- ۵ فرار بزرگ آمریکاییها
- نقشه گاردین از عبور کابلهای مهم دیجیتال از تنگه هرمز
- پنتاگون بیسر و صدا کشته شدن ۲ نظامی دیگرش در جنگ با ایران را به رسمیت شناخت
- فشار جنگ ضد ایران بر نیروهای مسلح لهستان
- رژیم صهیونیستی منفورترین رژیم سیاسی در جهان است
- روایت نجات جان شهید لاریجانی در بیت رهبری
- چرا ذهن این دختر روی ترامپ قفل کرده است؟
- آخرین وضعیت ترامپ بعد از جنگ با ایران
- ضربات سنگین به مزدوران سعودی در مأرب به روایت تصویر
- سومین نفتکش سوپر تانکر طی دو روز گذشته در تنگه هرمز مورد اصابت قرار گرفت
- اولین ویدئو از لحظه حمله یمن به فرودگاه ملک خالد در ریاض - عربستان
- تجمع اعتراضی مقابل سفارت فرانسه در تهران
- مارکو روبیو از ایران باستان و ارتش خشایارشاه به عنوان غارتگر و دشمن تمدنی یاد کرد
- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
تغییر نقشه تهدید اسرائیل در خاورمیانه
اسرائیل در جستجوی یک «ایران جدید» است و ترکیه در تیررس این هدف قرار دارد
ادبیات مورد استفاده در اسرائیل درباره ترکیه در ماههای اخیر از سطح اختلافات دیپلماتیک معمول فراتر رفته است. در بخشی از محافل سیاسی و امنیتی اسرائیل، آنکارا دیگر صرفاً یک کشور عضو ناتو با روابط پرتنش با تلآویو تلقی نمیشود، بلکه به عنوان یک رقیب استراتژیک در حال ظهور مورد توجه قرار گرفته است. عبارت «ترکیه، ایران جدید است» که از سوی نفتالی بنت، نخستوزیر پیشین اسرائیل، مطرح شد، یکی از صریحترین نمونههای این تغییر نگاه است.
اما برای ترکیه، مسئله اصلی این نیست که آیا این مقایسه درست است یا خیر. پرسش مهمتر آن است که چرا بخشی از گفتمان امنیتی اسرائیل در حال قرار دادن ترکیه در جایگاهی مشابه ایران است؟
پاسخ را باید در تغییر موازنه قدرت منطقهای جستوجو کرد.
در شرایطی که پس از تضعیف شدید موقعیت منطقهای ایران، بهویژه در سوریه، بخشی از موازنه پیشین قدرت تغییر کرده است، ترکیه به عنوان یک قدرت منطقهای دارای ظرفیتهای قابل توجه نظامی، اقتصادی و صنعتی و در عین حال عضو ناتو، بیش از گذشته در محاسبات امنیتی اسرائیل قرار گرفته است.
نقش آنکارا در سوریه، توسعه صنایع دفاعی، سیاست آن در قبال فلسطین و غزه و رقابتهای آن با برخی بازیگران در شرق مدیترانه، مجموعهای از عواملی هستند که در شکلگیری این برداشت جدید نقش دارند. مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل (INSS) نیز نوشته است که نگرانی اسرائیل از ترکیه عمدتاً به حضور نظامی آنکارا در سوریه، نقش آن در مسئله فلسطین و احتمال اصطکاک در شرق مدیترانه مربوط میشود.
بنابراین، روایت «ایران جدید» بیش از آنکه به معنای یکسان دانستن کامل ترکیه و ایران باشد، نشاندهنده تغییر در تصویر تهدید اسرائیل و گسترش دامنه نگرانیهای آن نسبت به نقش منطقهای ترکیه است.
چرا ظهور ترکیه برای اسرائیل اهمیت دارد؟
بحرانیترین عرصه در این میان، سوریه است. پس از سقوط حکومت بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴، موازنه نفوذ در سوریه دستخوش تغییر شد و نقش ایران به شدت کاهش یافت؛ در مقابل، ترکیه به یکی از بازیگران خارجی مهم در معادلات سوریه تبدیل شد.
