- گادی آیزنکوت: تغییر حکومت در ایران هدف درستی برای جنگ نیست؛ نتانیاهو درباره بمب اتمی ایران دروغ میگوید!
- مردم برزیل به حامی سرسخت ترامپ رأی ندادند
- دستگیری بیش از ۱۴۰۰ معترض در فرانسه
- بیانیه مطبوعاتی نشست چهارجانبه ایران، پاکستان، ترکیه، عربستان درباره امنیت و ثبات منطقهای
- شانس نتانیاهو برای باقی ماندن در سمت نخستوزیری اسرائیل
- رضا شاه روحت شاد؟!
- تصویری از آخرین حضور رهبر شهید انقلاب در مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) در حسینیه امام خمینی (ره)
- اکونومیست: درصد رأیدهندگان آمریکایی که معتقدند اعزام نیروهای نظامی برای جنگ در موارد زیر اشتباه بوده است
- زلنسکی برای گرفتن پدافند به قدرت موشکی ایران اعتراف کرد
- آیا بمب اتمی خواهیم ساخت؟!
- سردار جوانی: بحرانهای غرب تازه با پیامدهای جنگ علیه ایران روبهرو شدهاند
- لیست سیاه تنگه هرمز ۱۲۲ تایی شد
- پاریس در آتش!
- المیادین: تنگه هرمز زیر سلطه ایران؛ سلاحهای جدید در راه و برخورد قاطع با کشتیهای متخلف
- دبیرکل کتائب سیدالشهدای عراق: ایران با تهدید واقعی مواجه شود، قطعاً وارد جنگ میشویم
واکاوی پالس های متناقض سفر بایدن به اراضی اشغالی

طنین سنتر-"جو بایدن" رئیس جمهور آمریکا اخیرا در سفری، عازم اراضی اشغالی شد. سفری که در بحبوحه جنگ غزه و اوج گیری تنش و درگیری ها میان جنبش مقاومت اسلامی فلسطین(حماس) و رژیم اشغالگر قدس انجام شد و ناظران و تحیلگران منطقه ای و بین المللی، تحلیل و تفسیرهای مختلفی را در مورد ماهیت و ابعاد مختلف این سفر، ارائه کرده و می کنند.
با این حال، نقطه اشتراک اغلب تحلیل ها در رابطه با سفر بایدن به فلسطین اشغالی این نکته بوده که رئیس جمهور آمریکا با حضور خود در اراضی اشغالی سعی داشته این پیام را هم به دولت نتانیاهو و هم جامعه بین المللی و به ویژه کنشگران منطقه ای برساند که قویا از صهیونیست ها در چهارچوب تنش و درگیری های جاری آن ها با مقاومت فلسطین حمایت می کند. با این همه، این سفر در نوع خود حامل دو پالس متناقض و معنادار بود.
اولا، بایدن در روزهای اخیر در موقعیت های مختلف سعی داشته با موضع گیری هایِ به ظاهر فعال خود، این پیام را به طرف های مختلف منطقه ای از جمله ایران برساند که مایل به تبدیل شدن درگیریهای جاری میان اسرائیل و جنبش حماس، به یک جنگ گسترده ترِ منطقه ای نیست. البته که آمریکایی ها در این رابطه منافع قابل توجهی را نیز دارند. در این راستا، آن ها نمی خواهند که با ایجاد یک جنگ فراگیر منطقهای، تمرکزشان از جنگ اوکراین و تحرکات چین در منطقه ایندو-پاسیفیک منحرف شود.
البته که اوج گیری یک جنگ فراگیر در منطقه غرب آسیا، در نوع خود صورت حساب های سنگینی را نیز روی دست آمریکایی ها از حیث اعطای کمک های مالی و تسلیحاتی می گذرد. موضوعی که می تواند تبعات ناخوشایندی را برای اقتصاد آمریکا داشته باشد. با این حال، در بحبوحه سفر بایدن به اراضی اشغالی و اندکی پس از آن، شاهد تخلیه سیل قابل توجهی از تسلیحات و خودروهای زرهی آمریکایی در فلسطین اشغالی جهت کمک به رژیم صهیونیستی بودهایم.
