- ۵ فرار بزرگ آمریکاییها
- نقشه گاردین از عبور کابلهای مهم دیجیتال از تنگه هرمز
- پنتاگون بیسر و صدا کشته شدن ۲ نظامی دیگرش در جنگ با ایران را به رسمیت شناخت
- فشار جنگ ضد ایران بر نیروهای مسلح لهستان
- رژیم صهیونیستی منفورترین رژیم سیاسی در جهان است
- روایت نجات جان شهید لاریجانی در بیت رهبری
- چرا ذهن این دختر روی ترامپ قفل کرده است؟
- آخرین وضعیت ترامپ بعد از جنگ با ایران
- ضربات سنگین به مزدوران سعودی در مأرب به روایت تصویر
- سومین نفتکش سوپر تانکر طی دو روز گذشته در تنگه هرمز مورد اصابت قرار گرفت
- اولین ویدئو از لحظه حمله یمن به فرودگاه ملک خالد در ریاض - عربستان
- تجمع اعتراضی مقابل سفارت فرانسه در تهران
- مارکو روبیو از ایران باستان و ارتش خشایارشاه به عنوان غارتگر و دشمن تمدنی یاد کرد
- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
بابالمندب در کانون معادلات جدید
پس از آنکه طی روزهای گذشته نبرد در عرصه یمن، در جبهههای غربی (الحدیده و تعز) نزدیک بابالمندب و همچنین جبهه شمالی در الجوف تشدید شد، گزارشهای منتشرشده از سوی منابع نزدیک به جنبش انصارالله از یک تحول مهم در معادلات میدانی این کشور حکایت دارد که طی آن، نیروهای مسلح یمن موفق شدند در چند جبهه، مواضع نیروهای وابسته به عربستان سعودی را در هم شکسته و بخشهایی از مناطق ساحلی غربی یمن را تحت کنترل خود درآورند.
از نگاه کلان و راهبردی، نبرد در ساحل غربی یمن تنها درگیری بین انصارالله و نیروهای دولتی نیست، بلکه به فصلی سرنوشتساز در مبارزهای گستردهتر برای کنترل یکی از مهمترین شاهراههای اقتصاد و تجارت جهانی تبدیل شده است.
در جریان این تحولات، سه تیپ کامل از نیروهای ارتش سعودی و نیروهای همپیمان آن، همراه با سلاحها و تجهیزات سبک و سنگین، در جبهههای حیس، مخا، خوخه، تعز و الجوف تسلیم نیروهای مسلح یمن شدهاند.
شورای عالی سیاسی یمن با صدور بیانیهای اعلام کرد که درگیریهای نظامی در این منطقه پس از انهدام و عقبراندن نیروهای وابسته به ائتلاف سعودی پایان یافته و نیروهای مسلح یمن پس از تصرف منطقه «العَرَضی» و ورود به آن، کنترل بر محدوده تنگه راهبردی بابالمندب را در دست گرفتند. البته دولت خودخوانده یمن این خبر را تأیید نکرده و ادعا کرده شهر ساحلی مُخا هنوز در کنترل انصارالله قرار نگرفته است.
اهمیت این تحول از آن جهت است که بابالمندب یکی از مهمترین گلوگاههای دریایی جهان به شمار میرود و ارتباط میان دریای سرخ و خلیج عدن را برقرار میکند. از این رو، ادعای کنترل این منطقه، در صورت کامل شدن، میتواند پیامدهای مهمی برای معادلات نظامی و ژئوپلیتیکی جنگ یمن و امنیت دریایی منطقه در برداشته باشد.
اهمیت این آبراه دریایی زمانی روشنتر میشود که بدانیم بخش قابلتوجهی از تجارت دریایی جهان از مسیر دریای سرخ و بابالمندب عبور میکند؛ مسیری که اروپا را به آسیا و غرب آسیا متصل کرده و یکی از مسیرهای مهم انتقال انرژی و کالا میان شرق و غرب به شمار میرود.
جمعبندی جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت آن است که داشتن توانایی تهدید خطوط دریایی باریک میتواند نفوذی بسیار فراتر از قدرت نظامی مستقیم ایجاد کند. در این میان، تنگه هرمز و تنگه بابالمندب دو نقطه کلیدی و راهبردی هستند که با توجه به موقعیت مکانی و قابلیتهای موشکی و دریایی، بهآسانی میتوان امنیت و تجارت انرژی جهانی را تحت تأثیر قرار داد. در همین راستا، دولت یمن هشدار داده است که انصارالله در تلاش است تا با تأثیرگذاری بر ترافیک کشتیرانی در تنگه بابالمندب، مدل ایران را در تنگه هرمز تکرار کند.
در ماههای اخیر، نشانههای روشنی از این ارتباط پدیدار شده و میان ایران و انصارالله هماهنگی صورت گرفته که در صورت حمله به تأسیسات انرژی ایران، یمنیها برای ایجاد اختلال در ترافیک نفتکشها در دریای سرخ آماده شوند. البته اعلام رسمی انصارالله در نبرد جاری حاکی از مقابله و شکستن محاصره دریایی عربستان سعودی است؛ اما در سطحی فراتر، درگیریهای تازه در قالب راهبرد «وحدت ساحات» میگنجد.
