آمریکا و اروپا

آخرین مطالب تحلیلی
آمادگی دوباره؛
شکست استراتژی ترامپ در «جنگ سوم تحمیلی»
مطالبه جدی ایران برای آزادسازی دارایی‌های مسدودشده به عنوان پیش‌شرط هرگونه تعامل، واشنگتن را در یک نقطه کور قرار داده است...
تهران ـ واشنگتن؛
ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
در حوزه هسته‌ای نیز اختلافات اصلی همچنان پابرجاست. آمریکا خواهان محدود شدن غنی‌سازی و انتقال بخشی از اورانیوم غنی‌شده از خاک ایران است اما..
جنگ با ایران؛
جنگ رمضان و بحران فزاینده رهبری آمریکا
مهم‌ترین بخش استراتژیک تحولات اینجاست که حتی اگر آمریکا از نظر نظامی برتر باشد، نفسِ طولانی‌شدن جنگ و ناتوانی در دستیابی به پیروزی سریع، بازدارندگی آمریکا را تضعیف می‌کند..
ترامپ در ابهام؛
3 پرده از یک اعتراف معنادار
وقتی مقام یا چهره‌ای نزدیک به حلقه قدرت در آمریکا از "تحیر" در مورد عدم عقب‌نشینی ایران سخن می‌گوید، این در واقع بیانگر آن است که محاسبات پیشین درباره اثرگذاری فشار نظامی و نمایش قدرت، به نتیجه مورد انتظار نرسیده و کاخ سفید برخلاف مواضع اعلامی خود، در پشت پرده به دنبال راه هایی است که ریسک کمتری داشته باشند.
کابوس غافلگیری شبکه‌ایی؛
معادلات آمریکا در دریا را به هم ریخت
شلیک موشک صیاد از روی ناو شهید صیاد شیرازی، یک رزمایش نمایشی نبود؛ یک پیام استراتژیک به واشنگتن بود. نیروی دریایی سپاه به دشمن اعلام کرد: "دوران برتری بی‌دردسر شما در آسمان دریا تمام شد.
آمریکا در منطقه؛
بن‌بست استراتژیکی
هانتینگتون در تحلیل آینده جهان، جنگ جهانی آینده بعد از جنگ جهانی دوم را در دو حالت ترسیم می‌کند و حالت سومی را متصور نیست.
نشست مونیخ؛
معمای ایران و 3 پرده از نشست امنیتی مونیخ
«نشست امنیتی مونیخ و رویکردهای مغرضانه ای که در قالب آن علیه کشورمان موج می زد، بار دیگر به جلوه‌ای عینی از تزلزل نظم جهانی غربگرا تبدیل شد. رویدادی که در قالب آن جهان غرب به هر نحو ممکن که شده سعی در تحریف واقعیت ها و جا زدن توهمات خود به عنوان واقعیت های میدانی داشته و دارد. جهان غرب به هیچ وجه نمی تواند پذیرای واقعیت هایی نظیر قدرت گیری قدرت های نوظهور باشد.»
جنگ روانی؛
سیاست آمریکا در برابر ایران
بررسی کنش و واکنش ایران در برابر اقدامات آمریکایی‌های نشان می‌دهد که ایران هیچ انگیزه و اراده‌ای برای تسلیم در برابر فشارهای آمریکا ندارد و حتی آمادگی برای ورود به یک جنگ تمام‌عیار را دارد. به زبان دقیق‌تر، ایران با مجموع پیام‌ها و مواضعی که در برابر آمریکا اتخاذ کرده است، مبتنی بر چهار اصل در برابر آمریکا سیاست‌های خود را تنظیم کرده است:
معماری دکترین آمریکا،
کالبدشکافی سه‌گانه «مذاکره، خلع سلاح، انهدام»
این سه‌گانه یک پیام شفاف برای ملت‌های مستقل دارد: «یا در سیستم هژمونیک ما حل شو، یا به عنوان یک مسئله امنیتی حذف خواهی شد.» شناخت دقیق این معماری، اولین و مهم‌ترین گام برای خنثی‌سازی آن است. تنها راه عبور امن، نه فریب لبخند دیپلماسی در گام اول و نه هراس از تهدید جنگ در گام سوم است.
پیامد‌های راهبردی حمله آمریکا به ایران؛
دگرگونی ژئوپلیتیک خاورمیانه و افول هژمونی ایالات متحده
هرگونه سناریوی حمله نظامی آمریکا به ایران نه تنها یک درگیری محدود، بلکه یک نقطه عطف تاریخی با پیامد‌های غیرقابل بازگشت جهانی و منطقه‌ای خواهد بود. این رویداد، ساختار قدرت در خاورمیانه را دگرگون ساخته و به احتمال فراوان، شتاب افول هژمونی ایالات متحده در منطقه را قطعی خواهد داد. چنین اقدامی، فارغ از توجیهات اولیه امنیتی یا ایدئولوژیک، در بستر یک منطقه بی ثبات و چندقطبی صورت می‌گیرد که بازیگران دولتی و غیردولتی آن، ظرفیت بالایی برای واکنش‌های نامتقارن و طولانی مدت دارند.
ماجرای اکسیوس؛
شکست از پیش‌نوشته
ماجرای اکسیوس یک بار دیگر ثابت کرد که نبرد اصلی، «جنگ اراده‌ها» و «نبرد روایت‌ها» است. دشمن بیش از آنکه به دنبال جنگ سخت باشد، به دنبال «فرسایش نرم» از طریق ایجاد خطای محاسباتی در داخل است. آنها می‌خواهند ما را به نقطه‌ای برسانند که از ترس «احتمال جنگ»، تن به «خلع سلاح قطعی» بدهیم.
واکاوی؛
چرا چشم‌انداز مذاکره با آمریکا روشن نیست؟
«دولت آمریکا از طریق مذاکره به دنبال حل مشکلات نیست بلکه برعکس، مذاکره را به حوزه‌ای جهت تشدید تنش ها تبدیل می کند. در این رابطه، همگان به عینه شاهدند که دولت آمریکا در فضای مذاکره به دنبال دیکته‌کردن مسائل مطلوب خودش است و هیچ احترامی را برای طرف مقابل که ایران باشد قائل نیست. در این فضا، اینکه ایران به خواسته های واشینگتن تن بدهد، نه عقلانی و نه منطقی است.»
بررسی سناریوها؛
چند نکته مذاکرات ایران و آمریکا
تنها راه برون رفت و سربلند بیرون آمدن از این برهه حساس تاریخی است. دشمن می‌داند که هزاران حمله از بیرون نمی‌تواند روی نظام جمهوری اسلامی ایران تاثیرگذار باشد بنابراین دشمن روی ایجاد انشقاق و تفرقه و چندصدایی در درون ایران بسیار حساب باز کرده است. حواسمان باشد که خواسته یا ناخواسته در زمین دشمن بازی نکنیم.
پشت‌پرده انتشار اسناد جدید؛
ردپای ترامپ در پرونده اپستین چیست؟
«به نظر می رسد رژیم اشغالگر قدس و لابی‌های متحد آن در پشت‌پرده با انتشار حساب شده اسناد مرتبط با رسوایی ترامپ، سعی دارند وی را قانع کنند و تحت فشار قرار دهند که هرچه سریعتر وارد اقدام نظامی علیه ایران شود. در حقیقت، صهیونیست ها از طریق رسوایی جفری اپستین در حال باج گیری از ترامپ هستند و سعی دارند وی را در ریل و مسیری قرار دهند که مطلوب اسرائیل است.»
سناریو‌های مواجهه با تهدیدات نظامی؛
دکترین بازدارندگی نوین جمهوری اسلامی ایران
با در نظر گرفتن این تحلیل، می‌توان گفت که جمهوری اسلامی ایران با اتخاذ یک رویکرد جدید در دکترین خود، به سمت یک استراتژی فعالانه و متکی بر قدرت خود حرکت می‌کند. این امر نه تنها شرایط امنیتی را برای کشور بهبود می‌بخشد، بلکه افق‌های جدیدی برای توسعه و ثبات منطقه‌ای زنده می‌سازد.
رزمایش سه‌جانبه، (ایران، چین و‌روسیه)؛
وقتی تصمیم‌گیری برای واشنگتن پرهزینه می‌شود
هدف ایران از این رزمایش، هوشمندانه و چندبعدی است. این مانور، پیش از هر چیز، پاسخی پیشدستانه و قاطع به تشدید تحرکات نظامی اخیر آمریکا، از جمله استقرار ناو هواپیمابر لینکلن، و تقویت تجهیزات و پایگاه‌های آمریکا در منطقه محسوب میشود..
تحرکات آمریکا در منطقه؛
واکاوی لشکرکشی آمریکا و سناریوهای پیش‌رو
چهار سناریوی احتمالی: ایجاد موج دوم اغتشاشات با هدف تضعیف جمهوری اسلامی و فراهم‌سازی زمینه مداخله خارجی حقوق‌بشری؛ ارعاب و تغییر دستگاه محاسباتی مسئولان کشور برای تسلیم در برابر شرایط آمریکا؛ انجام عملیات محدود نظامی علیه شخصیت‌ها و دارایی‌های راهبردی؛ و نهایتاً انجام عملیات گسترده با هدف نابودی ساختارهای نظامی و سیاسی.
اعتراف کانادایی؛
نشانه‌ای از گسست در نظم لیبرال تحت فشار هژمونی آمریکا
کارنی، ابتدا در مجمع جهانی اقتصاد داووس و سپس با وضوح بیشتر در سخنرانی‌های داخلی خود، بدون نام بردن مستقیم از ترامپ، به محکومیت «اعمال زور قدرت‌های بزرگ بر کشور‌های کوچک‌تر» پرداخت. او با تاکید بر اینکه «کانادا به خاطر کانادایی بودنش رونق می‌گیرد» و «ما در خانه خود ارباب هستیم»، پیامی روشن در ردّ منطق وابستگی و حقارت ارسال کرد
تحلیل رفتار سنجی؛
بررسی راهبردی ترامپ
دشمن تا زمانی که احساس کند «پنجره فرصت» برای حمله با هزینه کم باز است، پیشروی خواهد کرد. بسته شدن این پنجره از سوی اروپا در گرینلند، یک درس کلاسیک در مدرسه سیاست واقعی است که ما باید همواره آن را مد نظر داشته باشیم.
