- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
- جنگ رمضان و بحران فزاینده رهبری آمریکا
- برآورد راهبردی محافل امنیتی عبری
راهبرد نظام سلطه برای واداشتن ایران به امتیازدهی ژئوپلیتیکی
اغتشاش اخیر در ایران را میتوان در چارچوب نظریه «موازنه فراگیر» استیون دیوید آمریکایی، تحلیل کرد؛ نظریهای که بر تقدم تهدیدهای داخلی بر تهدیدهای خارجی در محاسبات رهبران کشورهای جهان سوم تأکید دارد. دیوید تصریح میکند که برای جلوگیری از تمرکز قدرت این کشورها بر مقابله با آمریکا و همپیمانانش، باید در درون آنها ناامنی و بحران ایجاد شود تا از درون مشغول گردند و نتوانند بر دشمن خارجی تمرکز کنند. در چنین شرایطی کشورهای جهان سوم ناگزیرند ابتدا بحرانهای داخلی را مهار کنند، تا ملزم به اعطای امتیاز در عرصه سیاست خارجی شوند.
بر این اساس، اغتشاش اخیر را نباید صرفاً واکنشی اجتماعی دانست، بلکه باید آن را بخشی از یک راهبرد ژئوپلیتیکی طراحیشده تلقی کرد. هدف اصلی این راهبرد، مشغولسازی ایران به بحرانهای درونی و کاستن از ظرفیت تمرکز بر دشمنان خارجی (یعنی ایالات متحده، اسرائیل و دیگر همپیمانانش) است.
فشارهای اقتصادی، رسانهای و تحریمهای ساختاری عملاً تهدید داخلی را تشدید کرده و رهبران ایران را در موقعیتی قرار میدهد که برای مهار بحران، انرژی و منابع خود را صرف مدیریت داخلی کنند. همانگونه که دیوید توضیح میدهد، این وضعیت با هدف سوق دادن ایران به سمت سازش یا امتیازدهی ژئوپلیتیکی طراحی شده است.
این راهبرد آمریکایی سالهاست جهت مشغول سازی کشورهای قدرتمند منطقه غرب آسیا مثل سوریه و عراق در دستور کار آمریکا و اسرائیل قرار دارد و اغتشاشات روزهای اخیر، نمونه روشن دیگری از کاربست این نظریه در بستر ژئوپلیتیکی امروز ایران است.