۱۵:۲۵
۱۴۰۴/۰۹/۲۸
تغییرات راهبردی؛

بررسی پیرامون تحولات یمن

هیئت تحریریه
نویسنده :
هیئت تحریریه
کد خبر:
۳۵۶۰

ارتباط ایران و یمن ریشه در دوران باستان و نفوذ فرهنگی ایرانِ ساسانی در یمن دارد، پس از اسلام، پیوند‌های مذهبی و فرهنگی میان دو سرزمین ادامه یافته است در دوران معاصر، این ارتباط با حمایت ایران از انصارالله وارد مرحله سیاسی ـ راهبردی شده است. یمن به‌دلیل تسلط بر تنگه باب‌المندب برای ایران اهمیت ژئوپلیتیکی بسزایی ازقدیم داشته است. باتوجه به اهمیت این کشور، بر آن شدیم مصاحبه‌ای را با جناب آقای دکتررضاکریمی (کارشناس ارشد مسائل منطقه) صورت داده و پیرامون این موضوع برخی سوال‌ها پرسیده شود.

سوال اول: تحلیل شما از ابعاد تحولات اخیر در جنوب یمن، به ویژه در حضرموت، چیست؟

پاسخ: تحولات اخیر نشاندهنده یک تغییر پارادایم اساسی در جنگ یمن است؛ ما شاهد گذار از جنگ شمال-جنوب به جنگ نیابتی عربی-عربی هستیم. در این تغییر، امارات متحده عربی به طور فعال در حال جایگزینی عربستان سعودی به عنوان قدرت مسلط در جنوب یمن است و حضرموت به عنوان گلوگاه اقتصادی کشور در تولید نفت به میدان اصلی این نبرد جدید تبدیل شده است. این تحولات در حقیقت نشاندهنده فروپاشی ائتلاف سابق ضد انصارالله و شروع رقابت بر سر تقسیم منابع یمن است، نه مقابله با آن.

سوال دوم: چرا استان حضرموت تا این حد کانون توجه و درگیری قرار گرفته است؟

پاسخ: حضرموت به دلایل استراتژیک، اقتصادی و نمادین به قلب تپنده تحولات تبدیل شده است. این استان با در اختیار داشتن ۸۰ درصد از ذخایر نفتی یمن، حدود یکسوم مساحت کل کشور و دسترسی حیاتی به ۴۵۰ کیلومتر خط ساحلی دریای عرب، در واقع گنجینه ملی یمن محسوب میشود. کنترل حضرموت نه تنها دسترسی به منابع مالی سرشاری برای تامین هزینه‌های جنگ را فراهم میکند، بلکه اهرم تعیینکنند‌های برای آینده سیاسی و اقتصادی کل یمن به شمار میرود.

سوال سوم: تحلیل شما از تماس نمایندگان شورای انتقالی جنوب با مقامات رژیم صهیونیستی چیست؟

پاسخ: این تماس‌ها بخشی از یک پروژه بزرگتر به نام «عادیسازی نیابتی» است که در آن امارات به عنوان حامی مالی و واسطه، شورای انتقالی به عنوان مجری محلی و رژیم صهیونیستی به عنوان تأمینکننده فناوری و پشتیبانی سیاسی عمل میکنند. هدف نهایی این مثلث استراتژیک، ایجاد واقعیت جدیدی در جنوب یمن است که در آن کنترل تنگه حیاتی بابالمندب و منابع انرژی یمن تضمین شده و منافع امنیتی امارات و اسرائیل به هم گره بخورد.

سوال چهارم: چرا عربستان سعودی به راحتی مواضع خود را به امارات واگذار کرده است؟

پاسخ: این واگذاری بیشتر شبیه یک تقسیم کار برنامهریزی شده است تا یک عقبنشینی شکستخورده. عربستان پس از سال‌ها جنگ پرهزینه و بیثمر، با تغییر اولویت به سمت پروژه‌های داخلی مانند شهر نئوم و تحت فشار بینالمللی ناشی از بحران انسانی یمن، عملاً امارات را به عنوان سپر پیشرفت‌های برای مهار انصارالله به کار گرفته است. این اقدام به ریاض امکان میدهد ضمن کاهش هزینه‌های مستقیم، نفوذ راهبردی خود را در پسزمینه حفظ کند.

سوال پنجم: آیا خطر تکرار فاجع‌های مشابه «الفاشر سودان» در یمن وجود دارد؟

پاسخ: خطر تکرار چنین فاجع‌های بسیار جدی است، زیرا شرایط مشترک مانند وجود گروه‌های مسلح متکثر با اربابان خارجی متفاوت، انگیزه غنیمتجویی منابع نفتی به جای ایدئولوژی و فروپاشی کامل نهاد‌های دولتی در هر دو مورد وجود دارد. با این حال، تفاوت کلیدی در حضور انصارالله به عنوان یک نیروی منسجم در یمن است که میتواند هم به عنوان عامل ثباتبخش و هم به عنوان شعلهورکننده بحران عمل کند و سناریوی الفاشر را پیچیدهتر نماید.

