۰۱:۲۹
۱۴۰۵/۰۵/۲۸
تحلیل آینده امنیت انرژی و نظم دریایی در خلیج فارس

آمریکا میان دو راهی هرمز؛ پذیرش نقش ایران یا تداوم هزینه‌های حضور نظامی

ه
تنگه هرمز بار دیگر به مرکز یکی از مهم‌ترین مناقشه‌های ژئوپلیتیکی جهان بازگشته است؛ جایی که امنیت انرژی، آزادی کشتیرانی و جایگاه ایران در نظم منطقه‌ای به یکدیگر گره خورده‌اند. در حالی که واشنگتن بر اصل آزادی ناوبری بدون محدودیت تأکید دارد، تهران بر ضرورت پذیرش نقش خود در معماری امنیتی خلیج فارس تأکید می‌کند. نتیجه این رقابت می‌تواند بر آینده بازار انرژی و توازن قدرت در غرب آسیا اثرگذار باشد.
کد خبر:
۳۸۸۶
فاطمه محمدی‌پور
تنگه هرمزامروز در دستان دیپلماسی تهران در حال تبدیل شدن به اهرمی برای تحقق آرمانی دیرینه است: به‌رسمیت‌شناسی جایگاه طبیعی و حقوقی ایران در نظم امنیتی خلیج‌فارس. جمهوری اسلامی ایران با ابتکار مشترک با عمان، پیشنهادی را روی میز گذاشته که در آن، کنترل ترافیک دریایی نه با زور، بلکه با توافق بین‌المللی به تهران سپرده می‌شود؛ مدلی که اگر به سرانجام برسد، برای اولین بار در تاریخ، قدرت ژئوپلیتیک ایران در تنگه هرمز از یک توانمندی نظامی به یک حق قانونی و دائمی ارتقا می‌یابد. اندیشکده زاویه؛ مذاکرات بر سر تنگه هرمز صرفا بخشی از تلاش‌های دیپلماتیک جهت پایان دادن به جنگ تحمیلی ایالات متحده آمریکا علیه ایران نیست بلکه پاسخ به این سوال است که چه کسی یکی از مهمترین مسیرهای انرژی جهان را کنترل خواهد کرد و تحت چه شرایطی. اکنون ایران به دنبال مدلی است که در آن نقش ویژه تهران در تنظیم ترافیک از طریق تنگه هرمز صرفاً نتیجه جغرافیا یا قدرت نظامی نباشد، بلکه عملاً به رسمیت شناخته شود و این یکی از خطوط قرمز اصلی واشنگتن است. بر اساس سازوکاری که ایران و عمان در حال بررسی آن هستند، تهران می‌تواند در کنترل کشتی‌هایی که از طریق هرمز وارد خلیج فارس می‌شوند، نقشی پررنگ داشته باشد. اگر چنین سازوکاری در یک توافق بین‌المللی رسمی شود، ایران می‌تواند از طریق دیپلماسی به هدفی که دهه‌ها جهت دست یابی به آن تلاش نموده، دست یابد: تبدیل موقعیت جغرافیایی خود در نزدیکی تنگه هرمز به ابزاری دائمی برای نفوذ سیاسی.امروزه، سهم عظیمی از تجارت انرژی جهانی از طریق این کریدور دریایی باریک عبور می‌کند. طبق گزارش اداره اطلاعات انرژی ایالات متحده آمریکا، در سال ۲۰۲۴ روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآورده‌های نفتی از طریق هرمز جابجا شده است - تقریباً یک پنجم مصرف جهانی مایعات نفتی. حدود یک پنجم تجارت جهانی گاز طبیعی مایع نیز از همین مسیر عبور کرده است. بنابراین تنگه هرمز صرفاً مسئله ایران، آمریکا یا کشورهای خلیج فارس نیست، بلکه این تنگه یکی از دریچه‌های مهم اقتصاد جهانی است.