- گادی آیزنکوت: تغییر حکومت در ایران هدف درستی برای جنگ نیست؛ نتانیاهو درباره بمب اتمی ایران دروغ میگوید!
- مردم برزیل به حامی سرسخت ترامپ رأی ندادند
- دستگیری بیش از ۱۴۰۰ معترض در فرانسه
- بیانیه مطبوعاتی نشست چهارجانبه ایران، پاکستان، ترکیه، عربستان درباره امنیت و ثبات منطقهای
- شانس نتانیاهو برای باقی ماندن در سمت نخستوزیری اسرائیل
- رضا شاه روحت شاد؟!
- تصویری از آخرین حضور رهبر شهید انقلاب در مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) در حسینیه امام خمینی (ره)
- اکونومیست: درصد رأیدهندگان آمریکایی که معتقدند اعزام نیروهای نظامی برای جنگ در موارد زیر اشتباه بوده است
- زلنسکی برای گرفتن پدافند به قدرت موشکی ایران اعتراف کرد
- آیا بمب اتمی خواهیم ساخت؟!
- سردار جوانی: بحرانهای غرب تازه با پیامدهای جنگ علیه ایران روبهرو شدهاند
- لیست سیاه تنگه هرمز ۱۲۲ تایی شد
- پاریس در آتش!
- المیادین: تنگه هرمز زیر سلطه ایران؛ سلاحهای جدید در راه و برخورد قاطع با کشتیهای متخلف
- دبیرکل کتائب سیدالشهدای عراق: ایران با تهدید واقعی مواجه شود، قطعاً وارد جنگ میشویم
اسنادمنتشرشده
اسناد تازه منتشرشده از گفتوگوهای پوتین و بوش بین سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۸، همراهی دیدگاههای آنان را در قبال برنامه هستهای ایران آشکار میسازد. پوتین به بوش تاکید میکند که کمکهای موشکی به ایران را محدود خواهد کرد، اطمینان میدهد که با تأمین سوخت هستهای، نیازی به غنیسازی اورانیوم نیست و اگر ایران بر آن پافشاری کند، نشاندهنده دنبال نمودن اهدافی فراتر از انرژی صلحآمیز است، و آشکارا بیان میدارد: «هیچ تردیدی نیست که آنان سلاح هستهای میخواهند». بوش نیز از نقش پیشتازانه روسیه در این زمینه ستایش کرده و آن را اقدامی شایسته میخواند.
اما کسانی که با استناد به این اظهارات، سیاست «نگاه به شرق» ایران را نادرست به حساب میآورند و پوتین را شاهدی بر آن میشمارند، در دام تحلیلی سطحی افتادهاند.
نخست آنکه این مکالمات به دورهای اختصاص دارد که روسیه، پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، با امریکا همکاری گستردهای آغاز کرد. پوتین نخستین رهبر جهانی بود که با بوش تماس گرفت و حمایتش را اعلام کرد، حتی پایگاههای نظامی در آسیای مرکزی را برای عملیات آمریکا علیه طالبان گشود. (مستند در آرشیو امنیت ملی آمریکا). ایران نیز در زمان ریاستجمهوری خاتمی، در پی گفتوگو با غرب بود، لیکن حمله آمریکا به عراق در ۲۰۰۳ و فشارهای ناتو، روابط روسیه و غرب را تیره ساخت و شکافهایی پدید آورد.
دوم، پوتین این مواضع را برای کسب امتیاز از غرب به کار میگرفت – همچون لغو تحریمهای دوران شوروی یا جلوگیری از گسترش ناتو به شرق (که با انقلاب رز در گرجستان ۲۰۰۳ و انقلاب نارنجی در اوکراین ۲۰۰۴، شدت یافت). با همهی این ها، روسیه هرگز ایران را به طور کامل رها نکرد: پروژه نیروگاه بوشهر را دنبال کرد، سوخت هستهای تحویل داد، و در شورای امنیت سازمان ملل، قطعنامههای ضدایرانی را تعدیل کرد تا شدتشان کاهش یابد (مستند در گزارشهای آژانس بینالمللی انرژی اتمی میان سالهای ۲۰۰۳-۲۰۰۶). حتی پوتین در ۲۰۰۷ به تهران سفر کرد و با احمدینژاد دیدار کرد، که نشانهای از چرخش واقعی به سوی شرق بود.
سوم، این استدلال منتقدان شرقگرایی، نادیده میگیرد که سیاست نگاه به شرق ایران، در دوران تحریمهای غربی شکل گرفت. پس از ۲۰۰۸، با بحران گرجستان و حمله روسیه به آن، پوتین کاملاً از غرب فاصله گرفت و ایران به شریکی راهبردی بدل شد (مانند فروش سامانه اس-۳۰۰ در ۲۰۱۵ پس از تأخیرهای پیشین). اگر این سخنان دلیلی بر نادرستی نگاه به شرق باشد، پس چرا روسیه در جنگ اوکراین از ایران همکاری خواست؟ افراد منتقد با برداشت گزینشی از تاریخ، سیاست خارجی ایران را زیر سؤال میبرند، اما رویدادهای آن دوره (همکاری موقت روسیه-آمریکا و فشارهای بوش بر ایران) نشان میدهد این همسویی، مرحلهای گذرا بود، نه اصل پایدار ماجرا. سزاوار است منتقدان پیش از قضاوت، تاریخ را به دقت مطالعه کنند تا از فریب در امان باشند.