- ۵ فرار بزرگ آمریکاییها
- نقشه گاردین از عبور کابلهای مهم دیجیتال از تنگه هرمز
- پنتاگون بیسر و صدا کشته شدن ۲ نظامی دیگرش در جنگ با ایران را به رسمیت شناخت
- فشار جنگ ضد ایران بر نیروهای مسلح لهستان
- رژیم صهیونیستی منفورترین رژیم سیاسی در جهان است
- روایت نجات جان شهید لاریجانی در بیت رهبری
- چرا ذهن این دختر روی ترامپ قفل کرده است؟
- آخرین وضعیت ترامپ بعد از جنگ با ایران
- ضربات سنگین به مزدوران سعودی در مأرب به روایت تصویر
- سومین نفتکش سوپر تانکر طی دو روز گذشته در تنگه هرمز مورد اصابت قرار گرفت
- اولین ویدئو از لحظه حمله یمن به فرودگاه ملک خالد در ریاض - عربستان
- تجمع اعتراضی مقابل سفارت فرانسه در تهران
- مارکو روبیو از ایران باستان و ارتش خشایارشاه به عنوان غارتگر و دشمن تمدنی یاد کرد
- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
راهبرد ایران در برابر بازآرایی ژئواکونومیک افغانستان
خلاصه مدیریتی
افغانستان در حال گذار از اقتصاد جنگ به اقتصاد منابع است و قرارداد طالبان با شرکت دلتا اینترنشنال، با سرمایهگذاری اولیه ۲۰۰ میلیون دلار در حوزه گازی کشک -تیرپل، نشاندهنده تلاش این گروه برای جذب سرمایه خارجی و ایجاد مشروعیت کارکردی است. حضور زلمی خلیلزاد در مراسم امضا، پیام سیاسی آشکاری دارد: افغانستان آماده ورود به شبکههای جدید تجارت انرژی است و بازیگران منطقهای در حال صف بندی تازهاند.
برای ایران، این تحول یک هشدار راهبردی است. افغانستان در حال تبدیل شدن به حلقه اتصال ژئو اکونومیک میان آسیای مرکزی، ایران، پاکستان و چین است. عربستان با ورود به حوزه انرژی افغانستان، در حال بازسازی نفوذ خود در آسیای مرکزی و ایجاد موازنه در برابر ایران و چین است. چین نیز با پروژههای معدنی و زیرساختی، افغانستان را بخشی از کمربند-راه میبیند. ترکیه از مسیرهای تجاری و فرهنگی به دنبال نفوذ است. پاکستان تلاش میکند مسیرهای انرژی را به سمت جنوب آسیا هدایت کند.
در چنین شرایطی، ایران اگر راهبرد فعال نداشته باشد، در رقابت منطقهای عقب خواهد افتاد. افغانستان نه تهدید، بلکه فرصت است؛ فرصتی برای توسعه مسیرهای ترانزیتی، همکاری انرژی، حضور در هرات و ایجاد چارچوب همکاری سهجانبه با چین و طالبان. این گزارش نشان میدهد که ایران باید افغانستان را بهعنوان یک حلقه اتصال ژئو اکونومیک ببیند و حضور خود را در این کشور تقویت کند تا نقش خود را در بازآرایی منطقهای تثبیت نماید.
نظام مسائل
۱. مشروعیت طالبان در قراردادهای معدنی
طالبان از نظر حقوقی دولت رسمی نیستند، اما کنترل کامل سرزمین و منابع را در اختیار دارند. شرکتهای خارجی با وجود خطرهای احتمالی حقوقی، به دلیل خلا رقابتی و منابع عظیم افغانستان وارد همکاری میشوند. این وضعیت ((مشروعیت کارکردی)) طالبان را تقویت میکند و امکان امضای قراردادهای بلندمدت را فراهم میسازد.
۲. رقابت ژئو اکونومیک عربستان، چین و ایران
عربستان با ورود به حوزه انرژی افغانستان، در حال بازسازی نفوذ خود در آسیای مرکزی و ایجاد موازنه در برابر ایران و چین است. چین نیز با پروژههای معدنی و زیرساختی، افغانستان را بخشی از کمربند-راه میبیند. ایران اگر راهبرد فعال نداشته باشد، در این رقابت عقب خواهد افتاد.
۳. تغییر موازنه در غرب افغانستان
هرات همیشه نقطه اتصال طبیعی ایران بوده است. حضور عربستان در حوزه کشک-تیرپل، که در نزدیکی مرز ایران قرار دارد، میتواند موازنه ژئو فرهنگی و اقتصادی را تغییر دهد و نفوذ ایران را محدود کند.
۴. افغانستان بهعنوان مسیر انرژی
افغانستان نه فقط تولیدکننده انرژی، بلکه مسیر انتقال انرژی میان آسیای مرکزی و جنوب آسیاست. پروژههای احتمالی خط لوله از هرات به اسپینبولدک یا پاکستان، نقش ایران در ترانزیت انرژی را تهدید میکند و میتواند مسیرهای جایگزین برای انتقال گاز ایجاد کند.
