- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
خروج ائتلاف بینالمللی از عراق
محدود کردن قدرت گروههای مسلح عراقی تحت حمایت ایران، از طریق خلع سلاح، غیرنظامیسازی یا حذف آنها از نهادهای دولتی، از دیرباز یکی از ارکان سیاست دولت ترامپ در قبال عراق بوده و از زمانی که ایالات متحده و اسرائیل به ایران حمله کردند، بر فوریت آن افزوده شده است باتوجه به همسایگی ماباکشورعراق ومراوداتی زیادی که از دیرباز داشتهایم برآن شدیم تخصصا مصحاحبهای دراین باره باجناب آقای دکتری کریمی صالح (کارشناس ارشدمسائل سیاسی ومنطقه) داشته باشیم که بشرح ذیل میباشد:
۱- باسلام خدمت جنابعالی به نظرشما با توجه به مسئله خلع سلاح و خروج ائتلاف بینالمللی از عراق در بازه زمانی (سپتامبر) برنامهریزی شده است، این دو پرونده چگونه بر یکدیگر تأثیر میگذارند؟
پاسخ: این دو پرونده به شدت به هم گره خوردهاند. قاسم الاعرجی صراحتاً اعلام کرده که اجرای طرح انحصار سلاح، همزمان با خروج ائتلاف بینالمللی از عراق آغاز خواهد شد. این ارتباط، دو پیام مهم دارد: اول اینکه دولت عراق میخواهد نشان دهد که پس از خروج نیروهای خارجی، خود قادر به تأمین امنیت کشور است. دوم اینکه این همزمانی، یک فرصت برای گروههای مقاومت فراهم میکند تا با استدلال «پایان اشغال»، زمینه را برای بازتعریف جایگاه خود در ساختار امنیتی جدید فراهم کنند. با این حال، برخی گروههای مخالف، از جمله کتائب حزبالله، تأکید کردهاند که تا زمانی که حضور آمریکا در اقلیم کردستان ادامه دارد، به فعالیت خود ادامه خواهند داد.
۲- بنظرشما سناریوهای محتمل برای آینده آن را چگونه ارزیابی میکنید؟
پاسخ: چهار سناریوی محتمل برای آینده این پرونده قابل تصور است:
سناریوی نخست - گذر قانونی: دولت با حمایت چارچوب هماهنگی، لایحه انحصار سلاح را از مجلس عبور میدهد و گروههای بیشتری مانند عصائب اهل الحق، سلاحهای راهبردی خود را تحویل میدهند، اما شبکه فرماندهی و نفوذ سیاسی خود را حفظ میکنند. این سناریو کمهزینهترین گزینه برای عراق است، اما مورد پسند آمریکا نیست.
سناریوی دوم - تقابل در جرف الصخر: در صورت برخورد نظامی در مناطق حساسی مانند جرف الصخر، بحران به یک درگیری مسلحانه داخلی تبدیل میشود که میتواند به جنگ داخلی منجر شود. این سناریو بدترین حالت ممکن و مطلوب بازیگران بهرهبردار از بیثباتی عراق است.
سناریوی سوم - ادغام با حفظ هویت: گروههای مقاومت با حفظ ساختار و هویت خود، به عنوان بخشی از حشدالشعبی تحت فرماندهی دولت فعالیت میکنند. در این سناریو، «دولت و مقاومت» به جای دو مفهوم متعارض، به عنوان دو عنصر مکمل در نظم امنیتی جدید عراق تعریف میشوند.
سناریوی چهارم - ادامه وضعیت ابهام: با وجود تمام اعلامیهها و ضربالاجلها، عملاً تغییر محسوسی در میدان رخ نمیدهد و پرونده به یکی از موضوعات فرسایشی سیاست عراق تبدیل میشود. در این سناریو، ۳۰ سپتامبر پایان ماجرا نیست، بلکه آغاز فصل جدیدی از مذاکرات و چالشها خواهد بود.
آنچه مسلم است، ۳۰ سپتامبر نقطه پایان نیست، بلکه آغاز مرحله جدیدی است که در آن، پاسخ به پرسشهایی مانند میزان انتقال واقعی سلاح، باقیماندن زنجیره فرماندهی مستقل، مدیریت منابع مالی گروهها و ساختار جدید حشدالشعبی، آینده معماری امنیتی عراق و نقش ایران و آمریکا را در این کشور پس از جنگ منطقهای تعیین خواهد کرد.