- ۵ فرار بزرگ آمریکاییها
- نقشه گاردین از عبور کابلهای مهم دیجیتال از تنگه هرمز
- پنتاگون بیسر و صدا کشته شدن ۲ نظامی دیگرش در جنگ با ایران را به رسمیت شناخت
- فشار جنگ ضد ایران بر نیروهای مسلح لهستان
- رژیم صهیونیستی منفورترین رژیم سیاسی در جهان است
- روایت نجات جان شهید لاریجانی در بیت رهبری
- چرا ذهن این دختر روی ترامپ قفل کرده است؟
- آخرین وضعیت ترامپ بعد از جنگ با ایران
- ضربات سنگین به مزدوران سعودی در مأرب به روایت تصویر
- سومین نفتکش سوپر تانکر طی دو روز گذشته در تنگه هرمز مورد اصابت قرار گرفت
- اولین ویدئو از لحظه حمله یمن به فرودگاه ملک خالد در ریاض - عربستان
- تجمع اعتراضی مقابل سفارت فرانسه در تهران
- مارکو روبیو از ایران باستان و ارتش خشایارشاه به عنوان غارتگر و دشمن تمدنی یاد کرد
- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
سنجش ظرفیت راهبردی در نظم پس از جنگ
در سطح سیاسی، کارکرد اصلی بریکس برای ایران را باید در چارچوب بازتوزیع قدرت هنجاری در نظام بینالملل تحلیل کرد. ساختار نظام پس از جنگ رمضان، شکاف میان قدرت مادی غرب و مشروعیت هنجاری آن را آشکارتر از گذشته کرده است. بریکس، بهعنوان سازوکاری که نمایندگی حدود نیمی از جمعیت جهان را بر عهده دارد، بستری برای ایران فراهم کرد تا روایت خود از تجاوز را در چارچوب گفتمانی جنوب جهانی بازتولید کند.
در نشست وزیران خارجه بریکس که پیشتر و جدا از اجلاس سران برگزار شده بود، ایران از اعضا خواست نقض حقوق بینالملل از سوی آمریکا و اسرائیل را محکوم کنند، اما این نشست به دلیل اختلاف میان ایران و امارات بدون بیانیه مشترک پایان یافت. با این حال، در اجلاس سران در دهلی نو، ایران توانست حمایت سران بریکس از الحاق خود به سازمان تجارت جهانی را جلب کند و بند محکومیت حملات به تأسیسات هستهای صلحآمیز را در بیانیه پایانی بگنجاند.
با نگاه تحلیلی دقیقتر، باید گفت این دستاورد نه نتیجه همبستگی ایدئولوژیک اعضا، بلکه حاصل محاسبه منافع ملی آنها بود، زیرا عربستان و امارات در نهایت به این نتیجه رسیدند که تداوم بیثباتی در غرب آسیا به ضرر پروژههای اقتصادی خودشان تمام میشود. بنابراین، ظرفیت سیاسی بریکس تا حد زیادی به توانایی ایران در پیوند زدن منافع ملی خود با منافع سایر اعضا وابسته است.
در سطح اقتصادی، بریکس مهمترین کانال برای کاهش آسیبپذیری ساختاری ایران در برابر نظام مالی تحت سلطه دلار بوده است. وابستگی به دلار نه فقط یک محدودیت فنی، بلکه ابزاری برای اعمال قدرت سیاسی علیه ایران بود. رئیس کل بانک مرکزی ایران چندی پیش اعلام کرده بود ایران بهزودی به بانک توسعه جدید بریکس میپیوندد؛ لذا وزیر امور خارجه در حاشیه اجلاس دهلی نو از رایزنی برای رفع موانع این الحاق خبر داد.
عضویت در این بانک، دسترسی تهران به یکی از کانالهای رو به گسترش تأمین مالی اقتصادهای نوظهور را فراهم میکند و امکان استفاده بیشتر از یوان، روبل و سایر ارزهای محلی را در مبادلات خارجی ممکن میسازد. وزیر امور اقتصادی و دارایی نیز با اشاره به تصویب بیانیه نهایی اجلاس وزرای اقتصاد بریکس، استفاده از ارزهای محلی و نظامهای پرداخت داخلی را از دستاوردهای مهم این چارچوب توصیف کرد.