۵. نقش بازیگران غیررسمی
حضور زلمی خلیلزاد در مراسم امضا، نشاندهنده نقش بازیگران غیررسمی در شکلدهی به اقتصاد سیاسی افغانستان است. این حضور پیام دارد:آمریکاییها هرگونه ارتباط با خلیل زاد را تکذیب میکنند؛ آمریکا ممکن است رسمی نباشد، اما غیررسمی فعال است و در بازآرایی اقتصادی افغانستان نقشآفرینی میکند.
ارزیابی نهایی
افغانستان در حال تبدیل شدن به یک میدان رقابت ژئو اکونومیک است که در آن عربستان، چین، پاکستان و بازیگران غیررسمی فعال شدهاند. طالبان با امضای قراردادهای انرژی، به دنبال کسب مشروعیت اقتصادی و جذب سرمایه خارجیاند. این قرارداد نشان میدهد که افغانستان از یک فضای امنیتی به یک میدان رقابت اقتصادی تبدیل شده است. برای ایران، این تحول هم فرصت است و هم تهدید. فرصت از آن جهت که افغانستان میتواند شریک انرژی و مسیر ترانزیت ایران باشد. تهدید از آن جهت که اگر ایران راهبرد فعال نداشته باشد، عربستان و چین جای ایران را در این میدان خواهند گرفت. ایران باید افغانستان را بهعنوان یک حلقه اتصال ژئو اکونومیک ببیند و حضور خود را در این کشور تقویت کند.
پیشنهادها
دیپلماسی انرژی با طالبان
ایران باید یک ابتکار مشخص برای همکاری انرژی با افغانستان طراحی کند؛ نه در قالب بیانیههای کلی، بلکه با پیشنهاد پروژههای مشترک در حوزه گاز، نفت و برق. این ابتکار باید شامل ارائه فناوری، آموزش نیروهای فنی و ایجاد سازوکارهای مالی باشد تا طالبان احساس کنند ایران شریک قابل اعتماد و بلندمدت است، نه بازیگری مقطعی.
بازپسگیری نقش ایران در هرات
هرات نقطه اتصال طبیعی ایران است و اگر ایران در این شهر حضور اقتصادی و فرهنگی خود را تقویت نکند، عربستان و ترکیه جای آن را خواهند گرفت. ایران باید یک بسته همکاری ویژه برای هرات تعریف کند: از ایجاد مراکز تجاری و صنعتی تا حمایت از رسانههای فارسی زبان و پروژههای آموزشی. این اقدام، نفوذ ایران را در غرب افغانستان تثبیت میکند.
اتصال ترانزیتی ایران و افغانستان
ایران باید مسیرهای ریلی و جادهای خود را به حوزههای معدنی افغانستان متصل کند. تکمیل خط ریلی خواف-هرات کافی نیست؛ مسیر باید تا مزار شریف و سپس آسیای مرکزی ادامه یابد. این اتصال، ایران را به مسیر اصلی صادرات افغانستان تبدیل میکند و نقش پاکستان را در حمل و نقل بین المللی کاهش میدهد.
چارچوب همکاری سهجانبه ایران-افغانستان-چین
چین در افغانستان حضور پررنگ دارد و ایران نباید این حضور را تهدید ببیند. بهترین راهبرد، ایجاد یک چارچوب همکاری سهجانبه است که در آن ایران نقش مسیر، افغانستان نقش منبع و چین نقش سرمایهگذار را بازی کند. این مدل میتواند پروژههای مشترک در حوزه معادن، انرژی و زیرساخت را فعال کند و ایران را از رقابت منفی با چین خارج سازد.
ایجاد مرکز پایش اقتصاد سیاسی افغانستان
ایران باید یک مرکز تخصصی برای پایش قراردادهای معدنی، انرژی و زیرساختی افغانستان ایجاد کند. این مرکز باید به صورت ماهانه گزارشهایی درباره رقابت عربستان، چین، پاکستان و ترکیه منتشر کند و به وزارتخانهها هشدارهای راهبردی بدهد. بدون چنین پایشی، تصمیمگیری ایران همیشه دیرهنگام خواهد بود.
دیپلماسی فعال برای جلوگیری از انحصار عربستان
ورود عربستان به حوزه انرژی افغانستان یک تحول ساده نیست؛ این اقدام بخشی از راهبرد ریاض برای بازسازی نفوذ در آسیای مرکزی است. ایران باید با استفاده از ابزارهای دیپلماتیک، اقتصادی و فرهنگی، مانع از تبدیل شدن عربستان به بازیگر مسلط در غرب افغانستان شود. این کار نیازمند حضور میدانی، گفتوگوهای سطح بالا و ارائه پیشنهادهای جذابتر از رقباست.