- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
«روز مبادا»؛ سناریوی جدید ائتلاف ضدایرانی برای فشار چندلایه
این روزها در محافل امنیتی و راهبردی، یک پرسش بیش از همه تکرار میشود: بعد از سه ضربه ناکام، دشمن برای دور بعدی چه خوابی دیده است؟ آنطور که از شواهد و قرائن برمیآید، ائتلاف ضدایرانی نهتنها عقب ننشسته، بلکه در حال بازتعریف نقشهای است که اینبار قرار است همه تکههای پازل را یکجا کنار هم بگذارد. بگذارید صریح بگویم: «روز مبادای کشور» نزدیکتر از چیزی است که خیلیها تصور میکنند.ماجرا از این قرار است که شاخه عملیات در «میز ایران» سر یک دوراهی تعیینکننده مردد مانده؛ یکسو، ادامه فشار فرسایشی اقتصادی است، همان راهی که از تیر تا دی ۱۴۰۴ رفتند و تلاش کردند با تنگتر کردن حلقه محاصره و بستن مسیرهای انتقال کالا، جامعه را به جوش بیاورند. سوی دیگر، یک ضربه نظامی سهمگین است به ارکان سیاسی، امنیتی و انتظامی، به ذخایر و زیرساختهای اساسی، همراه با فعالسازی میلیشیای سازمانیافته و یک خیز مسلحانه گسترده با پوشش هوایی برای تصرف مراکز مدیریتی.اگر نگاهی به سه مرحله گذشته بیندازیم، الگوی شکست دشمن روشن میشود. ضربه سحرگاه ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ از نظر اطلاعاتی و عمق عملیات واقعاً کمنظیر بود؛ شوک اولیهاش سنگین بود. اما وقتی مردم همراهی نکردند، قسمت دوم نقشه سکته کرد و پروژه تهاجم عملاً شکست خورد. بعد از آن، ماهها با فعالسازی مکانیزم ماشه فضا را برای رسیدن اقتصاد و جامعه به نقطه جوش آماده کردند؛ شب ۱۸ و ۱۹ دی ۱۴۰۴ همان نقطهای بود که انتظار داشتند جنگ شهری گسترده شروع شود و مراکز حساس سقوط کند. اما اینبار نیروی خارجی تأخیر داشت و باز هم اهدافشان محقق نشد. خلاصه اینکه در خرداد، عامل داخلی بهموقع وارد چرخه نشد و در دی، عامل خارجی از تحولات جاماند.نکته مهم اما ۹ اسفند ۱۴۰۴ بود؛ روزی که قیام هسته سخت نظام و تصرف خیابانها توسط مردم انقلابی، همه معادلات را به هم ریخت. همان حرکتی که ماشین جنگی دشمن در بیرون و شبکه ستون پنجم در داخل را عملاً خنثی کرد. اگر بخواهم منصفانه قضاوت کنم، این تنها نقطهای بود که دشمن واقعاً غافلگیر شد و نقشهاش نقش بر آب شد.حالا اما ائتلاف ضدایرانی مترصد فرصت است تا فرمول بازگشت به جنگ را پیدا کند؛ اینبار در ابعادی بسیار گستردهتر و عمیقتر. بهشخصه اعتقاد دارم شبکه ستون پنجم در این مقطع تاریخی و در انتخابهای ائتلاف بیرونی نقشی بهشدت تعیینکننده دارد. برای همین است که میگویم باید دو برابر تحرکات بیرونی، متوجه تحولات داخلی بود. خواندن دست دشمن چندان سخت نیست؛ آنها میخواهند در یک بازه زمانی کوتاه و فشرده، پنجره جدیدی برای ورود به جنگ باز کنند. در این سناریو، فاصله میان اغتشاش گسترده و گرم داخلی تا مداخله سخت خارجی و میدانداری هزاران هسته خفته و میلیشیای مسلح بسیار کوتاه خواهد بود.در واقع دشمن اینبار قصد دارد ضربات ۲۳ خرداد، ۱۸ و ۱۹ دی و ۹ اسفند را یکجا و در یک بازه فشرده پیاده کند تا فروپاشی امنیتی کشور را رقم بزند و بعد از آن عملیات زمینی را از مرزهای مختلف شروع کند. به زبان سادهتر، میخواهند همزمان هم ارکان نظامی و اطلاعاتی را بزنند، هم شورش گرم شهری راه بیندازند، هم ارکان عالی سیاسی و مدیریتی را حذف کنند. هدف نهاییشان روشن است: فروپاشی امنیتی از درون و سپس آغاز عملیات زمینی از بیرون.مردم مبعوث و در میدان باید بدانند که در این جنگ وجودی، ایران رسماً در یک آرایه آخرالزمانی قرار گرفته است. شکست یا پیروزی در این نبرد، آینده نسلهای بعدی و حتی بشریت را در این عصر ظهور شکل خواهد داد. هر آنچه تاکنون در شبهای میدان و خیابان مشق شده، پیشدرآمد فاز بعدی جنگ است؛ جنگی که بهزودی و در ابعادی بسیار سهمگین به درون کشور خواهد آمد. در آن «روز مبادای کشور»، نوبت حرکت خنثیکننده ملت برای دفاع از کیان اسلام، انقلاب، ایران و آخرین سنگر بشریت در برابر لشکر شیاطین آدمخوار فرا خواهد رسید.