- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
سه مثلث قدرت منطقهای در خاورمیانه؛ آرایش جدید صفبندیها
خاورمیانه دیگر صرفاً صحنه رقابت دولتها نیست. آرایش جدید قدرت در منطقه، بیش از گذشته بر شبکهها، پیوندهای چندلایه و ظرفیت اثرگذاری فرامرزی استوار شده است. در چنین شرایطی، برای فهم معادلات آینده، باید از منطق ائتلافهای کلاسیک عبور کرد و به سراغ شبکههایی رفت که هرکدام با منطق متفاوتی در حال بازتعریف موازنه قدرت هستند.در این میان، میتوان سه مثلث مهم را در منظومه جدید قدرت منطقهای شناسایی کرد:
۱. ایران،لبنان و یمن؛ قدرتی فراتر از ائتلاف
مثلث ایران، لبنان و یمن را نمیتوان صرفاً یک ائتلاف سیاسی یا امنیتی متعارف دانست. پیوند میان این بازیگران، بر مجموعهای از اشتراکات هویتی، سیاسی و راهبردی استوار شده و در طول سالهای گذشته، از سطح همگرایی سیاسی به شبکهای از ظرفیتهای اثرگذار منطقهای ارتقا یافته است.مزیت اصلی این شبکه، صرفاً در توان نظامی نیست، بلکه در ترکیب عمق راهبردی، پیوندهای اجتماعی و سیاسی، تجربه میدانی و ظرفیت بازدارندگی نهفته است. همین ویژگی باعث شده است که جبهه مقاومت بتواند در معادلات منطقهای، هزینه و محاسبه بازیگران مقابل را تغییر دهد.
۲. ترکیه، پاکستان و عربستان؛ همگرایی بدون انسجام کامل
در سوی دیگر، نزدیکی میان ترکیه، پاکستان و عربستان را باید با احتیاط تحلیل کرد. میان این سه کشور، منافع مشترکی در حوزه اقتصاد، امنیت و موازنه منطقهای وجود دارد، اما این همگرایی الزاماً به معنای شکلگیری یک ائتلاف راهبردی منسجم نیست.تفاوت در اولویتهای امنیتی، روابط متفاوت با قدرتهای جهانی و رقابتهای منطقهای باعث میشود این مثلث، بیش از آنکه یک بلوک یکپارچه باشد، مجموعهای از منافع همپوشان و محاسبات مستقل تلقی شود.پس سؤال اصلی درباره این محور، نه آیا با یک ائتلاف مواجهیم؟ بلکه این است که این سه بازیگر تا چه اندازه میتوانند اختلاف منافع خود را مدیریت و ظرفیتهایشان را در یک جهت مشترک قرار دهند.
۳. اسرائیل، امارات و آذربایجان؛ معماری نفوذ در پیرامون ایران
مثلث اسرائیل، امارات و آذربایجان را نیز باید در چارچوب گسترش روابط امنیتی، اطلاعاتی، اقتصادی و ژئوپلیتیکی اسرائیل در محیط پیرامونی ایران تحلیل کرد.اهمیت این شبکه در این است که اسرائیل برای افزایش قدرت اثرگذاری خود، الزاماً به دنبال حضور مستقیم نظامی در همه نقاط نیست، بلکه میتواند از پیوند با بازیگران پیرامونی، همکاریهای اطلاعاتی، فناوری، اقتصادی و امنیتی برای ایجاد عمق عملیاتی و اطلاعاتی استفاده کند.از این منظر، مسئله صرفاً «جنگ ارتشها» نیست، بلکه بخشی از رقابت به جغرافیای پیرامونی، اطلاعات، فناوری و شبکههای نفوذ منتقل شده است.در نهایت اینکه نکته اصلی در این آرایش جدید، تعداد کشورها نیست، کیفیت پیوند میان آنهاست.یک شبکه ممکن است اعضای بیشتری داشته باشد اما در لحظه بحران، به دلیل تضاد منافع از کار بیفتد؛ شبکهای دیگر ممکن است کوچکتر باشد اما به دلیل انسجام راهبردی، ظرفیت اثرگذاری بیشتری پیدا کند.
نتیجهگیری راهبردی:از این منظر، آینده خاورمیانه را نمیتوان فقط با نقشه کشورها توضیح داد. باید نقشه شبکهها را نیز روی آن قرار داد شبکههای هویتی، امنیتی، اقتصادی، سیاسی و اطلاعاتی. رقابت اصلی در سالهای آینده، بر سر این خواهد بود که کدام بازیگر میتواند ظرفیتهای پراکنده خود را به قدرت شبکهای منسجم و پایدار تبدیل کند و این دقیقاً همان نقطهای است که عمق راهبردی از یک مفهوم نظامی فراتر میرود و به یک مزیت ژئوپلیتیکی پایدار تبدیل میشود.