۱۲:۴۵
۱۴۰۳/۱۱/۰۴

ترامپ و کانال پاناما

هشت آبراه استراتژیک در دنیا وجود دارد که هر کشوری تسلط بیشتری بر این زنجیره آبراهه داشته باشد دست پرتوانی در قدرت جهانی خواهد داشت. به ترتیب تنگه هرمز، کانال سوئز، تنگه جبل الطارق، تنگه بسفر، تنگه مالاکا، تنگه دریک، کانال پاناما و تنگه دوور، به عنوان حلقه های این زنجیره دست برتر برای قدرت‌های جهانی خواهند بود. یکی از ابزارهای قدرت چین همین تنگه مالاکا است ؛جایی که اقتصاد کشورهای جنوب شرق آسیا به شدت وابسته به آن است و ترامپ با تحریک تایوان و کره شمالی در پی کاهش امنیت در این حوزه است .در دوره جدید ایالات متحده ترامپ نمی‌خواهد دستش از این زنجیره کوتاه بماند و برای این منظور در منطقه غرب آسیا پیمان آبراهام (Abraham accords)و دالان آیمک (IMEC) را به عنوان مهار در دستور کار قرار داده و چنگ زدن به کانال پاناما ،متصل کننده اقیانوس آرام و اطلس، مسیر کشتیرانی میان شرق و غرب آمریکا را تسهیل، و زمان حمل و نقل کالا به طرز آشکاری کاهش می‌یابد؛ را هدف راه خود قرار داده است
نویسنده :
حامد حق پناه کارشناس مسائل بین الملل
کد خبر:
۲۴۰۱

اهمیت دریانوردی در عصر حاضر بر هیچ یک از قدرت‌های جهانی پوشیده نیست. آلفرد ماهان نظریه پرداز آمریکایی یکی از موثرترین نظریه پردازان قدرت دریایی بیان می‌کند که از لحاظ جغرافیا، هرچه کشور دسترسی بیشتری به سواحل طولانی و آب‌های آزاد داشته باشد موقعیت بهتری برای اعمال نفوذ در دریاها دارد. عامل دیگر ارتباط این قدرت دریایی با قدرت اقتصادی است. به این معنی که پیوستگی این دو عامل، موجب کنترل تجارت جهانی و در نتیجه افزایش ثروت و قدرت اقتصادی یک کشور است. ماهان می‌گوید نیروی دریایی قوی از تجارت دریایی کشور محافظت می‌کند و از منافع آن در خارج از مرزها دفاع می‌نماید. هرچند بعضی از منتقدان، نظرات ماهان را محدود به عصر خودش در در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم می‌دانند اما واقعیات و مشاهدات میدانی عصر حاضر مهر تاییدی بر نظریات ماهان است. هشت آبراه استراتژیک در دنیا وجود دارد که هر کشوری تسلط بیشتری بر این زنجیره آبراهه داشته باشد دست پرتوانی در قدرت جهانی خواهد داشت. به ترتیب تنگه هرمز، کانال سوئز، تنگه جبل الطارق، تنگه بسفر، تنگه مالاکا، تنگه دریک، کانال پاناما و تنگه دوور، به عنوان حلقه های این زنجیره دست برتر برای قدرت‌های جهانی خواهند بود. به طور مثال ایران پس از انقلاب، درصدد دریانوردی جهانی و تسلط بر اقیانوس‌ها بوده است. رهبر معظم انقلاب در سخنرانی میدان صبحگاه ناوگان منطقه یکم دریایی ارتش در سال ۱۳۶۹ می‌فرمایند:«اگر به اوضاع نظامی و به جغرافیای منطقه نگاهی بیندازیم، خیلی زود می‌توانیم تشخیص دهیم که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران باید توان دریایی خود را ارتقا دهد». انصارالله یمن توانست با شاهکار خود یکی از استراتژیک‌ ترین آبراه‌های دنیا را در کنترل سطح بالایی قرار دهد تا حدی که چندین ابرقدرت دنیا در مبارزه با او سر تسلیم را فرود آورده و نتوانستند از اشراف آن بکاهند .اکنون جمهوری اسلامی ایران و هم پیمانانش چنگ بر دو قطعه میانی(تنگه هرمز و تنگه جبل الطارق )این زنجیره هشتگانه دارند. یکی از ابزارهای قدرت چین همین تنگه مالاکا است؛جایی که اقتصاد کشورهای جنوب شرق آسیا به شدت وابسته به آن است و ترامپ با تحریک تایوان و کره شمالی در پی کاهش امنیت در این حوزه است .در دوره جدید ایالات متحده ترامپ نمی‌خواهد دستش از این زنجیره کوتاه بماند و برای این منظور در منطقه غرب آسیا پیمان آبراهام (Abraham accords) و دالان آیمک (IMEC) را به عنوان مهار در دستور کار قرار داده و چنگ زدن به کانال پاناما، متصل کننده اقیانوس آرام و اطلس، مسیر کشتیرانی میان شرق و غرب آمریکا را تسهیل، و زمان حمل و نقل کالا به طرز آشکاری کاهش می‌یابد؛ را هدف راه خود قرار داده است. لذا پر واضح است که ترامپ که در مراسم سوگند خود سخن از آمریکای جدید می‌زند؛ در رقابت اقتصادی و امنیتی هیچگاه از اهمیت سیطره بر آبراه‌ها و دالان‌ها غفلت نخواهد کرد.

گزارش خطا
captcha
آخرین اخبار
وقتی پیوندها از تعداد متحدان مهم‌تر می‌شوند
سه مثلث قدرت منطقه‌ای در خاورمیانه؛ آرایش جدید صف‌بندی‌ها
تداوم تنشِ ایران و آمریکا
رمزگشایی از پالسِ معنادار تهران
توافقی با ابعاد فراتر از همکاری دفاعی
توافق‌نامه مکه نماد تغییر توازن قدرت در منطقه غرب آسیا
بازتعریف قدرت در عصر جنگ‌های چندجبهه‌ای
از زرادخانه تا کارخانه؛ معیار جدید قدرت نظامی
نگاهی به پیمان تشریفاتی مکه؛
توافقی موقتی در بحبوحه جنگ
معادله پیش‌بینی نشده واشنگتن
جنگی که هزینه‌اش به صاحبان جنگ برگشته است
آنچه رئیس جمهور آمریکا نمی‌تواند پنهان کند؛
تناقض معنادار ترامپیست‌ها در مورد جنگِ ایران
سلاحی برای هژمونی یا محور چالش‌های جدید؟
سرمایه‌داری جهانی و نفت
تحلیل راهبردی از اهداف سفر نتانیاهو به واشینگتن
نتانیاهو و نمایشِ سیاستی کلیشه ای علیه ایران