سفر نتانیاهو به واشنگتن؛
اهداف پنهان در دیدار با حامی آمریکایی
سفر بنیامین نتانیاهو به واشنگتن در شرایطی انجام می‌شود که ترازنامه استراتژیک رژیم صهیونیستی در مواجهه با محور مقاومت با شکست‌های پیاپی و بن‌بست‌های عملیاتی رو‌به‌رو شده است. این سفر نه یک حرکت دیپلماتیک مرسوم، بلکه نشانه‌ای از اضطراب عمیق و تلاش برای تغییر قواعد بازی از میدان نبرد نظامی به عرصه جنگ ترکیبی همه‌جانبه است. محور اصلی گفت‌و‌گو‌های پشت پرده، طراحی راه‌برد نوینی است که ضعف در رویارویی مستقیم را با تمرکز بر نقاط آسیب‌پذیر داخلی کشور‌های مقاومت، به ویژه ایران، جبران کند.
تأملی بر سفر نتانیاهو به آمریکا؛
شکل‌دهی مجدد به ترتیبات منطقه‌ای
واشنگتن به دنبال شکل‌دهی مجدد به ترتیبات منطقه‌ای است؛ از پرونده سوریه و نقش دولت انتقالی به رهبری احمد الشرع گرفته تا هماهنگی با عربستان، ترکیه و دیگر کشورها. اما در مقابل، نتانیاهو اهداف متفاوتی را دنبال می‌کند؛ از جمله کنترل مستقیم تحولات غزه به‌گونه‌ای که منجر به حذف حماس از ساختار حکمرانی شود، اما در چارچوبی که با خواسته‌های تل‌آویو سازگار باشد.
مناقشه قطعنامه؛
جدال حقوقی قطعنامه ۲۲۳۱
مناقشه بر سر قطعنامه ۲۲۳۱ تنها درباره برنامه هسته‌ای ایران نیست. این بحران، آزمونی جدی برای حاکمیت قانون، قطعیت حقوقی و اعتبار شورای امنیت به عنوان نهاد نگهبان منشور ملل متحد است.
طرحواره آمریکایی؛
دولت ترامپ و تقسیم کارِ جهانی علیه قدرت‌های نوظهور
«تیم امنیت ملی و سیاست خارجی دولت ترامپ، نگاهی ویژه به قدرت های نوظهوری دارند که موقعیت هژمونیک واشینگتن را به چالش می طلبند. آن ها در این رابطه، یک تقسیم کار گسترده را در دستورکار دارند و در سطوح منطقه‌ای، سعی در مهار بازیگرانی دارند که برای نظم جهانی غربگرا خطرناک هستند. هدفگذاری که البته با چالش های عدیده ای نیز مواجه است.»
ترامپیسم دوم؛
کنترل روند افول و بازتعریف جایگاه شکننده آمریکا
«دوران دوم ترامپ» یک ضرب‌المثل قدیمی را زنده می‌کند: بازدارندگی صلح می‌آفریند. درس‌های قرن بیست و یکم نشان می‌دهد که قدرت بدون مشروعیت، خلأ اخلاقی ایجاد می‌کند، نه استراتژیک، و ثبات نه بر ترس، بلکه بر تعادل استوار بوده که آمریکای ترامپ فاقد آن است.
سند اعتراف؛
بازگشت تمرکز به منافع حیاتی آمریکا
 سند ۲۰۲۵ یک بازتعریف ریشه‌ای از سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا ارائه می‌کند. براساس این سند، هدف اصلی آمریکا تقویت قدرت ملی، احیای توان اقتصادی و صنعتی، و کاهش درگیری‌های فرامرزی است. محور کلیدی سند، «بازگشت تمرکز به منافع حیاتی آمریکا» و کنار گذاشتن نقش‌آفرینی‌های گسترده بین‌المللی است.
اجبار به اصطلاح صلح؛
دونالد ترامپ و نقشه پنهان در قالب جنگ اوکراین
«همزمانی ابتکار آتش‌بس 28 ماده ای ترامپ با افشاگری بزرگ علیه دولت زیلنسکی با محوریت اختلاس 100 میلیون دلاری مقام های ارشد این دولت از بخش انرژی اوکراین، بسیاری را واداشته تا تاکید کنند که ترامپ یک نقشه پنهان را برای پیشبرد ابتکار خود و تحمیل آتش‌بس به اوکراین در دستورکار دارد.»
فرجام اعتماد؛
نظم اروپا به بهای قربانی کردن اوکراین
زلنسکی در وضعیت تحقیرآمیزی گرفتار آمده است، از یکسو باید شکست را در قالب صلح بپذیرد، و از سوی دیگر، می‌داند که پذیرش طرح ترامپ به معنای فروپاشی دولتش خواهد بود.کشوری که با وعده حمایت غرب، تمام ظرفیت ملی خود را در میدان جنگ هزینه کرد. اما وقتی هزینه‌ها بالا رفت، پشت آن را خالی کردند.ترامپ در ظاهر از صلح سخن می‌گوید، اما در باطن، هدف او تثبیت دستاورد‌های روسیه و کاهش وزن ژئوپولیتیکی اروپا است.
فاجعه ای بنام ترامپ؛
رمزگشایی از 2 شوک بزرگ به ترامپیست‌ها
«ترامپیست ها معتقدند آمریکا آرمانشهری است که مردم جهان همگی آرزو دارند در آن زندگی کرده و نفس بکشند اما در عمل، واقعیت این است که خودِ مردم آمریکا به دنبال ترک این کشور و فرار از آن به دلایل گوناگون هستند. این موضوع به ویژه از منظر دیپلماسی عمومی و قدرت نرم، یک رسوایی بزرگ برای رئیس جمهور آمریکا و نظام حکمرانی این کشور است.»
اسناد اپستین، در خدمت صهیونیست‌ها؛
باجگیری از شبکه فساد سیستماتیک آمریکا
ترامپ، لایحه‌ای را امضا کرد که به وزارت دادگستری دستور می‌دهد تمام پرونده‌های مربوط به تحقیقاتش در مورد جفری اپستین، مجرم جنسی کودکان، را منتشر کند. مجلس نمایندگان این لایحه را با فشار ناشی از افکار عمومی با ۴۲۷ رای موافق تصویب کرد و پرونده‌ها ظرف ۳۰ روز منتشر خواهند شد. رسوایی اپستین نشان داد فساد و فحشا در حاکمیت آمریکا سیستماتیک است و اسناد اپستین بخشی از فساد ساختاری آنهاست.
ترامپ، مسئول اصلی حمله به ایران؛
واکاوی پیام‌های اعتراف تاریخی ترامپ در مورد جنگ 12 روزه
اعتراف ترامپ مبنی بر اینکه وی مسئول حمله اسرائیل به ایران است و این روند را کاملا زیر نظر داشته، بار دیگر نشان می دهد که ابراز تمایل های غرب و به طور خاص آمریکایی ها برای تعامل با ایران، چیزی جز عملیات فریب نیست و آن ها مذاکره را صرفا دشمنی با ایران به شیوه های دیگر می بینند. در این میان، علاج مشکلات ایران همانطور که رهبر انقلاب فرمودند، چیزی جز قوی‌تر شدن بیش از پیش نیست.
پیوستن قزاقستان به پیمان ابراهیم؛
تلاش آمریکا برای بازسازی قدرت نرم از مسیر آسیای مرکزی
در شرایط بحران‌های ژئوپلیتیک غرب آسیا، پیوستن قزاقستان به پیمان ابراهیم بیش از آنکه نشانه احیای روند صلح باشد، بازتاب درماندگی آمریکا و رژیم صهیونیستی در حفظ اعتبار سیاسی خود است. این اقدام تلاشی تبلیغاتی برای بازسازی قدرت نرم فروپاشیده تل‌آویو ارزیابی می‌شود.
آمریکا عامل بی ثباتی قاره ای؛
اهداف واقعی واشنگتن در ونزوئلا
ترامپ با استراتژی «صلح از طریق قدرت» بی ثباتی مزمنی در همه قاره‌ها را در پیش گرفته از خاورمیانه و شرق اروپا و اوراسیا گرفته تا امریکای لاتین، کاخ سفید در پس پرده شکاف‌های داخلی کشور‌ها و جنگ هاست. در قاره امریکا بر ونزوئلا متمرکز شده است در این مقاله به بررسی انگیزه‌های تشدیدتنش دولت ترمپ در ونزوئلا پرداخته خواهد شد. از زمان روی کار آمدن دولت ترامپ، امریکا سیاست‌های مداخله‌جویانه سنتی خود در قبال آمریکای لاتین را احیا کرده و خود را در پوشش شعار‌های احیای دموکراسی و پایان دادن به رنج مردم ونزوئلا پنهان کرده است. با این حال، بررسی گسترده‌تر لفاظی‌های رسمی و گزارش‌های اندیشکده‌های نزدیک به واشنگتن، مجموعه‌ای عمیق‌تر از منافع استراتژیک را که محرک این رویکرد است، آشکار می‌کند و ونزوئلا را به میدان آزمایش جدیدی برای معادله قدرت آمریکا در منطقه تبدیل می‌کند.
قزاقستان و احیای مصنوعی پیمان ابراهیم؛
پروژه آمریکا برای رهایی رژیم صهیونیستی از انزوای جهانی
با پیوستن قزاقستان به توافق‌نامه ابراهیم، غرب تلاش می‌کند انزوای رژیم اسرائیل را کاهش دهد و مشروعیت بین‌المللی آن را بازسازی کند. این اقدام، تهدیدی جدی برای جهان اسلام و محور مقاومت محسوب می‌شود.
ترامپ و منطق جنگ دائمی؛
واکاوی دلایل جنگ طلبی آمریکا در عصر جدید
اکنون نظم بین‌المللی در مرحله‌ی گذار تاریخی قرار دارد. جنگ غزه، بحران اوکراین، رقابت چین و آمریکا، و خیزش ملت‌ها علیه سلطه‌ی غرب، همگی حلقه‌های یک زنجیره‌اند. در چنین جهانی، نقش جمهوری اسلامی ایران به عنوان محور ثبات و مقاومت بیش از هر زمان دیگر اهمیت یافته است. ایران با تکیه بر قدرت نرم فرهنگی، نفوذ فکری در میان ملت‌های مظلوم، و توان بازدارندگی نظامی، توانسته است در برابر منطق آشوب آمریکایی، منطق عقلانیت مقاوم را جایگزین کند. نظم آینده نه از دل امپراتوری‌ها، بلکه از درون جوامع بیدارشده‌ای زاده می‌شود که فهمیده‌اند امنیت پایدار تنها در استقلال و عدالت و منطق صحیح است.