برای آنکارا، تحولات سوریه از نظر امنیت مرزهای جنوبی، مسئله کردها، تمامیت ارضی سوریه و نقش ترکیه در نظم سیاسی جدید این کشور اهمیت استراتژیک دارد.
اما اسرائیل این تحول را از زاویهای متفاوت ارزیابی میکند. نگرانی اصلی تلآویو آن است که افزایش حضور نظامی ترکیه در سوریه بتواند بر آزادی عملیاتی نیروی هوایی اسرائیل تأثیر بگذارد.
احتمال ایجاد زیرساختهای راداری یا پدافند هوایی ترکیه در سوریه نیز میتواند معادلات جدیدی ایجاد کند. حمله اسرائیل به پایگاه ابوالظهور در اوت ۲۰۲۶، در شرایطی رخ داد که اسرائیل نسبت به احتمال استفاده ترکیه از این پایگاه ابراز نگرانی کرده بود؛ هرچند ترکیه و دولت سوریه استقرار پایگاه نظامی دائمی ترکیه در آنجا را رد کردند و هدف همکاری را آموزش و ارائه مشاوره نظامی عنوان کردند.
از این منظر، سیاست ترکیه در سوریه به یکی از نقاط مستقیم اصطکاک امنیتی میان آنکارا و تلآویو تبدیل شده است. با این حال، همینجا تفاوت اساسی ترکیه و ایران آشکار میشود. حضور نظامی ترکیه در سوریه را نمیتوان بهطور کامل با ساختار منطقهای ایران و شبکه گروههای مسلح همسو با تهران مقایسه کرد.
INSS نیز ضمن اذعان به افزایش نگرانی اسرائیل از ترکیه، تأکید کرده است که آنکارا مانند ایران شبکهای از نیروهای نیابتی غیردولتی علیه اسرائیل ایجاد نکرده و عضویت ترکیه در ناتو، این کشور را در موقعیتی متفاوت قرار میدهد.
غزه؛ نقطه عطف دوم
دومین عرصه مهم، مسئله فلسطین و بهویژه غزه است. موضع ترکیه در قبال اسرائیل پس از حملات ۷ اکتبر و جنگ غزه به یکی از عوامل اصلی وخامت روابط دو کشور تبدیل شد. آنکارا حمایت سیاسی خود از فلسطینیها را افزایش داد و مواضعی بسیار انتقادی نسبت به عملیات نظامی اسرائیل اتخاذ کرد. روابط اقتصادی و سیاسی دو کشور نیز به همین دلیل با محدودیتهای جدی مواجه شد.
از نگاه اسرائیل، نقش ترکیه در پرونده حماس و احتمال حضور آنکارا در ترتیبات آینده غزه، موضوعی امنیتی است؛ در حالی که ترکیه تلاش میکند نقش خود را در قالب دیپلماسی منطقهای، حمایت از فلسطینیها و مشارکت در ترتیبات سیاسی پس از جنگ تعریف کند.
به این ترتیب، سوریه، غزه، صنایع دفاعی و شرق مدیترانه به تدریج در یک چارچوب واحد در گفتمان امنیتی اسرائیل قرار گرفتهاند؛ چارچوبی که برخی بازیگران آن را با عنوان «ایران جدید» توصیف میکنند.
این روایت برای ترکیه چه معنایی دارد؟
یکی از پیامدهای مهم این روایت، تأثیر احتمالی آن بر جایگاه ترکیه در ساختار امنیتی غرب است. برخی محافل سیاسی و رسانهای اسرائیل نسبت به تقویت توان نظامی ترکیه و بازگشت احتمالی آن به برنامه جنگندههای F-۳۵ ابراز نگرانی کردهاند. گزارشهای منتشرشده در آمریکا نیز حاکی از آن است که مقامهای اسرائیلی و یونانی درباره هرگونه فروش تسلیحات پیشرفته آمریکا به ترکیه نگرانیهایی را مطرح کردهاند.
