- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
تشدید تنش بین ترکیه و رژیم صهیونیستی
رژیم صهیونیستی و ترکیه وارد مرحلهای از تنش و رقابت فزاینده راهبردی شده اند که به گفته تحلیلگران اسرائیلی این روند بر آینده اسرائیل و نیز معادلات منطقه غرب آسیا تاثیرگذار خواهد بود. در شرایط کنونی تنش بین دو طرف به بالاترین سطح خود در دهههای اخیر رسیده است و هر چند تبدیل این تنش به تقابل مستقیم نظامی بعید به نظر می رسد، اما فراتر از اختلافات دیپلماتیک معمول بوده و برخی ناظران از آن به عنوان «جنگ سرد» خاورمیانه تعبیر کرده اند.
ریشه های تنش
آنکارا و تل آویو از سال ها پیش مناسبات آشکار و پنهان زیادی داشته اند؛ اما پس از جنگ غزه که در اکتبر ۲۰۲۳ به دنبال عملیات طوفان الاقصی شروع شد، روابط دو طرف به شدت تیره شد. دلیل این اختلاف حمایت حزب حاکم ترکیه (حزب عدالت و توسعه) از مقاومت فلسطین و به طور خاص جنبش حماس بود که دارای اشتراکات فکری به دلیل ریشه های اخوانی دو طرف بود.
ترکیه در اعتراض به جنایات رژیم صهیونیستی علیه مردم غزه، روابط دیپلماتیک خود را با اسرائیل قطع کرد و در سال 2024 تجارت دوجانبه را به حال تعلیق درآورد و به پرونده نسلکشی علیه اسرائیل در دیوان بینالمللی دادگستری پیوست.
تنش بین دو طرف در حدی بود که در محافل داخلی اسرائیل از ترکیه به عنوان «ایران جدید» یاد کردند و در مقابل، برخی مقامات ترکیه ای نتانیاهو را «هیتلر زمان» توصیف کردند. برخی وزیران کابینه بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل، هشدار داده اند که باید برای درگیری احتمالی با ترکیه آماده شد. با این حال، اکثر تحلیلگران احتمال جنگ مستقیم را پایین میدانند و معتقدند خطر اصلی، درگیری ناخواسته بر اثر محاسبات غلط است. فشار آمریکا و رابطه شخصی رجب طیب اردوغان با دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا نیز تاکنون مانع از تشدید بیشتر شده است.
محورهای تنش بین ترکیه و رژیم صهیونیستی را می توان در امور زیر خلاصه کرد:
پرونده غزه: نوار غزه در صدر اختلافات دو طرف قرار دارد. دیدگاه آنکارا و تل آویو در مورد آینده غزه متفاوت است. رژیم صهیونیستی برچیدن قدرت نظامی حماس را یک هدف راهبردی میداند، اما ترکیه ادامه فعالیت این جنبش را به عنوان یک بازیگر مؤثر پس از جنگ، یک منفعت آشکار برای خود تلقی می کند.
اردوغان رئیس جمهور ترکیه، حماس را یک سازمان مقاومت می داند و در کنار قطر از این جنبش حمایت کرده و کانالهای ارتباط با آن را همچنان حفظ کرده است. به همین دلیل ترکیه با فشارهای آمریکا و اسرائیل علیه حماس در موضوعاتی چون خلع سلاح و سلب حاکمیت سیاسی از این جنبش مخالف است و تلاش دارد هویت و ماهیت حماس را حفظ کند.
در همین راستا، مسئله ناوگانهای رفع محاصره غزه که با بحران کشتی «ماوی مرمره» در سال ۲۰۱۰ آغاز شد، همچنان یکی از منابع تنش مداوم بین دو طرف محسوب می شود. در واقع، یک جنگ فرسایشی اقتصادی و دیپلماتیک بین دو طرف در جریان می باشد که شامل تحریم تجاری ترکیه علیه رژیم صهیونیستی و ایجاد کمپینهای بین المللی ضد صهیونیستی توسط آنکارا و مشارکت آن در پروندههای قضایی بینالمللی و همچنین گفتمان سیاسی تند اردوغان در قبال اشغالگری است.
سوریه: کشور سوریه به عنوان دومین کانون تنش بین دو طرف مطرح است و برخی کارشناسان اسرائیلی آن را برجسته ترین مرکز تنش راهبردی بین دو طرف می دانند. این تنش پس از فروپاشی نظام بشار اسد در دسامبر 2024 افزایش یافت؛ زیرا جمع بندی اسرائیل آن بود که در مرحله پسااسد، ترکیه در این کشور دست برتر را یافته است.
از طرفی، تل آویو با نگرانی به احتمال ایجاد پایگاههای نظامی ترکیه در مرکز و جنوب سوریه و تلاش آنکارا برای محدود کردن آزادی عملیات هوایی تل آویو در این کشور می نگرد؛ مسئله ای که می تواند مانع توسعه طلبی های بیشتر رژیم صهیونیستی در سوریه باشد.