دزدان دریایی کارائیب؛
آمریکا در ونزوئلا به دنبال چیست؟
راهبرد کنونی آمریکا در قبال ونزوئلا به‌ ندرت در قالب ورود به یک جنگ تمام‌عیار می‌گنجد بلکه بیشتر شبیه ‌یک فشار ترکیبی است که در آن وجوه اقتصادی، سیاسی، نظامی و روانی درهم آمیخته است. با این ‌حال، امکان ‌انجام حملات محدود یا عملیات ویژه علیه اهداف مشخص مانند مراکز مرتبط با قاچاق موادمخدر یا ‌زیرساختهای ‌نظامی حساس همچنان باقی است.‌
بازگشت به بگرام؛
لبه تیز ژئوپلیتیک آمریکا علیه چین و ایران
پایگاه هوایی بگرام، که زمانی نماد حضور بیست ساله آمریکا در افغانستان بود، اکنون در مرکز تحولات ژئوپلیتیکی منطقه قرار گرفته است. اعلام احتمالی بازگشت نیروهای آمریکایی به این تأسیسات استراتژیک، نه تنها افغانستان را که کل منطقه آسیای مرکزی و جنوبی را تحت تأثیر قرار خواهد داد. این تحول در شرایطی رخ می‌دهد که توازن قوا در منطقه در حال تغییر است و قدرت‌های بزرگ مانند چین و روسیه نفوذ خود را در افغانستان افزایش داده‌اند. برای ایران، که مرزهای شرقی خود را نسبتاً در معرض تهدید رها کرده، بازگشت آمریکا به بگرام می‌تواند چالش‌های امنیتی جدیدی ایجاد کند. همزمان، برای چین که افغانستان را حلقه‌ای حیاتی در ابتکار کمربند و راه (BRI) خود می‌داند، حضور نظامی آمریکا در این منطقه می‌تواند برنامه‌های اقتصادی و راهبردی پکن را با موانع جدی روبرو سازد. بدون شک تحلیل ابعاد مختلف بازگشت احتمالی آمریکا به بگرام و تأثیرات آن بر کشورهای منطقه، با تمرکز ویژه بر ایران و چین و ابتکار کمربند و راه امری ضروری و می‌تواند به فهم بهتر چشم انداز تهدیدات و فرصت‌های پیش روی کشورمان در منطقه آسیای میانه کمک شایانی نماید.
رویارویی روسیه و آمریکا؛
نیازمندی متقابل روسیه و آمریکا در پرتو تحولات ژئوپلیتیک اخیر
پس از جنگ دوازده‌روزه ایران با آمریکا و اسرائیل – که به عنوان نقطه عطفی در تشدید تنش‌های منطقه‌ای خاورمیانه عمل کرد – و فعال‌سازی فرآیند اسنپ‌بک تحریم‌های سازمان ملل علیه تهران، همراه با تداوم بحران اوکراین، روابط روسیه و آمریکا وارد مرحله‌ای از نیازمندی متقابل استراتژیک شده است. این نیازمندی نه از سر دوستی ایدئولوژیک، بلکه بر پایه محاسبات واقع‌گرایانه قدرت‌محور و تعادل قوا شکل گرفته، جایی که هر دو قدرت برای مدیریت بحران‌های چندجانبه به یکدیگر وابسته‌اند.
تحلیلی بر تعرفه‌های ترامپ؛
ترامپ در از بین بردن مرجعیت جهانی دلار
در تاریخ رؤسای جمهور آمریکا ترامپ تنها رئیس جمهوری است که همه چیز را از پشت عینک «اقتصادی» می‌بیند. دلیل آن هم کاملاً مشخص است؛ او تنها رئیس جمهوری است که از بخش املاک و بنگاه‌داری وارد کاخ سفید شده است. چنین خصوصیتی باعث شده است که ترامپ چه در دوره نخست ریاست جمهوری و چه در دوره کنونی ملی‌گرایی اقتصادی البته با شدت بیشتر و بدون ملاحظات سیاسی و امنیتی و داخلی در دستور کار قرار بگیرد. در این راستا و در ماه‌های اخیر، بازگشت دوباره ترامپ به کاخ سفید و اعمال موج بی‌سابقه‌ای از تعرفه‌های تجاری، نه تنها روابط اقتصادی بین‌الملل را دگرگون کرده، بلکه پرسش‌های مهمی را درباره آینده نظم مالی جهانی مطرح ساخته است. شعار "اول آمریکا" و سیاست‌های حمایت‌گرایانه تهاجمی، از جمله تعرفه پایه ۱۰ درصدی بر تمام واردات و تعرفه‌های متقابل تا سقف ۱۴۵ درصد بر کالاهای چینی، در ظاهر با هدف کاهش کسری تجاری عظیم آمریکا و احیای تولید داخلی دنبال می‌شود.
ما پادشاه نداریم؛
تعطیلی دولت فدرال آمریکا
در شرایطی که تعطیلی دولت فدرال آمریکا به سومین هفته خود وارد شده، امواج یک جنبش اعتراضی بی‌سابقه سراسر این کشور را درنوردیده است. این اعتراضات که در بیش از ۲۵۰۰ شهر و شهرک در هر ۵۰ ایالت به وقوع پیوسته، نه تنها واکنشی به تعطیلی دولت، بلکه پاسخی مستقیم به استبداد و تمرکز قدرت در دستان دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور این کشور توصیف می‌شود.
مواجهه با بحران؛
ناتو و مواجهه با یک ابربحران ادراکی
«ناظران و تحلیلگران معتقدند که ناتو در دهه‌های گذشته بیشتر متمرکز بر مقابله با تهدید ادراکی نظامی مستقیم روسیه بوده است اما امروزه تهدیدات پیچیده‌تر و متنوع‌تر شده‌اند از جمله جنگ‌های سایبری، تروریسم جهانی و تهدیدات فناوری‌های نوین. ناتو هنوز نتوانسته است به شکل مؤثری استراتژی‌های خود را با این تهدیدات جدید هماهنگ و به‌روزرسانی کند. از این رو، این سازمان یک تشکیلات به ظاهر مدرن است که فلسفه ای قدیمی دارد.»
پیشی‌ گرفتن یوان از دلار؛
افول هژمونی مالی آمریکا
به زعم نگارنده، پیشی‌ گرفتن یوان از دلار را باید نشانه‌ای از شکل‌گیری نظم مالی چندقطبی دانست. چین با تکیه بر ابزار پول ملی خود، قواعد جدیدی برای تجارت جهانی مینویسد و به تدریج در حال بازتعریف توازن قدرت اقتصادی و سیاسی است. هرچند دلار در کوتاه‌مدت جایگاه خود را حفظ خواهد کرد، اما دوران انحصاز مطلق آن رو به پایان است. جهان در حال ورود به مرحله‌ای است که در آن چند ارز قدرتمند در کنار هم بازی می‌کنند و سلطه دیرپای مالی آمریکا به آهستگی جای خود را به واقعیتی چندمرکزی می‌دهد.
نوبل نا میزان؛
نوبل صلح، سیاست و روانشناسی ترامپ در ۲۰۲۵
وصیت‌نامه نوبل و معیارهای آرمانی سیاسی: بر اساس وصیت‌نامه آلفرد نوبل (۱۸۹۵)، جایزه صلح باید به افرادی تعلق گیرد که بیشترین تلاش را برای "برادری ملت‌ها"، "کاهش تسلیحات نظامی" و "ترویج کنفرانس‌های صلح" کرده‌اند—معیارهایی آرمان‌گرایانه که در عمل، به ابزاری ژئوپلیتیکی برای نهادهای غربی تبدیل شده. انتخاب‌های بحث‌برانگیز مانند اوباما (۲۰۰۹، بدون دستاورد ملموس) یا کیسینجر (۱۹۷۳، علی‌رغم نقش در جنگ ویتنام) نشان‌دهنده "قطبی‌سازی سیاسی" و "ابزاری‌سازی" جایزه برای مشروعیت‌بخشی به برنامه کار غربی است. امسال، کمیته نوبل ماریا کورینا ماچادو را برگزید، با تمرکز بر "حقوق دموکراتیک" در ونزوئلا، که بازتاب‌دهنده اولویت‌های ضداستبدادی غربی است.
طرح صلح ترامپ:
سند تسلیم یا نقشه انحلال آرمان فلسطین
طرح ۲۱ بندی ترامپ، فراتر از یک پیشنهاد سیاسی، یک دکترین امنیتی-ایدئولوژیک است که توسط اتاق‌های فکر آمریکایی و صهیونیستی تدوین شده است. این طرح یک توطئه تمام‌عیار برای تحقق اهداف سه‌گانه استکبار است: اول، تثبیت اشغال و خلع سلاح کامل مقاومت در غزه به‌عنوان قلب تپنده مقاومت اسلامی؛ دوم، تحمیل توافقات عادی‌سازی و شکل‌دهی به یک «ناتوی عربی» زیر نظر واشنگتن و تل‌آویو برای تضعیف هلال مقاومت؛ سوم، مشروعیت‌زدایی از حضور منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران و منزوی ساختن آن. طرح ۲۱ بندی موسوم به طرح صلح ترامپ برای غزه، در حقیقت یک سند «تحمیل» است نه یک طرح «صلح». بندهای کلیدی این طرح که بر «غیرنظامی‌سازی کامل»، «غیررادیکال‌سازی» و ایجاد یک حکومت مدیریتی وابسته در غزه تأکید دارد، در پوشش کمک‌های اقتصادی و بازسازی، هدف اصلی خود یعنی «لغو حق حاکمیت» و «سلب اراده مقاومت» از ملت فلسطین را دنبال می‌کند. این رویکرد، در امتداد «معامله قرن» است و تلاش می‌کند تا جنبش‌های اصیل فلسطینی را تروریسم بنامد و با دیکته کردن تعاریف امنیتی اسرائیل، عملاً غزه را به یک منطقه تحت قیمومیت تبدیل کند که صرفاً وظیفه تأمین امنیت اشغالگران را بر عهده دارد.