در چنین شرایطی، قرار دادن ترکیه در چارچوبی مشابه ایران میتواند پیامدهای سیاسی گستردهتری از سطح روابط دوجانبه داشته باشد و بحث درباره جایگاه ترکیه در معماری امنیتی غرب را تحت تأثیر قرار دهد. موضوع فقط روابط اسرائیل و ترکیه نیست؛ واشنگتن نیز بخش مهمی از این معادله است.
ترکیه عضو ناتو است و همچنان در ساختار دفاعی این ائتلاف حضور دارد. ناتو نیز بر نقش سامانههای دفاع هوایی و موشکی یکپارچه در حفاظت از قلمرو اعضا تأکید دارد. بنابراین، هرگونه تغییر جدی در رابطه امنیتی ترکیه با آمریکا میتواند پیامدهایی فراتر از روابط آنکارا و تلآویو داشته باشد.
صنایع دفاعی؛ ابزار جدید استقلال راهبردی
پیشرفت صنایع دفاعی ترکیه نیز در این میان اهمیت ویژهای دارد. شرکتهایی مانند بایکار، روکتسان و دیگر شرکتهای دفاعی ترکیه، طی سالهای اخیر به توسعه طیف گستردهای از سامانههای پهپادی، موشکی، دریایی و دیگر تجهیزات نظامی کمک کردهاند. اهمیت این روند برای اسرائیل فقط در افزایش توان نظامی فعلی ترکیه خلاصه نمیشود؛ بلکه مسئله مهمتر، افزایش توان آنکارا برای تولید داخلی و کاهش وابستگی به تأمینکنندگان خارجی است.
از نگاه ترکیه نیز صنایع دفاعی به یکی از ابزارهای استقلال راهبردی تبدیل شده است. هرچه سهم فناوری بومی در توان نظامی این کشور افزایش یابد، فضای مانور آنکارا در سیاست خارجی نیز میتواند افزایش پیدا کند. این موضوع در مورد روابط ترکیه با غرب اهمیت ویژهای دارد؛ زیرا آنکارا از یک سو عضو ناتو است و از سوی دیگر تلاش میکند ظرفیت دفاعی مستقلتری ایجاد کند.
جبهه سوم؛ شرق مدیترانه
شرق مدیترانه سومین عرصه مهم رقابت است. افزایش توان دریایی ترکیه همزمان با توسعه همکاریهای امنیتی و انرژی میان اسرائیل، یونان و قبرس و افزایش رقابت بر سر مرزهای دریایی، منابع انرژی و مسیرهای انتقال انرژی رخ داده است. از این منظر، قدرت دریایی ترکیه صرفاً یک مسئله نظامی نیست؛ بلکه با دسترسی ژئوپلیتیکی، خطوط انرژی و مسیرهای حملونقل منطقهای ارتباط دارد.
در واقع، مسئله اصلی آنکارا حفظ نقش خود در ترتیبات دریایی منطقه است، در حالی که اسرائیل و برخی شرکای آن نیز در حال شکل دادن به شبکههای همکاری متفاوتی در شرق مدیترانه هستند. به همین دلیل، هرگونه تغییر در موازنه دریایی میتواند بر محاسبات امنیتی دو طرف تأثیر بگذارد.
آیا ترکیه واقعاً «ایران جدید» است؟
پاسخ به این پرسش نیازمند تفکیک میان تشبیه سیاسی و واقعیت راهبردی است.
ترکیه عضو ناتو است؛ ایران عضو این ائتلاف نیست.
ترکیه در اقتصاد جهانی ادغام شده و روابط گستردهای با آمریکا و اروپا دارد؛ ایران سالهاست تحت تحریمهای گسترده قرار دارد.
