- بسیج فرهنگ ناب و کامل از ثمرات انقلاب اسلامی
- لفاظیهای تفرقهافکنانه عناصر همسو امریکایی- سعودی در لبنان
- از تثبیت پیروزی و رد مذاکره تا تقویت بسیج و وحدت ملی
- نظم اروپا به بهای قربانی کردن اوکراین
- رمزگشایی از 2 شوک بزرگ به ترامپیستها
- ترور های رژیم صهیونیستی درلبنان وغزه
- یک پروژه توسعهای یا تغییر جمعیتی؟
- سوختن کرانه باختری در سایه سکوت عربی و جنایت صهیونی
- افسانه ایجاد «خاورمیانه جدید» و قمار تشکیل «اسرائیل بزرگ»
- بازی استراتژیک چین در قفقاز جنوبی
- نگاهی بر انتخابات پارلمانی عراق با تأکید بر شکست پروژه های دشمن
- واکاوی پیامهای اعتراف تاریخی ترامپ در مورد جنگ 12 روزه
- تلاش آمریکا برای بازسازی قدرت نرم از مسیر آسیای مرکزی
- از تحریم ناکام تا بازآرایی قدرت شیعیان در انتخابات پارلمانی عراق
شکست راهبردی واشنگتن و تلآویو در برابر جبهه اراده
بخشی از بیانات حضرت آیتالله خامنهای در ۶ آذر ۱۴۰۴، در خصوص مسائل منطقه و جنگ ۱۲ روزه اشاره دارد که تصویری روشن از بازآرایی قدرت در منطقهی غرب آسیا ارائه میشود؛ تصویری که در آن، نه تنها رژیم صهیونیستی و ایالات متحده در جنگ ۱۲ روزه علیه ایران شکست خوردند، بلکه اعتماد راهبردی آنها به توان فریب و مشروعسازی جنگ نیز فرو پاشید. این سخنان، در واقع تبیین یک «تحول ادراکی» در موازنه قدرت است؛ جایی که شکست در نبرد نظامی، تبدیل به شکست در جنگ روانی و اجتماعی میشود.
رهبر انقلاب با اشاره به طراحی ۲۰ ساله تلآویو برای آغاز جنگ با ایران، از ناکامی کامل آن سخن گفتند. نکته کلیدی این بخش، تحول در منطق جنگ است: رژیم صهیونیستی و آمریکا در پی آن بودند که مردم ایران را از نظام جدا کنند و با تحریک اجتماعی، جنگ را به شورش داخلی تبدیل نمایند. اما برخلاف نمایشهای تبلیغاتی آنها، نتیجه کاملاً معکوس شد؛ حتی منتقدان نظام در کنار دولت و ملت ایستادند. این بخش از سخنان، حامل پیامی مهم برای همهی بازیگران منطقهای است: جمهوری اسلامی ایران کانون اراده ملی و اجتماعی است.
بیانات ۶ آذر، علاوه بر پیام مستقیم سیاسی، حامل مفهوم ژرفی در حوزهی جنگ شناختی و دگرگونی راهبردی در نظم منطقهای است:
ایران در این معادله نه صرفاً بازیگر مقاوم، بلکه معمار یک الگوی جدید قدرت در غرب آسیاست — الگویی که محور آن «ترکیب اراده ملی، مشروعیت اخلاقی و ظرفیت اجتماعی» است.
از منظر راهبردی، سخنان رهبر انقلاب نشان میدهد در برابر محور واشنگتن–تلآویو، یک ساختار جدید قدرت در حال تثبیت است که شالودهی آن بر سه مؤلفه استوار است: یکپارچگی داخلی، پیوند میان جبهههای مقاومت و بیاعتباری گفتمان سلطه
این تحول، فراتر از شکست در میدان نبرد است؛ بیانگر آن است که آمریکا و اسرائیل نه فقط در سطح نظامی یا رسانهای، بلکه در سطح «ادراک قدرت» نیز بازنده شدهاند. در برابر منطق بحرانسازی غرب، جمهوری اسلامی توانسته منطق «اقتدار درونزا و وحدت اراده» را به گفتمان غالب منطقهای بدل کند.
به این ترتیب، بیانات اخیر را میتوان نقطهی عطفی در پایان دورهی هژمونی غرب و آغاز عصر بازتعریف قدرت در منطقه دانست، عصری که در آن، ارادهی ملتها و استقلال سیاسی، معیار اصلی اعتبار و اثرگذاری خواهد بود، نه میزان وابستگی.
شکست آمریکا و رژیم صهیونیستی در این نبرد، نه یک حادثه گذرا، بلکه نمایانگر آغاز مرحلهای تازه از سیاست منطقهای است که در آن «قدرت نرمِ ایمان و عقلانیت انقلابی»، بنیان موازنهی جدید در غرب آسیا را شکل میدهد.