طرح ترامپ؛
واکاوی طرح 20 بندی ترامپ برای نوار غزه
طرح 20 بندی ترامپ که پس از نزدیک به دو سال از جنگ غزه اراه شده، ادعای پایان جنگ و ایجاد آینده ای توام با صلح و شکوفایی برای غزه و منطقه را سرمی دهد و با استقبال اروپا و برخی از کشورهای منطقه مانند مصر، عربستان و ترکیه قرار گرفته و به طور طبیعی این کشورها در حال اعمال فشار بر حماس برای پذیرش آن می باشند. طرح 20 بندی ترامپ به رغم بندهای متعدد و به ظاهر جذاب برای آینده نوار غزه، ضمن آنکه فاقد جزئیات و ضمانت اجرایی لازم می باشد، از مسایل جوهری مانند حقوق تاریخی فلسطینی ها و نیز زیاده خواهی و تجاوزات رژیم صهیونیستی و نیز مطالباتی مانند دولت مستقل فلسطین غفلت نموده و یه شکل یک جانبه در صدد رفع منازعه و ایجاد نظمی برای پایان مقاومت و در واقع تامین امنیت رژیم صهیونیستی می باشد. به عبارتی می توان گفت آنچه را آمریکا و اسرائیل در جنگ علیه حماس نتوانستند محقق سازند، اینک در لفافه ای از طرح جذاب صلح می خواهند دنبال کنند. لذا می توان پیش بینی کرد این طرح همانند طرح های قبلی قرین موفقبت نخواهد شد و حتی اگر موفق شود به شکل موقت جنگ را پایان دهد؛ اما هرگز قادر به زدودن فرهنگ دیرین و مستحکم مقاومت در میان فلسطینی ها و مردم منطقه نخواهد شد و فرزندان غزه که در میان خون و خاکستر نشو و نما یافته اند، بار دیگر بپا خاسته و حق خود را از اشغالگران خواهند ستاند.
رمزگشایی از طرح ۲۰ بندی ترامپ؛
اعتراف ترامپ به شکست ماشین جنگی صهیونیست‌ها
طرح موسوم به «طرح صلح ۲۰ بندی ترامپ» که با تبلیغات گسترده کاخ سفید و تل‌آویو رونمایی شد، در ظاهر با عنوان «صلح» به جهان معرفی گردید، اما در حقیقت بیش از هر چیز سندی است بر بن‌بست نظامی و شکست سیاست خشونت‌محور رژیم صهیونیستی. آنچه آمریکا و اسرائیل از آن به‌عنوان ابتکاری تازه یاد می‌کنند، نه محصول تغییر رویکرد یا اعتراف به حقوق تاریخی ملت فلسطین، بلکه ابزاری است برای بازتعریف قیمومیت، کنترل و مدیریت خارجی سرزمینی که دهه‌ها طعم اشغال و تبعیض را چشیده است. این طرح زمانی مطرح می‌شود که ارتش تا بن‌دندان مسلح اسرائیل، پس از دو سال و نیم عملیات خونین ویرانگر، نه تنها نتوانسته معادله را به سود خود تغییر دهد بلکه در آستانه فرسایش و استیصال قرار گرفته است. وقتی یک ارتش تا بن دندان مسلح بعد از دو سال و نیم کشتار محاصره و ویرانی ناچار می‌شود سر میز چاره جویانه بشیند و طرحی رو بپذیرد که بیش از همه ساختار مدیریت غزه رو به ناظران و تکنوکرات‌های بین المللی واگذار می‌کند باید این رخداد رو نه به عنوان پیروزی دیپلماتیک بلکه به مثابه اعتراف تلخ به شکست راهبرد صرفاً نظامی و خشونت محور دانست. طرح 20 بندی که کاخ سفید و تل اویو در واشنگتن رونمایی کردند در اصل پاسخی هست به یک واقعیت ساده، آچمز شدن ماشین نظامی ای که فکر می‌کرد با خشونت بی محدودیت می‌تواند مساله را حل کند. درحالیکه ادامه اشغال گری و ادامه خشونت گرایی تقویت کننده و توجیه کننده مقاومت و ایستادگی است. فلذا برای از بین بردن مقاومت باید ابتدا اشغال گری و خشونت از بین برود. این طرح با وعده‌هایی مثل خلع سلاح حماس، دولت موقت تکنوکرات، نیروی بین المللی ثبات و منطقه اقتصادی ویژه عرضه شده است. ترکیبی که در عمل چیزی جز نسخه‌ای جدید برای قیمومیت پنهان غزه نیست. حذف نقش سیاسی و اداری جنبش‌های محلی، تحمیل ناظران خارجی و شرط گذاشتن آینده سیاسی فلسطینیان به اصلاحات مبهم و مشروط نشان می‌دهد که هدف اصلی این چارچوب قبل از هرچیز تضمین امنیت رژیم اشغالگر و بازسازی وضعیتی هست که مدیریت آن سپرده شود به بازیگران خارجی نه تحقق حقوق ملی مردم فلسطین.
میدان نبرد تعیین کننده کجاست؛
امنیت ادراکی در مورد اسنپ بک
در روانشناسی اجتماعی مفهومی وجود دارد تحت عنوان «امنیت ادراکی»؛ یعنی احساس جامعه نسبت به ثبات و پیش‌بینی‌پذیری محیط اجتماعی، حتی اگر تهدید واقعی چندان بزرگ نباشد، اگر امنیت ادراکی مختل شود، جامعه دچار اضطراب، بی‌اعتمادی و فرسایش می‌شود. اتفاقات روزهای اخیر، از فشار روانی ناشی از اسنپ‌بک گرفته تا تهدیدهای گاه و بی گاه، دقیقاً در همین چارچوب قابل تحلیل است. وقتی جامعه ایرانی در روز گذشته با درک از ناکارآمد بودن اسنپ بک در حال تجربه کاهش تنش بود، ورود پیام‌های تهدیدآمیز تازه از سوی نتانیاهو و ترامپ مبنی بر امکان حمله مجدد به ایران دوباره امنیت ادراکی را برهم زد. این همان چیزی است که در نظریه «جنگ روانی» مطرح می‌شود: ایجاد چرخه‌های مداوم نگرانی و عدم اطمینان برای فرسایش روحیه جمعی و فروپاشی جامعه.
مکانیسم ماشه؛
تأملی در وزن و جایگاه تحریم‌های ناشی از مکانیسم ماشه
در معماری تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران، اگرچه تحریم‌های شورای امنیت و سازمان ملل از وزن حقوقی بین‌المللی برخوردار بودند و تحریم‌های کنگره آمریکا دارای ثبات و پایداری بیشتری هستند، اما تحریم‌های اِعمال شده تحت اختیارات ریاست جمهوری ایالات متحده از اهمیت راهبردی منحصربه‌فردی برخوردارند. دلیل این امر را می‌توان در چند محور کلیدی خلاصه کرد: ۱. چابکی و انعطاف‌پذیری برخلاف تحریم‌های کنگره که برای تغییر یا لغو آنها نیاز به فرآیند طولانی قانونی و اجماع بین دو حزب است، اختیارات ریاست جمهوری این امکان را می‌دهد تا تحریم‌ها به سرعت اِعمال، تشدید، تسهیل یا حتی به حالت تعلیق درآیند. این انعطاف‌پذیری، تحریم‌های ریاست جمهوری را به یک ابزار دیپلماتیک کارآمد تبدیل می‌کند که می‌تواند متناسب با تحولات سیاسی و برای ایجاد اهرم فشار در مذاکرات (مانند توافق برجام یا خروج از آن) به سرعت تنظیم شود. ۲. دامنه و شدت اجرایی ریاست جمهوری از طریق دستورهای اجرایی می‌تواند بخش‌های گسترده‌ای از اقتصاد ایران از جمله نهادهای مالی، بخش انرژی و شبکه‌های تجاری را هدف قرار دهد. دستگاه‌های اجرایی تحت امر رئیس‌جمهور، به ویژه وزارت خزانه‌داری، قدرت اجرایی فوق‌العاده‌ای برای اعمال فشار بر شرکت‌ها و نهادهای ثالث در سراسر جهان دارند. تهدید به محرومیت از دسترسی به سیستم مالی و بانکی آمریکا، اثربخشی این تحریم‌ها را به مراتب فراتر از مرزهای ایالات متحده می‌برد.
اشتباه راهبردی؛
چرا فعال‌سازی مکانیسم ماشه اشتباه راهبردی اروپا بود؟
«اروپا با فعال کردن مکانیسم ماشه، عملا آخرین برگ خود در معادله هسته ای ایران را رو کرد. این رویکرد اروپا بدون تردید، ماهیت پرونده هسته ای ایران برای غرب را پیچیده تر از قبل خواهد کرد. در این شرایط، اروپا در معادله هسته ای ایران، به جای اینکه یک گام به جلو برداشته باشد، عملا یک گام به عقب حرکت کرده است. اکنون ایران توان هسته ای خود را حفظ کرده اما هیچ اطلاعات روشنی در مورد ذخیره اورانیوم غنی شده ایران و یا تجهیزات و پرسنل هسته ای ایران وجود ندارد.» طنین‌سنتر؛ در روزهای گذشته، موضوع فعال‌سازی مکانیسم ماشه از سوی تروئیکای اروپایی علیه ایران و تهدیدات سه کشور اروپایی با محوریت اینکه ایران باید در بازه زمانی 30 روزه اجرایی شدن مجدد تحریم های سازمان ملل علیه ایران، در حوزه پرونده هسته ای خود با غرب به یک توافق هسته ای برسد، با بازتاب های گسترده ای مواجه شده و دیدگاه های مختلفی در مورد آن ارائه می شود. تا به اینجای کار، ایران این مساله را روشن کرده که قصد ندارد تسلیم فشارهای اروپایی ها شود و اساسا غرب و آژانس بین المللی انرزی اتمی باید این مساله را متوجه شوند که تعامل ایران در مورد پرونده هسته ای خود تفاوت‌هایی زیادی با دوره قبل از تحمیل جنگ 12 روزه به کشورمان دارد. به هر حال، غرب این تحلیل را دارد که باید ایران را به تسلیم و عقب نشینی وادار کند و ایران بر این باور است که چون در موضع حق است و در برابر تجاوز ایستاده و از حقوقش دفاع کرده و می کند، دلیلی برای عقب‌نشینی و تسلیم‌شدن وجود ندارد. با این همه، بسیاری حتی در غرب به طور خاص این گزاره را مورد اشاره قرار می دهند که جنس کنشگری اروپایی‌ها در فعال سازی مکانیسم ماشه علیه ایران، حداقل به 3 دلیل عمده، یک اشتباه راهبردی برای خودِ اروپایی ها بوده است.
