۰۹:۳۴
۱۴۰۵/۰۶/۱۹
1405/06/18

رصدداخلی

هیئت تحریریه سایت طنین
نویسنده :
هیئت تحریریه سایت طنین
کد خبر:
۳۹۵۱

دوگانه انحرافی «جنگ بی‌پایان» و «تسلیم»

ایران مشکل اقتصادی دارد؛ این واقعیت را هیچ عاقلی انکار نمی‌کند. مردم فشار معیشتی را لمس می‌کنند و دولت موظف است برای آن پاسخ واقعی داشته باشد، اما تبدیل هر مشکل اقتصادی به «دلیل ضرورت تسلیم» یک مغالطه راهبردی است. کشوری که اقتصادش مشکل دارد، باید اقتصادش را اصلاح کند؛ نه اینکه برای اصلاح اقتصاد، استقلال تصمیم‌گیری خود را واگذار کند. نبایدترس از هزینه مقاومت را آن‌قدر بزرگ کنیم که اصل مقاومت بی‌معنا شود. ملت ایران مجبور نیست میان «جنگ بی‌پایان» و «تسلیم» یکی را انتخاب کند. راه سومی هم وجود دارد؛ پایان جنگ از موضع قدرت، مذاکره از موضع قدرت، اصلاح اقتصاد از درون و حفظ استقلال تصمیم‌گیری. دشمن را نباید کوچک شمرد، اما قدرت او را هم نباید در ذهن خود به افسانه تبدیل کرد. بزرگ‌ترین خدمت به دشمن آن نیست که سلاح او را زیاد کنیم، کافی است به نفع دشمن در دستگاه محاسباتی خودمان اختلال ایجاد کنیم. اگر قرار است این جنگ یک نتیجه راهبردی برای ایران داشته باشد، آن نتیجه فقط حفظ سرزمین نیست؛ ساختن ملتی است که نه با تهدید می‌ترسد، نه با وعده فریب می‌خورد و نه تصمیم ملی خود را به محاسبه قدرت‌های خارجی واگذار می‌کند. در چنین شرایطی، انسجام ملی یک شعار اخلاقی نیست؛ خود یک سلاح راهبردی است. /روزنامه جوان

همان تکه استخوان را هم نباید داد!

روزنامه اعتماد نوشت:آیا ایران می‌توانست جلوی جنگ را بگیرد یا به قول جناب اباذری تکه استخوانی جلوی‌شان بیندازد که بروند؟ گاهی بله و گاهی نه. چنان‌که از وقتی در سال ۱۹۹۶ برژینسکی گفت ایران را در اختیار بگیریم، ایران به مدت ۳۰ سال و حتی وقتی جورج بوش پسر، ایران را در محور شرارت قرار داد، به هر طریق ممکن جلوی جنگ را گرفت. ولی ترامپ نماینده و مجری جریان فکری دیگری است. همان جریان فکری که لیندسی گراهام گفته بود «حالا وقت آن است که تکلیف جنگ ۲۰۰۰ ساله با ایران را یکسره کنیم.» اینکه یکی از معتبرترین اندیشه‌ورزان کشور وقتی اینها را به او می‌گویم، جواب می‌دهد این گفته‌های آمریکایی‌ها «مزخرف» است و اگر ما مذاکره مستقیم می‌کردیم جنگ نمی‌شد، مسئله این است که ما مذاکره هم کردیم و جنگ شد. به قول وزیر خارجه عمان و همچنین مشاور امنیت ملی انگلستان، ایران حاضر بود امتیاز خیلی خوبی هم به آمریکا و ترامپ بدهد، اما باز جنگ شد. پس جناب اباذری عزیز، مشکل یک تکه استخوان نیست که بگوییم «بده بهش بره». خوشبختانه (حداقل در این بخش) جمهوری اسلامی طی این سه دهه درست عمل کرد و الا الان، در بهترین حالت وضعیت‌مان مانند عراق و ونزوئلا بود و یا در بدترین حالت، حتی ویران‌تر از لیبی.

