- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
شانگهای در مسیر تبدیلشدن به یکی از ستونهای نظم چندقطبی
نقش سازمان همکاری شانگهای در آینده پیشرو
سازمان همکاری شانگهای (SCO) در سال ۲۰۲۶ بیستوپنجمین سالگرد تأسیس خود را جشن میگیرد. سازمانی که در ژوئن ۲۰۰۱ با شش عضو بنیانگذار پا به عرصه وجود نهاد، اکنون به بلوکی با ده عضو اصلی شامل چین، روسیه، هند، ایران، پاکستان، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان، ازبکستان و بلاروس تبدیل شده است. با در نظر گرفتن حدود بیست کشور متقاضی برای پیوستن به این سازمان در اشکال مختلف، به نظر میرسد شانگهای در آستانه ورود به فاز تازهای از حیات خود قرار دارد. اما نقش این سازمان در آینده پیشرو چیست و چه مسیری را طی خواهد کرد؟
گذار از امنیت محض به همکاری جامع
سازمان همکاری شانگهای در سالهای اخیر از یک سازوکار امنیتی مبتنی بر همکاریهای انتظامی و مبارزه با تهدیدات مشترک، بهتدریج به بستری برای توسعه اقتصادی، اتصال منطقهای و همکاریهای چندجانبه تبدیل شده است. نشست سران در بیشکک با تصویب ۲۸ سند مصوب در حوزههایی، چون حملونقل، لجستیک، انرژی، هوش مصنوعی، امنیت اطلاعات، محیطزیست و گردشگری نشان داد که شانگهای در حال گسترش دستورکار خود از همکاریهای سنتی امنیتی به سوی یک چارچوب جامعتر همکاریهای راهبردی است.
در اجلاس تیانجین در سال ۲۰۲۵، رهبران کشورهای عضو استراتژی توسعه سازمان برای دوره ۲۰۲۶–۲۰۳۵ را تصویب کردند و بر تصمیم خود برای تأسیس بانک توسعه سازمان همکاری شانگهای صحه گذاشتند. این بانک میتواند برای کشورهای آسیای مرکزی که با تقاضای قابلتوجهی برای تأمین مالی در حوزههای حملونقل، انرژی، مدیریت آب و زیرساختهای دیجیتال مواجهاند، منبع جدیدی از تأمین مالی بلندمدت فراهم آورد.
نقش سازمان شانگهای در نظم جهانی چندقطبی
در شرایطی که نظام بینالملل دستخوش تحولی عمیق شده و توازن قدرت در حال تغییر است، سازمان همکاری شانگهای این ظرفیت را دارد که نقش خود را در جهان چندقطبی در حال ظهور بهطور قابلتوجهی افزایش دهد. رشید علیموف، دبیرکل پیشین این سازمان، معتقد است که «چندقطبیگرایی نهتنها به مراکز جدید قدرت، بلکه به مراکز جدید مسئولیت نیاز دارد و سازمان همکاری شانگهای میتواند به یکی از این مراکز تبدیل شود».
این سازمان با تکیه بر اصولی، چون احترام به حاکمیت، عدم مداخله، چندجانبهگرایی و مقابله با یکجانبهگرایی غربی بنا شده است. در شرایطی که حمایتگرایی و یکجانبهگرایی همکاریهای بینالمللی را محدود کردهاند، سازمان همکاری شانگهای در موقعیت مناسبی برای تقویت توسعه منطقهای باکیفیت و مشارکت بیشتر در ایجاد نظامی عادلانهتر و منصفانهتر برای حکمرانی جهانی قرار دارد.
چالشهای پیشروی سازمان
با وجود ظرفیتهای چشمگیر، آینده سازمان همکاری شانگهای با چالشهای جدی نیز روبهرو است. روابط پرتنش میان هند و پاکستان مکرراً مانع از شکلگیری اجماع در درون سازمان شده است. همچنین رقابت چین و هند و نگرانی برخی اعضا از سلطه اقتصادی پکن، آینده این سازمان ۲۵ساله را مبهم کرده است. بااینحال، گستره متنوع اولویتهای راهبردی و فعالیتهای جاری سازمان که ممکن است گسترده و حتی مبهم به نظر برسد، باید بهعنوان یک دارایی نهادی در نظر گرفته شود، نه یک نقطه ضعف.
افقهای پیشرو
به نظر میرسد سازمان همکاری شانگهای در آینده بر چند محور اصلی متمرکز خواهد بود:
نخست، تعمیق همکاریهای اقتصادی با محوریت بانک توسعه و تسهیل تجارت درونمنطقهای. مجموع واردات و صادرات کالا توسط ده عضو این سازمان در سال ۲۰۲۵ به حدود ۸٫۸۸ تریلیون دلار آمریکا رسیده است.
دوم، گسترش حوزه نفوذ از طریق پذیرش اعضای جدید. دبیرکل سازمان اعلام کرده است که حدود ۲۰ کشور برای نوعی از همافزایی با این سازمان درخواست دادهاند.
سوم، ورود به عرصههای نوین همکاری، از جمله هوش مصنوعی، فناوری سبز، اقتصاد دیجیتال و امنیت سایبری.
چهارم، تقویت نقش سازمان بهعنوان صدای جنوب جهانی. سازمان همکاری شانگهای بهعنوان بستری برای کشورهای در حال توسعه، میتواند نقش مهمی در اصلاح حکمرانی جهانی خارج از نظام سلطه غرب و آمریکا و افزایش نمایندگی اقتصادهای نوظهور ایفا کند.
نتیجهگیری
سازمان همکاری شانگهای در آستانه ورود به سومین دهه فعالیت خود، با چشماندازی روشن، اما توأم با پیچیدگی مواجه است. این سازمان که زمانی صرفاً یک سازوکار امنیتی منطقهای بود، اکنون به یکی از ستونهای نظم نوین جهانی در حال شکلگیری تبدیل شده است. همانگونه که یک کارشناس تاجیک اشاره کرده است، «سازمان همکاری شانگهای از یک پلتفرم صرفاً منطقهای فراتر رفته و در حال کسب اهمیت جهانی است».
موفقیت آینده این سازمان در گرو توانایی آن در ایجاد توازن میان همکاریهای امنیتی و توسعه اقتصادی، مدیریت اختلافات درونی اعضا و تبدیل اجماعهای سیاسی به اقدامات عملی و ملموس است. همانگونه که رشید علیموف تأکید کرده است: «سازمان قدرتمند، سازمانی نیست که سریعتر از دیگران به بحرانها پاسخ دهد، بلکه سازمانی است که به کاهش احتمال وقوع آنها کمک کند». سازمان همکاری شانگهای در صورتی میتواند این نقش را در آینده ایفا کند که بتواند از ظرفیتهای گسترده خود برای ایجاد همکاریهای پایدار و سودمند متقابل میان کشورهای عضو بهرهبرداری کند.