مرگ ترامپ؛
چرایی توجه بی‌سابقه به مرگ ترامپ از منظر روان‌شناسی و جامعه‌شناسی سیاسی
✅مرگ دونالد ترامپ در سال اول دوره دوم ریاست‌جمهوری‌اش (در سال ۲۰۲۵)، در حالی که او آرمان‌ها و آرزوهای بزرگ سیاسی داشت، به موضوعی جنجالی و مورد توجه گسترده‌ای تبدیل شده است. این توجه، جدا از واقعیت یا طنز بودن آن، می‌تواند از چند جنبه روان‌شناسی سیاسی و جامعه‌شناسی سیاسی تحلیل شود. ✳️ بحران سیاسی و اجتماعی آمریکا: ترامپ نمادی از تغییرات عمیق در سیاست آمریکا بود. مرگ او می‌تواند به‌عنوان نقطه‌عطفی در تحولات سیاسی و اجتماعی آمریکا دیده شود، به‌ویژه در شرایطی که بسیاری از افراد هنوز او را یک نیروی تأثیرگذار در سیاست‌های آینده می‌دانند. ❇️در نهایت، توجه بی‌سابقه به مرگ ترامپ در مقایسه با دیگر رؤسای جمهور آمریکا به این دلیل است که او نه‌تنها یک مقام سیاسی، بلکه یک نماد از بحران‌های عمیق اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است. رسانه‌ها، تقابل‌های اجتماعی و شخصیت جنجالی او باعث شده‌اند که این رویداد به‌طور ویژه و متمایز از دیگر مرگ‌های سیاسی، در کانون توجه قرار گیرد.
نوبل ترامپی؛
ترامپ و تکاپوی عجیب برای دریافت جایزه صلح نوبل
دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در ماه های اخیر که از حضور مجددش در کاخ سفید می گذرد، تکاپوی گسترده ای را برای دریافت جایزه صلح نوبل از خود نشان داده است. در این راستا، او گاه و بیگاه در موض‌گیری های خود، بر این مساله تاکید می کند که از چندین جنگ جلوگیری یا به چندین جنگ در جهان خاتمه داده و درست به همین دلیل، شایسته دریافت جایزه صلح نوبل است. او حتی بعضا به صورت انتقادی گفته که برای برقراری صلح در جهان هر کاری می کند اما جایزه صلح را به دیگران می دهند! این جنس موضع گیریهای ترامپ به قدری مکرر و عجیب بوده که حتی رسانه‌های آمریکایی نیز نسبت به آن واکنش نشان داده اند و تحلیل های مختلفی را در مورد آن مطرح می سازند. در جدیدترین نمونه، ترامپ از اراده خود برای پایان دادن به جنگ اوکراین و البته جنگ غزه صحبت کرده و بار دیگر به شیوه های ضمنی و صریح گفته که این موضوع در صورت تحقق می تواند وی را حقیقتا به فردی با قبلیت دریافت جایزه صلح نوبل تبدیل کند. در حقیقت، وی سعی داشته و دارد حتی کوچکترین اقدامات خود را بزرگ جلوه دهد و از این رهگذر برای خودش دستاوردسازی داشته باشد. برای فردی نظیر ترامپ که به قول لولا داسیلوا رئیس جمهور برزیل بیش از آنکه رئیس جمهور باشد یک اینفلوئنسر فضای مجازی است، کسب جایزه صلح نوبل به معنای مقدمه ای برای تشدید تحرکات تبلیغاتی و نمایشی او با هدف کسب دستاوردهای خاص در دیگر حوزه ها است.
روسیه بزرگ؛
معمای دونباس؛ حیثیت پوتین و بن‌بست اوکراین
✅دونباس امروز بیش از آنکه یک منطقه جغرافیایی باشد، به گره‌گاه حیثیت سیاسی و راهبردی ولادیمیر پوتین بدل شده است. کرملین با تکیه بر روایت‌های تاریخی و هویتی، این ناحیه را نه صرفاً بخشی از اوکراین بلکه بخشی از «روسیه بزرگ» می‌داند. در ذهن پوتین، عقب‌نشینی از دونباس به معنای شکست ایدئولوژی بازگشت روسیه به جایگاه امپراتوری است و از همین رو حاضر است هزینه‌های انسانی، اقتصادی و دیپلماتیک سنگینی را تحمل کند. ❇️برگ برنده پوتین در این مناسبات، «واقعیت میدانی» است: کنترل بخش اعظم لوهانسک و دونتسک، اتصال زمینی به کریمه و تسلط بر مسیر‌های صنعتی و انرژی اوکراین. او با تثبیت این دستاورد‌ها در میدان جنگ، دست بالا را در مذاکرات سیاسی و فشار بر غرب در اختیار دارد. از منظر مسکو، هرگونه عقب‌نشینی از دونباس نه تنها تضعیف داخلی، بلکه تقویت ناتو و جسارت بیشتر اوکراین برای بازپس‌گیری مناطق اشغالی را در پی خواهد داشت. ❇️در سطح منطقه‌ای و جهانی، پرونده دونباس پیامد‌های فراتر از جنگ اوکراین دارد. تداوم این بحران، اروپا را در معرض فرسایش اقتصادی و امنیتی قرار می‌دهد و آمریکا را ناچار به موازنه‌گری پرهزینه با روسیه می‌سازد. این شرایط می‌تواند بر پرونده‌های دیگر ـ از جمله موضوع هسته‌ای ایران و مکانیسم «اسنپ‌بک» ـ نیز اثر بگذارد. غربی که درگیر حفظ انسجام در برابر روسیه است، ممکن است در برابر ایران ابزار‌های فشار خود را با احتیاط بیشتری به کار گیرد یا بالعکس، برای مهار تهران در منطقه از کارت روسیه بهره ببرد.
برکناری رئیس آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا؛
4 نکته در مورد یک برکناری پُرحاشیه در دولت ترامپ
«اخراج جفری کروز، رئیس آژانس اطلاعات دفاعی آمریکا، به‌خاطر موضع‌گیری منفی او نسبت به حملات ناکارآمد دولت ترامپ به سایت‌های هسته‌ای ایران، نشان‌دهنده‌ی وجود اختلافات جدی در بالاترین سطوح سیاست دفاعی آمریکا است. این اقدام حاکی از آن است که دولت کنونی آمریکا صرفا با زبان سرکوب صحبت می کند.»
آلاسکا؛
انجماد بدون شناسایی و پیامدهای ژئوپولیتیکی
✅نشست آلاسکا میان ترامپ و پوتین اگرچه به آتش‌بس منتهی نشد، اما نشان داد مسکو راهبرد خود را بر تثبیت امر واقع سرزمینی در شرق اوکراین متمرکز کرده است. اصرار پوتین بر دونباس نه صرفاً مطالبه‌ای تاکتیکی، بلکه تلاشی برای ایجاد عمق دفاعی پیرامون کریمه و ارائه یک «پیروزی حداقلی» به داخل روسیه است. ❇️با این حال، در چارچوب بازدارندگی محدود، هیچ‌یک از سه بازیگر اصلی خواهان تغییر رسمی مرزها نیستند: اوکراین آن را شکست ملی می‌بیند؛ غرب مشروعیت‌بخشی به تجدیدنظرطلبی سرزمینی را خطری برای نظم امنیتی خود می‌داند؛ و روسیه نیز می‌داند شناسایی رسمی دست‌نیافتنی است، لذا به تثبیت خطوط تماس بدون شناسایی حقوقی رضایت می‌دهد.
زلنسکی؛
نشست کاخ سفید، زلنسکی زیر فشار و اروپا نگران
❇️نشست ۱۸ اوت ۲۰۲۵ در کاخ سفید با حضور ترامپ، زلنسکی و رهبران هفت کشور اروپایی در پی دیدار ترامپ و پوتین در آلاسکا برگزار شد. هدف اصلی، بررسی طرح صلح برای اوکراین و آماده‌سازی مقدمات نشست سه‌جانبه با پوتین بود. ترامپ ادعا کرد پوتین با ارائه تضمین‌های امنیتی به اوکراین موافق است. با این حال، پیشنهادات بحث‌برانگیز ترامپ درباره واگذاری کریمه و دونباس، فضای نشست را تحت‌الشعاع قرار داد. ❇️در میان نقاط توافق، تعهد به تضمین امنیتی مشابه ماده ۵ ناتو برای اوکراین برجسته بود. رهبران اروپایی مانند استارمر انگلیسی و ماکرون فرانسوی بر پیوند امنیت اوکراین با امنیت قاره تأکید کردند. زلنسکی نیز از این طرح استقبال نمود اما خواستار صلح پایدار به‌جای توافق‌های موقت شد. در مقابل، اختلافات عمیقی آشکار بود: ترامپ خواستار بحث درباره واگذاری اراضی از جمله مناطق تحت تصرف روسها شامل کریمه، دونباس و مناطق دفاعی دونتسک شد که با مخالفت شدید زلنسکی مواجه گردید. همچنین درخواست رهبران اروپایی برای آتش‌بس فوری با مخالفت ترامپ که آن را غیرضروری خواند، روبه‌رو شد.