تنگنای باک و دلار

حضور میدانی کامالا هریس، رقیب انتخاباتی دموکرات ترامپ در یک پمپ‌بنزین در شارلوت کارولینای شمالی و سخنان بی‌پرده او، پرده از بحران عمیقی برداشت و به رانندگان آمریکایی گفت: «از زمان آغاز این جنگِ انتخابی ترامپ، شما هر بار که باک خودرویتان را پر می‌کنید، ۱۵ دلار بیشتر هزینه می‌پردازید. قیمت گازوئیل هم از زمان آغاز جنگ ۸۰ درصد افزایش یافته و بدون شک این افزایش قیمت روی هزینه کالا‌هایی که با کامیون‌های سنگین جابه‌جا می‌شوند نیز تأثیر خواهد گذاشت. ما رئیس‌جمهوری داریم که بیشتر به چیزی توجه می‌کند که فکر می‌کند به نفع سیاسی و شخصی خودش است، نه آنچه به نفع مردم زحمتکش آمریکا باشد.» این اظهارات میدانی (کاملا هریس) از دل پمپ‌بنزین‌های آمریکا اثبات می‌کند که با هر بار بالا گرفتن تنش در خلیج‌فارس و صعود قیمت نفت به کانال ۱۰۰ دلاری، شریان‌های اقتصادی واشنگتن دچار فلج منطقی می‌شود. جهش قیمت سوخت و تسری ۸۰ درصدی آن به حمل‌ونقل کالا، موجی از تورم افسارگسیخته را به بازار آمریکا تزریق کرده که مباشرت دلار در مبادلات جهانی را مستقیماً هدف گرفته است. دقیقاً در همین نقطه از تنگنای اقتصادی است که رفتار‌های زیگزاگی ترامپ در آونگ «تهدید به جنگ» و «ژست دیپلماسی» معنا پیدا می‌کند. کیهان

روایت اصلاحات ازتغییرجلیلی

شاید جلیلی همچنان همان جلیلیِ سال‌های گذشته باشد و هنوز هم مذاکره را راه‌حل نداند؛ اما استناد او به حدیبیه، دست‌کم نشان می‌دهد که برای روایت شرایط امروز، دیگر نمی‌توان همه چیز را در دوگانه جنگ و مقاومت خلاصه کرد. حدیبیه از دل یک وضعیت جنگی، فرصتی برای تغییر شرایط ساخت؛ نه با چشم‌پوشی از هدف، بلکه با انتخاب روشی متفاوت برای رسیدن به آن. اما سؤال اینجاست که آیا می‌توان این روایت را فقط یک استناد تاریخی دانست یا آنکه باید آن را نشانه‌ای از تغییر در ادبیات سیاسی جلیلی تلقی کرد؟ سیاستمداری که سال‌ها به منتقدان مذاکره می‌تاخت، امروز از ابتکاری سخن می‌گوید که قرار است «سایه جنگ را برای همیشه از سر کشور بردارد». شاید پاسخ این سؤال را نه در واژه «مذاکره» که جلیلی همچنان با احتیاط درباره آن سخن می‌گوید، بلکه در معنای تازه‌ای که او از «ابتکار» ارائه می‌کند، باید جست‌و‌جو کرد. /خبرآنلاین

دکترین جدید ایران برای رفع محاصره چیست؟

فرهیختگان نوشت: بعد از جنگ چهل‌روزه و با توجه به عدم موفقیت آمریکایی‌ها، ابزار را به محاصره و جنگ اقتصادی تغییر دادند، تصمیم‌گیران نظامی و سیاسی کشور به این جمع‌بندی رسیدند که در برابر این دستور کار نمی‌توانند بی‌تفاوت و منفعل باشند و دستور کار قبلی نمی‌تواند این فشار را بشکند و هزینه‌ای بر آمریکا ایجاد بکند تا از این فشار عقب‌نشینی کند؛ لذا در سطوح بالای تصمیم‌گیری، تغییراتی هم در عرصه دیپلماسی و هم در عرصه نظامی اتفاق افتاد که آقای رضایی هم دیشب به آن اشاره کرد. ایران به این جمع‌بندی رسیده است که در مذاکره را مدام باز نگه ندارد و زمانی باز شود که از نظر ایران مؤثر باشد. در این چهارچوب اقدامات نظامی جنبه تهاجمی پیدا می‌کند که در شلیک اخیر به ناو آمریکایی دیده شد. حمله به ناوگان آمریکا به تصمیم و پذیرش ریسک مربوط است و ورود به سطح جدید تنش است که ایران به صورت تستی انجام داد و با عصبانیت آمریکا و حمله به نفتکش‌ها مواجه شد.

