۱۹:۴۰
۱۴۰۴/۰۹/۰۳
طرح «منطقه اقتصادی ترامپ» در جنوب لبنان؛

یک پروژه توسعه‌ای یا تغییر جمعیتی؟

یک پروژه توسعه‌ای یا تغییر جمعیتی؟
طرح موسوم به «منطقه اقتصادی ترامپ» یا T-Zone جنوب لبنان را در قالب منطقه‌ای ۳ تا ۵ کیلومتری شامل ده‌ها روستای مرزی هدف می‌گیرد و آن را به نام توسعه اقتصادی، به یک واقعیت امنیتی–سیاسی جدید پیوند می‌زند.مقامات و افکار عمومی لبنان این طرح را تهدیدی علیه حاکمیت، ترکیب جمعیتی و نقش دولت دانسته و آن را پوششی برای ایجاد منطقه حائل و تغییرات میدانی اسرائیل می‌بینند.با وجود نبود شواهد از اجرای عملی، ناظران معتقدند هدف اصلی پروژه، تثبیت نفوذ آمریکا و اسرائیل و کاهش قدرت مقاومت است؛ طرحی که لبنان آن را قاطعانه رد می‌کند.
نویسنده :
محمدجواد لطفی
کد خبر:
۳۴۸۵

ایده و طرح «منطقه اقتصادی ترامپ» (یا به اختصار T-Zone) پس از آنکه در ماه‌های اخیر مورد بحث قرار گرفته و در ابتدا تنها به عنوان یک پیشنهاد اولیه ارائه شده بود، دوباره به شدت در محافل لبنانی مطرح شده است.

با تسریع در جهت آغاز مذاکرات امنیتی و دیپلماتیک بین بیروت، واشنگتن و تل‌آویو، این ایده دیگر فقط یک تیتر رسانه‌ای نیست، بلکه یک پروژه استراتژیک جدی با پیامدهای عمده سیاسی، اقتصادی و امنیتی است که به نوبه خود نگرانی‌های عمیقی را در لبنان در مورد حاکمیت و آینده جنوب ایجاد می‌کند.

این پروژه ده‌ها روستای مرزی از جمله خیام، کفرکلا، مرکبا، عدیسه، عیتا الشعب، حوله، طیر حرفا، میس الجبل، بلیده، عیطارون، یارون، ظهیره، ناقوره، یارون و مروهین را در منطقه‌ای که شاهد تلاش‌های موازی «اسرائیل» برای تحمیل واقعیت میدانی جدید از طریق ایجاد منطقه حائل و دیوار بتنی، قطع ارتباط بخش‌هایی از برخی روستاها و تغییر ویژگی‌های خط آبی است، پوشش می‌دهد.

اگرچه این پروژه هنوز توسط برخی به عنوان یک «پیشنهاد» ناقص در نظر گرفته می‌شود، منابع سیاسی لبنانی معتقدند، رئیس جمهور آمریکا، قصد دارد آن را به واقعیت تبدیل کند، اما بدون عجله، و آن را به عنوان یک گزینه بلندمدت در نظر می‌گیرد. این امر این سؤال را مطرح می‌کند: آیا با توجه به مخالفت عمومی و رسمی لبنانی‌ها با آن، به ویژه اگر منجر به مصادره زمین‌ها و آوارگی کل روستاهای مرزی شود، آیا این پروژه می‌تواند محقق شود؟

اطلاعات نشان می‌دهد که این پیشنهاد شامل ۲۰ تا ۲۷ روستای مرزی است که از رأس الناقوره تا علماء الشعب امتداد دارد و از رمیش، یارون، مارون الراس، بلیده، میس الجبل، حوله، عدیسه، کفرکلا عبور کرده و به شبعا می‌رسد و عمق آن بین ۳ تا ۵ کیلومتر است.

این پیشنهاد در ماه اوت گذشته توسط یک هیئت آمریکایی شامل تام باراک، مورگان اورتگاس و سناتور لیندسی گراهام، به عنوان سنگ بنای «ایجاد ثبات و پیوند اقتصاد با امنیت»، بدون هیچ مذاکره قبلی ارائه شد. با این حال، ناظران لبنانی این را صرفاً پوششی برای ایجاد یک "منطقه حائل امنیتی" با هدف "تغییر جمعیتی" و "هویت زدایی طایفه ای"در نوار مرزی می‌دانند، که سیاست زمین سوخته دنبال شده توسط اشغالگران صهیون در روستاهای مجاور مرز را برای جلوگیری از بازگشت ساکنان توضیح می‌دهد.

