- ۵ فرار بزرگ آمریکاییها
- نقشه گاردین از عبور کابلهای مهم دیجیتال از تنگه هرمز
- پنتاگون بیسر و صدا کشته شدن ۲ نظامی دیگرش در جنگ با ایران را به رسمیت شناخت
- فشار جنگ ضد ایران بر نیروهای مسلح لهستان
- رژیم صهیونیستی منفورترین رژیم سیاسی در جهان است
- روایت نجات جان شهید لاریجانی در بیت رهبری
- چرا ذهن این دختر روی ترامپ قفل کرده است؟
- آخرین وضعیت ترامپ بعد از جنگ با ایران
- ضربات سنگین به مزدوران سعودی در مأرب به روایت تصویر
- سومین نفتکش سوپر تانکر طی دو روز گذشته در تنگه هرمز مورد اصابت قرار گرفت
- اولین ویدئو از لحظه حمله یمن به فرودگاه ملک خالد در ریاض - عربستان
- تجمع اعتراضی مقابل سفارت فرانسه در تهران
- مارکو روبیو از ایران باستان و ارتش خشایارشاه به عنوان غارتگر و دشمن تمدنی یاد کرد
- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
حمیدتی در بنبست قدرت
بیش از سه سال از کودتای نیروهای پشتیبانی سریع برای تصاحب قدرت در سودان به رهبری محمد حمدان دقلو، معروف به «حمیدتی»، و همراهانش که ترکیبی از چهرههای غیرنظامی، سیاسی و حزبی برآمده از ردههای پایین ساختار سیاسی و حزبی سودان بودند، میگذرد.
پس از این دوره که طولانیترین تلاش برای به دست گرفتن قدرت در تاریخ سودان مدرن محسوب میشود، اکنون حمیدتی، رهبر کودتا، در مقابل انبوهی از فشارها، موانع و چالشهای بزرگ قرار دارد که اگر میخواهد به اهداف خود جهت سیطره کامل بر قدرت در سودان برسد، باید بر آنها غلبه کند؛ هرچند به باور بسیاری از تحلیلگران، هدفی که وی دنبال میکند در حال حاضر همانند یک سراب است.
اقدام حمیدتی خونینترین و فاجعهبارترین تلاش برای کودتا بود و به سودان هزینه زیادی تحمیل کرد؛ چرا که بزرگترین بحران انسانی جهان را در حال حاضر رقم زد و طبق برخی برآوردها، نزدیک به نیم میلیون کشته و حدود ۱۵ میلیون آواره برجا نهاد که بیشتر آنها با فاجعه انسانی همچون قحطی مواجه هستند.
همچنین تعداد زیادی از مفقودین و زندانیان در میان غیرنظامیان هستند که توسط نیروهای پشتیبانی سریع در شرایط بسیار نامناسبی نگهداری میشوند و به دلیل محاصره امنیتی شدیدی که این نیروها بر زندانها و بازداشتگاهها اعمال کردهاند، هیچ اطلاعاتی در مورد آنها در دست نیست.
حمیدتی، فرمانده نیروهای پشتیبانی سریع، در برابر این حجم عظیم ویرانی و بحران که با شروع ماجراجویی نسنجیده خود ایجاد کرده، همه سرمایههای خود را، از قدرت گرفته تا ثروت و اعتبار و آبرو، از دست داده است. وی در آستانه ۱۵ آوریل ۲۰۲۳، هنگام نهایی کردن کودتای خود، اشتباهات متعددی مرتکب شد و بسیاری از تجارب و واقعیتهای سودان را نادیده گرفت. او سناریویی را برای تصاحب قدرت بر اساس افکار واهی و ناشی از ولع برای ریاستجمهوری سودان طراحی کرد که با واقعیتهای صحنه سودان همخوانی نداشت.
کودتاهای سابق در سودان، شامل کودتای ژنرال عبود در سال ۱۹۵۸، جعفر نمیری در سال ۱۹۶۹ و عمر البشیر در سال ۱۹۸۹، توسط احزاب سیاسی قدیمی با وزن ایدئولوژیک و مردمی قابل توجه برنامهریزی شده بودند و علیه رژیمهای غیرنظامی صورت گرفتند.
