- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
بنبست ژئوپلیتیک ترامپ در خلیج فارس
تصور آغاز یک درگیری برقآسا با هدف تسلیمکردن جمهوری اسلامی ایران در بازه زمانی چند هفتهای، اکنون با ورود نبرد به ششمین ماه پیاپی، به عمیقترین چالش امنیتی و ژئوپلیتیکی کاخ سفید بدل شده است. بر اساس آمارهای رسمی ثبتشده در سامانه تلفات پنتاگون که توسط نشریه واشنگتنپست فاش شد، تاکنون دستکم ۷۷۴ نظامی آمریکایی (شامل ۱۸ کشته و ۷۵۶ مجروح جدی) در این تقابل متحمل خسارت جانی شدهاند؛ رقمی که حتی در دورههای آتشبس شکننده نیز روندی صعودی داشته است. انتشار ارزیابیهای انتقادی در نشریه فارنپالیسی نشان میدهد که جامعه نخبگانی ایالات متحده ریشه ناکامی کنونی را فراتر از معضلاتی، چون کمبود ذخایر موشکی، سامانههای رهگیری، شناورهای مینروب یا نقص لجستیکی دانسته و آن را مستقیماً ناشی از شکست در تصمیمگیریهای راهبردی کاخ سفید میدانند. واشنگتن به دلیل درک تکبعدی از قدرت سخت و فقدان برآورد واقعبینانه از پویاییهای رئالیسم مقاومتی، در تلهای گرفتار آمده که خروجی محتوم آن تقویت تسلط تهران بر آبراههای حیاتی و فرسایش پرشتاب سرمایه راهبردی آمریکاست.
مهمترین خطای محاسباتی واشنگتن، نادیده گرفتن ماهیت شبکهای و پیوسته محور مقاومت در اعمال بازدارندگی متقارن و نامتقارن بود. همانطور که روزنامه نیویورکتایمز در تحلیلی راهبردی اذعان کرده است، جنبش انصارالله یمن با جهش از یک بازیگر داخلی به قدرتی اثرگذار در جغرافیای کشتیرانی بینالمللی، معادله ژئوپلیتیکی نوینی خلق کرده که ابتکار عمل را از دست ناوگانهای غربی خارج ساخته است. تأکید اخیر بیانیه اجلاسیه علمای یمن بر مشروعیت دینی و حقوقی معادله محاصره در برابر محاصره و اتصال صریح آن به سرنوشت غزه و منافع جهان اسلام، نشاندهنده عمق تئوریک و عقیدتی این راهبرد عملیاتی است.
پیوند عملیاتی تنگه هرمز و بابالمندب، شریانهای حیاتی انتقال انرژی و کالا را برای بلوک غرب و همپیمانان منطقهای آن با اختلال سیستمی روبهرو کرده است:
تحمیل هزینههای سنگین بر لجستیک عربستان
دادههای شرکتهای رهگیری کشتیرانی نشان میدهد تردد نفتکشها در بندر راهبردی ینبع در سواحل دریای سرخ بیش از یکسوم کاهش یافته است؛ امری که ریاض را ناگزیر به تغییر مسیرهای صادرات نفت به آسیا با افزایش چند هفتهای زمان حملونقل و جهش هزینههای بیمه دریایی کرده است.
بحران مالی و انقباض ساختاری اقتصاد قطر
توقف یا کاهش شدید صادرات از تأسیسات گازی راسلفان بهدلیل ناامنی هرمز، درآمد حاصل از صادرات الانجی (LNG) این کشور را ۵۴ درصد تنزل داده است. جهش ۲۰ برابری کسری بودجه قطر در سهماهه نخست سال جاری و رسیدن آن به ۱۰.۳ میلیارد ریال، به همراه پیشبینی صندوق بینالمللی پول مبنی بر انقباض ۸.۶ تا ۱۴ درصدی تولید ناخالص داخلی دوحه، مؤید شکنندگی شدید مدل اقتصادی بازیگرانی است که امنیت خود را به چتر پرمنفذ آمریکا گره زدهاند.
فرسایش توان نظامی آمریکا تنها به تلفات انسانی ارتش تروریستی سنتکام محدود نیست، بلکه برتری فنی ادعایی غرب را نیز با چالش ساختاری روبهرو کرده است. دریافت سیگنالهای وضعیت اضطراری از جنگندههای نسل پنجم F-۳۵ آمریکایی بر فراز آسمان امارات، شاهدی عینی بر فشار عملیاتی فرساینده و آسیبپذیری سامانههای رادارگریز در جغرافیای فشرده و پدافندمحور منطقه است. این تمرکز نظامی پرهزینه در خاورمیانه، چتر امنیتی آمریکا بر فراز اروپا را با بحران خلأ قدرت مواجه ساخته است.
