۰۰:۱۰
۱۴۰۵/۰۶/۰۲
واکاوی مؤلفه‌های ژئوپلیتیکی؛

فشار عمقی پیرامونی؛ نظریه‌ای برای فهم قدرت انصارالله

م
تحولات سال‌های اخیر نشان می‌دهد انصارالله از یک بازیگر عمدتاً محلی به عاملی مؤثر در معادلات امنیتی و اقتصادی منطقه تبدیل شده است؛ تحولی که با تکیه بر عمق جغرافیایی، موقعیت باب‌المندب و توان نامتقارن، معادله سنتی قدرت میان یمن و عربستان را دگرگون کرده است.
نویسنده :
حامد حق پناه کارشناس مسائل بین الملل
کد خبر:
۳۹۰۴

در سال‌های اخیر، هندسه قدرت در جنوب شبه‌جزیره عربستان تحول آشکاری یافته است. انصارالله که زمانی بازیگری محلی و محدود در خاک یمن شمرده می‌شد، پس از رویداد‌های مهر ۱۴۰۲ و در پی حملات پیاپی نیرو‌های آمریکا در سال‌های ۱۴۰۳ و ۱۴۰۴، به بازیگری منطقه‌ای تبدیل شده است. کنترل نسبی بر باب‌المندب و توانایی ایجاد اختلال در بخشی از تجارت جهانی، این گروه را از حاشیه به کانون معادلات امنیتی منطقه کشانده است. این تحول را نمی‌توان تنها با ابزار‌های سنتی قدرت شرح داد. نظریه فشار عمقی پیرامونی چارچوبی تازه برای فهم این واقعیت در اختیار می‌گذارد.

تعریف نظریه فشار عمقی پیرامونی

این نظریه بر سه رکن استوار است. رکن نخست، عمق ژئوپلیتیک نامتقارن است. انصارالله در محیطی چندلایه، کوهستانی، قبیله‌ای و صعب‌العبور عمل می‌کند. هزینه دفاع برای این بازیگر بسیار پایین و هزینه حمله برای هر قدرت خارجی بسیار بالا است. عربستان طی بیش از یک دهه نتوانست این عمق را بشکند.

رکن دوم، فشار اقتصادی بر گلوگاه‌های جهانی است. انصارالله تنها بازیگر پیرامونی است که بر باب‌المندب تسلط دارد و می‌تواند حدود دوازده تا پانزده درصد از تجارت دریایی جهان را مختل کند. این فشار مسیر‌های انتقال انرژی به اروپا و آمریکا را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد و عربستان را در موقعیت وابستگی امنیتی قرار می‌دهد.

رکن سوم، توان امنیتی انعطاف‌پذیر و کم‌هزینه است. پهپادها، موشک‌ها و قایق‌های تهاجمی ابزار‌هایی هستند که با هزینه اندک خسارت سنگین بر تأسیسات و زیرساخت‌های عربستان وارد می‌کنند. این ترکیب را می‌توان قدرت عمقی نامید؛ قدرتی که از پیرامون برخاسته و مرکز را در تنگنا قرار می‌دهد.

فرض اصلی نظریه این است که قدرت واقعی در غرب آسیا امروز نه از مراکز ثروتمند و پیمان‌محور، بلکه از پیرامون دارای گلوگاه‌های راهبردی تولید می‌شود. بازیگری که هم‌زمان عمق جغرافیایی، فشار اقتصادی و توان ضربات کم‌هزینه داشته باشد، می‌تواند بازیگر مرکزی را حتی با وجود پیمان‌های نظامی گسترده در موضع ضعف نگه دارد.

تنگنا‌های ساختاری عربستان در پرتو نظریه

عربستان با چهار تنگنای درهم‌پیچیده روبه‌رو است. تنگنای ابتدایی، ژئوپلیتیک است. مرز بیش از هزار کیلومتری با یمن نه قابل کنترل کامل است و نه از نظر هزینه پایدار. این مرز در برابر حملات پهپادی و موشکی آسیب‌پذیر باقی مانده و هرگونه تلاش برای ایجاد کمربند امنیتی را بی‌اثر کرده است.

تنگنای دوم، اقتصادی است. وابستگی عربستان به صادرات انرژی باعث می‌شود هر حمله به تأسیسات نفتی، قیمت جهانی نفت را بالا ببرد، هزینه بیمه را افزایش دهد و جریان سرمایه‌گذاری خارجی را تهدید کند. این وابستگی عربستان را به بازیگری حساس در برابر فشار‌های انصارالله تبدیل کرده است.

