۰۱:۲۱
۱۴۰۵/۰۵/۲۸
پس از جنگ‌های چندلایه

بازتعریف قدرت مقاومت در عصر نبردهای ترکیبی

قف
تحولات سال‌های اخیر در غرب آسیا نشان می‌دهد که مفهوم جنگ و قدرت در حال تغییر است. رویارویی‌های جدید دیگر تنها در میدان نظامی تعیین نمی‌شوند، بلکه رسانه، اقتصاد، فناوری، سرمایه اجتماعی و توان بازسازی نیز به عناصر اصلی قدرت تبدیل شده‌اند. در چنین شرایطی، جریان‌های منطقه‌ای برای حفظ نقش خود ناگزیر از بازتعریف راهبردها، تقویت ساختارهای انسانی و عبور از الگوهای سنتی مواجهه هستند.
نویسنده :
سعید سپاهی کارشناس مسائل بین الملل
کد خبر:
۳۸۸۵
در تاریخ جنگ های منطقه‌ایی، برخی جنگ‌ها صرفاً یک برخورد نظامی نیستند بلکه نقطه‌ایی برای آشکار شدن تغییرات عمیق در ساختار قدرت هستند. تحولات سال‌های اخیر در غرب آسیا از غزه تا لبنان، از دریای سرخ تا رویارویی مستقیم ایران و اسرائیل، نشان می‌دهد که منطقه وارد مرحله‌ای شده که در آن مرز میان جنگ، سیاست، رسانه، اقتصاد و ادراک عمومی بیش از هر زمان دیگری درهم تنیده استجنگ‌های اخیر را نمی‌توان با معیارهای کلاسیک قرن بیستم تحلیل کرد. دیگر مسئله فقط تعداد هواپیما، موشک یا وسعت سرزمین نیست؛ بلکه توانایی یک بازیگر برای حفظ انسجام، بازسازی ظرفیت‌ها، مدیریت روایت و تبدیل فشار به فرصت، تعیین‌کننده شده استبررسی روند تحولات پس از عملیات‌های گسترده اسرائیل علیه مقاومت و سپس رویارویی مستقیم ایران و تل‌آویو نشان می‌دهد که منطقه از مدل تقابل نیابتی محدود به سمت رقابت مستقیم و چندلایه حرکت کرده است. برخی تحلیل‌های غربی نیز معتقدند جنگ ۱۲ روزه، اگرچه ضربات جدی به زیرساخت‌ها و ساختارهای امنیتی ایران وارد کرد، اما همزمان نشان داد که شبکه‌های منطقه‌ایی همسو با تهران دارای ظرفیت تطبیق و بازآرایی هستنددر این میان، بزرگ‌ترین اشتباه تحلیلی، نگاه خطی به جریان مقاومت است مقاومت را نمی‌توان فقط در قالب یک سازمان، یک فرماندهی یا یک میدان جغرافیایی تعریف کرد. این پدیده طی چند دهه به یک شبکه چندمرکزی تبدیل شده که هر بخش آن ویژگی‌های خاص خود را دارد.در لبنان، مسئله اصلی حفظ قدرت بازدارندگی و توان اجتماعی است. در فلسطین، مسئله استمرار مقاومت در شرایط فشار بی‌سابقه انسانی و نظامی استدر یمن، ظهور یک بازیگر جغرافیاگریز نشان داد که معادلات امنیتی دیگر فقط در مرزهای سنتی تعریف نمی‌شونددر عراق نیز مسئله اصلی، نسبت میان دولت، امنیت ملی و گروه‌های اجتماعی اثرگذار است.وجه مشترک این میدان‌ها، بیش از آنکه یک فرماندهی یکسان باشد، یک منطق مشترک است: تبدیل محدودیت‌های ژئوپلیتیک به ظرفیت راهبردیاما مرحله جدید، یک پرسش اساسی را پیش روی این جریان قرار داده است: آیا مدل‌های گذشته برای آینده کافی هستند؟پاسخ به این پرسش نیازمند عبور از نگاه‌های احساسی و ورود به سطح تحلیل راهبردی است.جریان‌های بزرگ تاریخی معمولاً در دوره‌های فشار شدید، نه فقط با دشمن بیرونی، بلکه با آزمون درونی مواجه می‌شوند. مهم‌ترین آزمون، کیفیت تصمیم‌گیری، توان اصلاح، تربیت نسل جدید و حفظ سرمایه انسانی استتجربه جنگ‌های اخیر(۱۲روزه و رمضان)نشان داد که فناوری نظامی، اطلاعات، پهپادها، موشک‌ها و عملیات سایبری اهمیت فزاینده‌ای پیدا کرده‌اند اما در کنار آن، یک عامل تعیین‌کننده‌تر نیز وجود دارد: کیفیت شبکه انسانیقدرت‌های بزرگ نظامی نیز زمانی دچار بحران می‌شوند که میان ساختار تصمیم‌گیری و واقعیت میدان فاصله ایجاد شود. به همین دلیل، یکی از مهم‌ترین درس‌های مرحله جدید، ضرورت بازسازی مفهوم نیروی مؤثر است.نیروی مؤثر در قرن جدید، فقط نیرویی نیست که انگیزه دارد بلکه باید تحلیل‌گر، متخصص، رسانه‌شناس و قادر به فهم پیچیدگی‌های جهان باشدیکی از چالش‌های مهم در بسیاری از جریان‌های سیاسی و اجتماعی، تبدیل اختلاف نظر به جنگ هویتی است. این مسئله باعث می‌شود بخش قابل توجهی از انرژی یک جریان به جای حل مسائل واقعی، صرف حذف نیروهای داخلی شود.در فضای جدید، سرمایه اجتماعی یک قدرت راهبردی است. دشمنان یک جریان، فقط زیرساخت‌های نظامی آن را هدف قرار نمی‌دهند؛ بلکه تلاش می‌کنند اعتماد عمومی، انسجام داخلی و تصویر آینده را نیز تضعیف کنند.بنابراین، نبرد آینده صرفاً نبرد موشک و پهپاد نیست؛ نبرد روایت‌ها، مدل‌های حکمرانی و توانایی تولید امید نیز هست.جریان مقاومت اگر بخواهد در مرحله جدید اثرگذار باقی بماند، نیازمند سه تحول اساسی است:
نخست، گذار از واکنش به طراحی
بخش مهمی از موفقیت راهبردی در آینده متعلق به بازیگری خواهد بود که بتواند قبل از بحران، محیط را تحلیل و سناریوهای مختلف را آماده کند.