هژمونی آمریکا؛
پارادوکس امپریالیستی ترامپ و افول هژمونیک آمریکا در گذار به چندقطبی
✅ایالات متحده از آغاز ریاست‌جمهوری ترامپ تا دوره دوم در ۲۰۲۵، در پی بازسازی الگوی جهان تک‌قطبی بود؛ الگویی که پس از جنگ سرد تا یازدهم سپتامبر در سایه هژمونی نظامی، مالی و تکنولوژیک آمریکا تجربه شد. اما تحولات پس از ۲۰۰۱ روند افول هژمونیک این کشور را شتاب بخشید. سرمایه‌گذاری‌های سنگین در جنگ‌های فرسایشی، ناکامی در مهندسی اجتماعی خاورمیانه و سپس بحران‌های مالی ۲۰۰۸ و پاندمی، آمریکا را از منظر نظریات امپریالیسم متأخر (به روایت والرشتاین و هاروی) وارد فاز انباشت ناپایدار کرد. ❇️در برابر این افول نسبی، قدرت‌های نوظهور همچون چین و روسیه توانستند با تکیه بر نوسازی نهادی و گسترش ظرفیت‌های تولیدی ـ فناورانه، از حاشیه نظام جهانی خارج شوند. شکل‌گیری بلوک‌های چندجانبه‌ای چون بریکس، شانگهای، گروه ۲۰ و اتحادیه اروپا نیز نشانه‌ای از چندقطبی شدن نظام بین‌الملل و گذار از انحصار دلار به سمت تنوع پولی (یورو، یوان، روبل) است. ❇️در مجموع، ترامپ در تلاش برای بازسازی هژمونی تک‌قطبی، درگیر پارادوکس امپریالیستی شد: از یک‌سو نیاز به نمایش سلطه جهانی، و از سوی دیگر، فقدان ظرفیت‌های اقتصادی ـ نهادی برای بازتولید آن. این وضعیت، آینده آمریکا را بیش از پیش در مسیر افول تدریجی هژمونیک و تثبیت الگوی چندقطبی قرار می‌دهد.
اوکراین؛
فقر قدرت و عبرت اوکراین؛ از کی‌یف تا آلاسکا
❇️یکی از مهم‌ترین درس‌های جنگ اوکراین، نشان دادن حقیقتی تلخ درباره «فقر قدرت» در سیاست خارجی است. کشوری که منابع قدرت خود را به‌درستی مدیریت نکند، حتی اگر مورد حمایت خارجی قرار گیرد، در نهایت به بازیچه قدرت‌های بزرگ بدل خواهد شد. اوکراین دقیقاً نمونه‌ای است که می‌توان آن را در سه سطح قدرت سخت، نرم و هوشمند بررسی کرد. ✳️ فقر قدرت سخت ✳️ فقر قدرت نرم ✳️ فقر قدرت هوشمند ❇️اوکراین نشان داد که کشوری که دچار فقر قدرت باشد، نه تنها در میدان جنگ که در میز مذاکره هم جایی نخواهد داشت. اگر منابع قدرت سخت، نرم و هوشمند به‌طور متوازن ساخته نشود، تصمیمات استراتژیک در جای دیگری گرفته می‌شود. درست همان‌طور که اکنون آینده اوکراین در گفت‌وگوهای واشنگتن، مسکو و حتی نشست آلاسکا رقم می‌خورد، بی‌آنکه مردم کی‌یف نقشی در تعیین سرنوشت خود داشته باشند.
سه روایت، یک میز؛
پوتین، زلنسکی و ترامپ؛ سه روایت، یک میز
❇️از نگاه مسکو، پایان جنگ اوکراین تنها با تحقق سه شرط امکان‌پذیر است: بی‌طرفی دائمی کی‌یف، به‌رسمیت شناخته‌شدن مناطق الحاقی به روسیه، و عقب‌نشینی نظامی غرب از مرزهای روسیه. این شروط برای اروپا و اوکراین غیرقابل‌قبول است، اما پوتین حاضر به کوتاه‌آمدن از آن‌ها نیست و در آلاسکا نیز همین خطوط قرمز را تکرار خواهد کرد. ❇️در سوی مقابل، ولودیمیر زلنسکی هرگونه توافقی که به حفظ دستاوردهای ارضی روسیه مشروعیت دهد رد کرده و خواستار بازگشت به مرزهای پیش از ۲۰۱۴ است. برای او، این نشست بیش از آنکه فرصتی برای مصالحه باشد، محکی برای ارزیابی عزم ترامپ در حمایت از اوکراین است؛ آن‌هم در شرایطی که انتظار دارد واشینگتن از تعهدات نظامی‌اش عقب ننشیند. ❇️ترامپ این گفت‌وگو را به «بازی شطرنج» تشبیه کرده و می‌کوشد تصویر رهبر باهوشی را ارائه دهد که چند حرکت جلوتر فکر می‌کند. اما همین اعلام احتمال شکست، پیامی روشن هم دارد: اگر توافقی شکل نگیرد، آمریکا آماده اعمال تحریم‌های شدیدتر علیه روسیه است؛ اقدامی که می‌تواند تنش را به سطحی خطرناک‌تر برساند.
بازی خطرناک غرب؛
4 نکته در مورد فعال‌سازی احتمالی مکانیسم ماشه توسط اروپا
«اگر اروپا بخواهد مکانیسم ماشه را فعال کند، عملاً تمام سازوکار دیپلماسی در موضوع هسته‌ای ایران را نابود می‌کند و تهران را به سمت گزینه‌هایی مانند متوقف کردن کامل همکاری با آژانس یا حتی خروج از NPT سوق می‌دهد. این اتفاق، برخلاف تصور برخی محافل، نه‌تنها جلوی پیشرفت برنامه هسته‌ای ایران را نمی‌گیرد بلکه نظارت بین‌المللی را از بین برده و زمینه یک تنش غیرقابل‌کنترل در خاورمیانه را فراهم می‌کند.»
ماجراجویی های ترامپ؛
4 مانع ترامپ در ماجراجویی جدید علیه ایران
دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا به تازگی در موضع گیری گستاخانه ای دست به تهدید ایران زده و مدعی شده که ایران ضربات جدی را در قالب جنگ 12 روزه متحمل شده و باز هم صحبت از غنی سازی اورانیوم می کند. وی ضمن توهین به ایران تاکید کرده که اجازه این کار را به کشورمان نخواهد داد. البته که ترامپ پیشتر هم تاکید کرده بود که اگر باز هم مجبور شود، علیه ایران دست به اقدام نظامی خواهد زد. با این همه، بسیاری از تحلیلگران معتقدند که طرح موضع گیری اخیر ترامپ علیه ایران آن هم در حضور یک مقام ارشد اتحادیه اروپا، تنها با هدف ترساندن اروپایی ها بوده است. اگرچه که ترامپ به طور خاص در هرگونه ماجراجویی تازه علیه ایران و یا همراهی با اقدامات رژیم اشغالگر قدس علیه کشورمان، با 4 مانع عمده مواجه است که نمی تواند آن ها را نادیده بگیرد. جنگ ۱۲ روزه آزمونی برای این نظم جدید بود. حمایت چین و روسیه از حق دفاع ایران، و مواضع نسبتاً مستقل کشورهای بزرگ آسیایی در قبال بحران، نشان داد که زمان یک‌جانبه‌گرایی به پایان رسیده است. حتی متحدان قدیمی آمریکا در منطقه، مانند عربستان سعودی و امارات، پس از جنگ، مسیر تنش‌زدایی با ایران را ترجیح داده‌اند. در چنین شرایطی، ترامپ باید تصمیم بگیرد: آیا واقعا می‌خواهد وارد نبردی شود که در آن، نه اجماع جهانی دارد، نه حمایت بی‌قیدوشرط منطقه‌ای، نه تضمینی برای پیروزی سریع، و نه اطمینانی از پیامدهای اقتصادی و سیاسی آن؟ حتی حرکت به سمت این سناریو می تواند صورت حساب های جدی را روی دست وی و متحدانش قرار دهد.
آتش بس غزه؛
پشت پرده پذیرش آتش‌بس جدید غزه از سوی آمریکا و صهیونیست ها
آمریکا و اسرائیل زیر فشار بحران انسانی و مقاومت فلسطین، طرح آتش‌بس ۶۰ روزه با میانجیگری مصر و قطر را پذیرفته‌اند، اما اختلافات درباره شرایط و تضمین‌ها ادامه دارد.
تحلیل آتش‌بس ایران و اسرائیل؛
دلایل پذیرش آتش‌بس و سناریوهای پیش‌رو در نبرد ایران و رژیم صهیونیستی
پذیرش آتش‌بس از سوی ایران و اسرائیل به دلایل نظامی، اجتماعی و راهبردی بود. آینده این آتش‌بس بسته به عوامل میدانی و دیپلماتیک، ممکن است به تداوم، نقض یا وضعیت نیم‌بند منجر شود.
ایران در اوج؛
پایان صبر استراتژیک و آغاز نظم جدید منطقه‌ای به رهبری ایران
جمهوری اسلامی ایران در نبرد ۱۲ روزه اخیر، با عبور از سیاست صبر استراتژیک و اجرای عملیات «وعده صادق ۳»، ضربه‌ای بی‌سابقه به رژیم صهیونیستی وارد کرد. این عملیات نه‌تنها ساختار نظامی تل‌آویو و واشنگتن را به چالش کشید، بلکه در سطح راهبردی، شکست سنگینی بر پیکره رژیم صهیونیستی وارد کرد. تحلیل‌گران این پیروزی را نماد پایان نظم قدیم و ظهور ایران به‌عنوان یک قدرت تمدن‌ساز منطقه‌ای می‌دانند. ایران با اتکا به رهبری مقتدر، انسجام ملی و توانمندی‌های موشکی و اطلاعاتی، توانست انتقام خون شهدا و مظلومان غزه، یمن، لبنان و کرانه باختری را بگیرد.
عصر پس از پیروزی؛
از فروپاشی گنبد آهنین تا وحدت ملی و آغاز تمدن نوین اسلامی
جمهوری اسلامی ایران با پیروزی در برابر رژیم صهیونیستی، وارد مرحله جدیدی از اقتدار راهبردی و تمدن‌سازی شد. آتش‌بس تحمیل‌شده به دشمن، نماد فروپاشی اسرائیل و زایش قدرت نوین ایران بود.
لشکرکشی به لس‌آنجلس؛
لس‌آنجلس در آتشِ سیاست‌های مهاجرتی ترامپ
اعتراضات گسترده در لس‌آنجلس در واکنش به عملیات مهاجرتی فدرال، با حضور نظامی گارد ملی و برخوردهای خشونت‌آمیز، تصویری اقتدارگرایانه از دولت ترامپ به نمایش گذاشته که حقوق مدنی و استقلال ایالت‌ها را تهدید کرده است.
