- گادی آیزنکوت: تغییر حکومت در ایران هدف درستی برای جنگ نیست؛ نتانیاهو درباره بمب اتمی ایران دروغ میگوید!
- مردم برزیل به حامی سرسخت ترامپ رأی ندادند
- دستگیری بیش از ۱۴۰۰ معترض در فرانسه
- بیانیه مطبوعاتی نشست چهارجانبه ایران، پاکستان، ترکیه، عربستان درباره امنیت و ثبات منطقهای
- شانس نتانیاهو برای باقی ماندن در سمت نخستوزیری اسرائیل
- رضا شاه روحت شاد؟!
- تصویری از آخرین حضور رهبر شهید انقلاب در مراسم عزاداری شهادت حضرت فاطمه زهرا (س) در حسینیه امام خمینی (ره)
- اکونومیست: درصد رأیدهندگان آمریکایی که معتقدند اعزام نیروهای نظامی برای جنگ در موارد زیر اشتباه بوده است
- زلنسکی برای گرفتن پدافند به قدرت موشکی ایران اعتراف کرد
- آیا بمب اتمی خواهیم ساخت؟!
- سردار جوانی: بحرانهای غرب تازه با پیامدهای جنگ علیه ایران روبهرو شدهاند
- لیست سیاه تنگه هرمز ۱۲۲ تایی شد
- پاریس در آتش!
- المیادین: تنگه هرمز زیر سلطه ایران؛ سلاحهای جدید در راه و برخورد قاطع با کشتیهای متخلف
- دبیرکل کتائب سیدالشهدای عراق: ایران با تهدید واقعی مواجه شود، قطعاً وارد جنگ میشویم
معمارِ «شکست های راهبردی» آمریکا در منطقه
شهید حاج قاسم سلیمانی، فقط یک فرمانده نظامی نبود؛ او «معمار یک دکترین» و یک استراتژیست بیبدیل بود که توانست پروژه کلان آمریکا برای سلطه بر غرب آسیا، موسوم به «خاورمیانه بزرگ» را به بزرگترین شکست راهبردی واشنگتن در قرن بیست و یکم تبدیل کند. آمریکا با تمام توان سخت و نرم خود به میدان آمد، اما سردار سلیمانی با سه شاهکار راهبردی، زمین بازی را برای همیشه به ضرر آنها تغییر داد.
۱. شاهکار اول: تبدیل «جزایر مقاومت» به «اقیانوس مقاومت»
تا پیش از او، گروههای مقاومت، جزایری پراکنده در منطقه بودند. هنر اصلی سردار سلیمانی این بود که با یک «شبکهسازی هوشمندانه»، این جزایر را به یکدیگر متصل کرد و یک اقیانوس مقاومت یکپارچه از تهران تا بیروت، دمشق، بغداد، صنعا و غزه خلق نمود. او «محور مقاومت» را به یک «جریان» و سپس به یک «اتحاد» راهبردی تبدیل کرد. این یعنی استراتژی قدیمی «تفرقه بینداز و حکومت کن» دشمن، برای همیشه باطل شد.
۲. شاهکار دوم: معماری «نبرد نامتقارن» در برابر قدرت متقارن
سردار سلیمانی، به درستی درک کرده بود که مقابله با یک قدرت متقارن و تا بن دندان مسلح مانند آمریکا، با ابزارهای کلاسیک ممکن نیست. او معمار «نبرد نامتقارن» در منطقه بود. یعنی تبدیل کردن نقاط ضعف دشمن (پایگاههای آسیبپذیر، تلفات انسانی) به سیبل و تبدیل کردن نقاط قوت خود (نیروی ایمان، شهادتطلبی، حمایت مردمی) به سلاح. او به حزبالله، انصارالله و دیگر گروههای مقاومت آموخت که چگونه با کمترین امکانات، بیشترین هزینه را به دشمن تحمیل کنند. این همان دکترین «قدرت نامتقارن» است که امروز، ارتشهای بزرگ جهان را در برابر مقاومت، فلج کرده است.
۳. شاهکار سوم: تغییر «موازنه قدرت» و تولید بازدارندگی فراملی
مجموع این اقدامات، به یک نتیجه راهبردی ختم شد: تغییر موازنه قدرت در منطقه. سردار سلیمانی با گره زدن «امنیت ملی ایران» به «امنیت فراملی» و عمقبخشی به نفوذ راهبردی جمهوری اسلامی، عملاً جنگ را از مرزهای ایران، به هزاران کیلومتر دورتر و به پشت مرزهای دشمن منتقل کرد. این یعنی تولید یک «بازدارندگی تهاجمی» و فعال که سایه جنگ را برای همیشه از سر ایران دور کرد.
نتیجه راهبردی:
آمریکا با ترور سردار سلیمانی، یک اشتباه محاسباتی مرگبار مرتکب شد. آنها تصور میکردند با حذف یک فرد، یک دکترین را از بین میبرند. غافل از آنکه خون او، این دکترین را به یک «مکتب» تکثیرشونده تبدیل کرد. امروز، «شهید سلیمانی» به مراتب برای دشمن خطرناکتر از «سردار سلیمانی» است، زیرا او دیگر یک شخص نیست؛ یک «گفتمان» و یک «راه» است که هزاران سرباز، آن را ادامه خواهند داد.