- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
از بحران داخلی تا پیامدهای ژئوپلیتیکی برای ایران
چکیده
این گزارش بر پایه چارچوب تحلیلی سهسطحی امنیتی پاکستان تهیه شده است؛ چارچوبی که امنیت پاکستان را در سه سطح درونی، مرزی و فرامنطقهای بررسی میکند و نشان میدهد چگونه این سه سطح درهمگرهخورده، بهصورت مستقیم بر امنیت جنوب شرق ایران اثر میگذارند. پاکستان درگیر بحرانهای داخلی، فشارهای مرزی و رقابتهای فرامنطقهای است و همین وضعیت آن را به سمت پیمانهای منطقهای مانند توافق مکه و میانجیگری میان ایران و آمریکا متمایل نموده است. امنیت گوادر، بلوچستان و کریدور چین-پاکستان نیز بهگونهای مستقیم با ثبات مرزهای ایران گره خورده است. این گزارش با استفاده از همین چارچوب، نقاط ضعف ساختاری پاکستان و فرصتهای همکاری امنیتی با ایران را بررسی میکند.
چارچوب تحلیلی نوین سهسطحی امنیتی پاکستان
این چارچوب در متن، ساختار تحلیل را شکل میدهد:
۱. سطح درونی: شامل بحرانهای داخلی، تحریک طالبان پاکستان، شکافهای قومی و ضعف ساختار سیاسی و امنیتی.
۲. سطح مرزی: شامل بلوچستان، امنیت گوادر، مرزهای ایران و پاکستان، رقابت بندری و مسیرهای کریدوری.
۳. سطح فرامنطقهای: شامل نقش آمریکا، رقابت با هند، میانجیگری میان ایران و آمریکا و پیمانهای منطقهای.
خلاصه مدیریتی
در سطح درونی، پاکستان با بحرانهای امنیتی پایدار روبهروست. تحریک طالبان پاکستان که یک گروه خشونتورز و مسئول حملات متعدد علیه نظامیان است، ساختار امنیتی پاکستان را فرسوده نموده و ارتش را مجبور به تمرکز بر جبهه داخلی کرده است. در بلوچستان نیز گروههای مسلح مانند ارتش آزادیبخش بلوچ با بهرهگیری از شکافهای توسعهای و قومی، حملاتی علیه نیروهای مرزی انجام میدهند. این وضعیت باعث شده که پاکستان نتواند ظرفیت امنیتی کافی برای مدیریت رقابتهای منطقهای خود با هند ایجاد کند.
در سطح مرزی، امنیت گوادر بهعنوان نقطه اتصال چین و پاکستان اهمیت حیاتی دارد. گوادر نهتنها یک بندر اقتصادی است، بلکه در رقابت با چابهار ایران و در معادلات دریای عرب نقش ژئوپلیتیک دارد. هرگونه بیثباتی در بلوچستان، امنیت گوادر را تهدید میکند و این تهدید بهطور مستقیم به مرزهای ایران منتقل میشود. افزایش پروازهای ترابری نظامی ترکیه به پایگاههای پاکستان نیز نشانهای از شکلگیری یک محور امنیتی جدید است که میتواند در آینده بر معادلات ایران اثرگذار باشد.
در سطح فرامنطقهای، نفوذ آمریکا در ارتش پاکستان همچنان قابل توجه است. تماس تلفنی فرمانده ارتش پاکستان با رئیسجمهوری آمریکا پیش از سفر به تهران، نشاندهنده تلاش واشنگتن برای حفظ نفوذ در ساختار امنیتی پاکستان است. پاکستان نیز برای کاهش فشارهای آمریکا و جلوگیری از تبدیل شدن به میدان رقابت مستقیم ایران و آمریکا، نقش میانجیگرانه میان دو طرف را تقویت کرده است. این میانجیگری بخشی از تلاش پاکستان برای خروج از وضعیت چندفشار و ایجاد یک نقش منطقهای جدید است.
در همین سطح، رقابت با هند نیز پاکستان را به سمت پیمانهای منطقهای مانند توافق مکه سوق داده است. اسلامآباد میداند که بدون حمایت منطقهای، نمیتواند در برابر فشارهای هند و آمریکا یک سیاست خارجی بادوام داشته باشد. سفر وزیر خارجه دولت موقت سوریه به پاکستان پس از نوزده سال نیز نشانهای از تلاش اسلامآباد برای ایجاد عمق سیاسی جدید و کاهش وابستگی به محورهای سنتی است.
برای ایران، این سهسطحی امنیتی پاکستان اهمیت راهبردی دارد. در شرایط فشار دریایی آمریکا و محدودیتهای تنگه هرمز، یک کمربند شرقی امن شامل پاکستان و افغانستان میتواند بخشی از فشار ژئوپلیتیک را کاهش دهد. در نتیجه، همکاری امنیتی با پاکستان نهتنها یک ضرورت تاکتیکی، بلکه یک نیاز راهبردی برای خروج از وضعیت خفگی ژئوپلیتیک است.
اهم موضوعات و نظام مسائل
بحرانهای داخلی پاکستان شامل تحریک طالبان پاکستان، شکافهای قومی و فرسایش ساختار سیاسی.
