- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
از اتحاد راهبردی تا تقابل تمامعیار
روابط کانادا و آمریکا که زمانی بهعنوان نمونهای کمنظیر از شراکت راهبردی در جهان شناخته میشد، در سال ۲۰۲۶ وارد بحرانترین دوره تاریخ خود شده است. شکست مذاکرات تجاری در ساعات پایانی ماه اوت، اعمال تعرفههای ۵۰ درصدی آمریکا بر حدود ۲۰ میلیارد دلار کالای کانادایی و متعاقب آن وعده کانادا به اعمال تعرفههای تلافیجویانه «دلار به دلار» از ۸ سپتامبر، تنها نوک کوه یخی شکافی است که سالها در زیر سطح روابط دو کشور انباشته شده بود. مارک کارنی، نخستوزیر کانادا، در واکنشی بیسابقه اعلام کرد که «روابط قدیمی کانادا و آمریکا به پایان رسیده است» و واشنگتن «امضای خود را با مداد نوشته است».
زمینههای اقتصادی؛ از وابستگی عمیق تا سلاح تعرفهها
شکاف همکاری میان دو همسایه آمریکای شمالی ریشه در دگرگونی بنیادین رویکرد واشنگتن به شرکای تجاری خود دارد. کانادا نزدیک به ۷۰ درصد صادرات خود را به مقصد آمریکا صادر میکند و حدود ۶۰ درصد نفت خام وارداتی آمریکا، ۸۵ درصد برق وارداتی و تقریباً تمام گاز طبیعی وارداتی این کشور را تأمین میکند. این وابستگی متقابل که روزگاری تضمینکننده ثبات اقتصادی دو کشور بود، در دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ به نقطهضعفی راهبردی برای اتاوا (پایتخت کانادا) تبدیل شد.
مذاکرات تجاری تابستان ۲۰۲۶ که از ژوئیه آغاز شده بود، در آخرین ساعات به بنبست رسید. کارنی اعلام کرد که آمریکا در لحظات پایانی «شروط ناعادلانه، غیراقتصادی و نقضکننده حاکمیت کانادا» را مطرح کرده است. به گفته نخستوزیر کانادا، واشنگتن سعی داشت توانایی اتاوا برای مذاکره با کشورهای دیگر را محدود کند، بر حفاظت از زبان فرانسه و فرهنگ کانادا تأثیر بگذارد و شروط بسیار ناعادلانهای در بخش خودرو تحمیل کند. این شروط، فراتر از یک اختلاف تجاری معمول، تلاشی برای تحدید حاکمیت ملی کانادا تلقی شد.
شکاف سیاسی؛ از اعتماد نهادی تا تقابل تمامعیار
شکست مذاکرات تجاری تنها یک واقعه اقتصادی نیست، بلکه نماد فروپاشی اعتماد نهادی است که ستون روابط دو کشور را تشکیل میداد. برای بیش از هفت دهه، راهبرد بزرگ آمریکا بر یک اصل اساسی استوار بود: همسایه شمالی، صلحآمیز، همسو و قابلاطمینان است. مرز ۹۰۰۰ کیلومتری دو کشور بهعنوان طولانیترین مرز بدون استحکامات نظامی جهان، به واشنگتن این امکان را میداد که نیروهای خود را در سایر نقاط جهان متمرکز کند.
اما سیاست تعرفهای واشنگتن، این فرض دیرینه را از بین برده است. کارنی با صراحت اعلام کرد که آمریکا «تغییر کرده و یکپارچگی اقتصادی را به سلاح تبدیل کرده است» و «هیچکس دیگر نمیتواند به گذشته بازگردد». در داخل کانادا، این رویکرد تند آمریکا اجماعی بیسابقه در میان تمام جناحهای سیاسی ایجاد کرده است. رهبر مخالفان محافظهکار، رفتار آمریکا را «کاملاً غیرقابلپذیرش» خواند و استانداران مختلف، از جمله انتاریو و ساسکاچوان، از موضع سختگیرانه کارنی حمایت کردند. بر اساس نظرسنجیها، افکار عمومی کانادا بهطور قاطع از اقدام متقابل در برابر آمریکا حمایت میکند.
شکاف امنیتی؛ تعلیق همکاریهای دفاعی کهنه
ابعاد این شکاف فراتر از اقتصاد و سیاست است و به قلب همکاریهای امنیتی دو کشور نفوذ کرده است. در ماه مه ۲۰۲۶ پنتاگون مشارکت خود در «شورای مشترک دفاع دائمی» (PJBD) را به حالت تعلیق درآورد. این شورا که در سال ۱۹۴۰ میان فرانکلین روزولت و نخستوزیر وقت کانادا ایجاد شده بود، کهنهترین نهاد همکاری دفاعی دو کشور به شمار میرفت.
آمریکا توقف مشارکت خود را به «کمکاری کانادا در اجرای تعهدات دفاعی» نسبت داد، اما تحلیلگران معتقدند این اقدام نمادین، پرده از واقعیتی عمیقتر برداشته است: ساختار نهادی روابط دو کشور همچنان بر کاغذ پابرجاست، اما بستر سیاسی زیر آن بهشدت فرسوده شده است. این تعلیق در حالی رخ میدهد که همکاری در حوزههایی مانند رهگیری قطب شمال، نوسازی فرماندهی دفاع هوایی آمریکای شمالی (نوراد) و هماهنگی دفاعی قارهای، بیش از هر زمان دیگری حیاتی است.
چشمانداز؛ بازآرایی راهبردی یا همکاری مجدد؟
شکاف کنونی در همکاری کانادا و آمریکا، برخلاف تنشهای پیشین که ماهیتی دورهای داشتند، نشانههای یک گسست ساختاری را نشان میدهد. اتاوا بهسرعت در مسیر تنوعبخشیدن به شرکای تجاری و امنیتی خود گام برمیدارد. کانادا قصد دارد تجارت غیرآمریکایی خود را در دهه آینده دو برابر کند و همکاری با اتحادیه اروپا در حوزه دفاعی را آغاز کرده است. در عین حال، صادرات انرژی کانادا به چین از ۳.۲ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۳ به ۹.۷ میلیارد دلار در سال ۲۰۲۵ رسیده است و روابط تجاری پکن-اتاوا در حال گسترش است.
با این حال، واقعیت جغرافیایی و وابستگیهای عمیق اقتصادی، هرگونه جدایی کامل را دشوار میسازد. حجم مبادلات تجاری دو کشور سالانه بیش از ۷۶۰ میلیارد دلار است و زنجیرههای تأمین صنعتی دو کشور چنان درهمتنیده شدهاند که گسست کامل تقریباً غیرممکن به نظر میرسد.
شکاف همکاری کانادا و آمریکا، فراتر از یک اختلاف دوجانبه، نشاندهنده دگرگونی نظم منطقهای در آمریکای شمالی است. همانگونه که کارنی هشدار داده، «روابط قدیمی به پایان رسیده است». پرسش اساسی این نیست که آیا دو کشور به همکاری ادامه خواهند داد یا خیر، بلکه این است که معماری جدید این همکاری در چه قالبی و با چه توزیع قدرتی بازتعریف خواهد شد. پاسخ به این پرسش، نهتنها آینده دو کشور، بلکه توازن قوای ژئوپلیتیکی در سطح جهانی را تحت تأثیر قرار خواهد داد.