این در حالی است که کودتاهایی که علیه رژیمهای نظامی در سودان رخ دادند، عمدتاً به موفقیت نرسیدند و سرنوشت آنها شکست آشکار بود و رهبران آنها از طریق دادگاههای نظامی با مجازات اعدام روبهرو شدند یا در جریان این کودتا کشته شدند.
همچنین تلاشها برای تصاحب قدرت در سودان از طریق نیروهای شبهنظامی همگی شکست خوردهاند؛ از تلاش جبهه ملی در سال ۱۹۷۶، ائتلافی مخالف رژیم نمیری متشکل از حزب امت، حزب اتحاد ملی و جبهه منشور اسلامی، گرفته تا تلاش جنبش عدالت و برابری به رهبری خلیل ابراهیم برای حمله به خارطوم در سال ۲۰۰۸ که طی آن تلاش کردند قدرت را به دست بگیرند، اما پیش از آنکه بتوانند از پل «ام درمان» که فاصله چندانی با کاخ ریاستجمهوری در خارطوم ندارد، عبور کنند، ظرف چند ساعت توسط ارتش سرکوب شدند.
حمیدتی به این واقعیت توجه نکرد که ترکیب و ساختار نیروهایش قبیلهای و رهبری آنها طایفهای بود و خانواده دقلو دست بالا را داشتند. آنها از نظر ترکیب ارگانیک یا جهتگیری فکری و سیاسی، ملی نبودند و این باعث میشد که تنها در سطح منطقهای و استانی شناخته شوند. همچنین گرایشها و شعارهای نژادپرستانه و اقدامات خشونتآمیز آنها موجب شد حمایت و پشتیبانی بسیاری از مردم سودان را از دست بدهند.
از طرفی، نیروهای پشتیبانی سریع، یک مرکز رشد سیاسی واقعی نداشتند که بتواند حمایت مردمی و کمک سیاسی لازم را برای تثبیت و موفقیت این تلاش فراهم کند؛ بلکه با چهرههایی مواجه شدند که فاقد ابعاد مردمی، بدون میراث سیاسی، فاقد مهارت بسیج، هدایت و تأثیرگذاری بر تودهها و فاقد توانایی کنترل اهرمهای قدرت و ایجاد ارتباط با عموم مردم بودند.
یکی از بزرگترین اشتباهات فرمانده نیروهای پشتیبانی سریع این بود که نهتنها فرماندهی ارتش، بلکه تمام افسران و اعضای ارتش را مستقیماً هدف قرار داد. علاوه بر این، نیروهای او تمام نیروهای منظم دیگر را هدف قرار دادند. با این اقدام، حمیدتی نیروهای خود را نه فقط مقابل فرماندهی ارتش، بلکه در برابر کل دولت قرار داد و این یک رویارویی نابرابر از نظر کمی و کیفی بود که نتیجهاش از پیش معلوم بود.
امروز، حمیدتی و گروه سیاسی او، خود را در مواجهه با واقعیتی پیچیده و نامطلوب برای تکمیل پروژه خود با هدف رسیدن به قدرت میبینند.
اقدامات و جنایاتی که نیروهای پشتیبانی سریع علیه غیرنظامیان در مناطق تحت کنترل خود، بهویژه شهر الفاشر در شمال دارفور، مرتکب شدهاند، از جمله قتلعام، اعدام، بازداشت، شکنجه، خشونت جنسی، آدمربایی برای باجگیری، جلوگیری از تحویل تدارکات و غذا به نیازمندان در مناطق تحت کنترل آنها، تخریب اماکن غیرنظامی و مراکز بهداشتی، آلوده کردن منابع آب، هدف قرار دادن تأسیسات خدماتی حیاتی و غارت کمکهای بشردوستانه در طول جنگ، همگی برای آنها نتیجه عکس داشته است و اکنون نام آنها در فهرست جنایتکاران جنگی ثبت شده است.
