۱۲:۴۹
۱۴۰۴/۰۹/۰۳
سودان یک نقطه کانونی؛

آخرین تحولات سودان

هیئت تحریریه
نویسنده :
هیئت تحریریه
کد خبر:
۳۵۳۲

تحولات سودان در سال‌های اخیر به یکی از پیچیده‌ترین و خونبارترین بحران‌های ژئوپلیتیکی و انسانی در آفریقا تبدیل شده است. جنگ داخلی در سودان از آوریل ۲۰۲۳ (فروردین ۱۴۰۲) میان ارتش سودان (SAF) به فرماندهی عبدالفتاح البرهان و نیرو‌های پشتیبانی سریع (RSF) به فرماندهی حمیدتی آغاز شد. این درگیری‌ها که ابتدا بر سر کسب قدرت داخلی بود، به میدان رقابت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی تبدیل شده و تهدیدی جدی برای ثبات کل شاخ آفریقا و امنیت دریای سرخ محسوب می‌شود. باتوجه به اهمیت این کشور در این راستا بر آن شدیم مصاحبه‌ای را با جناب آقای دکترعلی آزاد (کارشناس ارشد مسائل آفریقا) صورت داده و پیرامون این موضوع برخی سوال‌ها پرسیده شود.

۱- "طرح خاورمیانه بزرگ" چیست؟ توضیح می‌دهید؟

طرح "خاورمیانه بزرگ" با راهبرد نیل تا فرات رژیم صهیونیستی در یک راستا تعریف می‌شود و این طرح به دنبال تجزیه کشور‌های حاشیه رود نیل به عنوان یکی از حوزه‌های امنیت اسرائیل است تا رژیم بتواند در این منطقه تسلط هژمونیک بر کشور‌های کوچک داشته باشد.

این طرح فقط به کشور سودان با ۲.۵ میلیون کیلومتر مربع مساحت محدود نمی‌شود و در ادامه به سراغ کشور‌های اتیوپی، اوگاندا و حتی مصر خواهد رفت. هرچند که اسرائیل یک‌بار موفق به تجزیه سودان شده است؛ پس از روی کار آمدن البشیر در سال ۱۹۸۹ و تقویت اخوان المسلین در سودان، اسرائیل شروع به حمایت و تسلیح گروه‌های شورشی سودان کرد که در نهایت منجر به جدایی سودان جنوبی از سودان در سال ۲۰۱۱ شد.

۲- چرا سودان یک نقطه کانونی است؟

برای درک اهمیت سودان، باید از جغرافیای سودان فراتر رفته و به اهمیت راهبردی دریای سرخ نگریست. این آبراه حیاتی که از طریق تنگه باب‌المندب به اقیانوس هند و از طریق کانال سوئز به مدیترانه متصل می‌شود، یکی از شلوغ‌ترین و مهم‌ترین گلوگاه‌های تجارت جهانی و امنیت انرژی است. حدود ۱۰ درصد تجارت دریایی جهان و بخش قابل توجهی از نفت و گاز صادراتی خلیج فارس از این مسیر عبور می‌کند.

تحولات یمن و قدرت‌یابی انصارالله در سواحل شرقی این دریا، پیش‌تر موازنه امنیتی را به ضرر ایالات متحده و رژیم صهیونیستی تغییر داده بود. از منظر این بازیگران، شکل‌گیری هرگونه نفوذ یا حضور راهبردی از سوی کشورمان در سواحل غربی دریای سرخ (یعنی در سودان یا اریتره) به منزله تکمیل یک «قوس نفوذ» و یک تهدید غیرقابل تحمل برای آزادی عمل آنها و امنیت رژیم صهیونیستی است. سودان با برخورداری از بیش از ۸۵۰ کیلومتر خط ساحلی در دریای سرخ، پتانسیل تبدیل شدن به یک لنگرگاه استراتژیک را دارد. این حساسیت ژئواستراتژیک، بستر اصلی شکل‌گیری اهمیت سودان است.

