- ۵ فرار بزرگ آمریکاییها
- نقشه گاردین از عبور کابلهای مهم دیجیتال از تنگه هرمز
- پنتاگون بیسر و صدا کشته شدن ۲ نظامی دیگرش در جنگ با ایران را به رسمیت شناخت
- فشار جنگ ضد ایران بر نیروهای مسلح لهستان
- رژیم صهیونیستی منفورترین رژیم سیاسی در جهان است
- روایت نجات جان شهید لاریجانی در بیت رهبری
- چرا ذهن این دختر روی ترامپ قفل کرده است؟
- آخرین وضعیت ترامپ بعد از جنگ با ایران
- ضربات سنگین به مزدوران سعودی در مأرب به روایت تصویر
- سومین نفتکش سوپر تانکر طی دو روز گذشته در تنگه هرمز مورد اصابت قرار گرفت
- اولین ویدئو از لحظه حمله یمن به فرودگاه ملک خالد در ریاض - عربستان
- تجمع اعتراضی مقابل سفارت فرانسه در تهران
- مارکو روبیو از ایران باستان و ارتش خشایارشاه به عنوان غارتگر و دشمن تمدنی یاد کرد
- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
آیندهای شکننده میان خط قرمز مقاومت و فشار واشنگتن
علی فالح الزیدی از بدو تصدی نخستوزیری در مه ۲۰۲۶ با پارادوکسی راهبردی میان گفتار و کردار مواجه بوده است. او در تماس تلفنی با رئیسجمهور ایران، تهران را عمق راهبردی عراق خواند و گفت ایران و عراق دو پیکر با یک روح هستند. اما در گفتوگو با نیویورکتایمز، طرح خلعسلاح گروههای مقاومت تا ۳۰ ژوئن ۲۰۲۷ را علنی کرد و آن را نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت حیثیتی توصیف نمود. او همزمان ایران را متهم کرد که اجازه عبور نفتکشهای عراقی از تنگه هرمز را نداده و کشورش ۶۰ درصد درآمد نفتی ماهانه را از دست داده است. این تناقض آشکار نشان میدهد الزیدی در فضای دوقطبی میان رضایت تهران و خواسته واشنگتن گرفتار شده است.
ریشه این رفتار دوگانه را باید در جایگاه شکننده سیاسی الزیدی جستوجو کرد. او نه رهبر حزبی است، نه سابقه پارلمانی دارد و نه پایگاه مردمی مستقلی. چارچوب هماهنگی او را بهعنوان چهرهای غیرمنتظره معرفی کرد و او وامدار همان جریانی است که نزدیکترین پیوند را با جمهوری اسلامی و گروههای مقاومت دارد. الزیدی در واقع تعیینکننده سیاست داخلی و خارجی است، اما بدون هیچ ابزار سیاسی مستقل، ناچار به اتخاذ مواضعی است که او را در معرض اتهام دوگانگی قرار میدهد. بنابراین، هرگونه چرخش او به سمت واشنگتن نه محصول استقلال راهبردی، بلکه واکنشی به فشار ساختاری است.
نمونه بارز سیاست دوگانه الزیدی در سفر جولای ۲۰۲۶ او به واشنگتن و دیدار با ترامپ در کاخ سفید مشاهده شد. در این دیدار، ترامپ با افتخار از دستور ترور شهید حاج قاسم سلیمانی و شهید ابومهدی المهندس در ژانویه ۲۰۲۰ سخن گفت و آن را به رخ نخستوزیر عراق کشید. ترامپ سلیمانی را فردی باهوش، اما شرور توصیف کرد و با کنایه از الزیدی پرسید آیا کشتن او خدمتی به عراق بوده است. الزیدی در پاسخ، نهتنها این جنایت تروریستی را محکوم نکرد، بلکه با ادعای اینکه در آن زمان در سیاست نبوده، از پاسخ طفره رفت و گفت که درباره گذشته صحبت نمیکند و به آینده میاندیشد. خانواده شهید ابومهدی المهندس در واکنش به این رفتار، الزیدی را مقام مسئول تازهکار سیاسی خواندند که با رویگرداندن از گذشته پرافتخار کشورش، پیوند خود را با ریشههای ملتش قطع کرده و شایستگی رهبری آینده را ندارد.