تقابل ترامپ و ماسک؛
پیامدهای اختلاف ترامپ و ماسک بر آینده دولت آمریکا
اختلاف تند ترامپ و ایلان ماسک به بحرانی برای ساختار دولت، اعتماد عمومی و مناسبات دولت با بخش خصوصی تبدیل شده است. این جدال نشانه‌ای از فروپاشی ائتلاف‌های سنتی جمهوری‌خواهان با چهره‌های نوآور است.
جنگ روایت‌ها؛
هیاهوی موشکی رسانه‌های غرب علیه اقتدار دفاعی ایران
رسانه‌های غربی ادعاهای تازه‌ای درباره خرید مواد اولیه موشکی از چین مطرح کرده‌اند. هیاهوی اخیر رسانه‌های غربی بخشی از جنگ شناختی برای تضعیف اقتدار ایران و توجیه فشارهای سیاسی است. توان دفاعی ایران، متکی بر دانش بومی و مقاومت در برابر تحریم‌ها، نه‌تنها تهدیدی جهانی نیست، بلکه عاملی کلیدی برای ایجاد توازن قدرت در غرب آسیا محسوب می‌شود.
مذاکره یا بن بست؟
پیشنهاد کنسرسیوم هسته ای از سوی آمریکا
پیشنهاد تشکیل کنسرسیوم هسته‌ای در خلیج‌فارس می‌تواند راه‌حلی برای کاهش تنش‌های هسته‌ای ایران و آمریکا باشد، اما اختلافات عمیق بر سر غنی‌سازی، نظارت و مدیریت فناوری، این ابتکار را در معرض شکست قرار داده است. آینده این طرح به میزان انعطاف‌پذیری طرفین و عبور از بی‌اعتمادی تاریخی بستگی دارد.
پیشنهاد عجیب آمریکا؛
توقف غنی‌سازی در ازای به‌رسمیت شناختن حق ایران
در جریان مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا، واشنگتن پیشنهاد توقف غنی‌سازی را در ازای پذیرش حق غنی‌سازی ایران مطرح کرده است؛ پیشنهادی که از منظر حقوقی، سیاسی و اخلاقی با واکنش قاطع تهران مواجه شده و خلاف معاهده NPT تلقی می‌شود.
جنگ تحریمی در لباس دیپلماسی؛
مکانیسم ماشه؛ ابزار فشار، نه قانون بین‌الملل
پنج دور مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در عمان و رم، گرچه به لحاظ فنی پرجزئیات و حرفه‌ای توصیف شده‌اند، اما بر سر دو گره اصلی یعنی غنی‌سازی صفر و برنامه موشکی متوقف مانده‌اند. تهران بر حق غنی‌سازی تأکید دارد و واشنگتن، تحت فشار لابی اسرائیل، حاضر به عقب‌نشینی نیست. بازی شطرنج اسنپ‌بک و کارت خروج از NPT نیز مانورهای دیپلماتیک پرریسکی هستند که می‌توانند پیامدهای وخیمی برای عدم اشاعه هسته‌ای و ثبات منطقه‌ای داشته باشند. فعال‌سازی اسنپ‌بک توسط اروپا که اهرم قانونی آن را در اختیار دارد، می‌تواند به خروج ایران از NPT منجرشود. پنجره دیپلماتیک به سرعت در حال تنگ‌تر شدن است و با نزدیک شدن به ضرب‌الاجل اکتبر ۲۰۲۵، فشار برای دستیابی به نوعی توافق افزایش می‌یابد.
اسرائیل- آمریکا- ایران؛
سفر رئیس موساد به آمریکا و پالس معنادار به مذاکرات هسته‌ای ایران
رئیس موساد به تازگی برای گفتگو در مورد ایران و به طور خاص پرونده هسته ای این کشور، عازم واشینگتن شده است. گزارش های رسمی حاکی از این هستند که وی با مقام هابی ارشد آمریکایی نظیر جان راتکلیف رئیس سازمان سیا و دیر مقام های آمریکایی دیدار کرده است. رئیس موساد سعی دارد هرطور که شده ترامپ را از فاز مواضع دیپلماتیک و تهاجمی علیه ایران خارج سازد و به نوعی او را وادار به انجام اقدامات عملیاتی علیه تهران کند. صهیونیست ها در مدت اخیر در چندین نوبت تهدید کرده اند که آماده انجام خرابکاری و حتی اقدام نظامی علیه ایران هستند با این حال، آن ها خوب می‌دانند که بدون همراهی واشینگتن هیچ دستاورد خاصی نخواهند داشت.
جدایی ترامپ و ماسک؛
دلایل پایان همکاری جنجالی ترامپ و ایلان ماسک
در کمتر از یک سال، اتحاد سیاسی-تکنولوژیک ترامپ و ایلان ماسک به بن‌بست رسید. اختلافات شخصیتی، ناکامی‌های اقتصادی و حواشی شخصی، از مهم‌ترین دلایل جدایی این دو چهره پرنفوذ بودند.
گزارش جدید آژانس؛
بازی جدیدِ مدیرکل آژانس علیه ایران
آژانس بین‌المللی انرژی اتمی با انتشار گزارش جدیدی درباره غنی‌سازی ۶۰ درصدی ایران، بار دیگر نقش سیاسی خود را آشکار کرده است. تحلیل زمان‌بندی و محتوای گزارش، نشانه‌ای از فشارهای غربی برای تضعیف موضع ایران در مذاکرات هسته‌ای است.
پروژه جاه‌طلبانه ترامپ؛
ارزیایی گنبد طلایی آمریکا
۱. 🔵 زره نیم‌تریلیونی در برابر موشک‌های شرقی آمریکا با پروژه «گنبد طلایی»، به‌دنبال ایجاد سپری مطلق در برابر تهدیدات موشکی چین، روسیه، ایران و کره‌شمالی است؛ سامانه‌ای که فضا و زمین را برای رهگیری درهم‌می‌آمیزد. ۲. 🔵 فضاپایه، چندشرکتی و آینده‌محور ترامپ اجرای آن را به غول‌های فناور واگذار کرده؛ از SpaceX تا Palantir. ترکیب هوش مصنوعی، رادارهای سراسری و رهگیری در فاز تقویت، قلب این پدافند نوین است. ۳. 🔵 توازن‌گریز یا امنیت‌زدا؟ منتقدان می‌گویند چنین سپری نه‌تنها امنیت نمی‌آورد، بلکه رقابت تسلیحاتی را شعله‌ور می‌سازد و قواعد بازدارندگی را به هم می‌ریزد. ۴. 🔵 فرصت یا فریب تکنولوژیک؟ «گنبد طلایی» می‌تواند مزیت نظامی آمریکا را تثبیت کند یا همچون پروژه‌های شکست‌خورده پدافندی، بدل به افسانه‌ای پرهزینه و بی‌ثمر شود.
اهداف سفر نخست وزیر رژیم صهیونیستی به آمریکا
سفر شتابزده نتانیاهو به واشنگتن حاکی از تلاش نخست وزیر رژیم صهیونیستی برای نمایش اتحاد راهبردی آمریکا و اسرائیل در شرایط پساجنگ و شکنندگی دولت اوست و در عین حال به دنبال ایجاد هماهنگی و کسب حمایت ویژه ترامپ در پرونده های مختلف، از وضعیت آتش بس و نوار غزه گرفته تا روند عادی سازی و نیز تهدید جمهوری اسلامی ایران می باشد. اما مطابق معمول، هم نتانیاهو و هم ترامپ دچار اشتباه محاسباتی شده و گمان می کنند قادر به ایجاد نظم نوین منطقه ای بدون مقاومت هستند. لذا سفر نتانیاهو چیزی فراتر از یک مانور سیاسی و تبلیغاتی نبوده و دستاورد عملی قابل توجهی برای رژیم غاصب در بر نخواهد داشت.
برنامه تبعیض آمیز ترامپ برای اسرائیل و فلسطین
ترامپ از زمان اعلام مواضعش در قبال جنگ غزه این موضوع را به خوبی عیان ساخته که تصمیم دارد ضمن اعلام همسویی کامل با منافع دولت بنیامین نتانیاهو، تمام ابزارهای لازم را جهت پس زدن تمامی عناصر ضد اسرائیلی در منطقه به کار گیرد. در همین راستا، او ظرف مدت زمانی اندکی از آغاز به کار دولتش امتیازات مهمی را برای رژیم صهیونیستی قائل شده است. بر این اساس، منابع نزدیک به دولت ترامپ از اقدام وی برای از سرگیری روند ارسال بمب های دو هزار پوندی برای اسرائیل خبر داده اند که ارائه شان در دولت بایدن تحت تاثیر خرابی های مرگبار و خساراتی که می توانستند در نوار غزه به بار آورند، متوقف شد. از ابتدای آغاز آتش|‌بس در غزه ترامپ مدام بر برنامه خود جهت پاکسازی غزه تاکید کرده است و تاکنون چندین بار از مردم فلسطین خواسته تا جهت تحقق برنامه پاکسازی به کشورهای همسایه مانند مصر و اردن رفته و موقتا در این کشورها ساکن شود. ایده ای که جدا از مقاومت صریح ساکنان فلسطین با واکنش انتقادی مقامات دولت اردن و مصر مواجه شد و حتی جامعه جهانی نیز آن را پیشنهادی نشدنی و غیرممکن خوانده است. ترامپ در حالی ایده کوچ اجباری مردم فلسطین را مطرح می‌کند که منتقدان برجسته ای پیشنهادش را در این رابطه نقض آشکار حقوق بشر دانسته و راهی برای پاکسازی قومی در غزه عنوان می‌کنند.
گام جنجالی نخست ترامپ در دوره دوم ریاست‌جمهوری خود
قدم اول ترامپ به محض شروع فعالیتش به عنوان رئیس‌‌جمهور آمریکا، لغو و حذف بسیاری از سیاست های اجرایی مربوط به دولت بایدن به عنوان بدترین دولت آمریکا از نگاه وی بود. در همین راستا بیش از هفتاد مورد از دستورات اجرایی دولت بایدن به فاصله کوتاه چند ساعت از زمان پایان دوره ریاست جمهوری وی از سوی ترامپ لغو شد. بخش دیگری از فعالیت و اقدامات ترامپ در اولین روز ریاست جمهوری اش حول محور اقداماتی سریع برای تحقق وعده هایی بود که در جریان مبارزات انتخاباتی اش خطاب به هواداران خود بارها وعده آنها را مطرح کرده بود. صدور فرمان اجرایی برای محدود کردن شرایط زندگی مهاجران در آمریکا یکی از مهم ترین اقدامات پر حاشیه ترامپ بود که در روز نخست ریاست جمهوری وی متناسب با آنها فرمان های اجرایی عجیبی صادر شد.
