۱۲:۲۸
۱۴۰۵/۰۶/۳۱
از سیف‌القدس تا دریای سرخ؛

بلوغ شبکه چندجبهه‌ای مقاومت

ز
تحولات نظامی غرب آسیا از نبرد سیف‌القدس در اردیبهشت ۱۴۰۰ تاکنون، از تغییر تدریجی الگوی درگیری از جبهه‌های منفرد و محصور در جغرافیا به سمت یک معماری چندجبهه‌ای حکایت دارد؛ معماری‌ای که در آن پیوند میان جبهه‌های مختلف مقاومت، ظرفیت انتقال فشار از یک میدان به میدان‌های دیگر را ایجاد کرده و اکنون امتداد آن از غزه و لبنان تا دریای سرخ و باب‌المندب، معادلات امنیتی و ژئوپلیتیک منطقه را وارد مرحله‌ای جدید کرده است.
نویسنده :
سعید سپاهی کارشناس مسائل بین الملل
کد خبر:
۳۹۸۳

تاریخ تحولات نظامی غرب آسیا را باید به دو دوره پیش و پس از نبرد ۱۱روزه سیف‌القدس در اردیبهشت ۱۴۰۰ تقسیم کرد. آن نبرد، نقطه پایان پارادایم دفاع محصور در جغرافیا و آغاز رسمی دکترین وحدت جبهه‌ها (ساحات) بود؛ نقطه‌ای که حماس معادله درگیری خود را از واکنش‌های محلی در مرز‌های غزه به دفاع سراسری از حاکمیت قدس و مسجدالاقصی ارتقا داد، اما ارزش بنیادین سیف‌القدس نه صرفاً در تبادل آتش راکتی، بلکه در تأسیس ساختار عملیاتی نوینی بود که در اتاق فرماندهی مشترک بیروت با حضور فرماندهان ارشد حزب‌الله، حماس و نیروی قدس سپاه پی‌ریزی شد. تبادل داده‌های ماهواره‌ای و راداری لحظه‌ای، پایش تحرکات هوایی دشمن در فواصل ۱۲ساعته و حضور مستمر سردار قاآنی در میدان فرماندهی، نشان داد که محور مقاومت برای نخستین‌بار ساختار شبکه یکپارچه فرماندهی و کنترل (C۴I) را عملیاتی کرده است.

اسناد راهبردی برآمده از جلسات سه‌جانبه شهیدان سید حسن نصرالله، اسماعیل هنیه و فرماندهان مقاومت حاکی از آن بود که ورود مستقیم جبهه‌های لبنان، سوریه، عراق و یمن به نبرد، نه یک بلوف سیاسی، بلکه یک نقشه عملیاتی از پیش طراحی‌شده برای روز مبادا بوده است. تعهد کتبی و رسمی صنعا در آن مقطع مبنی بر آمادگی جهت گشودن جبهه دریای سرخ و هدف‌گیری منافع متجاوزان در باب‌المندب، بذری بود که امروز در هندسه تقابل همه‌جانبه به درختی تنومند بدل شده است. آنچه در تحولات کنونی منطقه شاهدیم، دقیقاً بهره‌برداری عملیاتی از همان معماری چندوجهی است که در سیف‌القدس نطفه‌گذاری شد و اکنون به مرحله تحمیل اراده ژئوپلیتیک رسیده است.

امتداد این دکترین، اکنون در ضربات ویرانگر به زیرساخت‌های انتقال انرژی عربستان متجلی شده است. هدف قرار گرفتن بندر راهبردی «ینبع» در دریای سرخ و انهدام ایستگاه‌های پمپاژ خط لوله سراسری «ابقیق-ینبع» (پترولاین شرق به غرب) ــ که به‌عنوان تنها مسیر جایگزین برای دور زدن تنگه هرمز طراحی شده بود ــ صادرات نفت خام ائتلاف را عملاً به نقطه صفر رسانده است. پیوند مستقیم این ضربات با بانک اهداف آتی یمن نشان می‌دهد که دسترسی متجاوزان به بازار‌های بین‌المللی انرژی، بدون جلب رضایت صنعا و توقف محاصره، ناممکن است. هم‌زمان، پیشروی‌های قاطع ارتش و انصارالله در امتداد نوار ساحلی غربی و تسلط بر گلوگاه باب‌المندب، نه فقط پاسخی به حملات هوایی، بلکه اقدامی پیش‌دستانه برای خنثی‌سازی توطئه مشترک صهیونیستی-اماراتی در توسعه نفوذ به شاخ آفریقا و کنترل جزایر پیرامونی است.