بسیج خوداتکای مردم

وطن امروز نوشت: دیرزمانی است تحلیلگران سکولار و حتی برخی دلسوزان داخلی، ریشه مشکلات ایران را در انگاره‌هایی، چون «زوال سرمایه اجتماعی» یا «فقدان همبستگی ملی» جست‌و‌جو می‌کنند، اما نگاهی دقیق‌تر به صحنه واقعی حیات اجتماعی در ایران، باطل‌السحر این ادعاست. جامعه ایران، برخلاف مدل‌های غربی که بر فردگرایی اتمیزه استوارند، سهمگین‌ترین بحران‌ها را با نوعی فراخوانی عمومی و خیزش غیرت جمعی پشت سر گذاشته است. تجربه ۴ دهه گذشته جمهوری اسلامی نشان می‌دهد ظرفیت بسیج اجتماعی در جامعه ایران، یکی از واقعیت‌های پایدار حیات سیاسی و اجتماعی کشور است. مصادیق قبل از جنگ فراوانند و دقیقا به همین خاطر از آنها چشم‌پوشی می‌شود، اما در همین دوره جنگ ۱۲ روزه و جنگ جاری، نمونه‌هایی از این بسیج خوداتکای اجتماعی مشاهده شد که در عالم سیاست نظیر نداشت. این نمونه‌ها نشان داد جامعه ایران در بزنگاه‌های هویتی، دینی و امنیتی توان بالایی برای تولید همبستگی سریع و فراگیر دارد.

برآورد غیرواقع‌بینانه دولت

اگر امروز پرونده ناترازی آب و برق روی دست دولت باقی مانده است و با کمبود سوخت در کشور رو‌به‌رو هستیم؛ اگر ۷۴ هزار طرح عمرانی نیمه تمام در نقاط مختلف کشور داریم و سرعت اجرای برنامه‌های توسعه مسکن به حداقل رسیده است؛ اگر پرداخت مطالبات معلمان و پرستاران به تعویق افتاده و میزان بدهی دولت به صندوق‌های بازنشستگی از ۱.۵ تریلیون تومان فراتر رفته است؛ اگر سینما کم داریم و جوانان کشور بیکار هستند؛ اگر دخل و خرج مدارس و بیمارستان‌ها تراز نیست و تعداد ناوگان حمل و نقل عمومی متناسب با تقاضای شهر‌ها نیست؛ اگر قیمت ارز واردات مواد اولیه صنعتی بالارفته و نرخ نهاده‌های کشاورزی و دارو بی‌وقفه صعودی است؛ اگر اعتبار کالابرگ ماهانه خانوار‌ها کفاف خرید یک پلاستیک کوچک از نیاز‌های زندگی را نمی‌کند و صد‌ها اگر دیگر. همگی به همان ۱۱ دلیل است که در مرحله نخست: «بودجه نداریم!» ... اگر همانند روال سال‌های اخیر منابع و مصارف بودجه به درستی تنظیم نشود و دولت برآوردی غیرواقع‌بینانه از نیاز‌های کشور ارائه دهد، خروجی آن دیر یا زود به شکل ناترازی مالی و فشار بر منابع بانک مرکزی و کاهش ارزش ریال ظاهر خواهد شد و نرخ تورم فعلی را به مراتب بیشتر می‌کند. باید به‌جای تامین کسری بودجه از محل استقراض بانکی، دولت سراغ منابع کم‌هزینه‌تر و غیرتورمی برود. مولدسازی دارایی‌ها و واگذاری اموال سرمایه‌ای به بخش خصوصی یکی از این مسیرهاست.

گزارش خطا
captcha
آخرین اخبار
از وعده توقف حملات تا آماده‌سازی گزینه نظامی؛
پشت‌پرده محاسبات ترامپ درباره ایران
فرار بمب‌افکن‌های آمریکایی از فیرفورد؛
رسوایی جدید برای ترامپیست‌ها!
از صعده تا باب‌المندب؛
روایت صعود قدرت نظامی انصارالله
جایگاه امارات در نظم نوظهور؛
قطب مستقل یا ضلع آسیب‌پذیر محور ضدایرانی
اعتراضات دانش‌آموزی در فرانسه؛
واکاوی آنچه الیزه نمی‌گوید!
عراق پس از پایان حضور نظامی آمریکا؛
چالش‌های عراق در مرحله پساخروج
از فروپاشی چتر امنیتی تا خروج قریب‌الوقوع؛
پایان هژمونی سنتی آمریکا در غرب آسیا
اول محاصره دریایی و حالا محاصره هوایی؛
سناریوی جدید آمریکایی‌ها علیه اقتصاد ایران چیست؟
سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل؛
بررسی رویکرد منطقه‌ای اردوغان