- ۵ فرار بزرگ آمریکاییها
- نقشه گاردین از عبور کابلهای مهم دیجیتال از تنگه هرمز
- پنتاگون بیسر و صدا کشته شدن ۲ نظامی دیگرش در جنگ با ایران را به رسمیت شناخت
- فشار جنگ ضد ایران بر نیروهای مسلح لهستان
- رژیم صهیونیستی منفورترین رژیم سیاسی در جهان است
- روایت نجات جان شهید لاریجانی در بیت رهبری
- چرا ذهن این دختر روی ترامپ قفل کرده است؟
- آخرین وضعیت ترامپ بعد از جنگ با ایران
- ضربات سنگین به مزدوران سعودی در مأرب به روایت تصویر
- سومین نفتکش سوپر تانکر طی دو روز گذشته در تنگه هرمز مورد اصابت قرار گرفت
- اولین ویدئو از لحظه حمله یمن به فرودگاه ملک خالد در ریاض - عربستان
- تجمع اعتراضی مقابل سفارت فرانسه در تهران
- مارکو روبیو از ایران باستان و ارتش خشایارشاه به عنوان غارتگر و دشمن تمدنی یاد کرد
- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
گذار از خشونت عریان به فشار نهادی
چکیده
سال ۲۰۲۶ برای شیعیان افغانستان را میتوان سال جایگزینی نسبی «فشار نهادی» به جای «خشونت عریان» دانست. طالبان در سطح بیانیهها همچنان بر احترام به حقوق شیعیان تأکید میورزد، اما در عمل، با استفاده از ابزارهای حقوقی، اداری و امنیتی، محدودیتهایی را بر برخی نهادهای شیعی اعمال کرده است؛ پرونده خاتمالنبیین به یکی از کانونهای اصلی این نگرانیها تبدیل شده است. در سپتامبر ۲۰۲۶، گزارشهایی درباره تخلیه حوزه خاتمالنبیین، بازداشت شماری از استادان و چهرههای شیعه و سپس لغو مجوز دانشگاه خاتمالنبیین منتشر شد. وزارت تحصیلات عالی طالبان، لغو مجوز دانشگاه را با ادعاهایی درباره عدم رعایت سیاستهای این وزارتخانه و برخی موارد دیگر توجیه کرده، در حالی که مسئولان دانشگاه این اتهامات را رد کردهاند.
ایران در شرایط تحریم شدید و وابستگی به مرز افغانستان، سیاستی مبتنی بر توازن میان تعامل با طالبان و حمایت کنترلشده از شیعیان اتخاذ کرده است. ترکیه و قطر نیز در حال گسترش نفوذ نرم و سیاسی خود در افغانستاناند و میتوانند در بلندمدت بر توازن مذهبی و سیاسی این کشور اثرگذار باشند. جمعبندی راهبردی نشان میدهد که وضعیت شیعیان «کمخشونتتر، اما پرریسکتر» شده و نیازمند مدیریت چندلایه از سوی ایران و نخبگان شیعه است.
خلاصه مدیریتی
در سال جاری، رفتار طالبان نسبت به شیعیان در یک دوگانگی نسبتاً باثبات قرار داشته است: از یک طرف، تأکید رسمی بر حقوق شیعیان و از سوی دیگر، اعمال فشارهای اداری، حقوقی و امنیتی بر برخی نهادهای آنان. پرونده خاتمالنبیین، که با محاصره، تخلیه و بازداشت همراه شد، نشان داد طالبان نسبت به برخی اشکال سازمانیابی مستقل شیعی حساسیت ویژهای دارد. روایت رسمی طالبان درباره دانشگاه خاتمالنبیین، اختلاف را در چارچوب مقررات و سیاستهای وزارت تحصیلات عالی مطرح کرده است، در حالی که منتقدان و مسئولان این مجموعه، اقدامات صورتگرفته را فراتر از یک اختلاف اداری میدانند.
این رفتار در محیطی شکل میگیرد که طالبان شیعیان را نه الزاماً بهعنوان یک دشمن نظامی، بلکه در برخی موارد بهعنوان یک رقیب نهادی و اجتماعی مینگرد و نگرانیهای امنیتی آنها درباره ظرفیت سازمانیابی شیعیان، از جمله تصور پیوند برخی جریانها با فاطمیون، میتواند در سیاستهای کنترلی آنان بازتاب داشته باشد.