در طرف مقابل، اردوگاه متجاوزان در وضعیتی از استیصال تاکتیکی و فروپاشی همگرایی درونی به سر می‌برد. ارتش سعودی که جنگنده‌های فوق‌پیشرفته F-۱۵ آن توسط پدافند بومی یمن سرنگون می‌شود و اکنون ناچار است از طریق میانجی‌های بین‌المللی، التماس‌گونه سرنوشت خلبانان خود را پیگیری کند، از نظر ساختار نیروی زمینی نیز دچار فقر مطلق شده است؛ تا جایی که تلاش‌های پنهان ریاض برای اجاره مزدور و جلب نیروی رزمی از جغرافیای سوریه با پاسخ منفی و تحقیرآمیز دمشق مواجه شد. این فرسایش درونی، همراه با شکاف فزاینده میان منافع توسعه‌طلبانه ابوظبی و نگرانی‌های امنیتی ریاض در دریای سرخ، سبب شده تا حتی نشریات تخصصی غربی نظیر فارن‌پالیسی به شکست ساختاری مهار مقاومت در یمن اعتراف کنند.

ابعاد این تغییر موازنه تا سطوح عالی سیاست‌گذاری در واشنگتن نیز امتداد یافته است. اعتراف اخیر دونالد ترامپ مبنی بر مذاکره مستقیم و غیرمستقیم کاخ سفید با انصارالله، نشان می‌دهد که هژمونی آمریکا ناچار به پذیرش موقعیت صنعا به‌عنوان یک بازیگر مسلط ژئوپلیتیک شده است. دشمنان که در میدان سخت نظامی و اقتصادی از تحمیل اراده بازمانده‌اند، به شگرد‌های کهنه جنگ روانی و جعل اتهاماتی نظیر هدف‌گیری مقدسات اسلامی متوسل شده‌اند؛ ترفند مضحکی که با خروش میلیونی ملت یمن در راهپیمایی‌های سراسری مدافعان مکه و افشای دروغ‌های رسانه‌ای در نطفه خفه شد و پایگاه مردمی و عقیدتی مقاومت را بیش از پیش نمایان ساخت.

در جمع‌بندی باید تأکید کرد که محور مقاومت از دوران «سیف‌القدس» تا امروز، از سطح یک ائتلاف نامتقارن پراکنده به یک سیستم امنیتی فراملی با تسلیحات دقیق و هم‌افزایی هم‌زمان فراروی کرده است. این شبکه قدرتمند اکنون توانسته است شریان‌های حیاتی نفت، امنیت دریانوردی صهیونیست‌ها و مصونیت پایگاه‌های هوایی دشمن را هم‌زمان به گروگان اراده خود درآورد. پیامی که از آب‌های متلاطم باب‌المندب تا میادین نفتی ینبع طنین‌انداز شده، روشن است: امنیت در غرب آسیا یک بسته یکپارچه و تفکیک‌ناپذیر است؛ یا این امنیت برای تمامی ملت‌های منطقه و محور مقاومت تضمین خواهد شد، یا متجاوزان بهای جاه‌طلبی‌های خود را با انهدام کامل پایه‌های اقتصادی و امنیتی‌شان پرداخت خواهند کرد.

گزارش خطا
captcha
آخرین اخبار
از وعده توقف حملات تا آماده‌سازی گزینه نظامی؛
پشت‌پرده محاسبات ترامپ درباره ایران
فرار بمب‌افکن‌های آمریکایی از فیرفورد؛
رسوایی جدید برای ترامپیست‌ها!
از صعده تا باب‌المندب؛
روایت صعود قدرت نظامی انصارالله
جایگاه امارات در نظم نوظهور؛
قطب مستقل یا ضلع آسیب‌پذیر محور ضدایرانی
اعتراضات دانش‌آموزی در فرانسه؛
واکاوی آنچه الیزه نمی‌گوید!
عراق پس از پایان حضور نظامی آمریکا؛
چالش‌های عراق در مرحله پساخروج
از فروپاشی چتر امنیتی تا خروج قریب‌الوقوع؛
پایان هژمونی سنتی آمریکا در غرب آسیا
اول محاصره دریایی و حالا محاصره هوایی؛
سناریوی جدید آمریکایی‌ها علیه اقتصاد ایران چیست؟
سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل؛
بررسی رویکرد منطقه‌ای اردوغان