- تنگنای ترامپ در مقابل ایران
- سفر نخست وزیر عراق به آمریکا
- اردوغان و نتانیاهو در آستانه تقابل
- آثار منطقهای جنگ 40 روزه
- فصل تازه ای از «وحدت ساحات»
- عملکرد حزب الله در جنگ
- از بازدارندگی موضعی تا مهار ژئواکونومیک عربستان
- پیامدهای جنگ ایران بر اقتصاد ایالات متحده
- بازآرایی موازنه قدرت در شرق آسیا
- از تضاد راهبردی تا توافق تاکتیکی
- دکترین جدید اسرائیل برای فرسایش قدرت ایران و محور مقاومت
- مخالفت رژیم صهیونیستی با توافق ایران و آمریکا
- ارزیابی روند استراتژیک مذاکرات
تحرکات آمریکا در منطقه
اخیرا آمریکا تحرکات نظامی خود را در منطقه با هدف حمایت از رژیم صهیونیستی و رویارویی با نفوذ روزافزون چین تشدید کرده است. نیروی دریایی آمریکا، ناو آبراهام لینکلن، ابرناو هواپیمابر هستهای خود را از دریای چین جنوبی به خاورمیانه اعزام کرد. این جابهجایی در بحبوحه افزایش تنشهای منطقهای و ناآرامیهای داخل ایران صورت میگیرد. به گفته مقامات آمریکایی تصمیم برای اعزام ناو آمریکا با هدف تقویت بازدارندگی و پر کردن خلأ حضور ناوگان آمریکا در خاورمیانه اتخاذ شده است. مقامات پنتاگون به صورت عمومی اهداف عملیاتی این جابهجایی را تشریح نکردهاند، اما این تصمیم در پی نگرانی فزاینده آمریکا از بیثباتی داخلی در ایران و لزوم تقویت بازدارندگی در نزدیکی آبراههای حیاتی و کشورهای متحد اتخاذ شده است. اعزام ناوهواپیمابر در شرایطی انجام گرفته که تهدیدات ترامپ مبنی بر اقدام علیه ایران افزایش یافته بود؛ اما عواملی از جمله محدودیتهای قدرت نظامی آمریکا و نیز توانمندیهای ایران مانع از اقدام دونالد ترامپ رئیس جمهوری این کشور در رابطه با بحران ایران شد.
رسانههای غربی درباره نقش توان بازدارندگی ایران برای منصرف کردن واشنگتن از اقدام گفتهاند رئیسجمهور و مشاوران امنیت ملی او گزینه حمله به ایران را بررسی کردند، اما با نمایان شدن هزینهها و فشار متحدان کاخ سفید در غرب آسیا برای خویشتنداری، از این اقدام عقبنشینی کردند. برای نمونه واشنگتن پست درباره تاثیر عقب نشینی ترامپ بر وضعیت اغتشاشگران و تروریستها نوشت: چرخش ترامپ درباره حمله به ایران، بسیاری از مشاورانش را دچار سردرگمی و مخالفان ایرانی را دچار احساس رهاشدگی کرد. این رسانه آمریکایی به نقل از منابعی در کاخ سفید نوشت عقب نشینی ترامپ در قبال ایران، بازتاب فشارهای شدید داخلی و خارجی بود. متحدان کلیدی آمریکا از جمله عربستان سعودی، قطر و مصر با کاخ سفید تماس گرفتند و خواستار خویشتنداری و دیپلماسی شدند، زیرا از گسترش ناآرامی در منطقه هراس دارند.
در واقع ترامپ دریافت که حمله به ایران پرهزینه و پیچیده خواهد بود و میتواند به تشدید تکانههای اقتصادی، گسترش جنگ و در معرض تهدید قرار گرفتن ۳۰ هزار نیروی آمریکایی مستقر در غرب آسیا بیانجامد؛ بنابراین دولت کنونی آمریکا بیشتر تمایل دارد جنگ روانی به راه بیاندازد تا عملا در میدان کاری کند. ایران قدرت بازدارندگی بالایی دارد و هر حرکتی با پاسخ شدید رو به رو خواهد شد.
از طرفی، اعتراضها فروکش کرده است و آنها که به خیابان آمدند از ترامپ خشمگین هستند و احساس میکنند به آنها خیانت شده است. ترامپ از پنتاگون و نهادهای اطلاعاتی گزارشهایی دریافت کرد که او را به این جمعبندی رساند که هزینههای اقدام علیه ایران بیش از حد سنگین است. سؤال این بود که آیا حمله به تغییر رژیم میانجامید یا نه و پاسخ «نه» بود.
برخلاف باور بسیاری از مقامات ارشد نظامی، سیاسی و دیپلماتیک در واشنگتن و هراس برخی مقامات ارشد در غرب آسیا که تهدید رئیسجمهور خودشیفته امریکا را برای حمله به ایران، در روز چهار شنبه ۲۴ دی قطعی تصور میکردند، در عصر همان روز مشخص شد که فرمان نهایی صادر نخواهد شد و امریکا عقب نشسته است. دونالد ترامپ در پاسخ به چرایی این تصمیم، اعلام داشت که او خودش را قانع کرده که در قبال ایران اقدامی انجام ندهند و علت آن را هم صرفنظر کردن تهران از اعدام ۸۰۰ نفر از آشوبگران ذکر کرد. حال آنکه کاملاً روشن بود که او فقط برای عقبنشینی خود به دلیلتراشی رو آورده و اعدام عناصر آشوبگر مستلزم طی فرایند حقوقی و محاکمهای است که به سرعت انجام نخواهد شد.
پیش از این و همزمان با شکلگیری موج اولیه اغتشاشات ترامپ تهدید کرده بود که اگر جمهوری اسلامی به سرکوب شورشگران اقدام کند، با حمله امریکا مواجه خواهد شد و بسیاری از تحلیلگران معتقدند نهتنها این تهدید، مشوق اغتشاشگران به تشدید خشونت و تخریب با دلگرمی به پیام حمایت و پشتیبانی آشکار امریکا بود، بلکه رژیم صهیونیستی و نیروهای ویژه او را که در کنار اغتشاشگران بودند، به تحریک برای شدتبخشی به کشتهسازی و کشتهگیری نمود تا پای امریکا را به جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران باز کند.
ترامپ که وعده حمایت از اغتشاشگران را همزمان با ربایش رئیسجمهور ونزوئلا و قدرتنمایی پس از آن داده بود، با این عقبنشینی و خالی کردن پشت عوامل نیابتی خود، نه تنها آنان را مأیوس و خشمگین کرده، بلکه با تعارض میان شعار و عمل، به اعتبار خود ضربه زده است.