- ۵ فرار بزرگ آمریکاییها
- نقشه گاردین از عبور کابلهای مهم دیجیتال از تنگه هرمز
- پنتاگون بیسر و صدا کشته شدن ۲ نظامی دیگرش در جنگ با ایران را به رسمیت شناخت
- فشار جنگ ضد ایران بر نیروهای مسلح لهستان
- رژیم صهیونیستی منفورترین رژیم سیاسی در جهان است
- روایت نجات جان شهید لاریجانی در بیت رهبری
- چرا ذهن این دختر روی ترامپ قفل کرده است؟
- آخرین وضعیت ترامپ بعد از جنگ با ایران
- ضربات سنگین به مزدوران سعودی در مأرب به روایت تصویر
- سومین نفتکش سوپر تانکر طی دو روز گذشته در تنگه هرمز مورد اصابت قرار گرفت
- اولین ویدئو از لحظه حمله یمن به فرودگاه ملک خالد در ریاض - عربستان
- تجمع اعتراضی مقابل سفارت فرانسه در تهران
- مارکو روبیو از ایران باستان و ارتش خشایارشاه به عنوان غارتگر و دشمن تمدنی یاد کرد
- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
سه سرگیجه بزرگ اقتصادی پیش روی ترامپ
طنینسنتر؛ دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، علیرغم مواضع تهاجمی خود و گرفتنِ ژست قدرت در موضوعات مختلف، نظیر جنگ ایران، با چالشها و مشکلات عدیدهای در سیاست خارجی و البته مدیریت معادلات اقتصادی در آمریکا روبهرو است و البته که تاکنون هیچ نشانهای دال بر اینکه وی راهحلی برای این مشکلات دارد هم قابل مشاهده نبوده است.
ترامپ قرار بود دو یا سه روزه، نظام سیاسی ایران را به ادعای خود ساقط کند و نفت این کشور را به کنترل خود درآورد و سیاستش در قبال ایران را به یک الگو در تاریخ سیاست خارجی آمریکا تبدیل کند. با این حال، نهتنها نظام سیاسی در ایران سقوط نکرد، بلکه ایرانیان مقاومت جانانهای از خود نشان داده و میدهند و در جبهههای گوناگون، در حال تنبیه متجاوز نیز هستند.
جالب اینکه اکنون جنگافروزی ترامپ علیه ایران، از منظر بیش از دو سوم مردم آمریکا (در قالب نظرسنجیهای مختلف)، اقدامی بیهوده و پوچ ارزیابی میشود که باید هرچه سریعتر خاتمه یابد. حتی برخی تحلیلگران، نظیر جان میرشایمر، استاد سرشناس علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو، معتقدند جنگ ایران، بزرگترین اشتباه تاریخ سیاست خارجی آمریکا محسوب میشود.
عجیبترین نکته این است که ترامپ تمامی اهداف اعلامی خود در جنگافروزی علیه ایران را کنار گذاشته و به طرق آشکار و پنهان پیام میفرستد که اولویت اول وی باز شدن مجدد تنگه هرمز است! تنگهای که قبل از جنگافروزی علیه ایران باز بود.
ناکامیهای پیاپی ترامپ در پرونده جنگ ایران، موجب شده تا بسیاری از همین حالا، او را عامل اصلی شکست احتمالی جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا معرفی کنند. از چشماندازی کلی نیز ترامپ در رابطه با ایران در نقطهای قرار گرفته که دست به هر اقدامی بزند، میتواند تبعات بهشدت وخیمی را برای وی در پی داشته باشد.
با این حال، همزمان با تمامی این مسائل، ترامپ بهتازگی شاهد اوجگیری ۳ چالش بزرگ اقتصادی برای دولت خود بوده است؛ چالشهایی که میتوانند وضعیت او را بهمراتب بدتر از شرایط کنونی کنند.
اول اینکه بهتازگی کنگره آمریکا اعلام کرده که میزان کسری بودجه سالانه آمریکا، به عدد قابلتوجه ۲ تریلیون دلار رسیده است! این عدد در شرایطی مطرح شده که چند روز قبل نیز شاهد بودیم که بدهی عمومی آمریکا از عدد تاریخی ۴۰ تریلیون دلار عبور کرد.