واشنگتن همواره بر اصل آزادی ناوبری از طریق تنگه تأکید داشته و موضع آن باز ماندن تمام خطوط کشتیرانی بدون هزینه یا محدودیت ایران است. اما تهران فلسفه متفاوتی را پیشنهاد می‌کند و آن این است که نقش رسمی در مدیریت تنگه داشته باشد. این تفاوت موضع در واقع جوهره چانه‌زنی سیاسی بوده که امروز در حال انجام است. در طی دهه‌های گذشته، هر بحران جدی مربوط به ایران با این سوال همراه بود: آیا تهران می‌تواند تنگه را ببندد و اگر این کار را انجام دهد، چه اتفاقی برای قیمت جهانی نفت خواهد افتاد؟ اما اکنون سوال متفاوتی مطرح می‌شود: آیا ایران می‌تواند توافقی را منعقد کند که طبق آن دیگر نیازی به بستن هرمز نداشته باشد زیرا حق آن برای تأثیرگذاری بر ترافیک دریایی بخشی از یک نظم منطقه‌ای جدید خواهد شد؟ پاسخ به این سوال همان نتیجه‌ای است که واشنگتن از آن می‌ترسد.باید گفت موقعیت مذاکره ایران با واقعیت‌های اقتصادی تقویت می‌شود زیرا در حال حاضر نمی‌توان تنگه هرمز را به طور کامل جایگزین کرد. عربستان سعودی و امارات متحده عربی خطوط لوله‌ای دارند که می‌توانند بخشی از صادرات نفت را از تنگه هرمز دور بزنند، اما ظرفیت اضافی آنها برای جایگزینی کل جریان دریایی کافی نیست. بنابراین حتی احتمال وقوع بحران دیگر بلافاصله در بازارهای جهانی منعکس می‌شود. اینجاست که قیمت واقعی چانه‌زنی فعلی روشن می‌شود. مسئله ایالات متحده آمریکا در حال حاضر، حفظ اصل آزادی ناوبری است. برای ایران، مسئله به دست آوردن این شناخت است که هیچ سیستم امنیتی منطقه‌ای نمی‌تواند بدون حذف تهران ایجاد شود. برای پادشاهی‌های خلیج فارس، هدف حتی عملی‌تر است: آنها صرفاً باید بتوانند نفت و گاز خود را به طور قابل اعتمادی صادر کنند.در نتیجه، منافع واشنگتن و کشورهای عربی خلیج فارس کاملاً با هم منطبق نیست. از نظر واشنگتن، اعطاء اختیارات رسمی به ایران در تنگه هرمز می‌تواند امتیازی استراتژیک به نظر برسد. با این حال، برای تولیدکنندگان نفت خلیج فارس، یک مکانیسم کشتیرانی کنترل‌شده و قابل پیش‌بینی، حتی مکانیسمی که به ایران نقش مهمی می‌دهد، از نظر تئوری می‌تواند نسبت به تهدید دائمی جنگ و بسته شدن تنگه ارجحیت داشته باشد.عمان جایگاه ویژه‌ای در این ترتیبات دارد. مسقط مدت‌هاست که توانایی منحصر به فردی برای حفظ گفتگو همزمان با ایران، پادشاهی‌های عرب و غرب دارد. ایران و عمان همچنین در مدیریت ترافیک دریایی در این منطقه تازه‌کار نیستند: سیستم جداسازی ترافیک موجود در تنگه توسط دو کشور پیشنهاد شده و توسط سازمان بین‌المللی دریانوردی در سال ۱۹۶۸ تصویب شده است
.اکنون تهران بازگشایی تنگه هرمز را به خواسته‌های دیگری نیز مرتبط می‌کند. ایران خواستار لغو تحریم‌ها و جبران خسارات وارده در جریان درگیری بوده که خواسته ای به حق است. در مقابل ترامپ درخواست غیر منطقی برای جبران خسارت از ایران مطرح کرده و استدلال نموده است که تهران باید خسارات و آسیب‌هایی را که واشنگتن به اقدامات ایران در طول چندین دهه نسبت می‌دهد، بپردازد. باید گفت خواسته‌های غیر منطقی، انتظارات از مصالحه سریع را به میزان قابل توجهی کاهش داده است.