لبنان: ترکیه یکی از منتقدان سرسخت عملیات اسرائیل در لبنان بوده و آن را «نسل کشی» توصیف کرده است. از طرفی، سخنان اردوغان مبنی بر اینکه امنیت ترکیه از حلب، دمشق و بیروت آغاز می شود، منعکس کننده دیدگاه جدیدی است که نشانگر سیاست های جدید منطقه ای آنکارا می باشد. از این منظر، می توان پیش بینی کرد هرگونه رویارویی آینده بین رژیم صهیونیستی و حزبالله ممکن است به یک نقطه اصطکاک بیشتر با ترکیه تبدیل شود که به دنبال تثبیت حضور خود به عنوان یک بازیگر منطقهای مؤثر در لبنان است.
در این راستا، ترکیه متعهد به ارائه کمکهای نظامی-فنی به نیروهای مسلح لبنان و کمک به حفاظت از مرزهای این کشور شده و تمایل دارد پس از پایان مأموریت نیروی موقت سازمان ملل در لبنان (یونیفیل) در پایان سال ۲۰۲۶، در پروژه امنیتی جدید برای لبنان مشارکت کند.
موضوع ایران: با توجه به اشتراکات و روابط قابل توجه بین آنکارا و تهران، ترکیه مخالف تلاش رژیم صهیونیستی برای فروپاشی حاکمیت ایران بوده و جنگ اخیر علیه ایران را محکوم کرد. در این راستا، رئیس جمهوری ترکیه اعلام کرد ما جزء کسانی نبودیم که بر آتش جنگ بنزین ریختند، بلکه جزء کسانی بودیم که صدای صلح را بلند کردند.
این در حالی است که با توجه به راهبرد جمهوری اسلامی ایران در حمایت از |آرمان فلسطین، به رغم برخی اختلافات و رقابت ها بین آنکارا و تهران، نوعی همگرایی بین دو طرف در مسئله فلسطین وجود دارد که به نوبه خود نگرانی رژیم صهیونیستی را برانگیخته است.
رقابت در شرق دریای مدیترانه: شرق مدیترانه با انرژی و نفوذ ژئوپلیتیک مرتبط است. ترکیه مفهوم «سرزمین آبی» را در این منطقه ترویج میکند که هدف آن گسترش نفوذ دریایی خود در دریای اژه و شرق مدیترانه است، که این امر مستقیماً با منافع یونان و قبرس و به طور غیرمستقیم با منافع رژیم صهیونیستی در تضاد است.
آنکارا ائتلاف فزاینده بین تل آویو، یونان و قبرس را یک تهدید ژئوپلیتیک علیه خود میداند و همکاری در زمینههای انرژی و گاز و استقرار سامانههای ضد موشکی رژیم صهیونیستی در قبرس را بخشی از سیاستی میداند که هدف آن محدود کردن نفوذ منطقهای آنکارا می باشد.
این در حالی است که روند تجهیز نظامی ترکیه شتاب تازه ای یافته و آنکارا در صدد خرید هواپیماهای جنگنده جدید، توسعه سامانه دفاع هوایی خود و گسترش زیرساختهای دفاعی ملی، و توسعه موشکهای بالستیک دوربرد می باشد.
نقش آمریکا
در این میان، آمریکا مهمترین عامل تعادل بین دو طرف محسوب می شود؛ زیرا واشنگتن رژیم صهیونیستی و ترکیه را شرکای راهبردی خود می داند و در نتیجه تلاش می کند تا از سوق یافتن روابط به سمت رویارویی مستقیم جلوگیری کند. تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه، همزمان به عنوان فرستاده ویژه برای سوریه و عراق نیز منصوب شده که نشان دهنده تلاش واشنگتن برای مدیریت این رقابت از طریق یک کانال واحد است.
همچنین واشنگتن از یک کانال فنی غیرمستقیم از طریق میانجیگری آذربایجان حمایت کرده است که از برخوردهای ناخواسته ارتشهای ترکیه و اسرائیل به ویژه در سوریه، جلوگیری می کند. این در حالی است که دو طرف از تبعات و هزینه های هر گونه تقابل نظامی رو در رو آگاه بوده و به راحتی اقدام به چنین ریسکی نمی کنند.
به همین دلیل می توان گفت محتمل ترین سناریو در سالهای آینده، جنگ بین رژیم اشغالگر و ترکیه نیست، بلکه حالتی از جنگ سرد منطقهای است که در آن دو طرف بر سر نفوذ، ائتلاف ها، انرژی، مسیرهای تجاری و رهبری خاورمیانه رقابت می کنند.
جمع بندی
تنش بین ترکیه و اسرائیل به ویژه با محوریت مسئله فلسطین و نوار غزه، که پس از جنگ غزه روند صعودی یافته است؛ برای محور مقاومت بک فرصت محسوب می شود. در این میان، جایگاه جمهوری اسلامی ایران به عنوان کانون و محور جبهه مقاومت در منطقه به ویژه پس از ناکامی دشمنان در جنگ اخیر علیه ایران، برجسته و تاثیرگذار است. با توجه به تنش بین آنکارا و تل آویو، تهران می تواند از طریق توسعه ائتلافات منطقه ای، به ویژه تقویت همگرایی با ترکیه، به توسعه محور مقاومت پرداخته و به طور مشترک مانع توسعه طلبی های رژیم غاصب شوند.