این آمار در بطن خود یک پیام دارد و آن هم این است که ترامپ و تیم متحدش در قدرت، هم در حوزه حکمرانی داخلی آمریکا و هم سیاست خارجی این کشور، دایره مانور بهشدت محدودی دارند و نمیتوانند دست به هر اقدامی بزنند.
به بیان سادهتر، برخلاف لفاظیهای ترامپ در مورد موضوعات گوناگون، نظیر جنگ ایران و طرح تهدیدات مختلف علیه کشورمان، دست و پای ترامپ بهشدت بسته است و او نمیتواند بدون توجه به تبعات اقداماتش، بهویژه بر اقتصاد آمریکا، دست به هر حرکتی بزند.
همین یک موضوع سبب میشود تا بخش عظیمی از لفاظیهای وی علیه ایران، چیزی بیش از مواضعی که صرفاً مصرف داخلی دارند، ارزیابی نشوند. واقعیت این است که ترامپ توانِ جنگ نامحدود علیه ایران را ندارد. چه از منظر سرمایه سیاسی و چه معادلات اقتصادی، او ظرفیتهای چندانی برای تداوم ماجراجویی علیه کشورمان ندارد.
نکته دوم اینکه بهتازگی قیمت هر گالن گازوئیل در آمریکا از ۶ دلار عبور کرده است؛ عددی که در کل تاریخ آمریکا بیسابقه است و نوعی رکوردزنی محسوب میشود. این عدد از آن جهت مهم است که جابهجایی کالا و خدمات در آمریکا تا حد زیادی وابسته به حملونقل دیزلی است و اندک تغییر در قیمت گازوئیل در طیف متنوعی از حوزهها، نظیر بخش کشاورزی، صنعت و تولید، اثرگذاری مستقیم دارد.
وقتی این موضوع را در کنار افزایش قیمت هر گالن بنزین که به بیش از ۴ دلار رسیده در نظر بگیریم، یک واقعیت آشکار میشود و آن هم این است که تورم ناشی از افزایش قیمت سوخت در آمریکا، بهویژه با توجه به فرارسیدن فصول سرد سال، طیف گستردهای از خانوارهای آمریکایی را درگیر خواهد کرد و این موضوع فشارهای عدیدهای را متوجه دولت ترامپ میکند.
در شرایطی که وضعیت در تنگه هرمز عادی نشده و البته که معادلات انرژی کشورهایی نظیر امارات و عربستان نیز به دلیل درگیریهای منطقه غرب آسیا تا حدود زیادی به هم خورده، باید اذعان کرد که ترامپ و متحدانش با شرایط بسیار سختی برای مدیریت بخش انرژی و سوخت آمریکا در ماههای آتی روبهرو هستند؛ شرایطی که اکنون هیچ راهحل روشنی را نیز برای مقابله با آن ندارند؛ و در نهایت، نکته سوم اینکه ترامپ بهتازگی در یک سخنرانی جنجالی انتخاباتی در آمریکا مدعی شده که در صورت پیروزی جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای کنگره، به هر بزرگسال آمریکایی، تا ۵ هزار دلار سود سهام پاداش داده میشود. این ادعا در شرایطی مطرح میشود که بسیاری از همین حالا ترامپ را به رشوه دادن و سوءاستفاده از موقعیت حقوقی خود برای منافع حزبی و شخصی متهم میسازند.
البته که ترامپ و اقتصاد آمریکا در وضعیت کنونی اساساً ظرفیتی برای تهیه منابع لازم جهت پرداخت این پاداش به مردم آمریکا ندارند. از این منظر نیز ترامپ وعده چیزی را داده که اساس منابع آن موجود نیست!
به نظر میرسد ترامپ که روزی ادعای احیای عصر طلایی اقتصاد آمریکا را داشت، راهی جز فرار رو به جلو و دروغگویی برای لاپوشانی واقعیتهای تلخی که از همه سو او و اقتصاد آمریکا را احاطه کردهاند، پیش رویش نمیبیند؛ موضوعی که از درپیشبودن روزهای سخت برای وی حکایت دارد.