پاسخ نیروهای مقاومت عراق به این سیاست دوگانه قاطع و هشداردهنده بوده است. مقاومت اسلامی عراق پیش از سفر الزیدی به واشنگتن، این سفر را رد کرد و هشدار داد که عراق در حال جایگزینی اشغال نظامی با اشغال اقتصادی خطرناکتر است. نماینده جنبش نجباء در ایران نیز این دیدار را دیداری شوم و شکستخورده توصیف کرد که هیچ ارتباطی با منافع کشور عراق نداشت و فقط در خدمت منافع آمریکا بود. از سوی دیگر، الزیدی پس از بازگشت از واشنگتن به تهران سفر کرد تا تنشها را کاهش دهد، اما این سفر نیز نتوانست اعتماد ازدسترفته را بازگرداند. نخستوزیر عراق با مقاومت شدید نیروهای مقاومت در برابر طرح خلعسلاح روبهرو است و سیاستمداران ارشد شیعه هشدار دادهاند که اتخاذ تدابیر سختگیرانه علیه مقاومت میتواند به بیثباتی منجر شود.
در سطح کلان، رفتار الزیدی بازتاب رقابت ژئوپلیتیکی آمریکا و ایران در خاک عراق است. فرمانده نیروی قدس سپاه پاسداران در سفری اعلامنشده به بغداد رفت تا از حذف حشدالشعبی از ساختار امنیتی عراق جلوگیری کند و هرگونه تلاش برای خلعسلاح مقاومت را خط قرمز محور مقاومت خواند. راهاندازی خط لوله کرکوک به بانیاس نیز بهعنوان اهرمی برای کاهش آسیبپذیری صادرات نفت عراق و دورزدن تنگه هرمز مطرح شده که ناظران آن را ابزاری برای بیاثرکردن فشار ایران میدانند. الزیدی در این میان نه قدرت تعیینکننده دارد و نه توان مقاومت در برابر این دو کانون فشار را. او بیشتر به بازیگری تبدیل شده که هر اقدامش واکنشی به فشار طرف مقابل است.
آینده سیاسی الزیدی بهشدت شکننده و مبهم است. او فاقد هرگونه پایگاه سیاسی مستقل، حزب و سابقه پارلمانی است و بقای او تنها به توافق چارچوب هماهنگی و رضایت همزمان واشنگتن و تهران وابسته است. با توجه به تعهد او به خلعسلاح مقاومت تا ۳۰ سپتامبر و مقاومت قاطع گروههای مقاومت در برابر این طرح، سه سناریوی محتمل پیش روی او قرار دارد.
نخست، فروپاشی کابینه در صورت عدم اجرای تعهداتش به واشنگتن که بحران اعتبار و احتمال رأی عدم اعتماد پارلمان را در پی خواهد داشت. دوم، انزوای سیاسی تدریجی در صورت تسلیمشدن به فشارهای آمریکا که او را به هدف نخست مخالفتهای جریانهای شیعی و گروههای مقاومت تبدیل میکند و احتمالاً به جایگزینی او با چهرهای مورد توافق جبهه مقاومت میانجامد. سوم، چرخش کامل به سمت گفتمان مقاومت برای بقای سیاسی که بدون حمایت آمریکا نیز ممکن است. تجربه هفتههای اخیر نشان داد که هرگونه خدشه به گفتمان مقاومت با واکنش قاطع نیروهای انقلابی روبهرو میشود. گروههایی که خود را بازوی راهبردی جمهوری اسلامی در غرب آسیا میدانند، هرگز اجازه نخواهند داد بغداد به پلی برای تضعیف جبهه مقاومت تبدیل شود. آینده عراق تنها در گرو پایبندی به اصول مقاومت و حفظ وحدت جبهه اسلامی است و هر سیاستمداری که این معادله را نادیده بگیرد، سرنوشتی جز انزوا نخواهد داشت.