بلوچستان و امنیت گوادر شامل گروههای مسلح، رقابت بندری و کریدور چین-پاکستان.
رقابت پاکستان و هند شامل افغانستان، دریای عرب و فشارهای نظامی و اطلاعاتی.
نفوذ آمریکا در ارتش پاکستان شامل تماسهای امنیتی و نقش واشنگتن در سیاست خارجی اسلامآباد.
پیمانهای منطقهای و توافق مکه شامل تلاش پاکستان برای ایجاد سپر امنیتی منطقهای.
چین و فشارهای کریدوری شامل نیاز پاکستان به حفظ امنیت مسیرهای اقتصادی و وابستگی به سرمایهگذاریهای چین.
گزارههای تحلیل در چارچوب سهسطحی
سطح درونی: پاکستان در سطح داخلی با نوعی فرسایش امنیتی مزمن روبهروست؛ فرسایشی که نهفقط توان عملیاتی ارتش را کاهش داده، بلکه سیاست خارجی کشور را هم به سمت واکنشهای کوتاهمدت و ناپایدار سوق میدهد.
سطح مرزی: در مرزهای شرقی و جنوبی، وضعیت پیچیدهتر است؛ امنیت گوادر و بلوچستان بهقدری شکننده شده که هر حادثه کوچک میتواند کل کریدور چین-پاکستان را دچار اختلال کند و این اختلال مستقیم به مرزهای ایران سرایت میکند.
سطح فرامنطقهای: در سطح فرامنطقهای، پاکستان در تلاش است میان فشارهای آمریکا و نیازهای چین تعادل بسازد؛ میانجیگری میان ایران و آمریکا نیز بخشی از همین تلاش برای جلوگیری از تبدیل شدن به میدان رقابت قدرتهای بزرگ است.
رقابت با هند: رقابت با هند، بهویژه در افغانستان و دریای عرب، پاکستان را به سمت پیمانهای منطقهای و تلاش برای ایجاد سپرهای امنیتی جدید سوق داده؛ اسلامآباد میداند که بدون پشتوانه منطقهای، در برابر دهلینو آسیبپذیرتر خواهد بود.
ایران و پاکستان: برای ایران، همکاری امنیتی با پاکستان یک انتخاب تجملی نمادین نیست؛ یک ضرورت ژئوپلیتیک است. امنیت جنوب شرق ایران بدون ثبات بلوچستان و بدون یک پاکستان قابل پیشبینی، در عمل قابل تضمین نیست.
چین و فشارهای کریدوری: چین نیز با سرمایهگذاریهای سنگین در گوادر و مسیرهای کریدوری، پاکستان را تحت فشار قرار داده تا امنیت این مسیرها را تضمین کند؛ فشار پکن گاهی حتی از فشار واشنگتن محسوستر است.
ارزیابی نهایی
چارچوب سهسطحی نشان میدهد که امنیت پاکستان یک ساختار چندسطحی و درهمتنیده است. بحرانهای داخلی، بیثباتی مرزی و فشارهای فرامنطقهای باعث شده که پاکستان به سمت میانجیگری، پیمانهای منطقهای و همکاریهای امنیتی با ایران حرکت کند. برای ایران نیز این چارچوب اهمیت دارد، زیرا امنیت جنوب شرق کشور بدون ثبات بلوچستان و امنیت گوادر قابل تضمین نیست. در شرایط فشار ژئوپلیتیک، همکاری با پاکستان میتواند بخشی از فشار را کاهش دهد و مسیرهای جدیدی برای تعاملات اقتصادی و امنیتی ایجاد کند.
پیشنهادها
ایجاد سازوکار امنیتی مشترک مرزی میان ایران و پاکستان برای مدیریت تهدیدهای ناشی از گروههای مسلح و کنترل تحرکات مرزی.
تقویت همکاریهای توسعهای در بلوچستان با هدف کاهش شکافهای اقتصادی و محدود کردن جذب جوانان به گروههای مسلح؛ این کار باید با مشارکت محلی انجام شود، نه صرفاً از سوی حکومت.
مشارکت بندری میان چابهار و گوادر برای تبدیل رقابت به همکاری و ایجاد یک محور ژئواکونومیک مشترک که بتواند فشارهای هند و آمریکا را تعدیل کند.
حمایت از نقش میانجیگرانه پاکستان در کاهش تنش ایران و آمریکا، بهویژه در شرایطی که فشارهای دریایی بر ایران افزایش یافته و نیاز به کانالهای ارتباطی امن بیشتر شده است.
ایجاد چارچوب امنیتی سهجانبه میان ایران، پاکستان و افغانستان برای مدیریت مرزها، مهاجرت و تهدیدهای مشترک؛ این چارچوب باید انعطافپذیر باشد و از مدلهای سختگیرانه امنیتی فاصله بگیرد.
تعامل با نهادهای مختلف پاکستان، نه فقط دولت مرکزی، برای کاهش اثر نوسانات سیاسی اسلامآباد بر روابط دو کشور؛ این تعامل باید سطحبهسطح و متنوع باشد تا در برابر تغییرات سیاسی مقاوم بماند.