- مقاومت و پیروزی در مسیر پرپیچوخم انقلاب اسلامی
- گذار از بازدارندگی منفعل به بازدارندگی تهاجمی
- تعادل استراتژی ایران و آمریکا
- کالبدشکافی سهگانه «مذاکره، خلع سلاح، انهدام»
- دگرگونی ژئوپلیتیک خاورمیانه و افول هژمونی ایالات متحده
- علت پذیرش عراقچی و لاریجانی مسیر پیشنهادی کشورهای منطقه (ترکیه و روسیه)
- ردپای ترامپ در پرونده اپستین چیست؟
- وقتی تصمیمگیری برای واشنگتن پرهزینه میشود
- دکترین بازدارندگی نوین جمهوری اسلامی ایران
- واکاوی لشکرکشی آمریکا و سناریوهای پیشرو
- نشانهای از گسست در نظم لیبرال تحت فشار هژمونی آمریکا
- بررسی آخرین تحرکات آمریکا و رژیم صهیونی در منطقه
- نوسان میان مقاومت و انعطاف
- تحرکات آمریکا در منطقه
- شورای صلح غزه
از غزه تا دوحه، جغرافیای مقاومت بیمرز است
حمله تروریستی رژیم صهیونیستی به دوحه، بیش از آنکه یک عملیات اطلاعاتی و نظامی باشد، یک بیانیه راهبردی از سوی دشمن بود که نشان میدهد میدان نبرد وارد مرحلهای نوین و بیمرز شده است. این رویداد، یک نقطه عطف در معماری جنگ است که ثابت میکند دشمن در استیصال کامل، به دنبال حذف تمایز میان «خط مقدم» در غزه و لبنان و «عُمق راهبردی» مقاومت در سراسر منطقه است. این اقدام، اعتراف صریح دشمن به شکست در میدانهای رویارویی مستقیم و پناه بردن به جنگ سایهها و ترور بزدلانه در پایتختهای جهان اسلام است.
آنچه در این عملیات بیش از هر چیز خودنمایی کرد، تقابل آشکار «فناوری مادی» دشمن با «امداد غیبی» الهی بود. دشمن با تکیه بر سیگنالهای تلفن همراه و محاسبات دقیق اطلاعاتی، به دنبال یک ضربه مهلک و تعیینکننده بود؛ اما تقدیر الهی بر آن شد که رهبران مقاومت درست در لحظه حمله، برای اقامه نماز جماعت، از محل مورد نظر فاصله بگیرند. این رویداد معجزهآسا، یک درس بزرگ برای جبهه مقاومت است: در این نبرد، اتکای نهایی ما نه به پروتکلهای حفاظتی، که به نصرت و حمایت پروردگار است. شکست طرح پیچیده دشمن در برابر یک فریضه الهی، نشان داد که در محاسبات این میدان، متغیری به نام «ایمان» وجود دارد که در هیچیک از سامانههای اطلاعاتی دشمن قابل رصد و پیشبینی نیست.
این حمله، یک دکترین امنیتی جدید را برای تمام مجاهدان محور مقاومت دیکته میکند: مفهوم «طهارت میدان». از این پس، «عُمق راهبردی» صرفاً یک مکان امن برای استراحت و برنامهریزی نیست، بلکه خود به یک جبهه فعال در جنگ اطلاعاتی و امنیتی تبدیل شده است. هرگونه غفلت، هرگونه سهلانگاری در رعایت اصول حفاظتی و هرگونه وابستگی به ابزارهای فناوری غیر ایمن، به منزله باز گذاشتن یک رخنه برای نفوذ دشمن است. «طهارت میدان» یعنی پاکسازی محیطهای فرماندهی و راهبری مقاومت از هرگونه آلودگی اطلاعاتی و امنیتی که میتواند بهانهای برای ضربه زدن دشمن فراهم آورد.
در نهایت، این اقدام مذبوحانه، نه نشانه قدرت، که گواه ضعف و زبونی دشمن است. رژیمی که نمیتواند در میدان نبرد غزه و در مرزهای لبنان به اهداف خود دست یابد، مجبور میشود صدها کیلومتر دورتر، به عملیاتهای تروریستی کور روی آورد. این حمله، مقاومت را ضعیفتر نکرد، بلکه آن را هوشیارتر، مصممتر و آبدیدهتر ساخت. دشمن با این کار، ناخواسته به تمام اجزای محور مقاومت آموخت که در این نبرد مقدس، هیچ نقطهای از جغرافیا امن نیست مگر در سایه بصیرت، توکل و رعایت دقیقترین اصول امنیتی. خون شهدای دوحه، آبیاری کننده درخت تنومند مقاومتی است که اکنون ریشههایش از مدیترانه تا دریای سرخ گسترده شده و شاخههایش به زودی قلب تلآویو را خواهد لرزاند.