سایه روشن مذاکرات هسته‌ای ایران در دوران ترامپ
یکی از مهم ترین مسائلی که می توان از طریق آن آینده مذاکرات هسته ای کشورمان با غرب را پیش بینی کرد، حول محور اقدام جدی دونالد ترامپ برای وارد کردن فشار حداکثری به ایران خواهد بود. این اقدام در شرایطی صورت می گیرد که رئیس جمهور جدید آمریکا به خوبی این موضوع را پذیرفته است که بیرون آمدن ناگهانی اش از برجام موجب شده است تا دیگر تمایلی از جانب مقامات سیاسی کشورمان برای از سر گیری مذاکرات هسته ای با این کشور وجود نداشته باشد. با این حال، به اعتقاد تیم ترامپ در چنین شرایطی اعمال فشار حداکثری می‌تواند بار دیگر مقامات کشورمان را بر سر میز مذاکره با آمریکا آورد. به طور کلی بعید به نظر می رسد ترامپ در دوره جدید حضورش در قدرت بتواند به موفقیت جدی در رابط با پرونده هسته ای ایران دست یابد. دلیل آن هم اصرارهای وی بر رویکردهای شکست خورده اش در رابطه با تهران است.
پایان یک پرونده جنجالی؛
پایان محکومیت تاریخی دونالد ترامپ
پرونده تاریخی دونالد ترامپ با صدور حکم جدید، عملاً بسته شده تلقی می‌گردد. ناکارآمدی سیستم قضایی ایالات متحده در برخورد با ترامپ در این پرونده کاملاً مشهود است. موضوعی که باعث شد تا تجمعات اعتراضی توسط بخشی از مردم به نحوه عملکرد سیستم دادرسی ایالات متحده در جلوی دادگاه نیویورک نیز برگزار گردد. از سوی دیگر ترامپ به عنوان اولین رئیس جمهور متهم و مجرم ایالات متحده شناخته می‌شود که قرار است تا تنها دو هفته دیگر سکاندار ریاست جمهوری شده و به عنوان شخص اول سیاست ایالات متحده اقدام به رتق و فتق امور کند. به نظر می‌رسد که دادگاه نیویورک و قاضی مرچان برای جلوگیری از وقوع هر گونه وضعیت پیش بینی نشده و پیچیده تصمیم گرفتند تا روند دادرسی را این چنین به پایان برسانند.
نقش بایدن در کاهش محبوبیت حزب دموکرات در آمریکا
بایدن حتی پس از پایان رقابت های ریاست جمهوری در آمریکا و شکست کاملا هریس در این رقابت ها هم متوجه این موضوع نشد که علت اصلی ناکامی هایش در پیشبرد اهداف و تحقق وعده‌های انتخاباتی اش به عنوان رئیس جمهور آمریکا و عامل مهم شکست سنگین حزبش در جریان رقابت های ریاست جمهوری ماه نوامبر کسی جز بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی نبوده است. بی توجهی بایدن به اعتراضات گسترده شهروندان آمریکا در ایالت های مختلف مبنی بر درخواست جهت توقف جنگ در غزه این ذهنیت را نیز در میان مردم آمریکا ایجاد کرد که عدم رسیدگی به مطالبات مردمی در آمریکا بخش مهم دیگری از مشخصه های دولت دموکرات بایدن را تشکیل می‌دهد.
سیاست جدید بایدن در قبال اوکراین
به نظر می‌رسد، سیاست های جدید دولت بایدن در قبال اوکراین طی هفته های اخیر نه بر پایه تلاش برای حفظ برقراری صلح در اوکراین پیش از پایان دوران ریاست جمهوری‌اش وی بلکه بر پایه تلاش برای تشدید تنش ها در این کشور و کنار آمدن از پشت میز کاخ سفید در شرایطی است که اداره جنگ اوکراین را در شدیدترین و بحرانی ترین حالت ممکن به ترامپ بسپارد. امری که شاید به اعتقاد دولت بایدن عاملی در ناکامی تحقق وعده‌های ترامپ در زمینه پایان دادن یک شبه به جنگ در اوکراین محسوب شود و می تواند راه را برای رقیب جمهوری‌خواهش در دوران ریاست جمهوری چهارساله‌اش سخت تر از هر زمان دیگری سازد.
نگاهی بر عدم محبوبیت کابینه ترامپ
اغلب کسانی که ترامپ آنها را به عنوان متحدان اصلی در دولت جدیدش معرفی کرده است، سابقه خدمات خاصی در عرصه سیاسی ندارند. افراد معرفی شده برای کابینه از سوی ترامپ، بیشتر از آنکه تعهد خود را به آمریکا نشان دهند، از تعهدات عمیق خود نسبت به دونالد ترامپ حمایت می کنند. وفاداری بی حد و اندازه گزینه های پیشنهادی نسبت به ترامپ در شرایطی که کنگره آمریکا نیز به نفع جمهوری خواهان است، می تواند راه را برای ظهور مجدد سیاست های غیرعاقلانه و نادرست ترامپ بار دیگر در دولت جدیدش هموار سازد. از طرفی انتخاب چنین افراد تندرویی در سمت های کلیدی دولت ترامپ می تواند، نوید دهنده سیاست های غیرصلح آمیز وی در دوران ریاست جمهوری اش باشد. موضوعی که کاملاً خلاف شعارهای انتخاباتی است که وی برای جلب آرای رای دهندگان آمریکایی مطرح می کرد و این امر می‌تواند خلاف خواسته حامیانش باشد.
رمزگشایی از موانع پیش روی سیاست خارجی دولت ترامپ
ترامپ در روزهای گذشته افرادی را به سِمت های مهم در دولت خود در حوزه های سیاست خارجی و امنیت ملی آمریکا و منصوب کرده که عیناً در نقطه مقابل شعارهای دور و دراز وی مبنی بر اراده اش جهت برقراری صلح و ثبات در جهان در دوره جدیدِ حضور او در قدرت هستند. آمریکای کنونی تا حد زیادی موقعیت خود در عرصه بین المللی را رو به افول و زوال می بیند. از این رو، این کشور جنجال افکنی در جهان را تلاشی برای احیای هژمونی بین المللی خودش ارزیابی می کند و به نوعی سعی دارد از وقوع واقعیت های تلخی که علیه آن و منافعش رخ خواهند داد، جلوگیری کند. حال در یکچنین شرایطی، ثبات و آرامش در جهان بیش از آنکه به نفع نظام حکمرانی در آمریکا باشد، عملاً به ضرر آن است و فردی نظیر ترامپ هم به خوبی این را می داند.
سرنوشت روابط آمریکا و اروپا پس از بازگشت ترامپ
پیروزی دوباره دونالد ترامپ در انتخابات و بازگشت او به کاخ سفید نگرانی‌های عمده‌ای برای اروپا به همراه دارد. از مهم‌ترین دغدغه‌ها می‌توان به احتمال کاهش یا توقف حمایت آمریکا از اوکراین، خروج از ناتو و افزایش تعرفه‌های گمرکی بر واردات اروپایی اشاره کرد. اروپا برای مقابله با این چالش‌ها، گزینه‌های مختلفی از جمله تقویت روابط با مشاوران ترامپ و رهبران راست‌گرای آمریکایی، تغییر سیاست‌ها و همکاری‌های اقتصادی-امنیتی را بررسی می‌کند. بازگشت ترامپ می‌تواند موجب کاهش وابستگی اروپا به آمریکا شود اما احتمال بروز اختلافات داخلی در اتحادیه اروپا نیز وجود دارد.
عناصر جنگ طلب در کابینه ترامپ
برخی انتصابات ترامپ مانند مارکو ربیو به نوان وزیر خارجه، مایک والتز به عنوان مشاور امنیت ملی، جان رتکلیف به عنوان رئیس سیا، هگزت به عنوان وزیر جنگ و الیزا استفانیک به عنوان نماینده جدید آمریکا در سازمان ملل این پیام را برای قدرت‌های تجدیدنظر طلب در نظام بین الملل مانند چین، روسیه و ایران دارد که احتمالاً واشینگتن سیاست تهاجمی‌تری در چهارسال آینده اتخاذ خواهد کرد. در این راستا باید گفت که جنگ غزه و لبنان و جنایات رژیم صهیونیستی با حمایت کشورهای غربی نشان داد که نظام لیبرال دموکراسی بیش از آنکه تصویر صلح گرایی داشته باشد، کسب منافع به هر روشی را پیگیری می‌کند. انتصاب تندترین افراد در کابینه آمریکا بیش از آنکه باعث نگرانی در محور مقاومت شود، می تواند آمریکا و رژیم صهیونیستی را به سراشیبی تند افول و نابودی نزدیک کند.
آنچه در مورد انتخابات 2024 آمریکا گفته نشد
«واقعیت این است که آمریکا بیش از آنکه یک دموکراسی باشد، پوششی به ظاهر زیبا را از دموکراسی برای خود ایجاد کرده و در حقیقت، نظام حکمرانی درآمریکا نظامی مبتنی بر منافع ثروتمندان و متنفدان است. افرادی که برای تامین منافع خود حاضر به قربانی کردن منافع مردم آمریکا هستند.»
نقش ترامپ در تغییر نگرش سیاسی طبقه کارگر آمریکا
ترامپ با طرح شعارهای پوپولیستی خود در جریان رقابت های ریاست جمهوری آمریکا به راحتی توانست زمینه تغییر نگرش طیف گسترده ای از رای دهندگان آمریکایی را فراهم کند که پیش از این سابقه طولانی در حمایت از دموکرات ها در جریان انتخابات ریاست جمهوری آمریکا داشتند. طبقه کارگر آمریکا یکی از مهم ترین طبقاتی بود که به راحتی تحت تاثیر شرایط نامطلوب اقتصادی خود، شعارهای انتخاباتی ترامپ را در این حوزه پذیرفتند و بر خلاف سال های قبل انتخابات ریاست جمهوری و ناامید از کارآمدی حزب دموکرات برای بهبود شرایط زندگی خود به وی رای دادند.
  • ۱
آخرین اخبار