۱۴:۱۰
۱۴۰۴/۰۹/۰۲
1404/09/02

رصد داخلی

هیئت تحریریه سایت طنین
نویسنده :
هیئت تحریریه سایت طنین
کد خبر:
۳۴۸۳

چشم‌بند گروسی را محکم‌تر کنید

روزنامه فرهیختگان نوشت: طی روز‌های اخیرشورای حکام آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، قطعنامه پیشنهادی آمریکا و تروئیکای اروپایی علیه ایران را به تصویب رساند. این قطعنامه که بر پایه گزارش رافائل گروسی، مدیرکل آژانس تنظیم شده بود، نخستین قطعنامه رسمی پس از جنگ ۱۲ روزه است. متن این قطعنامه نشان می‌دهد که طرف غربی تلاش دارد با بی‌توجه از کنار ماجرای جنگ ۱۲ روزه گذشته و این واقعیت را نادیده بگیرد که وضعیت فعلی نتیجه به شهادت رساندن بیش از هزار ایرانی و هدف قرار دادن تاسیسات هسته‌ای مشروعی است که تحت بازرسی آژانس قرار داشتند. مطالبات طرف غربی نشان می‌دهد سیاست ابهام هسته‌ای اتخاذشده توسط ایران تاکنون مؤثر واقع شده و باید رویکرد قاطع ایران تداوم یابد تا طرف غربی ناچار شود پرونده هسته‌ای ایران را به رسمیت شناخته و در مورد نحوه پرداخت هزینه‌های اشتباه خود به گفت‌و‌گو بنشیند.

ماجرای استعفای عارف

روزنامه خراسان نوشت: یکی از چهره‌هایی که نامش در هفته‌های اخیر و در رابطه با تنش‌های درونی دولت برجسته شده، جعفر قائم‌پناه است؛ فردی که برای افکار عمومی چندان شناخته‌شده نیست، اما در ساختار دولت چهاردهم با عنوان معاون اجرایی رئیس‌جمهور نقش‌آفرینی می‌کند. مطابق برخی اطلاعات منتشرشده حضور پررنگ او در نفوذ پشت‌صحنه و توان اثرگذاری بر چینش نیرو‌های دولت است که با استفاده از رابطه قدیمی‌اش با پزشکیان از دوره وزارت بهداشت، نقش مشاوری در سایه یافته و حتی مانع ورود برخی چهره‌ها به دولت شده است. در این شرایط، طبیعی است که معاون اول (محمدرضا عارف) به‌عنوان شخصیت دارای سابقه و تجربه اجرایی، احساس کند بخشی از اختیاراتش نادیده گرفته می‌شود یا تصمیمات کلیدی بدون هماهنگی با او اتخاذ می‌شود. وقتی چنین احساساتی در سطح معاون اول شکل می‌گیرد، طرح استعفا خود به یک پیام سیاسی مهم تبدیل می‌شود، هشدار نسبت به برهم‌خوردن تعادل در هسته دولت و انباشت نارضایتی در سطحی که نباید نادیده گرفته شود. افزایش شایعات، سکوت‌های پی‌درپی و تکذیب‌های پراکنده، علاوه بر آثار داخلی، ضربه مستقیمی بر اعتماد عمومی وارد می‌کند.

نسخه‌ای مشقی برای دیپلماسی ایرانی

تاریخ بسیار است از آدم‌هایی که مصداق ضرب‌المثلی معروف‌اند: «آنقدر عقب عقب رفت تا از آن طرف بام افتاد.» یکی از مصادیق امروزه این ضرب‌المثل معروف نیز بهزاد نبوی است. اصلاح‌طلبی که او را «چریک پیر» نامیده‌اند. کسی که یک روز فعالیت‌های انقلابی فراوانی داشت، اما امروزه به اذعان خود، مخالف هرگونه انقلابی است. او گفته است: «از منظر راهبردی می‌توان با یک قدرت مستکبر نیز مذاکره کرد و به تفاهم رسید.» حال آنکه وی نه «استکبار» را می‌شناسد و نه مذاکره می‌فهمد؛ که اگر می‌فهمید، سرنوشت ماجرای «بیانیه‌های الجزایر» آنگونه نبود. نبوی که فراخوان مذاکره و تفاهم با آمریکا را می‌دهد، گویی فراموش کرده است که روزی خود مسئول مذاکره با آنها بوده و عدم پایبندی آمریکایی‌ها را هم دیده است. وی در جریان مذاکره برای آزادسازی گروگان‌های آمریکایی با میانجیگری الجزایری‌ها به تفاهمی معروف به «بیانیه‌های الجزایر» رسید که اکنون خود سندی دیگر بر غیرقابل اعتماد بودن آمریکایی‌هاست. اظهارات بهزاد نبوی نشان می‌دهد که وی آنچنان به دول خارجی خوش‌بین و به ایران بدبین است که شاید حتی بعید به نظر برسد که او واقعا آمریکا را مستکبر بداند/ خبرگزاری دانشجو

