انرژی وابستگی حیاتی دارد. هرگونه گسترش درگیری در خاورمیانه، از طریق افزایش قیمت انرژی و مختل شدن مسیرهای هوایی، تهدیدی مستقیم برای اقتصاد این کشور محسوب می‌شود. دولت سانچز بلافاصله پس از آغاز جنگ، بسته‌ای ۵۰ میلیارد یورویی برای مهار بحران انرژی تصویب کرد.

دوم، سیاست خارجی مستقل‌تر. اسپانیا در سال‌های اخیر مسیری مستقل از خط‌مشی واشنگتن در پیش گرفته است. این کشور در سال ۲۰۲۴ به همراه نروژ و ایرلند، دولت فلسطین را به رسمیت شناخت و با وخامت اوضاع غزه، روابط خود با اسرائیل را تا سطح کاردار تنزل داد. وزیر خارجه اسپانیا در دفاع از این رویکرد تصریح کرد که «هم‌پیمان آمریکا بودن به معنای موافقت با همه چیز نیست» و کشورش در هیچ اقدام تنش‌زایی مشارکت نخواهد کرد.

نتیجه گیری

این رویارویی، روابط اسپانیا و آمریکا را به پایین‌ترین سطح خود از زمان جنگ ۱۸۹۸ رسانده است. اسپانیا با این موضع، خود را از متحدانی چون فرانسه، آلمان و بریتانیا که اگرچه در عملیات شرکت نداشتند، اما مواضع حمایتی‌تری نسبت به واشنگتن اتخاذ کردند، متمایز ساخت. در عین حال، این تنش اختلافات درون ناتو را نیز برجسته کرد و پرسش‌هایی جدی دربارهٔ همبستگی فراآتلانتیک در مواجهه با بحران‌های جهانی مطرح ساخت.

با وجود همهٔ این تنش‌ها، نشانه‌هایی از بازگشت به دیپلماسی نیز دیده می‌شود. در ژوئن ۲۰۲۶، اسپانیا از توافق ایران و آمریکا استقبال کرد و آن را فرصتی برای کاهش تنش‌های منطقه‌ای خواند. با این حال، زخم‌های این رویارویی عمیق است. اسپانیا ثابت کرد که متحدی مطیع نیست و آمریکا نیز نشان داد که برای مخالفت با سیاست‌هایش، حتی نزدیک‌ترین متحدان را مجازات خواهد کرد. روابط دو کشور، در ظرف تاریخ، بار دیگر به نقطه‌ای حساس رسیده است که در آن، وفاداری به اصول بین‌المللی در برابر فشارهای راهبردی واشنگتن قرار می‌گیرد—تقابلی که نه‌تنها آیندهٔ روابط مادرید-واشنگتن، بلکه معماری کل امنیت اروپا را تحت تأثیر قرار خواهد داد.

گزارش خطا
captcha
آخرین اخبار
تشدید اختلافات تجاری میان واشنگتن و اتاوا؛
جنگ تعرفه‌ای آمریکا و کانادا چه درسی برای ایران دارد؟
پیامدهای راهبردی قطع حمایت آمریکا از نیروهای پیشمرگه؛
اقلیم کردستان در جست‌وجوی تکیه‌گاه‌های جدید امنیتی
بحران‌سازی جدید علیه ایران؛
سه‌گانه بنزین، دلار و حجاب
چشم‌انداز شکاف همکاری کانادا و آمریکا؛
از اتحاد راهبردی تا تقابل تمام‌عیار
دگردیسی تحریم‌ها؛ از فشار گروهی تا محاصره شبکه‌ای
فشار بر شبکه مالی حزب‌الله و آزمون موازنه‌گری ترکیه
تنگه هرمز؛ اهرم ایران در برابر فشار واشنگتن
بازی اقتصادی آمریکا با قدرت چهارم جهان
چهار سناریوی ایران برای افزایش فشار بر دولت ترامپ؛
انتخابات آمریکا؛ پنجره راهبردی ایران
ورود پکن به همکاری‌های نظامی؛
عقاب‌های تمدن؛ شکاف در انحصار امنیتی آمریکا
شکل‌گیری الگویی برای سیاست خارجی مستقل در منطقه؛
تفلیس تحریم‌های ضدایرانی اروپا را نپذیرفت
حمله به ابوالظهور و پیام‌های فراتر از مرزهای سوریه
رویارویی سه‌جانبه در سوریه
جنگ فرسایشی، هزینه‌های فزاینده و بحران تصمیم‌گیری در واشنگتن؛
بن‌بست ژئوپلیتیک ترامپ در خلیج فارس
راهبرد دمشق برای تغییر موازنه قدرت؛
پیمان مکه؛ اهرم جدید دمشق در برابر تل‌آویو
تغییر موازنه قدرت و چالش‌های راهبردی آمریکا در خلیج فارس؛
دست‌های خالی ترامپ در موازنه نظامی و اقتصاد سیاسی