۳- دلایل تنش‌های اخیر در سودان چیست؟

بعد از اتفاقات مختلفی که در سودان در اواخر سال ۲۰۱۸ و اوایل سال ۲۰۱۹ اتفاق افتاد، نهایتاً عمر البشیر در سال ۲۰۱۹ میلادی از حکومت ساقط و شورای نظامی، قدرت را در دست گرفت و این شورا احزاب سیاسی را به طور کامل از دایره قدرت کنار زد و بعد‌ها با وساطت غربی‌ها، عربستان و امارات توافق نامه‌ای برای دوره انتقالی امضاء شد که بنابر توافق صورت‌گرفته یک تقسیم وظیفه‌ای بین نظامیان و مدنی‌ها یا همان احزاب سیاسی صورت گرفت. براساس توافق موجود قرار بر این شد که دوره انتقالی ۳۹ ماه باشد که قدرت به مدت ۲۱ ماه در اختیار نظامی‌ها قرار گیرد و ۱۸ ماه باقی مانده مدنی‌ها بر شورای حاکمیت ریاست کنند. براساس توافق صورت گرفته شورای حاکمیت متشکل از ۱۲ نفر بود که ۶ نفر آن نظامی و ۶ نفر غیرنظامی بودند که عمدتاً این غیرنظامی‌ها از مدنی‌ها بودند.

در این مذاکرات ژنرال برهان به ریاست شورای حاکمیت انتخاب شد و حمیدتی نیز به عنوان معاون وی مشغول به فعالیت شد، همچنین بر کنار گذاشتن نیرو‌های اسلامگرا توافق شد و پس از آن بود که این نیرو‌ها با زندان، مصادره اموال و... مواجه شدند.

ژنرال برهان در همان ابتدا گروه هیئت عملیات را منحل کرد و پایگاه‌های آن را در اختیار دعم السریع یا همان نیرو‌های واکنش سریع به فرماندهی حمیدتی قرار داد که این امر منجر به بسط قدرت نیرو‌های واکنش سریع شد و همین امر امروزه به یک معضل برای برهان تبدیل شده که در ادامه به آن پرداخته می‌شود. حمیدتی فردی نسبتاً بی‌سواد و از قبیله رزیقات است که در دارفور قرار دارد. دعم السریع هم در واقع گروهی بود که عمرالبشیر آنها را برای جنگ شهری و مقابله با شورشیان دارفور ایجاد کرده بود. این نیرو در سال ۲۰۱۳ توسط مجلس سودان به رسمیت شناخته شد. نیرو‌های دعم السریع با استعدادی قریب به ۳۰ الی ۵۰ هزار نفر در جنگ علیه یمن شرکت کرده و باتوجه به سابقه جنگ چریکی در دارفور به عنوان پیاده نظام نیرو‌های ائتلاف عربی ایفای نقش کردند.

در سال ۲۰۲۰ شورای حاکمیتی که اکنون به عنوان حکومت در سودان شناخته می‌شد با گروه‌های مسلح قبایل سودان وارد مذاکره شد و حمیدتی ریاست تیم مذاکره کننده از طرف حکومت را برعهده داشت. در این مذاکرات چند امتیاز به این گروه‌ها داده شد؛ از جمله حضور ۳ نفر از آنها در شورای حاکمیت و اعطای چند وزارت‌خانه به آنها بود. بر طبق همین مذاکرات قرار بر این شد که مدت دوره شورای حاکمیتی نیز به ۵۱ ماه برسد. این در حالی بود که طبق توافق قبلی قرار بر این شده بود که مدت دوره انتقالی ۳۹ ماهه باشد.

این وضعیت ادامه پیدا کرد و نهایتاً در سال ۲۰۲۱ و در زمانی که ریاست ژنرال برهان بر شورای حاکمیتی رو به اتمام بود، وی با یک کودتا دولت موقت را منحل و تمامی اعضای گروه‌های مدنی را بازداشت و آنها را از شورای حاکمیت برکنار کرد. جالب آن که در این کودتا نیز برهان توانست با دادن وعده‌هایی به نیرو‌های اسلامگرا، از آنها برای کنار زدن مدنی‌ها استفاده کند. همین کودتا و اتفاقات منجر به این شد که تدریجاً اختلافات در سودان شروع شود و همین کودتای برهان زمینه فعالیت بازیگران خارجی را فراهم کرد. تابستان همان سال یعنی در سال ۲۰۲۱ ژنرال برهان اعلام کرد که قصد ادامه حکومت را ندارد و درصورتی که مدنی‌ها با یکدیگر برای تشکیل دولت به توافق برسند از حکومت کنار خواهد رفت.

