«ترامپ به خوبی آگاه است که جایزه صلح نوبل، نه تنها اعتباری جهانی، بلکه ابزار تبلیغاتی قدرتمندی در انتخابات و مبارزات سیاسی داخلی آمریکا است. در شرایطی که ترامپ سعی دارد خود را به گفتمان غالب در عرصه سیاست داخلی آمریکا تبدیل کند، تلاش برای کسب جایزهای همچون صلح نوبل میتواند به عنوان برگ برندهای برای تقویت اعتبار سیاسیاش و جذب رأیدهندگان آمریکایی باشد.»
طنینسنتر؛ دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا در ماه های اخیر که از حضور مجددش در کاخ سفید می گذرد، تکاپوی گسترده ای را برای دریافت جایزه صلح نوبل از خود نشان داده است. در این راستا، او گاه و بیگاه در موضگیری های خود، بر این مساله تاکید می کند که از چندین جنگ جلوگیری یا به چندین جنگ در جهان خاتمه داده و درست به همین دلیل، شایسته دریافت جایزه صلح نوبل است. او حتی بعضا به صورت انتقادی گفته که برای برقراری صلح در جهان هر کاری می کند اما جایزه صلح را به دیگران می دهند!
این جنس موضع گیریهای ترامپ به قدری مکرر و عجیب بوده که حتی رسانههای آمریکایی نیز نسبت به آن واکنش نشان داده اند و تحلیل های مختلفی را در مورد آن مطرح می سازند. در جدیدترین نمونه، ترامپ از اراده خود برای پایان دادن به جنگ اوکراین و البته جنگ غزه صحبت کرده و بار دیگر به شیوه های ضمنی و صریح گفته که این موضوع در صورت تحقق می تواند وی را حقیقتا به فردی با قبلیت دریافت جایزه صلح نوبل تبدیل کند.
این در حالی است که منتقدان ترامپ معتقدند اقدامات وی در قالب هایی نظیر همدستی با رژیم اشغالگر قدس در تحمیل گرسنگی و نسل کشی به مردم غزه و یا حتی برخورد اقتدارگرایانه با مردم و جریان های سیاسی مختلف در آمریکا و تحریک جنگ تعرفه ای علیه جهان و البته تنش آفرینی در محیط بین المللی با هدف ادعاییِ ایجاد صلح آمریکایی در دنیا، همه و همه یک پیام را به ذهن مخابره می کنند و آن هم این است که ترامپ به هیچ وجه شایسته دریافت جایزه صلح نوبل نیست و حتی به خاطر رفتارهای خود باید مواخذه هم شود. با این همه، به طور خاص می توان چهار محرک اصلی را در زمینه عطش جدی ترامپ برای دریافت جایزه صلح نوبل شناسایی کرد.
اول اینکه ترامپ به شدت به خود و سیاستِ دستاوردسازی برای خودش علاقه دارد و همواره در تلاش است تا تصویر خود را به عنوان فردی موفق و تاثیرگذار در تاریخ جهان ثبت کند. عطش وی برای دریافت جوایز و افتخارات بینالمللی، مانند جایزه صلح نوبل، ریشه در این شخصیت خودمحور و خودشیفته دارد. ترامپ همواره تلاش کرده تا اعتبار خود را به جهانیان ثابت کند و در این راستا، جایزه صلح نوبل به عنوان نمادی از تایید جهانی بر دستاوردهایش میتواند برای او ارزش ویژهای داشته باشد. در نتیجه، این عطش در واقع تلاشی از سوی ترامپ برای تثبیت جایگاه خود به عنوان یک رهبر بزرگ در مقیاس جهانی است.
دوم اینکه ترامپ به خوبی آگاه است که جایزه صلح نوبل، نه تنها اعتباری جهانی بلکه ابزار تبلیغاتی قدرتمندی در انتخابات و مبارزات سیاسی داخلی آمریکا است. در شرایطی که ترامپ سعی دارد خود را به گفتمان غالب در عرصه سایست داخلی آمریکا تبدیل کند، تلاش برای کسب جایزهای همچون صلح نوبل میتواند به عنوان برگ برندهای برای تقویت اعتبار سیاسیاش و جذب رأیدهندگان آمریکایی ارزیابی شود. درست به همین دلیل، ترامپ با تاکید بر اینکه محق دریافت جایزه صلح نوبل است سعی دارد شرایطی را فراهم کند تا در قالب آن بتواند جای پای خود در قالب معادلات سیاسی کشورش و حمله به جریان های رقیب را محکم کند.
سوم اینکه ترامپ درک خاصی از دیپلماسی و صلح دارد که عمدتاً متکی بر منافع کوتاهمدت و بدهبستانهای اقتصادی است. برای او، دریافت جایزه صلح نوبل ممکن است به معنی پیروزی در یک "معامله بزرگ" باشد، بدون آنکه اهمیت عمیق و پایدار صلح و عدالت اجتماعی را درک کند. این رویکرد نشاندهنده تفاوت نگاه او با سایر رهبران جهانی است که برای دستیابی به صلح، تلاشهای مستمر و دیپلماسی پیچیده را مد نظر دارند. برای ترامپ، به نظر میرسد که جایزه صلح نوبل بیشتر یک ابزار برای تایید قدرت و رهبری است تا اینکه اقدامی حقیقی برای تحقق صلح پایدار باشد.
و در نهایت چهارم اینکه یکی از ویژگیهای ترامپ در دوران ریاستجمهوریاش، تمرکز شدید بر کسب دستاوردهای اقتصادی و سیاست خارجی است. او همواره سعی داشته تا به عنوان یک «مصلح» یا «سیاستمدار اصلاحگر» شناخته شود. در این چهارچوب، ترامپ عمیقا تحت تاثیر رویکرد محوری خود در حوزه سیاستورزی یعنی بازیهای تبلیغاتی و نمایش است.
در حقیقت، وی سعی داشته و دارد حتی کوچکترین اقدامات خود را بزرگ جلوه دهد و از این رهگذر برای خودش دستاوردسازی داشته باشد. برای فردی نظیر ترامپ که به قول لولا داسیلوا رئیس جمهور برزیل بیش از آنکه رئیس جمهور باشد یک اینفلوئنسر فضای مجازی است، کسب جایزه صلح نوبل به معنای مقدمه ای برای تشدید تحرکات تبلیغاتی و نمایشی او با هدف کسب دستاوردهای خاص در دیگر حوزه ها است.