اگر ایالات متحده آمریکا مدلی را بپذیرد که به ایران اختیارات ویژه‌ای در زمینه کشتیرانی بدهد، طبیعی است که تهران می‌تواند آن را به عنوان مدرکی مبنی بر اینکه فشار نتیجه استراتژیک داشته است، ارائه دهد. ایران از این طریق می تواند دشمنان خود را مجبور کند نقش مرکزی آن را در خلیج فارس به رسمیت بشناسند، همانطور که در طی جنگ تحمیلی سوم شاهد آن بودیم. اگر واشنگتن قاطعانه چنین مدلی را رد کند، سوال دیگری مطرح می‌شود: ایالات متحده آمریکا چگونه قصد دارد آزادی کشتیرانی را در طی سال‌های آینده بدون حفظ حضور نظامی دائمی و خطر رویارویی دیگر تضمین کند؟پاسخ به این پرسش ساده نیست و به همین دلیل است که تنگه هرمز اکنون به مسئله ای فراتر از یک موضوع در مذاکرات ایالات متحده آمریکا و ایران تبدیل می‌شود. آنچه در حال وقوع است، تلاش جهت تعریف معماری جدید کنترل بر مهمترین کریدور انرژی خاورمیانه است و پیامدهای چنین تصمیمی ابتدا نه توسط آمریکا، بلکه توسط آسیا احساس خواهد شد.بیشتر نفت و گازی که از طریق تنگه هرمز منتقل می‌شود، به مقصد چین، هند، ژاپن، کره جنوبی و سایر اقتصادهای آسیایی است. بنابراین، ترتیبات کشتیرانی جدید نه تنها به موضوعی برای سیاست خاورمیانه، بلکه به موضوعی برای سیاست جهانی تبدیل خواهد شد. صلح در تنگه هرمز زمانی حاصل می‌شود که طرفین بر سر اینکه چه کسی نبض اقتصاد انرژی جهانی را در دست دارد، به توافق برسند. بنابراین، سوال اصلی امروز دیگر صرفاً این نیست که آیا هرمز بازگشایی خواهد شد یا خیر. سوال مهم‌تر این است: اگر بازگشایی شود، چه کسی قوانین عبور از آن را تعیین خواهد کرد؟
گزارش خطا
captcha
آخرین اخبار
تشدید اختلافات تجاری میان واشنگتن و اتاوا؛
جنگ تعرفه‌ای آمریکا و کانادا چه درسی برای ایران دارد؟
پیامدهای راهبردی قطع حمایت آمریکا از نیروهای پیشمرگه؛
اقلیم کردستان در جست‌وجوی تکیه‌گاه‌های جدید امنیتی
بحران‌سازی جدید علیه ایران؛
سه‌گانه بنزین، دلار و حجاب
چشم‌انداز شکاف همکاری کانادا و آمریکا؛
از اتحاد راهبردی تا تقابل تمام‌عیار
دگردیسی تحریم‌ها؛ از فشار گروهی تا محاصره شبکه‌ای
فشار بر شبکه مالی حزب‌الله و آزمون موازنه‌گری ترکیه
تنگه هرمز؛ اهرم ایران در برابر فشار واشنگتن
بازی اقتصادی آمریکا با قدرت چهارم جهان
چهار سناریوی ایران برای افزایش فشار بر دولت ترامپ؛
انتخابات آمریکا؛ پنجره راهبردی ایران
ورود پکن به همکاری‌های نظامی؛
عقاب‌های تمدن؛ شکاف در انحصار امنیتی آمریکا
شکل‌گیری الگویی برای سیاست خارجی مستقل در منطقه؛
تفلیس تحریم‌های ضدایرانی اروپا را نپذیرفت
حمله به ابوالظهور و پیام‌های فراتر از مرزهای سوریه
رویارویی سه‌جانبه در سوریه
جنگ فرسایشی، هزینه‌های فزاینده و بحران تصمیم‌گیری در واشنگتن؛
بن‌بست ژئوپلیتیک ترامپ در خلیج فارس
راهبرد دمشق برای تغییر موازنه قدرت؛
پیمان مکه؛ اهرم جدید دمشق در برابر تل‌آویو
تغییر موازنه قدرت و چالش‌های راهبردی آمریکا در خلیج فارس؛
دست‌های خالی ترامپ در موازنه نظامی و اقتصاد سیاسی