این امر منجر به این شد که در دی ماه سال ۱۴۰۱ یا همان اوایل سال ۲۰۲۳ میلادی مدنی‌ها با وساطت اتحادیه آفریقا و سازمان ملل به یک تفاهم نامه برسند که براساس آن قانون اساسی برای دوران گذار نوشته شود. براساس توافق صورت گرفته مدت دوره انتقالی به دو سال باید کاهش پیدا می‌کرد و فرماندهی نیرو‌های مسلح نیز به نخست وزیر داده می‌شد. همچنین باتوجه به لائیک بودن مدنی‌ها، در قانون اساسی هیچ نامی از اسلام در این قانون برده نشده بود.

این امر منجر به این شد که برخی از گروه‌ها که عمدتاً اسلام گرا‌ها بودند اعلام کنند که به دلیل عدم حضور در مذاکرات گروه‌های مدنی این توافق نامه را قبول نداشته و پافشاری بر نوشتن یک قانون جدید کنند. در همین مقطع ژنرال برهان نیز از گروه‌های مدنی که این ادعا را داشتند، حمایت و اعلام کرد که این گروه‌ها نیز باید در مذاکرات حضور داشته باشند و گروه‌های مسلح همچون دعم السریع به ریاست حمیدتی نیز باید در یک بازه زمانی دوساله در نیرو‌های مسلح یا همان ارتش ادغام شوند و نیروی موازی ارتش نباید وجود داشته باشد.

این مسأله منجر به بروز اختلافات بین برهان و حمیدتی شد. حمیدتی اعلام کرد که شرط برهان برای ادغام در ارتش مورد قبول است، اما بازه زمانی آن را قبول ندارد و باید به جای یک بازه دو ساله، یک بازه ده ساله برای ادغام درنظر گرفته شود که با مخالفت برهان مواجه شد. حمیدتی که در این زمان دارای روابط داخلی و خارجی بود و حدود ۱۰۰ هزار نیروی باتجربه، خود را در شرف حذف شدن می‌دید و آتش درگیری‌ها از همین نقطه شروع شد. حمیدتی تصمیم گرفت که با نیرو‌های واکنش سریع به دلیل اختلافات با ارتش به سمت خارطوم حرکت کنند و با ارتش درگیر شوند و همین عاملی در جهت بروز تنش‌ها شد.

لازم به ذکر است که خاستگاه اصلی نیرو‌های واکنش سریع غرب سودان و دارفور است. این در حالی است که ارتش بیشتر در خارطوم و شرق سودان متمرکز است. همین عاملی در جهت عدم مقبولیت دعم السریع و حمیدتی در خارطوم است.

۴- شما تحولات میدانی سودان چگونه ارزیابی می‌کنید؟

در سال اول درگیری‌ها، دعم السریع به واسطه پشتیبانی‌هایی که از آنها شد موفق شدند ایالت‌های دارفور را به غیر از دارفور شمالی، خارطوم پایتخت سودان و ایالت الجزیره قلب اقتصادی سودان را تسخیر کنند و از غرب سودان توانستند تا نزدیکی مرز اتیوپی نیز پیشروی کنند. در ادامه ارتش سودان با تغییر تاکتیک از دفاع به حمله، آموزش و مسلح کردن گروه‌های مردمی و وارد کردن سلاح وتجهیزات از روسیه و ایران توانست ورق را برگرداند. ارتش پس از آزادسازی ایالت الجزیره و سپس خارطوم در حال پیشروی به سمت ایالات کردفان بود و پیش‌بینی می‌شد که این ایالت‌ها را نیز آزاد کند که در شهریورماه امسال موفقیت‌های ارتش پایان یافت و دوباره نوبت به پیشروی دعم السریع رسیدکه نقطه اوج آن فتح الفاشر بود.

نیرو‌های دعم السریع، از اردیبهشت ۱۴۰۳ شهر «الفاشر» مرکز دارفور شمالی در غرب این کشور را محاصره کرده بودند، اما نیرو‌های ارتش از طریق نیروی هوایی و راه‌های مخفی کمک‌های خود را به این شهر و لشکر ۶ پیاده نظام می‌رساندند. در مهرماه و به واسطه ورود پدافند هوایی و تجهیزات جدید از آمریکا و امارات برای نیرو‌های دعم‌السریع محاصره شهر کامل شد و با وجود مقاومت ارتش و تبدیل شدن الفاشر به سمبل مقاومت، شهر در آبان‌ماه سقوط کرد. در این مدت و بر اثر فشار‌ها جمعیت شهر از ۱,۲۵۰,۰۰۰ نفر به ۲۵۰,۰۰۰ نفر تقلیل پیدا کرده بود.