بر اساس ارزیابی جامع مؤسسه بینالمللی مطالعات راهبردی (IISS)، دولت آلمان در واکنش به کاهش تمرکز راهبردی پنتاگون بر قاره سبز، برنامه توسعه مستقل حملات دقیق دوربرد و استقرار ساختار فرماندهی-کنترل بومی را در اولویت دکترین دفاعی خود قرار داده است. تلاش برلین برای ارتقای موشکهای خود و کاستن از وابستگی عملیاتی به سامانههایی، چون تاماهاوک، بازتابی از بیاعتمادی عمیق متحدان اروپایی به تعهدات امنیتی واشنگتن است؛ آنهم در شرایطی که تداوم درگیری روسیه در جبهه شرقی اوکراین (از جمله حملات دقیق موشکی به مراکز لجستیکی کییف و بنادر چرنومورسک و یوژنی)، توان لجستیکی ناتو را تا مرز شکنندگی پیش برده است.
در شرایطی که موازنه میدانی علیه منافع کاخ سفید سنگینی میکند، فضای تصمیمگیری داخلی در واشنگتن با بحران انسجام و حاکمیت رفتارهای هیجانی روبهروست. خبرگزاری رویترز به نقل از منابع آگاه گزارش داد که میان جناحهای مختلف قدرت در کاخ سفید پیرامون شیوه مدیریت جنگ با ایران و سازوکار پایان دادن به آن، هیچگونه اجماع نظری وجود ندارد. این چنددستگی سبب شده تا تصمیمگیریهای حیاتی به دایرهای محدود از وفاداران شخصی ترامپ منحصر شود.
افشای نامهها و ارادتنامههای اداری ناتالی هارپ، دستیار ارشد دفتر بیضی که توسط سیانان بازتاب یافت، نشان میدهد کانالهای هدایت سیاسی و ارتباطی رئیسجمهور آمریکا به جای تکیه بر دیپلماسی تخصصی و نهادهای کارشناسی ارتش و وزارت خارجه، تحت تأثیر روابط غیرحرفهای و حلقههای بلهقربانگو قرار دارد. غیبت عقلانیت راهبردی و تسلط احساساتگرایی در لایههای تصمیمساز، ریسک محاسباتی ماشین جنگی آمریکا را چند برابر کرده است.
دومینوی بحران ژئوپلیتیک اکنون بهطور ملموس سفره شهروندان آمریکایی و روابط تجاری این کشور را نشانه رفته است. تصمیم ناگهانی دونالد ترامپ مبنی بر وضع تعرفه سنگین ۵۰ درصدی بر ۲۰ میلیارد دلار از کالاهای کانادایی و واکنش متقابل و قاطع دلار در برابر دلار توسط مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، زنجیره تجارت آزاد آمریکای شمالی را وارد یک شوک تورمی کرده است.
همزمان، گزارشهای رویترز پیرامون کاهش دستوری تعرفه واردات ۳۰۰ هزار تن گوشت گاو برای کنترل نارضایتیهای معیشتی ــ در حالی که ذخایر دام آمریکا به کمترین میزان در ۷۵ سال گذشته رسیده ــ نشاندهنده درماندگی کاخ سفید در مهار تورم پایه است. کاهش قیمت قراردادهای آتی بورس شیکاگو و ناامیدی کارشناسان از اثربخشی این دستکاریهای کوتاهمدت، اثبات میکند که هزینههای تداوم حضور متجاوزانه در خلیج فارس مستقیماً بر ثبات اقتصادی در داخل خاک آمریکا اثر منفی گذاشته است.
مجموعه دادههای میدانی و بینالمللی نشان میدهد دکترین تحمیل اراده از مسیر فشار سخت و تحریمهای فراگیر، در مواجهه با شبکه منسجم محور مقاومت به نقطه پایان کارآمدی خود رسیده است. ادامه سناریوی جنگ فرسایشی برای واشنگتن حاصلی جز افزایش تلفات انسانی، فرسودگی توان تسلیحاتی، تضعیف شدید موقعیت اقتصادی همپیمانان خلیج فارس و تعمیق شکاف در ساختار سیاسی داخلی آمریکا نخواهد داشت.
واقعگرایی انقلابی ایجاب میکند که نهادهای حاکمیتی در ایالات متحده با پذیرش موازنه نوین قدرت که توسط جمهوری اسلامی ایران و متحدان منطقهایاش بازطراحی شده، مسیر خروج از این بنبست فرساینده را در پیش بگیرند؛ چرا که هرگونه اصرار بر تعقیب دکترینهای منسوخ هژمونیک، تنها به عمیقتر شدن گسلهای بحران در ساختار اقتصاد و امنیت ملی غرب خواهد انجامید.