ایران در این میان سیاستی مبتنی بر توازن اتخاذ کرده است: حفظ کانال رسمی با طالبان برای مدیریت مرز و تجارت و همزمان حمایت کنترلشده از شیعیان برای جلوگیری از فرسایش اجتماعی آنان. اهمیت مرز دوغارون–تایباد، بهعنوان یکی از مسیرهای مهم تجاری ایران و افغانستان، نقش اقتصادی و امنیتی این مسیر را برجسته کرده است. گزارشهای اخیر نیز از حجم بالای تردد کامیونها و در عین حال مشکلات و صفهای طولانی در این گذرگاه حکایت دارد.
در سطح منطقهای، ترکیه و قطر با حضور نرم و تدریجی در عرصههای آموزشی، رسانهای، سیاسی و دیپلماتیک افغانستان، در حال افزایش نقش خود هستند و این روند میتواند در بلندمدت بر فضای مانور ایران اثر بگذارد.
در مجموع، وضعیت شیعیان نسبت به دوره اول طالبان را نمیتوان صرفاً بر اساس میزان خشونت فیزیکی ارزیابی کرد؛ امنیت فیزیکی ممکن است در برخی حوزهها بهبود یافته باشد، اما امنیت نهادی و حقوقی همچنان شکننده است و فشارها در مواردی بیشتر «هدفمند» و «اداری» تا خشونتآمیز هستند. این شرایط نیازمند مدیریت چندلایه از سوی ایران، نخبگان شیعه و حتی طالبان است تا از تبدیل شدن شکافهای موجود به بحران جلوگیری شود.
نظام مسائل
۱. دوگانگی گفتار و کردار طالبان
طالبان در بیانیهها بر احترام به حقوق شیعیان تأکید دارد، اما در عمل از ابزارهای حقوقی و اداری برای محدودسازی برخی نهادهای شیعی استفاده میکند. این دوگانگی میتواند به شکلگیری بیاعتمادی پایدار میان بخشی از شیعیان و طالبان منجر شود.
۲. پرونده خاتمالنبیین؛ فشار حقوقی با پیامد هویتی
محاصره، تخلیه و بازداشت در حوزه خاتمالنبیین نشان داد که طالبان نسبت به استقلال نهادی برخی ساختارهای شیعی حساس است. در سپتامبر ۲۰۲۶، نیروهای طالبان حوزه را تخلیه و کنترل آن را در دست گرفتند و گزارشهایی نیز درباره بازداشت شماری از استادان منتشر شد. چند روز بعد، وزارت تحصیلات عالی طالبان مجوز دانشگاه خاتمالنبیین را لغو کرد و دستور تعطیلی شعبه غزنی را نیز صادر کرد.
روایت رسمی طالبان این اختلاف را عمدتاً در چارچوب مسائل حقوقی و مقرراتی مطرح کرده است، اما گستره اقدامات انجامشده از سوی منتقدان، دارای ابعاد امنیتی و هویتی نیز تلقی شده است. مسئولان دانشگاه نیز اتهامات مطرحشده از سوی وزارت تحصیلات عالی را رد کردهاند.
۳. نگرانی طالبان از ظرفیت رزم شیعیان و فاطمیون
طالبان تجربه رزمی بخشی از شیعیان افغانستان در قالب فاطمیون را میتواند بهعنوان یک تهدید بالقوه در نظر بگیرد. این نگرانی، حتی اگر از سوی طالبان گستردهتر از ظرفیت واقعی این جریان ارزیابی شود، میتواند در سیاستهای کنترلی آن بازتاب یافته و به سختگیری نسبت به تجمعات مذهبی و نهادهای آموزشی شیعی منجر شود.
۴. سیاست ایران؛ توازن میان طالبان و شیعیان
ایران در سال ۱۴۰۵ سیاستی چندلایه را دنبال میکند:
حفظ کانال رسمی با طالبان برای مدیریت مرز و تجارت
حمایت کنترلشده از نخبگان شیعه
پرهیز از تبدیل شدن به طرف مستقیم منازعه
این سیاست با توجه به تحریمها و اهمیت مرز تجاری و اقتصادی افغانستان، یک ضرورت راهبردی محسوب میشود. همزمان، کاهش صادرات ایران به افغانستان و افزایش حضور رقبای تجاری، اهمیت حفظ و تقویت مسیرهای تجاری دو کشور را افزایش داده است.