طبق گزارش‌های میدانی، پس از سقوط الفاشر، نیرو‌های دعم السریع دست به قتل عام گروهی مردم غیرنظامی زده‌اند. برخی از گزارش‌ها از کشته شدن حدود ۲ هزار تن خبر می‌دهند و به نظر می‌رسد الفاشر به شکل سیستماتیک و عمدی، در معرض پاکسازی قومی جوامع غیرعرب بومی شامل فور، زغاوه و برتی از طریق آوارگی اجباری و اعدام‌های دسته‌جمعی قرار دارد؛ جنایاتی با هدف جلب توجه جهانی از غزه به سمت سودان که از نگاه ناظران می‌تواند مصداق جنایت جنگی باشد.

عبدالفتاح برهان، فرمانده نیرو‌های مسلح سودان یک روز پس از آنکه شبه نظامیان نیرو‌های دعم السریع، کنترل پایگاه اصلی ارتش سودان در الفاشر را به دست گرفتند و در آنجا اعلام پیروزی کردند، از عقب نشینی نیرو‌ها از آخرین دژ خود در منطقه دارفور خبر داد. سقوط الفاشر عملاً تقسیم جغرافیایی کشور را بین جناح‌های مسلح رقم زده است. اکنون شرق سودان تحت کنترل ارتش و غرب تحت کنترل نیرو‌های واکنش سریع قرار دارد.

الفاشر، پایتخت ایالت دارفور شمالی، از اهمیت راهبردی بالایی برخوردار است. این ایالت با مساحت ۵۴۹ هزار کیلومتر مربع که تا سال ۱۹۱۶ پایتخت کشور دارفور بود و پس از آن در سودان ادغام شد، آخرین پایگاه ارتش سودان در پنج ایالت دارفور بود که چهار ایالت دیگر آن (ال جنینه، نیاله، ال دائین و زالینگی) پیش‌تر توسط نیرو‌های واکنش سریع تصرف شده بودند. الفاشر دارای زمین‌های حاصلخیز و منابع عظیم اورانیوم است. واقع شدن در مرز با چاد و لیبی و دسترسی آن به شهر‌های شمال و بندر سودان، آن را به یک مرکز تجاری و لجستیکی حیاتی، به ویژه برای دریافت کمک‌های بشردوستانه، تبدیل کرده است.

کنترل کامل دارفور، این امکان را به نیرو‌های واکنش سریع می‌دهد که نفوذ خود را بر منطقه وسیع دارفور تثبیت کرده و پایگاهی برای یک دولت موازی ایجاد کنند و حتی با توجه به پیروزی اخیر آنها و تضعیف روحیه ارتش به پیشروی در دیگر ایالات ادامه دهند. در نتیجه زمینه‌های تجزیه مجدد در این کشور فراهم خواهد شد.

دعم السریع در نواحی مرکزی یعنی ایالت‌های کردفان مرکزی، کردفان شرقی وکردفان جنوبی نیز بر ارتش برتری دارد و ارتش در ایالات کردفان تنها به مراکز ایالت‌ها مسلط است همچنین قسمتی از ایالت نیل آبی در کنترل حرکت الشعبی سودان است، با اینکه این گروه با دعم السریع قرابت فکری ندارد، حاضر به اتحاد موقت با آن شده است و ممکن است بعد‌ها این گروه نیز زمینه تجزیه مجدد سودان را فراهم کند. این در حالی است که ارتش سودان، کنترل خارطوم، پایتخت سودان، شمال و شرق کشور را در دست دارد.

