- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
آینده رویارویی ترکیه و اسرائیل در سوریه
سقوط دولت بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴، سوریه را از میدان نبرد نیابتی به صحنهای برای رویارویی مستقیم ترکیه و اسرائیل تبدیل کرده است. آنچه تا پیش از این یک رقابت پنهان بود، اکنون در پی حملات هوایی اخیر اسرائیل به پایگاه هوایی ابوالظهور در استان ادلب در ۱۸ اوت ۲۰۲۶، به مرز هشداردهندهای از تنش نظامی مستقیم رسیده است. تام باراک، سفیر آمریکا در ترکیه و فرستاده ویژه رئیسجمهور در امور سوریه، هشدار داده که این حملات «ریسک واقعی تشدید سریع به رویارویی نظامی مستقیم بین اسرائیل و ترکیه و همچنین سوریه» را در پی خواهد داشت.
اختلاف راهبردی بنیادین
در هسته تنش، تضادی غیرقابلحل در چشمانداز دو کشور برای آینده سوریه قرار دارد. ترکیه به دنبال سوریهای متمرکز، دارای تمامیت ارضی و همسو با آنکارا است و از دولت احمد الشرع حمایت همهجانبه میکند. آنکارا با سرمایهگذاری در بازسازی، آموزش ارتش سوریه و کمکهای نظامی و دیپلماتیک، به دنبال تثبیت نفوذ خود در سراسر این کشور است. در مقابل، اسرائیل سوریهای ضعیف و چندپاره را ترجیح میدهد که توانایی تهدید امنیت آن را نداشته باشد. این تفاوت بنیادین، دو کشور را در مسیر برخوردی اجتنابناپذیر قرار داده است.
خطوط قرمز و واکنشهای نظامی
اسرائیل بهوضوح خط قرمز خود را ترسیم کرده است: هرگونه استقرار نظامی ترکیه در پایگاههای هوایی سوریه، به ویژه در نزدیکی مرزهای اسرائیل، غیرقابلقبول است. بر اساس گزارشها، اسرائیل در مارس ۲۰۲۵ پایگاه تیفور در حمص را ساعتها پیش از بازدید هیئت ترکیه هدف قرار داده بود تا از استقرار سامانههای پدافند هوایی و پهپادهای ترکیه جلوگیری کند. دفتر نخستوزیری اسرائیل اعلام کرد سوریه در آستانه نقض «وضعیت موجود مورد توافق در امور امنیتی» با اجازه استقرار نیروهای ترکیه در پایگاه ابوالظهور بوده است. تنش میان دو کشور در ماههای اخیر به طور قابلتوجهی افزایش یافته و از مرحله رقابت کلامی به اقدامات عملی نظامی گام نهاده است. در هفت ماه پس از سقوط اسد، اسرائیل نزدیک به ۱۰۰۰ حمله هوایی و توپخانهای در سوریه انجام داده است. تازهترین مورد، حمله ۱۸ اوت ۲۰۲۶ به پایگاه هوایی ابوظهور در استان ادلب بود که تنها ۷۰ کیلومتر با مرز ترکیه فاصله دارد. این حمله که فقط ساعاتی پس از بازدید یک هیئت نظامی ترکیه از این پایگاه برای بررسی امکان راهاندازی مجدد آن صورت گرفت، پیام روشنی برای آنکارا داشت: اسرائیل اجازه نخواهد داد ترکیه با استقرار سامانههای پدافندی یا هواپیماهای خود در سوریه، بر آسمان این کشور تسلط یابد و آزادی عمل نیروی هوایی اسرائیل را محدود کند.
در سطح نیابتی نیز رقابت طرفین گسترده است. اسرائیل با نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) و یگانهای مدافع خلق (YPG) پیوندهایی برقرار کرده است تا از آنها به عنوان ابزاری برای مهار تثبیت قدرت دولت مرکزی استفاده کند. این موضوع برای ترکیه که گروههای کرد را تهدیدی مستقیم برای امنیت ملی خود میداند، خط قرمز محسوب میشود. همزمان، ترکیه نگرانی خود را از ورود زمینی نظامیان اسرائیلی به جنوب سوریه و برقراری ایستهای بازرسی در خاک این کشور اعلام کرده است.
آینده رویارویی: سناریوهای محتمل
سناریوی نخست، تشدید تدریجی، اما کنترلشده است. در این حالت، هر دو کشور از خط تماس مستقیم نظامی پرهیز میکنند، اما رقابت خود را از طریق حملات هوایی هدفمند، عملیات اطلاعاتی و نفوذ بر گروههای محلی ادامه میدهند. اسرائیل به حملات پیشدستانه علیه تأسیسات نظامی سوریه ادامه میدهد و ترکیه نیز با تقویت توانمندیهای نظامی و دیپلماتیک خود، نفوذش را در سوریه گسترش میدهد. تحلیلگران معتقدند محتملترین سناریو، تقویت پستهای دیدهبانی و حضور محدود نظامی بدون ایجاد پایگاههای دائمی بزرگ است.
سناریوی دوم، رویارویی مستقیم و نظامی است. به عقیده تحلیلگران، عدم وجود کانالهای ارتباطی شفاف میان طرفین میتواند موقعیتی را ایجاد کند که در آن یک اشتباه محاسباتی به درگیری تمامعیار منجر شود. ترکیه با داشتن دومین ارتش بزرگ ناتو و توان پهپادی قابلتوجه و اسرائیل با قدرت هوایی برتر و فناوری پیشرفته، هر دو از توانمندی نظامی بالایی برخوردارند که میتواند هزینههای سنگینی برای هر دو طرف و کل منطقه به همراه داشته باشد.
سناریوی سوم، مهار و مدیریت تنش از طریق مکانیسمهای بینالمللی است. آمریکا در حال تلاش برای ایجاد یک «مکانیسم کاهش تنش» سهجانبه میان اسرائیل، ترکیه و سوریه است. سرمایهگذاری در چنین مکانیسمهایی بسیار کمهزینهتر از تکیه بر ابزارهای جنگی است که میتواند صدها میلیون دلار هزینه داشته باشد. ایجاد مرکز هماهنگی ۲۴ ساعته با کارکنانی مسلط به عبری، عربی، انگلیسی و ترکی در هسته مرکزی سناریوی سوم قرار دارد.
جمعبندی
آینده رویارویی ترکیه و اسرائیل در سوریه در هالهای از ابهام قرار دارد. آنچه روشن است، تضاد راهبردی عمیق دو کشور و افزایش خطر رویارویی مستقیم نظامی است. سوریه به عرصهای برای رقابت دو قدرت منطقهای تبدیل شده که هرکدام رویای نظم جدیدی در خاورمیانه را در سر میپرورانند. نقش آمریکا به عنوان میانجی و ضامن مکانیسمهای کاهش تنش و همچنین توانایی رهبران دو کشور در مدیریت خردمندانه تنشها تعیینکننده خواهد بود. با توجه به سابقه تنشها و تشدید اخیر، بهنظر میرسد منطقه در آستانه دورهای جدید از رقابتهای ژئوپلیتیکی قرار دارد که در آن سوریه نه تنها میدان نبرد ترکیه و اسرائیل بلکه آزمونی برای نظم نوین خاورمیانه در پرتو تحولات عمیق قدرت پس از جنگ ایران و آمریکا خواهد بود.