- ۵ فرار بزرگ آمریکاییها
- نقشه گاردین از عبور کابلهای مهم دیجیتال از تنگه هرمز
- پنتاگون بیسر و صدا کشته شدن ۲ نظامی دیگرش در جنگ با ایران را به رسمیت شناخت
- فشار جنگ ضد ایران بر نیروهای مسلح لهستان
- رژیم صهیونیستی منفورترین رژیم سیاسی در جهان است
- روایت نجات جان شهید لاریجانی در بیت رهبری
- چرا ذهن این دختر روی ترامپ قفل کرده است؟
- آخرین وضعیت ترامپ بعد از جنگ با ایران
- ضربات سنگین به مزدوران سعودی در مأرب به روایت تصویر
- سومین نفتکش سوپر تانکر طی دو روز گذشته در تنگه هرمز مورد اصابت قرار گرفت
- اولین ویدئو از لحظه حمله یمن به فرودگاه ملک خالد در ریاض - عربستان
- تجمع اعتراضی مقابل سفارت فرانسه در تهران
- مارکو روبیو از ایران باستان و ارتش خشایارشاه به عنوان غارتگر و دشمن تمدنی یاد کرد
- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
از مدیریت بحران تا بازسازی محور مقاومت
پس از فروپاشی نظام بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴ (آذر ۱۴۰۳)، سوریه به چهار منطقه نفوذ تجزیه شده است. شمال در کنترل ترکیه، غرب در مدیریت مشترک روسیه و دمشق بر اساس توافق ۹ اوت ۲۰۲۶ (۱۸ مرداد ۱۴۰۵)، جنوب تحت نفوذ رژیم صهیونیستی و شرق در کنترل شکننده دولت انتقالی پس از خروج نیروهای آمریکایی در ۱۶ آوریل ۲۰۲۶ (۲۷ فروردین ۱۴۰۵) قرار دارد. توافق ادغام کردها نیز در ۲۵ اوت ۲۰۲۶ (۳ شهریور ۱۴۰۵) نهایی شد. تحلیل این ساختار نشان میدهد سوریه از یک دولت متمرکز به ساختاری تجزیهشده، بدون اعلام تجزیه، تبدیل شده که مرزهای آن بر مبنای حوزههای نفوذ خارجی ترسیم میشود. آمریکا با خروج از شمال شرق و رها کردن کردها، الگوی استفاده ابزاری از نیروهای محلی و سپس کنار گذاشتن آنها را تکرار کرد. بر اساس هشدار رئیس اطلاعات عراق در ژانویه ۲۰۲۶ (دی ۱۴۰۴)، تعداد نیروهای داعش از حدود دو هزار به بیش از ده هزار نفر افزایش یافته است. رقابت ترکیه و اسرائیل نیز به تنش جدی تبدیل شده و اسرائیل در اوت ۲۰۲۶ (مرداد ۱۴۰۵) پایگاه هوایی ابوالدهور در ادلب را بمباران کرد.
در بُعد منطقهای، کشورهای عربی و محور مقاومت هر یک با محاسبات خاص خود در معادلات سوریه حاضر شدهاند. عربستان، امارات و قطر با سرمایهگذاریهای گسترده در زیرساخت و انرژی، در پی تثبیت نفوذ اقتصادی و جلوگیری از بازگشت نفوذ ایران به شامات هستند. اردن که با موج پناهندگان و تهدیدات مرزی روبهروست، در اوت ۲۰۲۶ (مرداد ۱۴۰۵) میزبان نشست امنیتی چهارجانبه با حضور فرماندهان نظامی سوریه و عراق و اقلیم کردستان بود. عراق نیز با خطر رشد مجدد داعش و شکافهای قومی ـ مذهبی خود مواجه است. حزبالله لبنان که بخش مهمی از خطوط لجستیکی و عمق راهبردی خود را از دست داده، در ۴ اوت ۲۰۲۶ (۱۳ مرداد ۱۴۰۵) آمادگی خود را برای گفتوگو با رهبران جدید سوریه اعلام کرد که تحلیلگران آن را تلاشی برای حفظ موقعیت در تسویه آتی ارزیابی میکنند. ایران نیز با از دست دادن متحد استراتژیک خود، تمرکز جغرافیاییاش را تا حدی از مسیر عراق ـ سوریه ـ لبنان به سمت پیوند عراق و یمن و محور خلیج فارس تا دریای سرخ تغییر داده است. آمریکا و رژیم صهیونیستی در پی آناند که از تغییرات سوریه برای تکمیل پروژه مهار محور مقاومت بهره ببرند، اما دمشق تاکنون از ورود مستقیم به این سناریو خودداری کرده است.