۵- روند سودان در رابطه با رژیم صهیونیستی چگونه خواهد بود؟

سودان کشوری بود که پس از روی کار آمدن جعفر نمیری در سال ۱۹۸۰، یک رویکرد کاملاً مقاومتی با ساختار اجتماعی مقاومتی در این کشور ایجاد کرد. در سال ۱۹۸۹، حزب الترابی کودتای نظامی علیه دولت منتخب المهدی به راه انداخت و عمر حسن البشیر را به عنوان رئیس جمهوری سودان انتخاب کرد. بشیر نیز بدنه اسلام‌گرایی سودان را تقویت کرد که در راستای هم پیمانی با محور مقاومت قرار می‌گرفت؛ لذا این اقدامات مطلوب آمریکا، رژیم صهیوینیستی و حتی برخی از کشور‌های منطقه نبود و باید ساختار‌ها را در سودان می‌شکستند و برای این کار فشار‌های گسترده‌ای اعم از تحریم سیاسی، اقتصادی و جداسازی سودان جنوبی را به سودان وارد کردند که منتج به دگردیسی در رفتار و عقاید رهبران سودان شد.

پس از سال ۲۰۱۶ و ایجاد دعم السریع به منظور ایجاد امنیت در سودان، این نیرو را در اختیار عربستان برای مقابله با جبهه مقاومت قرار دادند. همین نیروی دعم السریع الان به دنبال ریشه کن کردن گروه‌های اسلام‌گرا در سودان است. در سال ۲۰۱۹ و کودتا علیه بشیر، عبدالله حمدوک به عنوان یک فرد لیبرال بر سر کار آمد ولی با این اقدامات نیز نتوانستند جریان‌های اسلام‌گرا و بدنه اجتماعی حامی مقاومت فلسطین را کنترل کنند؛ لذا سودان را به سمت عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی با ایجاد یک ساختار غربی پیش بردند. پس از روی کار آمدن برهان جلسه‌ای بین او و نتانیاهو در اوگاندا شکل گرفت و قرار بر آن شد آمریکا در قبال عادی سازی رابطه سودان با اسرائیل، این کشور را از لیست سیاه خارج کند و حتی یک ماه پیش از شروع درگیری‌ها وزیر امور خارجه اسرائیل به خارطوم سفر کرد.

در ادامه عادی سازی به علت؛ پایان دوران ریاست جمهوری ترامپ، ارتباط برهان با ایران و شروع جنگ قدرت بین دو ژنرال از دستور کار خارج شد. این تنش‌ها وضعیتی را به وجود آورده که بازیگران مختلفی نیز در آن نقش آفرینی می‌کنند و همین امر منجر به بروز وضعیتی شده که بحران کنونی ادامه داشته و فعلاً چشم انداز روشنی برای آن وجود نداشته باشد. اکنون نیز رژیم صهیونیستی و حامیان غربی آن از وضعیت موجود به دنبال آن هستند که تمام ساختار‌های اسلام‌گرایی که در سودان باقی مانده و در آینده خطری برای آن هاست را از بین ببرند. در هر صورت باید گفت که سودان با جمعیت حدود ۴۷ میلیون نفر، دارای بدنه اجتماعی «عرب و غیر عرب» حامی مقاومت فلسطین بود؛ لذا ساختار اجتماعی سودان اجازه عادی سازی رژیم صهیونیستی را نمی‌داد و برای آن‌که اسرائیل این بدنه اجتماعی را با خود همراه کند، تنها باید ساختار حاکمیتی و سیاسی سودان را یک ساختار لیبرال کرده تا بتوانند ساختار اجتماعی سودان را کنترل کند؛ لذا جنگ داخلی سودان برای احیاء ساختار لائیک در سودان است تا بتواند مردم را تنبیه و کنترل کنند به این معنا که مردم سودان به جایی برسند که بیان کنند که بگذارید صلح شود و هرکس خواست، حاکم شود و متاسفانه پس از کودتا وجنگ‌های پی در پی که منجر به ده‌ها هزار کشته و نزدیک به ۱۵ میلیون آواره شده است می‌توان گفت اسرائیل در رسیدن به این هدف موفق بوده است چرا که عملاً جمعیت کثیری از مردم سودان در پی برطرف کردن حداقل‌های زندگی مانند پیدا کردن غذا هستند؛ لذا ساختار‌های سیاسی، می‌توانند ساختار‌های فرهنگی را تغییر دهند که رژیم صهیونیستی در سودان در پی این راهبرد است.

