- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
- جنگ رمضان و بحران فزاینده رهبری آمریکا
- برآورد راهبردی محافل امنیتی عبری
اسنادمنتشرشده
اسناد تازه منتشرشده از گفتوگوهای پوتین و بوش بین سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۸، همراهی دیدگاههای آنان را در قبال برنامه هستهای ایران آشکار میسازد. پوتین به بوش تاکید میکند که کمکهای موشکی به ایران را محدود خواهد کرد، اطمینان میدهد که با تأمین سوخت هستهای، نیازی به غنیسازی اورانیوم نیست و اگر ایران بر آن پافشاری کند، نشاندهنده دنبال نمودن اهدافی فراتر از انرژی صلحآمیز است، و آشکارا بیان میدارد: «هیچ تردیدی نیست که آنان سلاح هستهای میخواهند». بوش نیز از نقش پیشتازانه روسیه در این زمینه ستایش کرده و آن را اقدامی شایسته میخواند.
اما کسانی که با استناد به این اظهارات، سیاست «نگاه به شرق» ایران را نادرست به حساب میآورند و پوتین را شاهدی بر آن میشمارند، در دام تحلیلی سطحی افتادهاند.
نخست آنکه این مکالمات به دورهای اختصاص دارد که روسیه، پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، با امریکا همکاری گستردهای آغاز کرد. پوتین نخستین رهبر جهانی بود که با بوش تماس گرفت و حمایتش را اعلام کرد، حتی پایگاههای نظامی در آسیای مرکزی را برای عملیات آمریکا علیه طالبان گشود. (مستند در آرشیو امنیت ملی آمریکا). ایران نیز در زمان ریاستجمهوری خاتمی، در پی گفتوگو با غرب بود، لیکن حمله آمریکا به عراق در ۲۰۰۳ و فشارهای ناتو، روابط روسیه و غرب را تیره ساخت و شکافهایی پدید آورد.
دوم، پوتین این مواضع را برای کسب امتیاز از غرب به کار میگرفت – همچون لغو تحریمهای دوران شوروی یا جلوگیری از گسترش ناتو به شرق (که با انقلاب رز در گرجستان ۲۰۰۳ و انقلاب نارنجی در اوکراین ۲۰۰۴، شدت یافت). با همهی این ها، روسیه هرگز ایران را به طور کامل رها نکرد: پروژه نیروگاه بوشهر را دنبال کرد، سوخت هستهای تحویل داد، و در شورای امنیت سازمان ملل، قطعنامههای ضدایرانی را تعدیل کرد تا شدتشان کاهش یابد (مستند در گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی میان سالهای ۲۰۰۳-۲۰۰۶). حتی پوتین در ۲۰۰۷ به تهران سفر کرد و با احمدینژاد دیدار کرد، که نشانهای از چرخش واقعی به سوی شرق بود.
سوم، این استدلال منتقدان شرقگرایی، نادیده میگیرد که سیاست نگاه به شرق ایران، در دوران تحریمهای غربی شکل گرفت. پس از ۲۰۰۸، با بحران گرجستان و حمله روسیه به آن، پوتین کاملاً از غرب فاصله گرفت و ایران به شریکی راهبردی بدل شد (مانند فروش سامانه اس-۳۰۰ در ۲۰۱۵ پس از تأخیرهای پیشین). اگر این سخنان دلیلی بر نادرستی نگاه به شرق باشد، پس چرا روسیه در جنگ اوکراین از ایران همکاری خواست؟ افراد منتقد با برداشت گزینشی از تاریخ، سیاست خارجی ایران را زیر سؤال میبرند، اما رویدادهای آن دوره (همکاری موقت روسیه-آمریکا و فشارهای بوش بر ایران) نشان میدهد این همسویی، مرحلهای گذرا بود، نه اصل پایدار ماجرا. سزاوار است منتقدان پیش از قضاوت، تاریخ را به دقت مطالعه کنند تا از فریب در امان باشند.