البته جنایات نیروهای پشتیبانی سریع بدون حمایت خارجی انجام نشده و گزارشهای سازمان ملل متحد در شناسایی منابع حمایتی نیروهای پشتیبانی سریع و مسیرهای این حمایت تأکید میکند که آنها در تقویت قابلیتهای نیروهای پشتیبانی سریع و در نتیجه طولانی شدن جنگ و بحران انسانی نقش داشتهاند. با این حال، قدرتهای حامی، دخالت خود در حمایت از هر یک از طرفین جنگ را انکار میکنند.
در چنین شرایطی، نگرانی فرمانده نیروهای پشتیبانی سریع برانگیخته شده است؛ زیرا قدرتهای خارجی حامی او تحت فشارهای فزاینده بینالمللی بهتدریج او را رها خواهند کرد. این وضعیت آنچه را از قدرت و نفوذ نیروهای پشتیبانی سریع باقی مانده است از بین میبرد و بر چالشهای آنها در شرایط پساکودتا خواهد افزود.
ناکامی نیروهای پشتیبانی سریع در کسب قدرت در کنار تلفات میدانی مداوم در تمام جبهههای نبرد، موج جدایی و پیوستن نیروها به ارتش، تشدید اختلافات قبیلهای در درون آنها، کمبود منابع مالی و کاهش عملیات جذب نیرو، مشکلات و چالشهای حمیدتی را افزایش داده است.
در مواجهه با این وضعیت وخیم، حمیدتی تلاش میکند با سخنرانیهای پرشور و بیانیههای آتشین، آنچه را که از قدرت از دست داده، جبران کند و روحیه نیروهایش را که در آستانه فروپاشی هستند، افزایش دهد.
حمیدتی در زمان تصمیم به تصاحب قدرت با زور، اگرچه در گسترش کنترل خود بر حکومت موفق شد، اما پروژه سیاسی مشخصی برای اداره سودان نداشت و شعارهای مبهمی را مطرح کرد که فاقد واقعبینی و کارآمدی بود. به همین دلیل، حمیدتی با گذشت زمان و طولانی شدن جنگ، به سمت اتخاذ طرحها و برنامههای سیاسی که توسط گروه عبدالله حمدوک، نخستوزیر مستعفی سابق، برایش تهیه شده بود، حرکت کرد.
این روند با جنبش سیاسی که در عرصه سیاسی سودان آغاز شده و سخنان مکرر درباره ضرورت آشتی ملی و گفتوگوی سودانی ـ سودانی که مراحل آن اخیراً آغاز شده است، پشتیبانی میشود. در چنین شرایطی، احتمالاً حمیدتی به دنبال یافتن جای پایی برای خود در این جنبش خواهد بود که توسط نیروهای حامی او هدایت میشود. به عبارت دیگر، حمیدتی سلاح را کنار میگذارد و به سکوهای سیاسی به عنوان ابزار و وسیلهای برای رسیدن به همان هدف، اما از طریق قدرت نرم، روی خواهد آورد.
با این حال، گزینه سیاسی برای حمیدتی با موانع بسیاری روبهرو است، از جمله فقدان ابزارهای عملی سیاسی برای این گروه و عدم مقبولیت به دلیل جنایات، تخلفات، تخریب سیستماتیک زیرساختها و منابع حیاتی سودان، اتحاد با بیگانگان و نفرتپراکنی که در طول سالهای جنگ در جهت آن تلاش کرده است.
در سطح خارجی، پرسش مهمی که در مورد امکان گذار سیاسی مطرح میشود این است که آیا قدرتهای منطقهای حامی نیروهای پشتیبانی سریع، همان سطح از توان و حمایتی را که در جنگ به نفع حمیدتی و نیروهایش اعمال کردند، برای دستیابی به این تحول و گذار به سمت پایان دادن به جنگ و برقراری صلح و ثبات در سودان خواهند داشت؟
در مجموع باید گفت سودان در مرحله پساکودتا همچنان با چالشهای متعددی مواجه است و با توجه به آنکه تجربه تلخ دیگری از کودتای ناکام با هزینههای فراوان را آزموده، بیش از هر زمانی خواهان آرامش و ثبات است. این آرامش و ثبات بدون عزم و اراده داخلی جهت پیشبرد مذاکرات و توافقات سیاسی و نیز حمایت جدی خارجی از روند سیاسی، امکانپذیر نخواهد بود.