مدیران «نمی‌شود» را می‌شود برکنار کرد

روزنامه جوان نوشت: رئیس محترم قوه مجریه در سفر اخیر به استان قزوین در جلسه‌ای با محوریت توسعه عدالت آموزشی گفته‌اند: «با مدیری که برای انجام کار‌ها می‌گوید «نمی‌شود» نباید کار کرد!» این نگاه باید هشداری به مدیرانی باشد که تقریباً «نمی‌شود» و «نمی‌گذارند» لقلقه زبان‌شان است، اما آیا از این دولت می‌توان انتظار داشت بستر چنین هشداری را ایجاد کند؟ یعنی روی حرفش بایستد و نسخه مدیران «نمی‌شود» را بپیچد، چه آنکه مدیریت ناکارآمد هزینه‌ای مستقیم بر زندگی مردم تحمیل می‌کند و وقتی مدیران بر مبنای تفکر «نمی‌شود» عمل کنند، این هزینه‌ها به شکل کاهش رفاه، فرصت‌های شغلی کمتر و کند شدن رشد اقتصادی ظاهر می‌شود. دولت کنونی فرصت دارد با استفاده از شاخص‌های عملکردی، مدیران «نمی‌شود» را شناسایی و نسخه‌های اصلاحی یا جایگزین آنها را اجرا کند. این کار حتماً به بهبود شرایط اقتصادی کمک می‌کند.

متهمان عقبگرد دهه ۹۰ نسخه توسعه پیچیدند!

روزنامه کیهان نوشت: درمراسم رونمایی از کتاب خاطرات اسحاق جهانگیری، معاون اول دولت‌های یازدهم و دوازدهم، جهانگیری گفت: «شرایط مردم دشوار است و وضعیت نه جنگ و نه صلح برای اقتصاد کشور از جنگ هم بدتر است. عبور از این شرایط نیازمند اصلاحات اقتصادی فوری و جدی است که قابل تعویق و چشم‌پوشی نیست». بیژن زنگنه، به عنوان وزیر نفت دولت روحانی گفت: «دولت آقای خاتمی نشانه خردورزی جمعی برای توسعه بود.» محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه دولت روحانی گفت: «مردم بزرگ‌ترین سرمایه کشور هستند و همیشه باید قطب‌نمای مدیران و تصمیم‌گیرندگان باشند. ایران بسیار قدرتمند است، اما متأسفانه از این سرمایه بزرگ در گذشته استفاده نشده است.» ظریف همچنین جهانگیری را وزنه‌ای برای اعتدال دولت در کنار رئیس‌جمهور معرفی کرد! ظریف و زنگنه پیش از هر نسخه‌پیچی، باید پاسخگوی کوتاهی‌های خود در ماجرای برجام و کرسنت باشند، چرا که به واسطه همین اقدامات، فرصت‌های طلایی سیاست خارجی و اقتصاد کشور به هدر رفت.

نگاه منفی هاشمی‌طبا به مدیران

روزنامه آرمان ملی نوشت: مصطفی هاشمی‌طبا، معاون رئیس‌جمهور در دولت اصلاحات گفت: «مدیران جامعه اعتماد به نفس کافی برای تصمیم‌گیری بزرگ را از دست داده‌اند و خود را کوچک‌تر از آن می‌دانند که تصمیمات بزرگ بگیرند. آقای قالیباف بار‌ها از تریبون‌های مختلف گفته‌اند ما باید تصمیمات مهم و اساسی بگیریم. این در حالی است که ما هنوز هیچ تصمیم بزرگی از سوی ایشان و مجلس و دولت ندیده‌ایم. تنها در پشت تریبون‌ها صحبت از تصمیم‌گیری مهم می‌شود، اما در واقعیت خبری از تصمیم‌گیری بزرگ نیست. یکی از دلایلی که مدیران نمی‌توانند تصمیمات بزرگ بگیرند، عدم اعتماد به نفس کافی است. شرایط مدیران جامعه مانند ورزشکارانی است که خود را قبل از مسابقه بازنده می‌دانند و به همین دلیل تلاشی برای پیروزی نمی‌کنند. وضعیت مدیران ما در سال‌های ابتدایی انقلاب و تا دهه ۷۰ به این صورت نبود و مدیران با اعتماد به نفس تصمیم‌گیری و اقدام می‌کردند.»

دولت وفاق باید کاری کند!

روزنامه شرق نوشت: دولت وفاق این نکته را عیان کرد که وفاق در کشور مستلزم چهره‌ای مقتدر است. چهره‌ای کاریزماتیک با سابقه طولانی در پست‌های مدیریتی. چهره‌ای که جای خالی آن در کشور محسوس است. در غیاب و نبود این چهره‌ها استراتژی ایجاد دولت وفاق چندان عملی به نظر نمی‌رسد. شواهد امر هم این را نشان می‌دهد، دولت پزشکیان باید هرچه زودتر برای ایجاد همبستگی و هم‌صدایی قدم‌های اساسی بردارد. آنچه این دولت با آن روبه‌رو است، شیوه‌ای نشئت‌گرفته از هرَم بالای دولت است که کسی هیچ مسئولیتی را بر عهده نمی‌گیرد. برای همین، کسی هم پاسخ‌گو نیست و این استراتژی وزرا و مدیران میانی دولت است. گویی همه به انتظار معجزه‌ای نشسته‌اند تا بدون مسئولیت آنان، گره کار‌ها گشوده شود. از این‌رو است که دولت همواره در تعلیق است. خوش‌اقبالی این دولت در این است که مردم نیز در تعلیق به سر می‌برند. بر مردم رواست که این‌گونه باشند؛ اما برای دستگاه اجرائی کشور این وضعیت نه‌تنها پذیرفتنی نیست، بلکه بهت‌آور است.

گزارش خطا