۵. نقش ترکیه و قطر در افغانستان
ترکیه از مسیر آموزش، رسانه و همکاریهای امنیتی و قطر از مسیر دیپلماسی و ارتباط دیرینه با طالبان، در حال افزایش نقش خود در افغانستان هستند. این دو بازیگر میتوانند در بلندمدت بر توازن مذهبی و سیاسی افغانستان اثر بگذارند و فضای رقابت برای نفوذ منطقهای را پیچیدهتر کنند.
۶. وضعیت شیعیان در دور دوم طالبان
خشونت بیپروای دوره اول طالبان به همان شکل تکرار نشده است، اما فشارهای «اداری ـ حقوقی» و «امنیتی ـ هدفمند» علیه برخی ساختارهای شیعی افزایش یافتهاند. بنابراین، ارزیابی وضعیت شیعیان صرفاً بر اساس امنیت فیزیکی کافی نیست و باید امنیت نهادی، حقوقی، آموزشی و اجتماعی آنان نیز مورد توجه قرار گیرد.
گزارشهای حقوق بشری و پژوهشی در سال ۲۰۲۶ نیز همچنان از آسیبپذیری هزارهها و شیعیان افغانستان و سابقه طولانی تبعیض و خشونت علیه آنان حکایت دارند.
۷. حافظه طالبان از دوره جمهوری
طالبان به رفتار و جایگاه شیعیان در دوره جمهوری توجه دارد و میتواند آنان را بیش از آنکه یک «تهدید نظامی» بداند، بهعنوان یک «رقیب نهادی» و اجتماعی تلقی کند. این نگاه میتواند یکی از عوامل فشار بر ساختارهای اجتماعی و آموزشی شیعیان باشد.
۸. اهمیت مرز دوغارون ـ تایباد
مرز ایران ـ افغانستان به یکی از شریانهای مهم تجارت دو کشور تبدیل شده است. حجم قابل توجه تردد کامیونها در این مسیر نشاندهنده وابستگی متقابل اقتصادی است و همین امر میتواند ظرفیت نفوذ اقتصادی ایران را افزایش دهد. با این حال، مشکلات ترانزیتی و صفهای طولانی در مرز نشان میدهد که این اهرم اقتصادی، خود با محدودیتهای عملیاتی مواجه است.
ارزیابی نهایی
برای شیعیان افغانستان، امنیت فیزیکی را نمیتوان تنها شاخص ارزیابی وضعیت دانست؛ امنیت نهادی و حقوقی همچنان شکننده است و فشارها در مواردی بیشتر «هدفمند» و «اداری» هستند. خطر اصلی، فرسایش تدریجی زیرساختهای آموزشی و اجتماعی شیعه است؛ روندی که پرونده خاتمالنبیین اهمیت آن را برجسته کرده است.
ایران ناچار است میان تعامل با طالبان و حمایت از شیعیان توازن برقرار کند. مرز دوغارون ـ تایباد میتواند هم ابزار نفوذ اقتصادی ایران و هم عاملی برای حفظ ارتباط و مدیریت تنشها باشد؛ هرچند مشکلات جاری در این مسیر، ظرفیت آن را با محدودیتهایی مواجه کرده است.
حضور ترکیه و قطر نیز یک متغیر مهم در معادلات آینده افغانستان است. طالبان تلاش میکند فشار بر برخی نهادهای شیعی را در چارچوبهای حقوقی و اداری تعریف کند، اما تداوم این روند میتواند شکاف اجتماعی را افزایش دهد و زمینه شکلگیری اعتراضات گستردهتر را فراهم کند.
پیشنهاد راهبردی
۱. برای ایران
تقویت دیپلماسی چندلایه با طالبان و نخبگان شیعه
استفاده از اهرم اقتصادی مرز دوغارون برای کاهش فشار بر نهادهای شیعی
مدیریت رقابت منطقهای با ترکیه و قطر
حفظ کانالهای ارتباطی همزمان با دولت طالبان و نهادهای اجتماعی شیعی
۲. برای نخبگان شیعه افغانستان
تمرکز بر مذاکره حقوقی و مدنی
ایجاد شبکههای آموزشی و اجتماعی غیرمتمرکز
حفظ ارتباط با ایران و نهادهای بینالمللی
پرهیز از تبدیل اختلافات نهادی به تقابل امنیتی
۳. برای طالبان
پرهیز از امنیتیسازی نهادهای شیعی
ایجاد سازوکارهای شفاف حقوقی برای حل اختلافات
استفاده از ظرفیت ایران بهعنوان یکی از کانالهای منطقهای برای کاهش تنشهای مذهبی
حفظ امکان فعالیت قانونی و آموزشی نهادهای شیعی در چارچوب قوانین افغانستان