تنگنای سوم، امنیتی است. پیمان‌های نظامی با آمریکا، بریتانیا، فرانسه، پاکستان و ترکیه نتوانسته‌اند انصارالله را مهار کنند. قدرت سنتی مرکزی در برابر قدرت عمقی پیرامونی ناکارآمد بوده است.

تنگنای چهارم، راهبردی است. جنوب یمن چندپاره است. شورای انتقالی جنوب، نیرو‌های وابسته به امارات، قبایل محلی و دولت عدن هیچ‌گاه به یک متحد واحد تبدیل نشده‌اند. این پراکندگی، عربستان را از ایجاد یک سپر امنیتی پایدار محروم کرده است.

منابع تفوق انصارالله

بر اساس نظریه فشار عمقی پیرامونی، انصارالله از سه نوع برتری برخوردار است. برتری سیاسی شامل کنترل نسبی بر پایتخت، مشروعیت اجتماعی در میان بخش‌هایی از قبایل، انسجام داخلی و استقلال از حامیان خارجی است. این انسجام در شرایط فشار شدید نیز حفظ شده است.

برتری نظامی بر قدرت کم‌هزینه، توان ضربات دقیق و قابلیت تهدید هم‌زمان عمق خاک عربستان و گلوگاه‌های دریایی استوار است. برتری امنیتی نیز از محیط عملیاتی سخت‌نفوذ، شبکه‌های محلی گسترده و توان عملیات نامتقارن ناشی می‌شود. این سه امتیاز یکدیگر را تقویت می‌کنند و هزینه هرگونه اقدام علیه انصارالله را به سطحی می‌رسانند که بازیگر مرکزی توان پرداخت آن را ندارد.

نتیجه عملی این وضعیت آن است که عربستان حتی با اتکا به بزرگ‌ترین پیمان‌های نظامی منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای نتوانسته است انصارالله را به عقب براند یا حتی مهار کند. قدرت انصارالله از جنس نامتقارن، اقتصادی و جغرافیایی است و با ابزار‌های سنتی قدرت مرکزی قابل شکست نیست.

نظریه فشار عمقی پیرامونی نشان می‌دهد که در شرایط کنونی جنوب شبه‌جزیره، پیرامون دارای گلوگاه می‌تواند مرکز را در وضعیت دفاع دائمی قرار دهد. این واقعیت نه گذرا، بلکه ساختاری است و هر تحلیل راهبردی از آینده منطقه باید آن را در کانون توجه قرار دهد.

گزارش خطا
captcha
آخرین اخبار
تشدید اختلافات تجاری میان واشنگتن و اتاوا؛
جنگ تعرفه‌ای آمریکا و کانادا چه درسی برای ایران دارد؟
پیامدهای راهبردی قطع حمایت آمریکا از نیروهای پیشمرگه؛
اقلیم کردستان در جست‌وجوی تکیه‌گاه‌های جدید امنیتی
بحران‌سازی جدید علیه ایران؛
سه‌گانه بنزین، دلار و حجاب
چشم‌انداز شکاف همکاری کانادا و آمریکا؛
از اتحاد راهبردی تا تقابل تمام‌عیار
دگردیسی تحریم‌ها؛ از فشار گروهی تا محاصره شبکه‌ای
فشار بر شبکه مالی حزب‌الله و آزمون موازنه‌گری ترکیه
تنگه هرمز؛ اهرم ایران در برابر فشار واشنگتن
بازی اقتصادی آمریکا با قدرت چهارم جهان
چهار سناریوی ایران برای افزایش فشار بر دولت ترامپ؛
انتخابات آمریکا؛ پنجره راهبردی ایران
ورود پکن به همکاری‌های نظامی؛
عقاب‌های تمدن؛ شکاف در انحصار امنیتی آمریکا
شکل‌گیری الگویی برای سیاست خارجی مستقل در منطقه؛
تفلیس تحریم‌های ضدایرانی اروپا را نپذیرفت
حمله به ابوالظهور و پیام‌های فراتر از مرزهای سوریه
رویارویی سه‌جانبه در سوریه
جنگ فرسایشی، هزینه‌های فزاینده و بحران تصمیم‌گیری در واشنگتن؛
بن‌بست ژئوپلیتیک ترامپ در خلیج فارس
راهبرد دمشق برای تغییر موازنه قدرت؛
پیمان مکه؛ اهرم جدید دمشق در برابر تل‌آویو
تغییر موازنه قدرت و چالش‌های راهبردی آمریکا در خلیج فارس؛
دست‌های خالی ترامپ در موازنه نظامی و اقتصاد سیاسی