۶- در بحران سودان چه عوامل مهمی نقش دارند؟

۱- سودان دارای منابع سرشاری از طلا است که در شرایط فعلی اقتصاد جهانی دارای اهمیت زیادی است. سالیانه حدود ۱۰۰ تن طلا از سودان استخراج می‌شود، کنترل بر این معادن، که بخش عمده آن به‌صورت سنتی و خارج از نظارت دولت استخراج می‌شود، یکی از اصلی‌ترین منابع مالی برای هر دو طرف درگیر است. این منبع پر ارزش، از طریق شبکه‌های پیچیده و فرامرزی به بازار‌های کنیا، قطر و به‌ویژه امارات متحده عربی که به‌عنوان یک هاب جهانی طلا عمل می‌کند، قاچاق شده و ماشین جنگی طرفین را روشن نگه می‌دارد. بنابراین، جنگ سودان تنها بر سر قدرت سیاسی در خارطوم نیست، بلکه نبردی برای تسلط بر شریان‌های اقتصادی و ثروت ملی این کشور بحران زده است.

۲- دخالت سایر کشور‌ها؛ قدرت‌های بسیاری با توجه منافع خود در سودان فعالیت می‌کنند که در ادامه به آنها پرداخته خواهد شد.

۷- بازیگران اصلی در تحولات سودان چه کسانی هستند؟

پیچیدگی بحران سودان با ورود بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی دوچندان شده است. هر یک از این بازیگران با منافعی گاه متضاد، به حمایت از یکی از طرفین پرداخته و این کشور را به یک «میکروکاسم» یا نمونه کوچکی از نظم نوین جهانی تبدیل کرده‌اند که در آن، قدرت‌های متوسط با استفاده از ابزار‌های نیابتی، به دنبال تحقق اهداف ژئوپلیتیک خود هستند.

کشور‌هایی که حامیان شورای حاکمیت هستن ازجمله:

- عربستان: یکسری منافع اقتصادی و ژئوپلیتیک در سودان دارد و از طرفی رقیب منطقه‌ای مانند امارات را در پیش دارد که از نیرو‌های دعم السریع پشتیبانی می‌کند؛ لذا برای عقب نیفتادن از رقیب منطقه‌ای خود، حمایت ضمنی از ارتش سودان دارد. در واقع درگیری کنونی در این کشور را می‌توان پرده‌ای از جنگ نیابتی در میان کشور‌های خلیج فارس قلمداد کرد ولی حمایت‌های عربستان به نحوی نیست که بتواند صحنه جنگ را تغییر دهد و بیشتر در پی آن است که هر دولتی که از این جنگ بیرون می‌آید، منافعش را تضمین کند.

- مصر: مصر با نگرانی از بی‌ثباتی در مرز‌های جنوبی خود و حفظ موازنه قوا در حوضه رود نیل، از ارتش رسمی سودان (SAF) به‌عنوان نماینده دولت مستقر حمایت می‌کند هرچند به حضور نیرو‌های اخوانی در سودان نیز اعتراض دارد. برای قاهره، فروپاشی ساختار دولت در سودان یا قدرت گرفتن یک نیروی شبه‌نظامی غیرقابل کنترل در همسایگی‌اش، یک کابوس امنیتی است.

- ترکیه: به واسطه توافق‌های تجاری با سودان در دریای سرخ از شورای حاکمیت، حمایت می‌کند.

- جمهوری اسلامی ایران: با توجه به رابطه رژیم صهیونیستی با هر دوگروه و حمایت بیشتر آمریکا از دعم‌السریع، از شورای حاکمیت پشتیبانی کرد. در نهایت ایران به دنبال استقرار نظم و امنیت در سودان است و از برهان و ارتش به عنوان دولت مشروع حمایت‌می‌کند.

نکته: لازم به ذکر است که در ارتباط با جمهوری اسلامی ایران و سودان، پس از جداشدان سودان جنوبی با منابع سرشار نفت از این کشور و در ادامه تحریم سودان توسط آمریکا به بهانه پناه دادن به بن‌لادن، وضعیت اقتصادی سودان رو به وخامت نهاد و حتی آمریکا قصد دستگیری البشیر را داشت در همین دوران رابطه ایران و سودان در دوران طلایی خود بود. در سال ۲۰۱۴ همزمان با استقرار دولت یازدهم در ایران، البشیر درخواست کمک کرد در ازای آن امتیازات بهره برداری از منابع و سرمایه گذاری در سودان را پیشنهاد داد. پس از تعلل بسیار ایران در پاسخ به البشیر، عربستان و امارات که رابطه خوبی هم با سودان نداشتند متوجه شرایط شدند و شروع به ارسال کمک به سودان کردند. این کمک‌ها باعث تحیکم روابط بین آنها خصوصاً رابطه امارات و دعم‌السریع شد به گونه‌ای که این نیرو‌ها در سال ۲۰۱۵ برای امارات در جنگ علیه یمن شرکت کردند. البته همین رابطه با عربستان و امارات و نفوذ افراد آنها در حکومت البشیر در نهایت به سقوط او منجر شد.