ماهیت واقعی رقابت برای بابالمندب در همین جا نهفته است. مقاومت یمن لزوماً نیازی به اشغال نظامی تنگه ندارد، بلکه کافی است که از سایتهای موشکی در مجاورت آن، قابلیتهای پهپادی و دریایی، شبکه شناسایی و نظارتی و حضور در ساحل، جزایر و مناطق مشرف به مسیر کشتیرانی برخوردار باشد.
در این صورت، ناوبری در بابالمندب از یک موضوع تجاری به یک مسئله امنیتی و سیاسی تبدیل میشود؛ چرا که هر کشتی باید احتمال هدف قرار گرفتن، تأمین امنیت، مواجهه با تأخیر و تغییر مسیر خود را در نظر بگیرد.
این دقیقاً همان اتفاقی است که در بحران دریای سرخ در سال ۲۰۲۳ رخ داد، زمانی که حملات انصارالله به کشتیها، شرکتهای کشتیرانی را مجبور به تغییر مسیر در اطراف دماغه امید نیک کرد که منجر به افزایش هزینههای کشتیرانی و طولانی شدن زمان ترانزیت شد.
این موضوع اکنون حیاتیتر شده است؛ زیرا اختلالات در تنگه هرمز، تنگه بابالمندب را برای بازارهای انرژی و تجارت حساستر کرده است. دادههای اخیر کشتیرانی نشان میدهد که تردد کشتیها در بابالمندب همچنان ادامه دارد، اما با توجه به تشدید تنشهای منطقهای، تا حد زیادی کاهش یافته است.
از دیدگاه ایران و محور مقاومت، تسلط بر بابالمندب حداقل دارای سه مزیت راهبردی بالقوه است:
ایجاد وزنه تعادل در دریای سرخ در صورتی که تنگه هرمز به یک نقطه فشار علیه ایران در خلیج فارس تبدیل شود. این امر به ایران اجازه میدهد تا فشار خود را از خلیج فارس به اقیانوس هند و دریای سرخ گسترش دهد، نه اینکه رویارویی را به جغرافیای نزدیک خود محدود کند.
فشار در بابالمندب بهطور خاص بر عربستان سعودی است، زیرا تغییر در مسیرهای صادرات نفت عربستان سعودی پس از اختلال در تنگه هرمز، سواحل غربی و تنگه بابالمندب را حیاتیتر کرده است. در واقع، هرچه نیاز به دریای سرخ برای صادرات انرژی بیشتر باشد، توانایی تهدید این مسیر ارزشمندتر میشود.
تبدیل انصارالله از یک برگه یمنی به یک ابزار فشار بینالمللی؛ ایران برای کسب نفوذ ژئوپلیتیکی در بابالمندب نیازی به استقرار نیروهای خود در آنجا ندارد. کافی است یک گروه متحد توانایی ایجاد اختلال یا تهدید کشتیرانی را داشته باشد؛ و این به نوبه خود یک برگه برنده نه فقط برای یمن، بلکه برای تهران محسوب میشود.
البته بابالمندب در یک محیط بسیار حساس منطقهای و بینالمللی قرار دارد و چندین قدرت دریایی قادر به مداخله هستند. در سالهای گذشته نیز شاهد آن بودیم که آمریکا و انگلیس حملاتی را برای ایجاد امنیت در بابالمندب سامان داده بودند.
از این منظر، ممکن است انصارالله مایل به تشدید تنش در این تنگه نباشد و همین که عملیات محدود و متناوب، بهویژه علیه کشتیهای مرتبط با دشمن، صورت دهد؛ این امر میتواند تبعاتی همچون افزایش هزینههای بیمه را در برداشته و برخی از شرکتهای کشتیرانی را به تغییر مسیرهای خود وادار کند که باعث ایجاد عدم قطعیت در بازارهای انرژی و تجارت خواهد شد. بنابراین، هدف احتمالی ایران و انصارالله لزوماً بستن کامل تنگه بابالمندب نیست، بلکه داشتن توانایی بستن یا مختل کردن آن در صورت لزوم است.
در مجموع، میتوان گفت حملات انصارالله نهتنها تلاشی برای رفع محاصره و بازپسگیری سرزمین یا بهبود خطوط مقدم است، بلکه بخشی از راهبرد جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت برای توزیع مجدد کارتهای قدرت دریایی پس از قضیه تنگه هرمز محسوب میشود.
با تکمیل عملیات اخیر، ایران و محور مقاومت به یک مزیت راهبردی بسیار مهم دست یافتهاند که عبارت است از توانایی پایدار برای تهدید آبراههای دریایی در منطقه و در نتیجه تأثیرگذاری بر اقتصاد جهانی و اعمال فشار بر قدرتهای جهانی، بهویژه ایالات متحده آمریکا؛ موضوعی که معادلات درگیری و موازنه قوا در منطقه را دچار تغییر خواهد کرد.
۱۹/۰۶/۱۴۰۵