- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
آمریکا دیگر ابرقدرت نیست...
تحولات جنگ اخیر ایران و آمریکا تنها یک رویارویی نظامی نبود، بلکه آزمونی برای سنجش اعتبار قدرت آمریکا و میزان کارآمدی معماری امنیتی تحت رهبری واشنگتن بود. اظهارات برخی تحلیلگران و دانشگاهیان آمریکایی درباره تضعیف قدرت آمریکا نشان میدهد که این مسئله دیگر صرفاً یک روایت بیرونی نیست و در داخل غرب نیز به موضوعی جدی تبدیل شده است.
عبور از جهان تکقطبی
یکی از مهمترین پیامدهای جنگ اخیر، آشکارتر شدن روند گذار از نظم تکقطبی به سمت نظامی چندقطبی است. آمریکا همچنان قدرتی بزرگ با ظرفیتهای اقتصادی، نظامی و فناورانه قابل توجه است، اما فاصله میان «قدرت» و «توان تحمیل اراده» بیش از گذشته آشکار شده است. در این چارچوب، جمهوری اسلامی ایران با اتکا به ظرفیتهای بومی، عمق راهبردی و شبکهای از شرکای منطقهای، یکی از بازیگران مؤثر در شکلگیری معادلات جدید قدرت در غرب آسیا محسوب میشود.
پایان عصر «امنیت عاریتی»
جنگ اخیر یک پیام مهم برای کشورهای منطقه داشت: امنیت را نمیتوان برای همیشه از قدرتهای خارجی خرید. اگر یک قدرت بزرگ نتواند از منافع و متحدان خود در شرایط بحرانی به شکل قابل اتکا حمایت کند، طبیعی است که کشورهای منطقه به سمت تنوعبخشی به روابط امنیتی، پیمانهای چندجانبه و ایجاد ظرفیتهای مستقل دفاعی حرکت کنند. این روند میتواند در بلندمدت، معماری امنیتی منطقه را از الگوی «وابستگی به قدرت خارجی» به سمت امنیت مشارکتی و بومی سوق دهد.
تغییر محاسبات بازدارندگی
توان موشکی و پهپادی ایران و قابلیت هدف قرار دادن همزمان چندین نقطه در گستره منطقه، یکی از مؤلفههای مهم تغییر محاسبات راهبردی بود. پیام اصلی این قدرت صرفاً حجم آتش نیست، بلکه ایجاد این تصور در محاسبات طرف مقابل است که هر اقدام نظامی میتواند با هزینه و پاسخ قابل توجه مواجه شود. از این منظر، بازدارندگی ایران را باید بخشی از یک منظومه گستردهتر شامل توان دفاعی، عمق راهبردی، ظرفیتهای فناورانه، انسجام داخلی و قدرت اثرگذاری منطقهای دانست.
نتیجهگیری راهبردی
جنگ اخیر را نمیتوان بهسادگی «پایان قدرت آمریکا» نامید، اما میتوان آن را نشانهای جدی از محدود شدن توان آمریکا برای تحمیل یکجانبه اراده خود دانست. جهان در حال عبور از نظم مبتنی بر برتری مطلق یک قدرت به سمت توزیع متنوعتر قدرت است. در چنین شرایطی، کشورهایی موفقتر خواهند بود که به جای اتکا به «امنیت عاریتی»، بر «قدرت بومی و ملی»، «بازدارندگی مستقل»، «ائتلافهای منطقهای» و «تابآوری اقتصادی و اجتماعی» خود سرمایهگذاری کنند. مهمترین دستاورد راهبردی ایران، تغییر محاسبات امنیتی دشمن و افزایش هزینه تهدید ایران است.