- روسیه: درخصوص روسیه باید گفت که در ابتدا به دلیل ارتباطات وسیع گروه واگنر روسیه با نیرو‌های دعم السریع، حامی دعم السریع بود ولی پس از منحل شدن این گروه در روسیه، اکنون روسیه حامی ارتش سودان است و تسلیحات برای آن‌ها ارسال می‌کند.

- چین: پکن در پی انتفاع منافع اقتصادی خود در سودان است و می‌تواند از هر دو طرف نفع ببرد، اما بازیگر قدرتمندی در صحنه سودان نیست.

۸- حامیان اصلی دعم السریع چه کسانی هستند؟

در طرف مقابل کشور‌های امارات، رژیم صهیونیستی، آمریکا، انگلیس و فرانسه از نیرو‌های دعم‌السریع حمایت می‌کنند.

- امارات متحده عربی: این کشور به عنوان حامی اصلی نیرو‌های دعم السریع، اهداف چندگانه‌ای را دنبال می‌کند: نخست، دسترسی به بنادر استراتژیک در دریای سرخ برای تکمیل شبکه لجستیک جهانی خود؛ دوم، مقابله با نفوذ جریان‌های اسلام‌گرای نزدیک به اخوان‌المسلمین که به‌طور سنتی در بدنه ارتش سودان ریشه دارند؛ و سوم، بهره‌برداری اقتصادی از منابع طبیعی سودان، به‌ویژه طلا با توجه به حمایت امارات از نیرو‌های واکنش سریع، جنگ جاری در سودان ناشی از مطامع امارات نسبت به منابع سودان می‌باشد. امارات جاه طلبی‌های خود را برای تسلط بر منابع و حتی تصمیمات حاکمیتی سودان پنهان نمی‌کند و از ابزار‌های اقتصادی و تجاری برای تقویت اهداف توسعه طلبانه خود، هر چند به قیمت فروپاشی سودان، بهره می‌گیرد.

- آمریکا و اسرائیل: در این میان، آمریکا که پیشتر طرح آتش بس نوار غزه را ارائه کرده بود، اصرار داشت از طریق نشست چهارجانبه در واشنگتن، بحران سودان را نیز به نحوی آرام کند، اما دقیقاً از همین زمان پیشروی نیرو‌های دعم السریع شدت گرفت. این نشست بالاخره با حضور وزرای خارجه چهار کشور در شهریورماه برگزار شد و خروجی آن طرحی بود که در ابتدا مصالحه سه ماهه میان طرف‌های درگیر سپس ایجاد حکومت موقت ۹ ماهه به ریاست مدنی‌ها و لیبرال‌ها و در نهایت برگزاری انتخابات سودان را در خود جای داده بود.

به موازات جلسه چهار جانبه، جلسه دیگری به صورت سّری در کشور سوئیس با حضور برهان و هیئت‌های آمریکایی و اسرائیلی برگزار شد. با توجه به روابط خوب ایران و شورای حاکمیت، دریافت کمک از ایران و گشایش سفارتخانه‌ها میان دو کشور، این هیئت‌ها برهان را مورد سوال و مواخذه قرار دادند. برهان که مهره‌ای به شدت آمریکایی است در پاسخ می‌گوید، چون کشوری حاضر نشد به ما کمک کند ما مجبور شدیم با ایران ارتباط بگیریم.