سوال ششم: نقش قدرت‌های فرامنطق‌های مانند آمریکا و انگلیس در این تحولات چیست؟

پاسخ: آمریکا و انگلیس به عنوان معماران پشت پرده این بازآرایی، استراتژی چندلای‌های را دنبال میکنند که شامل ایجاد چندپارگی کنترلشده در ائتلاف عربی، ادغام اسرائیل در معادلات امنیتی منطقه از طریق امارات و مدیریت هزینه با واگذاری بار جنگ به بازیگران منطق‌های است. در واقع، آنها یمن را به آزمایشگاهی برای نظم جدید منطق‌های تبدیل کردهاند که در آن متحدان سنتی جای خود را به شرکای جدید و فرمانبردارتر میدهند.

سوال هفتم: آیا پروژه جدایی کامل جنوب یمن و تشکیل کشور مستقل امکانپذیر است؟

پاسخ: تشکیل کشور مستقل با چالش‌های ساختاری عظیمی روبروست، از جمله مخالفت ذاتی انصارالله به عنوان قویترین نیروی نظامی یمن، وابستگی حیاتی زیرساخت‌های نفتی جنوب به شمال، تقسیمبندی داخلی جنوب میان قبایل رقیب و مخالفت ضمنی قدرت‌های بینالمللی با شناسایی یک کشور جدید بیثبات. سناریوی محتملتر، ایجاد وضعیت نامشخص و درازمدت خودمختاری تحت حمایت امارات است، بدون رسیدن به جدایی کامل و رسمی.

سوال هشتم: محتملترین پاسخ جنبش انصارالله به این تحولات چیست؟

پاسخ: انصارالله احتمالاً استراتژی چندوجهی و تدریجی شامل فاز‌های تهدید و بازدارندگی، فشار دیپلماتیک بر عربستان، افزایش هزینه برای امارات و در نهایت عملیات محدود زمینی را در پیش خواهد گرفت. آنها با آگاهی از اینکه زمان به نفع آنهاست و درگیری داخلی رقبای عرب، فشار از جبهه شمالی را کم کرده، عجل‌های برای درگیری تمامعیار ندارند و ترجیح میدهند با حوصله موازنه قوا را به نفع خود تغییر دهند.

سوال نهم: این تحولات چه تأثیری بر جنگ غزه و نقش منطق‌های انصارالله میگذارد؟

پاسخ: تأثیر این تحولات بر جنگ غزه دوگانه و پارادوکسیکال است؛ در کوتاهمدت ممکن است باعث انحراف بخشی از توجه و منابع انصارالله از جبهه غزه شود، اما در بلندمدت و از نظر استراتژیک، با افشای دروغ «وحدت عربی» در برابر اسرائیل و نشان دادن اولویت رقابت بر سر منابع، گفتمان مقاومت را تقویت کرده و فضای مانور انصارالله در مذاکرات آتی با عربستان را بیشتر میکند.

سوال دهم: چشمانداز ۶ ماهه آینده بحران یمن را چگونه ترسیم میکنید؟

پاسخ: چشمانداز ۶ ماهه آینده با سه سناریوی محتمل روبروست: سناریوی محتملتر تثبیت تقسیم نفوذ و جنگ سرد نیابتی ادامهدار، سناریوی دوم درگیری محدود جدید با حمله انصارالله به مواضع شورای انتقالی و پاسخ پهپادی امارات، و سناریوی سوم توافق شکننده صلح تحت فشار بینالمللی که سهم هر بازیگر از قدرت و منابع را به رسمیت میشناسد. عامل تعیینکننده، اراده مردم یمن و خروج نفوذ‌های خارجی خواهد بود.

گزارش خطا
captcha
آخرین اخبار
بزرگترین تشییع تاریخی؛
رژه قدرت ایران در برابر جهان
از فرودگاه بغداد تا بیت رهبری؛
زنجیره جسارت دشمن از کجا آغاز شد؟
تشییع رهبر شهید؛
عرصه عزت و تمدنسازی
در امر حکمرانی انقلاب اسلامی؛
3 میراث بزرگ رهبر شهید
3 نکته در مورد دروغ جدید ترامپ علیه ایران؛
حقیقت ماجرا چیست؟
لایحه مهدکودک‌ها به‌عنوان ابزار بقا در ائتلاف شکننده کابینه؛
بحران سربازی حریدی‌ها و سیاست امتیازدهی نتانیاهو
درباره تفاهمنامه ایران و آمریکا؛
نکات تبیینی پیرامون پیام رهبر معظم انقلاب
رژیم صهیونیستی و نقض آتش‌بس در لبنان؛
حقیقت ماجرا چیست؟
درباره تفاهمنامه ایران و آمریکا؛
نکات تبیینی پیرامون پیام رهبر معظم انقلاب
تفاهمنامه ایران و آمریکا؛
ترامپ و قمار تجاوز مجدد به ایران؟