منابع سیاسی لبنانی فاش می‌کنند که تل‌آویو رویای الحاق شهرهای لبنان از جمله العدیسه، کفرکلا، حوله، مرکبا و عین الشعب را با تحمیل یک عمل انجام‌شده در عمل، در روندهای آینده در سر می‌پروراند. این یکی از موضوعات اصلی خواهد بود که سفیر جدید آمریکا در بیروت، میشل عیسی، با مقامات لبنانی در مورد آن بحث خواهد کرد، در چارچوب پرونده‌های ترسیم مرزها، سلاح و کاهش تنش مرزی.

پیشنهاد آمریکا شامل ایجاد پروژه‌های زیرساختی، صنایع سبک و برنامه‌های کشاورزی با مشارکت مالی کشورهای خلیج فارس از سوی عربستان سعودی و قطر است تا فرصت‌های شغلی برای ساکنان منطقه ایجاد شود، که به معنای ادغام امنیت با اقتصاد برای ایجاد یک واقعیت جدید در مرز است. مقامات لبنانی این پیشنهاد را جدی نمی‌گیرند، زیرا هیچ اطلاع رسمی در مورد وجود یک پروژه منطقه حائل یا اقتصادی در داخل خاک لبنان دریافت نکرده‌اند.

علاوه بر این، موضع اولیه لبنان، رد این موضوع است، که دلیل اصلی آن اعتراض به تعیین «منطقه اقتصادی ترامپ» و هرگونه حضور امنیتی خارجی یا برج‌های دیده‌بانی خارج از کنترل ارتش لبنان است، زیرا این امر نقض مستقیم حاکمیت و به حاشیه راندن نقش دولت محسوب می‌شود. لبنان همچنین آوارگی روستاییان را رد می‌کند و تأکید دارد که هیچ میزان غرامت مالی نمی‌تواند ارتباط مردم را با سرزمین و هویتشان قطع کند.

اما آیا اجرای واقعی این پیشنهاد آغاز شده است؟ منابع سیاسی پاسخ می‌دهند که تاکنون هیچ مدرک قطعی مبنی بر شروع اجرای واقعی آن وجود ندارد، اما عدم عقب‌نشینی رژیم صهیونی از پنج تپه استراتژیک و تلاش‌های آن برای تغییر "خط آبی" در زمین، برخی از سرزمین‌ها را خارج از اختیار دولت لبنان قرار می‌دهد و نقش نهادهای رسمی را تضعیف می‌کند، مگر اینکه آنها به ضرورت عقب‌نشینی از سرزمین‌های اشغالی، آزادی زندانیان لبنانی و تعیین مرزهای نهایی پایبند باشند.

این منابع نتیجه می‌گیرند که این پروژه توسط ایالات متحده به عنوان یک فرصت اقتصادی برای جبران خسارت آسیب‌دیدگان از جنگ، از طریق سرمایه‌گذاری‌های خلیج فارس و با پیوند دادن ثبات مالی به کاهش تنش ارائه می‌شود. با این حال، پیشینه واقعی آن استراتژیک است و با هدف تثبیت نفوذ غرب، کاهش قدرت حزب‌الله و جایگزینی کنترل دولتی با «حکومت توسعه‌ای» انجام می‌شود.

با وجود اینکه این طرح در مرحله پیشنهاد و مذاکره باقی مانده و هنوز اجرا نشده است، هم دولت لبنان و هم مردم هر گامی را که حاکمیت آن را نقض کند یا ترکیب جمعیتی جنوب را تغییر دهد، رد می‌کنند. مسئله محوری این است که مقاومت منطقه، با تدبیر و مقاومت مدبرانه و فعال طرح های دشمن را در نطفه خفه خواهد کرد و اجازه تعبیر رویای ترامپ- نتانیاهو در خصوص توسعه طلبی در محیط جغرافیای مقاومت نخواهند داد.

گزارش خطا