در ادامه، آنها به برهان اعلام کردند که ما به دنبال مصالحه در سودان هستیم و به روند آن کمک خواهیم کرد به شرط آنکه جنبش‌های مسلح حاضر در سودان (به ویژه در دارفور شمالی) و همچنین گروه‌های اسلام‌گرا و اخوانی کنار گذاشته شوند. پس از این جلسه برهان ارتباط با ایران را کم کرد. همچنین آمریکا جبریل ابراهیم وزیر خزانه‌داری سودان و گروه اسلام‌گرای همراه با جمهوری اسلامی را به بهانه تلاش برای ادامه یافتن جنگ و ارتباط با ایران تحریم کرد. در نتیجه این جلسه آمریکا و اسرائیل توانستند میان ارتش و هم‌پیمانانش اختلاف ایجاد کنند که نهایتاً منجر به سقوط الفاشر و از دست رفتن بیشتر اراضی ایالات کردفان شد.

درواقع حمیدتی و برهان در اصل مهره‌های شطرنجی هستند که پشت پرده آمریکا و اسرائیل آنها را برای تجزیه سودان به بازی می‌گیرند.

۹- چندتا راهکار برای حل بحران سودان می‌توانید بفرمایید؟

جنایات صورت گرفته توسط دعم‌السریع در الفاشر، زنگ خطری برای تمامی گروه‌ها و مناطق سودان بود و باعث هشیار شدن آنها شد. ارتش ودعم السریع در حذف نیرو‌های اسلام‌گرا اشتراک دارند و برهان به ناچار مجبور به استفاده از این نیرو‌ها شده است، اما اجازه قدرت‌گیری آنها را نیز نمی‌دهد و در کارشان اخلال به‌وجود می‌آورد.

اگر این جنایات زمینه را برای دو عامل فراهم کند امکان برگشتن ورق جنگ وجود دارد:

۱- شکل‌گیری گروه‌های مقاومت مردمی؛

۲- ایجاد تغییرات در ارتش و کودتا علیه برهان، با توجه به اینکه بدنه ارتش سودان اسلام‌گرا است.

در غیر این صورت احتمال شکست ارتش و به نوعی تجزیه سودان محتمل است.

۱۰- درپایان، بنظرشما راهبرد جمهوری اسلامی و جبهه مقاومت در تحولات آفریقا چیست؟

۱- حمایت رسانه‌ای از جریان ضد استعمار در کشور‌های آفریقایی با تحلیل درست از صحنه؛

۲- حمایت سیاسی از اقدام ضد استعماری در کشور‌های آفریقایی: از آن رو که جبهه مقاومت از جریان‌ها و جنبش‌های ضد استعماری حمایت می‌کند و از طرفی منافعی را در ژئوپلیتیک‌های مختلف دارد، باید از چنین اقداماتی برای مقابله با استعمار، حمایت سیاسی کرد.

۳- تعریف منافع محور مقاومت در کشور‌های ساحل و سایر مناطق آفریقا؛

۴- ترویج و تعمیق گقتمان مقاومت؛

۵- گسترش جبهه مقاومت در سایر نقاط جهان ازجمله آفریقا؛

۶- کاهش حوزه نفوذ رژیم صهیونیستی در منطقه ساحل و سایر نقاط آفریقا؛

۷- تقویت عمق راهبردی جمهوری اسلامی ایران در کشور‌های آفریقایی.

گزارش خطا
captcha
آخرین اخبار
بزرگترین تشییع تاریخی؛
رژه قدرت ایران در برابر جهان
از فرودگاه بغداد تا بیت رهبری؛
زنجیره جسارت دشمن از کجا آغاز شد؟
تشییع رهبر شهید؛
عرصه عزت و تمدنسازی
در امر حکمرانی انقلاب اسلامی؛
3 میراث بزرگ رهبر شهید
3 نکته در مورد دروغ جدید ترامپ علیه ایران؛
حقیقت ماجرا چیست؟
لایحه مهدکودک‌ها به‌عنوان ابزار بقا در ائتلاف شکننده کابینه؛
بحران سربازی حریدی‌ها و سیاست امتیازدهی نتانیاهو
درباره تفاهمنامه ایران و آمریکا؛
نکات تبیینی پیرامون پیام رهبر معظم انقلاب
رژیم صهیونیستی و نقض آتش‌بس در لبنان؛
حقیقت ماجرا چیست؟
درباره تفاهمنامه ایران و آمریکا؛
نکات تبیینی پیرامون پیام رهبر معظم انقلاب
تفاهمنامه ایران و آمریکا؛
ترامپ و قمار تجاوز مجدد به ایران؟