- گادی آیزنکوت: تغییر حکومت در ایران هدف درستی برای جنگ نیست؛ نتانیاهو درباره بمب اتمی ایران دروغ میگوید!
- مردم برزیل به حامی سرسخت ترامپ رأی ندادند
- دستگیری بیش از ۱۴۰۰ معترض در فرانسه
- بیانیه مطبوعاتی نشست چهارجانبه ایران، پاکستان، ترکیه، عربستان درباره امنیت و ثبات منطقهای
- شانس نتانیاهو برای باقی ماندن در سمت نخستوزیری اسرائیل
- رضا شاه روحت شاد؟!
- تصویری از آخرین حضور رهبر شهید انقلاب در مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) در حسینیه امام خمینی (ره)
- اکونومیست: درصد رأیدهندگان آمریکایی که معتقدند اعزام نیروهای نظامی برای جنگ در موارد زیر اشتباه بوده است
- زلنسکی برای گرفتن پدافند به قدرت موشکی ایران اعتراف کرد
- آیا بمب اتمی خواهیم ساخت؟!
- سردار جوانی: بحرانهای غرب تازه با پیامدهای جنگ علیه ایران روبهرو شدهاند
- لیست سیاه تنگه هرمز ۱۲۲ تایی شد
- پاریس در آتش!
- المیادین: تنگه هرمز زیر سلطه ایران؛ سلاحهای جدید در راه و برخورد قاطع با کشتیهای متخلف
- دبیرکل کتائب سیدالشهدای عراق: ایران با تهدید واقعی مواجه شود، قطعاً وارد جنگ میشویم
نگاهی به اهداف راهبردی اسرائیل در سومالیلند
تصمیم رژیم صهیونیستی برای به رسمیت شناختن منطقه سومالیلند، یک مانور راهبردی چندوجهی و پیچیده است که در بستری از انزوای دیپلماتیک فزاینده و نیازهای امنیتی حیاتی صورت گرفته است. این اقدام فراتر از یک رابطه دوجانبه ساده، بلکه بازتابی از محاسبات ژئوپلیتیک عمیق و تلاش برای بازتعریف نقش منطقهای و بینالمللی این رژیم است.
دلایل و انگیزههای پشت این تصمیم را میتوان در سه محور اصلی تحلیل کرد.
▪️نخست، انگیزههای امنیتی و راهبردی است. سومالیلند با برخورداری از خط ساحلی طولانی در جنوب خلیج عدن و مجاورت با تنگه استراتژیک بابالمندب، یکی از حساسترین گذرگاههای دریایی جهان محسوب میشود که حدود ۱۲٪ از تجارت دریایی نفت جهان از آن میگذرد. برای اسرائیل که امنیت خطوط دریایی و مقابله با تهدیدهایی مانند جنبش انصارالله در یمن را در اولویت قرار داده، دستیابی به یک پایگاه احتمالی برای نظارت، جمعآوری اطلاعات یا حتی فعالیتهای لجستیکی در این منطقه، یک مزیت عملیاتی تعیینکننده به شمار میآید.
▪️دوم، انگیزههای اقتصادی و انرژی مطرح است. این منطقه به دلیل موقعیت خود، میتواند به دروازهای برای دسترسی به بازارهای شاخ آفریقا و منابع طبیعی آن تبدیل شود.
▪️سوم، انگیزه دیپلماتیک و هنجارشکنی است. اسرائیل با به رسمیت شناختن یک نهاد مورد مناقشه بینالمللی، عملاً در پی شکستن اجماع جهانی حول اصل (تغییرناپذیری مرزها) است. اینکار میتواند برای تضعیف اصول مشابهی که علیه گسترش شهرکهای صهیونیستی در سرزمینهای اشغالی بکار میرود، مورد استناد قرار گیرد و همزمان، با جلب حمایت یک نهاد نیازمند به مشروعیت، یک شریک دیپلماتیک جدید و مطیع در صحنه بینالمللی ایجاد کند.
واکنش جامعه بینالملل به این تصمیم، سریع، گسترده و یکپارچه بود و هزینه دیپلماتیک قابل توجهی برای تلآویو به همراه آورد. دولت مرکزی سومالی این اقدام را یک اقدام تجاوزکارانه و نقض صریح حاکمیت خود دانست و فوراً روابط دیپلماتیک خود با اسرائیل را قطع کرد. اتحادیه آفریقا به عنوان نهاد اصلی قاره، این تصمیم را به شدت محکوم کرده و بر غیرقابل قبول بودن هر اقدامی که امنیت و ثبات قاره را تهدید کند، تأکید نمود. اتحادیه عرب نیز در بیانیهای یکسان، حمایت قاطع خود از تمامیت ارضی سومالی را اعلام و خواستار لغو این تصمیم شد. واکنش قدرتهای فرامنطقهای مانند ایالات متحده و چین نیز عموماً محتاطانه و همراه با تأکید بر حمایت از حاکمیت و وحدت سومالی بود. این اجماع گسترده نشان میدهد که این مانور نه تنها شکافی در انزوای اسرائیل ایجاد نکرده، بلکه باعث تقویت جبهه مخالفان و یکپارچگی موضع کشورهای عربی و آفریقایی شده است.
کلام پایانی
در پایان به زعم نگارنده، این اقدام رژیم صهیونیستی را باید یک اقدام راهبردی پرخطر با پیامدهای عمیق و چندلایه ارزیابی کرد. در کوتاهمدت، این تصمیم ممکن است دسترسی اطلاعاتی یا امنیتی محدودی را برای اسرائیل فراهم کند و یک موفقیت نمادین در سیاست خارجی دولت نتانیاهو قلمداد شود. اما در بلندمدت و در سطح کلان، هزینههای این تصمیم به مراتب سنگینتر از منافع آن به نظر میرسد. این اقدام رژیم را در تقابل مستقیم با یک اصل بنیادین نظم بینالمللی پسااستعماری، یعنی احترام به تمامیت ارضی دولتها، قرار داده و مشروعیت آن را در مجامع جهانی بیش از پیش زیر سؤال میبرد. همچنین، با تشدید رقابتهای ژئوپلیتیک در شاخ آفریقا (که بازیگرانی، چون ترکیه، امارات و قطر نیز در آن فعال هستند)، به بیثباتی یک منطقه بحرانی دامن خواهد زد. از منظر دیپلماتیک، این تصمیم عملاً اجماع ضد صهیونیستی در جهان عرب و آفریقا را تقویت کرده و مسیر عادیسازی روابط با دیگر کشورهای آفریقایی را دشوارتر میسازد. بنابراین، میتوان گفت این گام بیشتر شبیه به یک معامله کوتاهبینانه است که سود فوری آن در قیاس با خسارات درازمدت ناشی از تخریب اعتبار بینالمللی و تشدید انزوا، ناچیز به نظر میرسد.