دوم، گذار از هیجان رسانه‌ایی به قدرت اقناعی
رسانه‌ایی که فقط مخاطب همسو را تحریک کند، قدرت محدودی دارد. رسانه راهبردی باید بتواند مخاطب بی‌طرف، دانشگاهی و حتی منتقد را نیز وارد گفت‌وگو کند.
سوم، گذار از فردمحوری به نهادسازی
جریان‌های پایدار، بر شخصیت‌ها متکی نمی‌مانند؛ بلکه دانش، تجربه و فرهنگ سازمانی را منتقل می‌کنند.تحولات اخیر منطقه نشان داده است که هیچ بازیگری نمی‌تواند آینده را فقط با ابزارهای گذشته بسازد همان‌گونه که محیط امنیتی تغییر کرده، زبان سیاست و رسانه نیز باید تغییر کند.
مقاومت در مرحله جدید بیش از هر زمان دیگری نیازمند ترکیب سه عنصر است: حافظه تاریخی، عقلانیت راهبردی و توان بازسازیقدرت آینده در غرب آسیا متعلق به جریانی خواهد بود که بتوان
د میان آرمان و واقعیت، میان هویت و کارآمدی، و میان مقاومت و نوآوری تعادل برقرار کندمسئله اصلی آینده، صرفاً این نیست که چه کسی در یک نبرد پیروز می‌شود بلکه این است که چه کسی توانایی ساختن نظم پس از نبرد را خواهد داشت
گزارش خطا
captcha
آخرین اخبار
تشدید اختلافات تجاری میان واشنگتن و اتاوا؛
جنگ تعرفه‌ای آمریکا و کانادا چه درسی برای ایران دارد؟
پیامدهای راهبردی قطع حمایت آمریکا از نیروهای پیشمرگه؛
اقلیم کردستان در جست‌وجوی تکیه‌گاه‌های جدید امنیتی
بحران‌سازی جدید علیه ایران؛
سه‌گانه بنزین، دلار و حجاب
چشم‌انداز شکاف همکاری کانادا و آمریکا؛
از اتحاد راهبردی تا تقابل تمام‌عیار
دگردیسی تحریم‌ها؛ از فشار گروهی تا محاصره شبکه‌ای
فشار بر شبکه مالی حزب‌الله و آزمون موازنه‌گری ترکیه
تنگه هرمز؛ اهرم ایران در برابر فشار واشنگتن
بازی اقتصادی آمریکا با قدرت چهارم جهان
چهار سناریوی ایران برای افزایش فشار بر دولت ترامپ؛
انتخابات آمریکا؛ پنجره راهبردی ایران
ورود پکن به همکاری‌های نظامی؛
عقاب‌های تمدن؛ شکاف در انحصار امنیتی آمریکا
شکل‌گیری الگویی برای سیاست خارجی مستقل در منطقه؛
تفلیس تحریم‌های ضدایرانی اروپا را نپذیرفت
حمله به ابوالظهور و پیام‌های فراتر از مرزهای سوریه
رویارویی سه‌جانبه در سوریه
جنگ فرسایشی، هزینه‌های فزاینده و بحران تصمیم‌گیری در واشنگتن؛
بن‌بست ژئوپلیتیک ترامپ در خلیج فارس
راهبرد دمشق برای تغییر موازنه قدرت؛
پیمان مکه؛ اهرم جدید دمشق در برابر تل‌آویو
تغییر موازنه قدرت و چالش‌های راهبردی آمریکا در خلیج فارس؛
دست‌های خالی ترامپ در موازنه نظامی و اقتصاد سیاسی