- ۵ فرار بزرگ آمریکاییها
- نقشه گاردین از عبور کابلهای مهم دیجیتال از تنگه هرمز
- پنتاگون بیسر و صدا کشته شدن ۲ نظامی دیگرش در جنگ با ایران را به رسمیت شناخت
- فشار جنگ ضد ایران بر نیروهای مسلح لهستان
- رژیم صهیونیستی منفورترین رژیم سیاسی در جهان است
- روایت نجات جان شهید لاریجانی در بیت رهبری
- چرا ذهن این دختر روی ترامپ قفل کرده است؟
- آخرین وضعیت ترامپ بعد از جنگ با ایران
- ضربات سنگین به مزدوران سعودی در مأرب به روایت تصویر
- سومین نفتکش سوپر تانکر طی دو روز گذشته در تنگه هرمز مورد اصابت قرار گرفت
- اولین ویدئو از لحظه حمله یمن به فرودگاه ملک خالد در ریاض - عربستان
- تجمع اعتراضی مقابل سفارت فرانسه در تهران
- مارکو روبیو از ایران باستان و ارتش خشایارشاه به عنوان غارتگر و دشمن تمدنی یاد کرد
- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
آیا جنگ جهانی سوم در راه است؟
طنینسنتر؛ در روزهای اخیر شاهد تحولات معناداری در اروپا بودهایم. در این راستا، کشورهایی نظیر فنلاند، لیتوانی، سوئد، بلاروس، ایتالیا، آلمان، فرانسه و انگلیس، آمادهباش نظامی اعلام کردهاند و از مردم خود نیز به طرق مختلف خواستهاند که آماده مواجهه با برخی سناریوهای ناگهانی شوند. در این رابطه، ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، اعلام کرده که «اروپاییها علناً به مردم خود نسبت به جنگ قریبالوقوع با روسیه هشدار میدهند». اقدامی که از دید کرملین تحریکآمیز است.
برخی رهبران کشورهای غربی مدعی هستند که روسیه قصد توسعه عملیات نظامی خود در قاره اروپا و بهطور خاص در منطقه بالتیک را دارد. در عین حال، منابع روسی نیز در مدت اخیر تأکید کردهاند که روسیه سطح آمادگی نظامی خود را بیش از پیش افزایش داده و البته که روند تولید نیازهای دفاعی و نظامی این کشور هم در سطوح مختلف، چندین برابر افزایش پیدا کرده است. این وضعیت سبب شده تا برخی از صاحبنظران بهصراحت نسبت به احتمال وقوع جنگی فراگیر در اروپا هشدار دهند.
از این رو، در تحلیل این وضعیت، توجه به ۳ مؤلفه، مهم به نظر میرسد.
اول اینکه قدرتهای اروپایی و تشکیلات ناتو یک مرتبه دیگر در حال انجام یک خطای راهبردی هستند. آنها در طی ماههای اخیر، در پوشش جنگ روسیه و اوکراین، به پالایشگاهها و مراکز راهبردی انرژی و صنعتی روسیه در بخشهای مختلف این کشور حمله کرده و خسارتهای زیادی را تحمیل کردهاند. این رویکرد آنها سبب شده تا روسیه در تأمین نیازهای سوختی خود با مشکل روبهرو شود و بر پایه برخی ویدئوها که در فضای مجازی نیز قابل مشاهده هستند، مردم روسیه ساعتها در صفهای طولانی منتظر میمانند تا شاید امکان سوختگیری داشته باشند.
در این وضعیت، دولت روسیه این تحلیل را دارد که ناتو بر آن است تا موجی از نارضایتی را در داخل روسیه به راه بیندازد و موجب تضعیف موقعیت نظام سیاسی این کشور شود. از این رو، کرملین نیز تشدید تنش علیه اروپاییها و تشکیلات ناتو را پاسخی به اقدامات تحریکآمیز آنها ارزیابی میکند. در حقیقت، مسکو از خود میپرسد که چرا باید خصومتورزی ناتو علیه خود را تماشا کند و کاری نکند؟ وقتی به طرف مقابل نیز خسارت وارد شود و با تبعات اقدامات خود روبهرو شود، معادلات بازدارندگی به حالت مطلوب خود میرسند. از این رو، ایجادگر وضعیت شکننده کنونی، خود غربیها و ناتو هستند.
نکته دوم اینکه جهان غرب یک بازی تبلیغاتی را علیه روسیه به راه انداخته است. در این چارچوب، غربیها جنگ اوکراین را فرصتی برای ضربه زدن به روسیه و تقویت موقعیت ژئوپلیتیکی خود ارزیابی میکنند. حال در این وضعیت، آنها سعی دارند با تکیه بر اهرمهای رسانهای خود هرطور که شده تصویری تهاجمی و تجاوزکار را از روسیه نمایش دهند و افکار عمومی بینالمللی را علیه آن تحریک کنند. این در حالی است که اگر اقدامات تحریکآمیز غربیها نبود، جنگ اوکراین مدتها قبل خاتمه یافته بود و حتی دلیلی نداشت آغاز شود. از یاد نبریم که عامل اصلی آغاز جنگ اوکراین، عملنکردن ناتو به تعهداتش در قبال روسیه و پیشروی به سمت مسکو بود. حال به نظر میرسد اروپاییها یک بار دیگر در حال تکرار اشتباهات خود در قبال روسیه با چاشنی جنگ تبلیغاتی و روانی هستند؛ و در نهایت نکته سوم اینکه جهان غرب و بهطور خاص آمریکاییها، نظم مطلوب و هژمونیک خود در دنیا را در خطر میبینند. آنها به هر شکل ممکن سعی دارند مانع از ظهور نظمی جدید در جهان با محوریت قدرتهای نوظهور شوند. درست به همین دلیل، با تنشزایی علیه ایران، روسیه و چین، سعی دارند هرطور که شده واقعیتهای نامطلوب پیش روی خود را تغییر دهند و معادلات تازهای را حاکم کنند که به نظم بینالمللی مورد تأیید آنها نوعی جان تازه ببخشد.
درست در همین نقطه است که اندیشمندان حوزه روابط بینالملل معتقدند تحرکات آمریکا علیه روسیه، ایران و چین، واپسین تقلاهای بازیگر هژمونِ نظم غربگرای جهان با هدف ممانعت از ظهور نظمی جدید در دنیا است. ایدهای که افرادی نظیر جان میرشایمر، استاد روابط بینالملل دانشگاه شیکاگو، از جمله مهمترین حامیان آن هستند. از این رو، جنگ اوکراین، جنگ ایران و تنشهای جاری در اروپا را باید ورای صرف درگیریهایی میان چند بازیگر خاص ارزیابی کرد.
این پدیده، عقبه و سطحی کلانتر در قالب معادلات کلان نظام بینالملل نیز دارد که از تحلیل آنها نباید غافل شد.