اما موانع اصلی فنی نیستند، بلکه سیاسی هستند، زیرا برخی اعضای بریکس نگران واکنش آمریکا به گسترش همکاری مالی با ایران هستند. بنابراین، ظرفیت اقتصادی بریکس بیش از آنکه به سازوکارهای نهادی وابسته باشد، به توانایی تهران در ارائه تضمینهای متقابل و ایجاد انگیزههای اقتصادی برای شرکای خود بستگی دارد.
در سطح امنیتی، بریکس نه یک پیمان دفاعی و نه جایگزین ترتیبات امنیتی دوجانبه ایران است، لکن در چارچوب جنگ رمضان کارکردی غیرمستقیم داشته است. رئیسجمهور ایران در اجلاس دهلی نو با طرح این ایده که امنیت اقتصادی از امنیت ملی و منطقهای جدا نیست، تلاش کرد تحریمهای اقتصادی را نه بهعنوان ابزار مشروع سیاست خارجی، بلکه بهعنوان اقدامی امنیتی و تجاوزکارانه بازتعریف کند.
در نشست مقامات امنیتی بریکس در دهلی نو، معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران با وزیر امور خارجه چین دیدار کرد و طرف چینی ضمن حمایت از حفظ حاکمیت، امنیت و کرامت ملی ایران، بر تداوم رایزنیهای سطح بالا تأکید کرد. همچنین معاون دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران با مشاور امنیت ملی هند دیدار و درباره تحولات غرب آسیا رایزنی کرد. این همکاریها کانالهایی برای کاهش انزوای امنیتی ایران فراهم میکند.
با این حال، شکاف درونی بریکس، از جمله موضع امارات که در جنگ رمضان در کنار آمریکا ایستاد و حتی مبادلات تجاری و مالی خود با ایران را متوقف کرد، مانع از تبدیل این گروه به یک جبهه امنیتی علیه فشار غرب میشود.
در سطح نهادی و حقوقی، بریکس بستری برای بازتعریف جایگاه ایران در سازوکارهای چندجانبه جنوب جهانی فراهم کرده است. حمایت سران بریکس از الحاق ایران به سازمان تجارت جهانی در چارچوب اصلاح نظام تجارت چندجانبه و افزایش سهم اقتصادهای نوظهور معنا پیدا میکند. پیشنهاد ایران برای ایجاد دبیرخانه دائمی بریکس، سازوکار بیمه اتکایی مشترک و خطوط اعتباری ویژه، تلاش برای تبدیل این گروه از یک باشگاه مشورتی به نهادی با توان اجرایی است.
این تحول در صورت تحقق، به ایران امکان میدهد تا مسائل خود را نه بهصورت دوجانبه و آسیبپذیر، بلکه در قالب ائتلافی از کشورهای مشترکالمنافع پیگیری کند. همچنین همکاری در حوزه ارزهای دیجیتال بانکهای مرکزی و اتصال سامانههای پرداخت، زیرساخت حقوقی و فنی لازم برای کاهش اثر تحریمها را فراهم میآورد. با این حال، تحقق این ظرفیت به تداوم رایزنی دیپلماتیک و مدیریت اختلافات درونی بریکس وابسته است.
در جمعبندی باید گفت، بریکس برای ایران پس از جنگ رمضان یک فرصت ساختاری با محدودیتهای مشخص است. این چارچوب نمیتواند امنیت نظامی ایران را تأمین کند یا تحریمها را یکشبه لغو نماید، اما سه کارکرد حیاتی دارد که عبارتاند از:
▪️ بینالمللی کردن پرونده جنگ رمضان و مقاومت ایران
▪️ گشودن کانالهای مالی جایگزین برای تجارت و بازسازی
▪️ افزایش هزینه انزوای تحمیلی از سوی غرب
تحقق این ظرفیت مستلزم آن است که تهران میان انتظارات حداکثری از بریکس و واقعیت شکافهای درونی این گروه تمایز قائل شود و از ابزارهای موجود، از رایزنی برای عضویت در بانک توسعه جدید تا گسترش تجارت با ارزهای ملی، بهصورت تدریجی و هدفمند بهره برد. ارزش راهبردی بریکس برای ایران نه در جایگزینی نظم موجود، بلکه در کاهش آسیبپذیری و افزایش گزینهها در نظم در حال گذار تعریف میشود.