آینده سوریه در قالب چهار سناریوی متمایز قابل تصور است. سناریوی نخست، تثبیت تدریجی با حاکمیت محدود است که در آن دولت دمشق با حمایت ترکیه و کشورهای خلیج فارس و اردن، کنترل خود را بر مناطق شرقی و مرکزی تثبیت میکند و با مذاکرات امنیتی، تنشهای جنوب را مدیریت میکند. در این چارچوب، سویدا بر اساس نقشه راه مشترک آمریکا، اردن و ترکیه بهتدریج به حاکمیت مرکزی بازمیگردد و حزبالله میتواند با حفظ حداقلی از عمق راهبردی به بازسازی توان خود بپردازد.
سناریوی دوم، جمود سیاسی و مدیریتشده تجزیه است که در آن نه توافق پایدار حاصل میشود و نه جنگ تمامعیار رخ میدهد، بلکه سوریه در تعادلی شکننده و فرسایشی باقی میماند. در این چارچوب، دمشق کنترل مراکز شهری اصلی را حفظ میکند، اما مناطق حاشیهای همچنان تحت نفوذ بازیگران خارجی و محلی باقی میمانند و اقتصاد سوریه در رکود مزمن و وابستگی به کمکهای خارجی گرفتار میشود. این وضعیت که تجزیه بدون اعلام تجزیه توصیف میشود، در کوتاهمدت محتملترین گزینه به نظر میرسد.
سناریوی سوم، تجزیه تدریجی و بیثباتی پایدار است که در آن تشدید حملات رژیم صهیونیستی و بنبست در سویدا و تقویت گروههای تروریستی، سوریه را به سمت فروپاشی حاکمیت ملی سوق میدهد. در این حالت، سوریه به مجموعهای از موجودیتهای قومی ـ مذهبی تجزیه میشود و حزبالله نهتنها عمق راهبردی خود را از دست میدهد، بلکه ممکن است برای حفظ بقای خود وارد درگیریهای فرسایشی متعدد شود.
سناریوی چهارم، بازگشت به جنگ تمامعیار و آشوب نظامی است که در آن شکست کامل روند ادغام کردها و تشدید درگیریهای قومی ـ مذهبی و سوءاستفاده گروههای تروریستی از خلأ امنیتی، سوریه را به گردابی از خشونت فراگیر بازمیگرداند. در این سناریو، داعش میتواند بخشهای وسیعی از خاک سوریه را به کنترل خود درآورد و کل منطقه را با بحران امنیتی بیسابقهای روبهرو کند.
در چنین حالتی، اردن، لبنان و عراق بهطور مستقیم درگیر بحران پناهندگان و تهدیدات امنیتی خواهند شد و ترکیه نیز با موج گسترده آوارگان مواجه میشود. احتمال تحقق سناریوی نخست با توجه به حمایتهای منطقهای بیشتر است، سناریوی دوم در کوتاهمدت محتملتر به نظر میرسد و سناریوهای سوم و چهارم در صورت تشدید تنشها بهسرعت قابل تحقق خواهند بود.
در افق پیشرو، سوریه احتمالاً در وضعیتی از تعادل شکننده و مدیریتشده باقی خواهد ماند، مگر آنکه یکی از قدرتهای خارجی تصمیم به تغییر معادله بگیرد یا توافقهای داخلی شکننده فروبپاشد. تجربه چهار سال گذشته نشان میدهد که نه ترکیه قادر به حذف کامل نفوذ رژیم صهیونیستی در جنوب است و نه اسرائیل میتواند بدون هزینه سنگین از تثبیت حاکمیت دمشق در کل کشور جلوگیری کند.
در این میان، ایران باید راهبرد خود را بر پایه واقعیتهای جدید بازتعریف کند و به جای تمرکز بر حفظ نفوذ سرزمینی از دست رفته، بر تقویت پیوندهای اقتصادی و امنیتی با بازیگران محلی و حفظ حداقلی از عمق راهبردی در سوریه متمرکز شود. آینده محور مقاومت نه به حفظ سوریه بهعنوان یک پایگاه، بلکه به توانایی بازآرایی در برابر فشارهای فزاینده آمریکا و اسرائیل بستگی دارد.
اگر ایران بتواند از فرصتهای دیپلماتیک برای کاهش تنش با ترکیه و کشورهای عربی استفاده کند و همزمان به تقویت حلقههای دیگر محور مانند عراق و یمن بپردازد، میتواند به بازسازی و تقویت محور مقاومت بپردازد و مانع از فرسایش تدریجی آن شود. در غیر این صورت، سوریه به میدانی برای فرسایش تدریجی مقاومت تبدیل خواهد شد و ثبات منطقه بیش از پیش به رقابت قدرتهای خارجی گره خواهد خورد.