البته که دولت آمریکا پیشتر نیز اقدام به استقرار یک ناو و 6 ناوشکن در دریای مدیترانه کرده بود و اخبار مختلف حاکی از اراده جدی آمریکایی ها جهت اعزام ناو دوم به آب های مدیترانه و مجاور با نوار غزه نیز هستند. در کنار همه این ها، جسته و گریخته اخبار مختلفی مبنی بر آرایش خاص منطقه ای نیروی دریایی آمریکا در منطقه غرب آسیا با هدف مقابله با سناریوهای احتمالی و آغاز یک جنگ فراگیر منطقه ای نیز منتشر شده و می شود.
در این فضا، می توان گفت که دولت بایدن در عین حال که سعی می کند به ظاهر تمامی طرف های منطقه ای را به خویشتنداری دعوت کند و حتی در این زمینه اقدام به طرح تهدید نیز می کند، عملا خود در یک طرفِ درگیریهای جاری یعنی جبهه حامی رژیم اشغالگر قدس در جنگ علیه مقاومت اسلامی فلسطین قرار دارد و از آن به نحو گسترده ای از حیث مالی و تسلیحاتی حمایت می کند. رویکردی که هم نفاقِ آمریکایی ها را می رساند و هم حاکی از موقعیت متزلزلِ نزدیکترین متحد خاورمیانه ای آن ها یعنی رژیم اشغالگر قدس است.
عجیب اینکه بایدن با حضور در اراضی اشغالی و طرح مواضع دوستانه و نزدیک نسبت به صهیونیست ها، عملا مهر تاییدی را بر جنایات چند روزه اخیر این رژیم علیه مردم نوار غزه نیز زد. معادله ای که با شعارهای دور و دراز رهبران و نظام سیاسی آمریکا مبنی بر اینکه آن ها سمبل اخلاق و تعهد به حقوق بشر و امثالهم در محیط بینالمللی هستند نیز در تناقضِ آشکار به سر می برد.
دوم اینکه بایدن در شرایطی در اراضی اشغالی حضور یافت و سعی داشت پیغام قدرت از این سفر به کشورهای منطقه و عرصه بین المللی مخابره کند که سفرهای اخیرِ دیگر رهبران غربی نظیر نخست وزیر انگلستان و صداراعظم آلمان به اراضی اشغالی آن هم با فواصل زمانی کوتاه از هم، حاکی از عمق جراحات و بحران هایی است که رژیم اشغالگر قدس در شرایط کنونی با آن ها دست و پنجه نرم می کند و به نظر می رسد با یک بحران جدیِ وجودی رو به رو شده است.
به بیان ساده تر، اینطور به نظر می رسد که به قدری روحیه صهیونیست ها به هم ریخته و آشفته است که رهبران غربی این مساله را به خوبی فهمیده اند و برای دلداری و پشت گرمی صهیونیست ها، عازم اراضی اشغالی می شوند تا شاید بتوانند تغییری محسوس را در معادلات میدانی به نحو رژیم صهیونیستی رقم بزنند. مساله ای که به نظر می رسد صهیونیست ها حداقل در شرایط کنونی که با سیلی از بحران های امنیتی داخلی و خارجی رو به رو هستند، گزینه ای مهم و راهبردی برای آن ها است.
از این رو، سفر اخیر بایدن به اراضی اشغالی بیش از آنکه حامل پیام قدرت باشد، پالس های معناداری را هم با اشاره به ضعف جدی و مفرط رژیم اشغالگر قدس و هم موضع دولت آمریکا در مواجهه با چالش های جاریشان و نبرد با مقاومت فلسطین و از چشم انداز کلی، تقابل با محور مقاومت در منطقه، به نمایش می گذارد.