ترکیه با اسرائیل اختلافات جدی سیاسی و امنیتی دارد، اما ساختار راهبردی و نظامی آن با جمهوری اسلامی ایران یکسان نیست.
همچنین ترکیه شبکهای از گروههای نیابتی غیردولتی مشابه ساختار منطقهای ایران ایجاد نکرده است. حتی تحلیلهای اسرائیلی که نسبت به افزایش قدرت ترکیه هشدار میدهند، بر همین تفاوتها تأکید کردهاند.
بنابراین، عبارت «ایران جدید» را نمیتوان به عنوان یک توصیف دقیق از ساختار قدرت ترکیه تلقی کرد؛ این عبارت بیشتر نشاندهنده تغییر در نحوه تعریف رقیب منطقهای از سوی بخشی از محافل اسرائیلی است.
خطر اصلی؛ رقابت در سوریه
اگر این روایت در قالب یک چارچوب سیاسی گستردهتر قرار گیرد، پیامدهای آن میتواند جدیتر باشد. رقابت ترکیه و اسرائیل ممکن است بر روابط دفاعی ترکیه با آمریکا، فروش تسلیحات پیشرفته، حضور نظامی آنکارا در سوریه و ترتیبات امنیتی شرق مدیترانه تأثیر بگذارد. گزارشهای اخیر نیز از تلاش آمریکا برای ایجاد سازوکار کاهش تنش و جلوگیری از درگیری مستقیم میان اسرائیل و ترکیه حکایت دارد. در این میان، سوریه حساسترین نقطه است.
هرچه حضور نظامی دو کشور در فضای سوریه بیشتر شود، احتمال برخورد ناخواسته نیز افزایش مییابد. یک حادثه مرتبط با رادار، سامانه پدافندی، هواپیما یا عملیات نظامی میتواند در شرایطی که سطح تنش سیاسی بالاست، به بحرانی بزرگتر تبدیل شود. از این رو، مسئله فقط قدرت نظامی نیست؛ سازوکارهای ارتباطی و جلوگیری از سوءمحاسبه نیز اهمیت فزایندهای پیدا میکنند.
جمعبندی
روایت «ترکیه، ایران جدید است» در اسرائیل را نه میتوان نادیده گرفت و نه باید آن را معادل اعلام یک سیاست رسمی برای برخورد با ترکیه دانست. این عبارت در وهله نخست نشاندهنده تحول در برداشت بخشی از محافل سیاسی و امنیتی اسرائیل از جایگاه ترکیه است؛ کشوری که حضورش در سوریه، مواضعش درباره غزه، توان دفاعی رو به رشد و نقش آن در شرق مدیترانه، بیش از گذشته در محاسبات تلآویو قرار گرفته است.
با این حال، ترکیه ایران نیست. تفاوت در عضویت ترکیه در ناتو، ساختار اقتصادی، روابط آن با غرب و ماهیت متفاوت ابزارهای قدرت منطقهای دو کشور، این مقایسه را با محدودیتهای جدی مواجه میکند.
مسئله اصلی پیش روی آنکارا نیز صرفاً این نیست که اسرائیل چگونه ترکیه را تعریف میکند؛ بلکه این است که ترکیه چگونه با محیط رقابتی جدیدی که در اطراف خود شکل گرفته برخورد خواهد کرد.
تقویت توان دفاعی، حفظ کانالهای ارتباطی برای جلوگیری از درگیری ناخواسته در سوریه و مدیریت روابط با واشنگتن و اروپا، سه مؤلفه مهم این معادله خواهند بود.
در نهایت، عبارت «ایران جدید» بیش از آنکه درباره هویت ترکیه باشد، درباره تغییر نقشه تهدید اسرائیل در خاورمیانه است؛ نقشهای که در آن، پس از تغییر جایگاه ایران، ترکیه بیش از گذشته در مرکز توجه قرار گرفته است.
منبع: ایندیپندنت ترکی